English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English Persian
stucco گچ کاری روی بنا
Search result with all words
consent اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consented اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consenting اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consents اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
slur باعجله کاری را انجام دادن
slurred باعجله کاری را انجام دادن
slurring باعجله کاری را انجام دادن
slurs باعجله کاری را انجام دادن
active کاری
enamel مینا کاری کردن
backbone گروههای کاری و شبکههای کوچکتر به عنوان بخش هایی به آن وصل هستند
backbones گروههای کاری و شبکههای کوچکتر به عنوان بخش هایی به آن وصل هستند
application کاری که یک کامپیوتر انجام میدهد یا مشکلی که حل میکند
applications کاری که یک کامپیوتر انجام میدهد یا مشکلی که حل میکند
service ماشینی راتعمیروروغن کاری کردن
serviced ماشینی راتعمیروروغن کاری کردن
put تعبیرکردن عازم کاری شدن
puts تعبیرکردن عازم کاری شدن
putting تعبیرکردن عازم کاری شدن
relief برجسته کاری
job ایوب مقاطعه کاری کردن
jobs ایوب مقاطعه کاری کردن
desktop در یک GUI فضای کاری که نمایش گرافیک از میز کار واقعی ای با نشانههای تلفن
global 1-پشتیبان همه دادههای ذخیره شده گره ها یا ایستگاههای کاری متصل به شلکه 2-پشتیبان همه فایلهای دیسک سخت یا فایل سرور
globally 1-پشتیبان همه دادههای ذخیره شده گره ها یا ایستگاههای کاری متصل به شلکه 2-پشتیبان همه فایلهای دیسک سخت یا فایل سرور
prime تفنگ را پر کردن بتونه کاری کردن
primed تفنگ را پر کردن بتونه کاری کردن
primes تفنگ را پر کردن بتونه کاری کردن
air دم ذوب کاری
aired دم ذوب کاری
airs دم ذوب کاری
task کاری که باید توسط کامپیوتری اجرا شود
tasks کاری که باید توسط کامپیوتری اجرا شود
overtime اضافه کاری
overtime وقت اضافی اضافه کار اضافه کاری ساعت فوق العاده
area اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
areas اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
fail انجام ندادن کاری که باید انجام شود درست کار نکردن
failed انجام ندادن کاری که باید انجام شود درست کار نکردن
fails انجام ندادن کاری که باید انجام شود درست کار نکردن
advanced پروتکلهای IBM که امکان اتصال Peer-to-Peer را بین ایستگاههای کاری متصل به شبکه SNA فراهم می کنند که LU هم نامیده می شوند
effective کاری
distribute سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
distributes سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
distributing سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
hand کمک کردن بادست کاری را انجام دادن یک وجب
handing کمک کردن بادست کاری را انجام دادن یک وجب
background که به عنوان کاری با تقدم پایین برخود میشود
backgrounds که به عنوان کاری با تقدم پایین برخود میشود
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
blank دستور برنامه که هیچ کاری انجام نمیدهد
blankest دستور برنامه که هیچ کاری انجام نمیدهد
capable توانایی انجام کاری
wastage تفریط کاری
conservatism محافظه کاری
conservatism سیاست محافظه کاری
goal 1-هدف یا آنچه سعی در انجامش دارید.2-موقعیت نهایی پس از اتمام کاری که نتایج موفیت آمیز تولید کرده است
goals 1-هدف یا آنچه سعی در انجامش دارید.2-موقعیت نهایی پس از اتمام کاری که نتایج موفیت آمیز تولید کرده است
finishing نازک کاری
finishing پرداخت کاری
finishing تمام کاری
busied 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busier 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busies 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busiest 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busy 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busying 1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
fingering پنجه گذاری انگشت کاری
holiness پرهیز کاری لقب پاپ
shift نوبت کاری
shifted نوبت کاری
shifts نوبت کاری
authority توانایی انجام کاری
part time برخه کاری
part-time برخه کاری
felonies تبه کاری
felony تبه کاری
freedom آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت
freedoms آزاد بودن برای انجام کاری بدون محدودیت
bobble اشتباه کاری لغزش
bobbles اشتباه کاری لغزش
blinding صیقل کاری ساختمان
blindingly صیقل کاری ساختمان
jig جست و خیز سریع شیرین کاری
jigs جست و خیز سریع شیرین کاری
engage دست زدن به کاری
engages دست زدن به کاری
vending machine ماشین خود کاری که باانداختن پول در سوراخ ان جنس مورد لزوم از ان خارج میشود
vending machines ماشین خود کاری که باانداختن پول در سوراخ ان جنس مورد لزوم از ان خارج میشود
backlog کاری که باید انجام شود
backlogs کاری که باید انجام شود
hobbies کاری که کسی بدان عشق وعلاقه دارد
hobby کاری که کسی بدان عشق وعلاقه دارد
bohemian که درزندگی یاکارخودبرسم وقانون دیگران کاری ندارد
bohemians که درزندگی یاکارخودبرسم وقانون دیگران کاری ندارد
plaster گچ کاری کردن اندود
plasters گچ کاری کردن اندود
stucco گچ کاری کردن
contract مقاطعه کاری کردن
Other Matches
torched کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torching کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
blow torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to know the ropes راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
