English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
heliostat چرخ ایینهای که پرتوافتاب رابیک جهت ثابت نگاه میدارد
Other Matches
beam anchor تیری که دیوار را محکم نگاه میدارد
intertie تیرافقی که تیرهای عمودی رابهم نگاه میدارد
headstay سیمی که دکل را بسمت جلوقایق نگاه میدارد
dowel میخ پرچی که دو چیز را روی هم نگاه میدارد
pole plate حمال تیر شیروانی که سرلاپه هارا نگاه میدارد
pass book برای صاحب سپرده نگاه میدارد دفترنسیه دکاندار
heck ماهی بند:بندی که ماهی رادررودخانه نگاه میدارد
freeze ثابت نگاه داشتن
freezes ثابت نگاه داشتن
heliotropic متوجه پرتوافتاب
mirror images تصویر ایینهای
mirror symmerty تقارن ایینهای
looking glass self خود ایینهای
paraheliotropism موازی شدن برگ با پرتوافتاب برای نگرفتن روشنایی زیاد
variable ratio گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
gloating نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
keek باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
gloat نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
chuck گیرهای که مته را در ماشین نگه میدارد
chucks گیرهای که مته را در ماشین نگه میدارد
gate hanger التی که دریچه سد را باز نگه میدارد
tympanic bone استخوانی که پرده صماخ رانگه میدارد
chucked گیرهای که مته را در ماشین نگه میدارد
static employment کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
nephrotomy چیزی که شخص رااز پیشرفت باز میدارد
sizar دانشجویی که کمک هزینه تحصیلی دریافت میدارد
manifolder ماشینی که چندین تسخه باکاغذ بر گردان بر میدارد
manifold writer ماشینی که چندین نسخه باکاغذ برگردان بر میدارد
sizer دانشجویی که کمک هزینه تحصیلی دریافت میدارد
land bank بانکی که زمین را در برابر پول گرو بر میدارد
throatlatch تسمه زیر گلوی اسب که افسار رانگاه میدارد
havelock روکلاهی سفیدی که پشت گردن را نیز از افتاب محفوظ میدارد
static test ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
fixed capital سپرده ثابت اموال ثابت یکان
bezel حلقه لغزنده مخروطی شکل شیشه ساعت را در جای خودنگه میدارد
Omerta [قانون یا کودی که شخص را از حرف زدن و فاش کردن اطلاعت باز میدارد]
cover charge مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
cover charges مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
standing order دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing orders دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
gobo نوعی پرده پارچهای سیاه رنگ که در تلویزیون و سینمادوربین را از نور زائد محفوظ نگه میدارد
glanced نگاه نگاه مختصر
glances نگاه نگاه مختصر
glance نگاه نگاه مختصر
dress guard اسبابی که دردوچرخه جامه را ازاسیب چرخ نگه میدارد جامه پناه
sampled مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sample مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
standing ثابت دستورالعمل ثابت
steadies مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
fixes ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fix ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
retention money مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
look نگاه
look here نگاه کن
ganders : نگاه
looks نگاه
regard نگاه
regarded نگاه
slants نگاه کج
gander : نگاه
regards نگاه
observantion نگاه
by sight از نگاه
slanted نگاه کج
looked نگاه
slant نگاه کج
gloatingly با نگاه
view نگاه
leered نگاه چپ
glimpsed نگاه کم
leering نگاه کج
leering نگاه چپ
leers نگاه کج
leers نگاه چپ
glimpsing نگاه کم
i say نگاه کن
glimpse نگاه کم
leer نگاه کج
leer نگاه چپ
glimpses نگاه کم
leered نگاه کج
leered نگاه کج کردن
to put to a pause نگاه داشتن
leers نگاه دزدکی
to keep in نگاه داشتن
leers نگاه کج کردن
retrospection نگاه به قهقرا
tenable نگاه داشتنی
holds نگاه داشتن
hold نگاه داشتن
gaze نگاه خیره
eying نگاه کردن
holder نگاه دارنده
see نگاه کردن
holders نگاه دارنده
leered نگاه دزدکی
leering نگاه دزدکی
leering نگاه کج کردن
tackle نگاه داشتن
leer نگاه کج کردن
to set eyes on نگاه کردن
leer نگاه دزدکی
tackled نگاه داشتن
stayed نگاه داشتن
tackling نگاه داشتن
stay نگاه داشتن
upholders نگاه دارنده
upholder نگاه دارنده
Peeping Tom نگاه دزد
stares رک نگاه کردن
refrains نگاه داشتن
refraining نگاه داشتن
refrained نگاه داشتن
refrain نگاه داشتن
Peeping Toms نگاه دزد
To look askance. To give a dirty look. چپ چپ نگاه کردن
glaringly با نگاه خیره
stared رک نگاه کردن
keep نگاه داشتن
keeps نگاه داشتن
retains نگاه داشتن
stare رک نگاه کردن
retained نگاه داشتن
retain نگاه داشتن
retrospect نگاه به گذشته
dirty look <idiom> چپ چپ نگاه کردن
come-ons نگاه دعوتآمیز
sheep's eye نگاه عاشقانه
oblongs نگاه ممتد
oblong نگاه ممتد
voyeur نگاه کننده
to keep any one waiting نگاه داشتن
voyeurs نگاه کننده
sheep's eye نگاه دزدکی
sheep's eyes نگاه عاشقانه
shim نظر یک نگاه
come-on نگاه دعوتآمیز
vide infara را نگاه کنید
to catch a glimpse of نگاه مختصرکردن
to dwell on نگاه کردن
to give support to نگاه داشتن
to hang up نگاه داشتن
squinny کج کج نگاه کردن
retaining نگاه داشتن
kept نگاه داشته
eyes نگاه کردن
an intent look یک نگاه مشتاقانه
regarded نگاه کردن
regard نگاه کردن
looker نگاه کننده
look down با نگاه از رو بردن
to lay fast نگاه داشتن
leontief table نگاه کنید به :
steely look نگاه با اراده
retrospective view [on] نگاه به گذشته
regards نگاه کردن
oeillade نگاه عاشقانه
an upward glance نگاه سربالا
at a glance بیک نگاه
at first sight بیک نگاه
preservatize نگاه داشتن
peeper نگاه کننده
parthian glance اخرین نگاه
glimpse نگاه انی
glimpse نگاه سریع
i say نگاه کنید
glimpsing نگاه سریع
to look on with نگاه کردن
to look daggers چپ چپ نگاه کردن
gloatingly با نگاه خیره
gapeseed نگاه خیره
gape seed نگاه خیره
to watch نگاه کردن
glimpsing نگاه انی
keek نگاه دزدانه
glimpsed نگاه انی
glimpsed نگاه سریع
glimpses نگاه انی
stops نگاه داشتن
stopping نگاه داشتن
stopped نگاه داشتن
stop نگاه داشتن
glimpses نگاه سریع
to lock out نگاه داشتن
an am or ous glance یک نگاه عاشقانه
gazes نگاه خیره
peeking نگاه دزدانه
peeks نگاه دزدانه
pryingly با نگاه دقیق
to stop [doing something] نگاه داشتن
squint چپ نگاه کردن
gazing نگاه خیره
squinted چپ نگاه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com