stringing خطوط خاتم کاری و منبت کاری
pence for any thing میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
glid تذهیب کاری [در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
drilling pattern نمونه مته کاری الگوی مته کاری
plumbery سرب کاری کارخانه سرب کاری
mosaics موزاییک کاری معرق معرق کاری
slobbery تف کاری
feckful کاری
intent on doing anything کاری
plastering گچ کاری
electroplating اب کاری
plasterwork گچ کاری
hypofunction کم کاری
flower piece گل کاری
impotency کاری
curry powders کاری
impotence کاری
curry powder کاری
currie کاری
malfunction کژ کاری
malfunctioned کژ کاری
curries کاری
parget گچ کاری
inaction بی کاری
under employment کم کاری
curry کاری
malfunctions کژ کاری
acting فعال کاری
squalor کثافت کاری
anaplasty پیوند کاری
misconduct خلاف کاری
cloisonne مینا کاری
decorations زینت کاری
acrography گچ کاری برجسته
decoration زینت کاری
active cell خانه کاری
cladding روکش کاری
cladding پوشش کاری
an active man مرد کاری
bas-relief برجسته کاری
an active remedy درمان کاری
mining معدن کاری
argentation نقره کاری
blindage صیقل کاری
in return در تلافی [کاری]
chromium plating اب کرم کاری
compulsiveness مکرر کاری
conservativeness محافظه کاری
contouring operation فرم کاری
contrasuggestibility وارون کاری
cotton plantation پنبه کاری
counterattack بدل کاری
crypianalysis پنهان کاری
cementation سیمان کاری
cementation سمنت کاری
sew سوزن کاری
boo boo اشتباه کاری
brick work سفت کاری
brick work اجر کاری
brickworks سفت کاری
bumping tool ابزار خم کاری
business hours ساعت کاری
calk بتونه کاری
canniness ملاحظه کاری
cartwhip شلاق کاری
caulking بتونه کاری
cautiousness احتیاط کاری
cutting off برش کاری
plumbing سرب کاری
extruded چکش کاری
extrudes چکش کاری
extruding چکش کاری
hammering چکش کاری
plating روکش کاری
frustrate بدل کاری
frustrates بدل کاری
frustrating بدل کاری
afforestation جنگل کاری
workbench محیط کاری
workbenches محیط کاری
extrude چکش کاری
metalwork فلز کاری
burnishing پرداخت کاری
energetic جدی کاری
illumination تذهیب کاری
illuminations تذهیب کاری
latticework شبکه کاری
metallurgy فلز کاری
pique منبت کاری
burnishing صیقل کاری
forming فرم کاری
Geometrical مشبک کاری
amalgamate ملغمه کاری
amalgamated ملغمه کاری
amalgamates ملغمه کاری
amalgamating ملغمه کاری
fretwork منبت کاری
frette منبت کاری
fret منبت کاری
Flugelaltar توری کاری
brickwork سفت کاری
glazing شیشه کاری
elegance ریزه کاری
smelting ذوب کاری
forging چکش کاری
illumination تذهیب کاری
punching منگنه کاری
workstation ایستگاه کاری
workstations ایستگاه کاری
compounding امیزه کاری
farming اجاره کاری
joinery نازک کاری
welding جوش کاری
lubrication روغن کاری
graving کنده کاری
drilling مته کاری
fretwork منبت کاری
extravagantly با افراط کاری
neglectfulness غفلت کاری
roughening by picking تیشه کاری
scabbing تیشه کاری
scrimshaw هنرمنبت کاری
sinfulness خطا کاری
stalactite work مقرنس کاری
stannary قلع کاری
steelwork فولاد کاری
stonemasonry سنگ کاری
studious of doing a thing بکردن کاری
studious to do a thing بکردن کاری
surgical operation دست کاری
tessellation موزاییک کاری
the manner of doing any thing طرزانجام کاری
rice field برنج کاری
reshaping روانه کاری
reservedness احتیاط کاری
parquetry موزاییک کاری
patchery وصله کاری
perfidiousness خیانت کاری
plaster background دورنمای گچ کاری
to be up to the task [to be equal to something] <idiom> از پس کاری برآمدن
pomiculture میوه کاری
treacherousness خیانت کاری
probationership ازمایش کاری
come to <idiom> شروع کاری
purview of an occupation حدود کاری
relievo برجسته کاری
repetition of an act تکرار کاری
the needful اصل کاری
tinwork قلع کاری
brushwork قلممو کاری
dressing-down چوبه کاری
off season در دوران کم کاری
punch-up کتک کاری
punch-ups کتک کاری
tokenism نمونه کاری
tour de force شیرین کاری
prepared آمادهانجام کاری
To follow up (trace) something. پی کاری را گرفتن
touch off <idiom> شروع کاری
you are welcome کاری نکردم
workspace فضای کاری
working storage انباره کاری
to reproach an act کاری را بد دانستن
toryism محافظه کاری
trephination مته کاری
trephine مته کاری
turnery تراش کاری
turnery منبت کاری
ultraism افراط کاری
wood carving منبت کاری
work area ناحیه کاری
work year سال کاری
workgroup گروه کاری
working set مجموعه کاری
working storage حافظه کاری
You dont seem to be with it . You dont know the half of it . تو کجای کاری
d. touch نازک کاری
factorage حق العمل کاری
fairing صیقل کاری
fal lal ریزه کاری
fiendishness تبه کاری
figuration شیرین کاری
in return درعوض [کاری]
finishing touches دست کاری
flagitiousness تبه کاری
folding machine دستگاه خم کاری
folding press پرس خم کاری
by way of reciprocation درعوض [کاری]
by way of reciprocation به جای [کاری]
in return به جای [کاری]
delicacy of touch ریزه کاری
brocade زری کاری
disguised underemployment کم کاری پنهان
discreetness احتیاط کاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com