English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
perspective ی که از دید کاربر دورتر هستند کوچکتر به نظر می آیند
perspectives ی که از دید کاربر دورتر هستند کوچکتر به نظر می آیند
Other Matches
backbones گروههای کاری و شبکههای کوچکتر به عنوان بخش هایی به آن وصل هستند
backbone گروههای کاری و شبکههای کوچکتر به عنوان بخش هایی به آن وصل هستند
partition تقسیم فایل بزرگ یا بلاک به واحدهای کوچکتر به راحتی قابل دستیابی و مدیریت هستند
segments تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
wafer scale integration یک قطعه بزرگ که از مدارهای مجتمع کوچکتر تشکیل شده است که بهم وصل هستند
partitions تقسیم فایل بزرگ یا بلاک به واحدهای کوچکتر به راحتی قابل دستیابی و مدیریت هستند
segment تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
fractional T روش تقسیم فرفیت از خط ارتباطی T با نرخ مگابیت در ثانیه به کانالهای کوچکتر کیلوبایت در ثانیه که مناسب تر و ارزانتر برای استفاده مشتری هستند
driver نرم افزار مخصوص که دستورات کاربر را که آماده چاپ هستند کنترل و فرمت میکند
drivers نرم افزار مخصوص که دستورات کاربر را که آماده چاپ هستند کنترل و فرمت میکند
scheduler برنامهای که استفاده از CPU یا وسایل جانبی را که توسط چندین کاربر اشتراکی هستند را سازماندهی میکند
server که به کاربر امکان دستیابی به فایلهای کامپیوتر دیگر و وسایل جانبی روی شبکه میدهد به صورتی که گویی منابع محلی هستند
Internet سیستمی که به چندین کاربر اجازه شرکت در محاوره میدهد که هر کاربر میتواند پیامی بفرستد و متن کاربر بعد را ببیند
yond دورتر
off دورتر از یک سو
thither دورتر
father off دورتر
farther دورتر
telnet پروتکل TCP/ IP که به کاربر امکان اتصال و کنترل از طریق اینترنت به کامپیوترهای راه دور میدهد به طوری ککه گویی همان جا هستند و دستورات را تایپ میکند به طوری که گویی در مقابل کامپیوترهستند
beyond انطرف ماوراء دورتر
standards محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standard محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
downrange دورتر از محل پرتاب ودرمسیر ازمایشی خود
latecomers دیر آیند
latecomer دیر آیند
no picnic <idiom> ناخوش آیند ،مشکل
incoming traffic جاده وسایل که می آیند
user نام شناسایی یک کاربر که به شماره صحیح کاربر دستیابی دارد
users نام شناسایی یک کاربر که به شماره صحیح کاربر دستیابی دارد
BCC گونهای از برنامههای پست الکترونیکی که یک کاربر یک پیام را به چندین کاربر در یک زمان ارسال میکند
Within the next few weeks . درعرض چند هفته آیند ؟
vanishing point perspective دورترند کوچک تر به نظر می آیند
horribly <adv.> خیلی ناخوش آیند [اصطلاح روزمره]
multipass overlap بنابراین نقاط کمتر به نظر می آیند
incredibly <adv.> خیلی ناخوش آیند [اصطلاح روزمره]
These coins are very hard to come by . این سکه ها دیگه گیر نمی آیند
STT نشانه تامین اتصال امن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت برای اینترنت میدهد
SEPP سیستم تامین کننده خط امن بین جستجوگری کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان فروش کالاها از طریق اینترنت میدهد
away بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
secure transaction technology سیستم ساخت ماکروسافت برای ایجار اتصال ایمن بین جستجوگر کاربر و وب سایت فروشنده که به کاربر امکان پرداخت قیمت کالاها روی اینترنت میدهد
transparently برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparent برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
black وسیلهای که بدون دخالت کاربر کار میکند و کاربر از نحوه کار آن بی خبر است
blacked وسیلهای که بدون دخالت کاربر کار میکند و کاربر از نحوه کار آن بی خبر است
blacker وسیلهای که بدون دخالت کاربر کار میکند و کاربر از نحوه کار آن بی خبر است
blackest وسیلهای که بدون دخالت کاربر کار میکند و کاربر از نحوه کار آن بی خبر است
blacks وسیلهای که بدون دخالت کاربر کار میکند و کاربر از نحوه کار آن بی خبر است
log کامپیوتری که مشخصات کاربر و داده کلمه رمز را بررسی میکند با پایگاه داده کاربر تا امکان اتصال به شبکه یا سرور را بدهد
logs کامپیوتری که مشخصات کاربر و داده کلمه رمز را بررسی میکند با پایگاه داده کاربر تا امکان اتصال به شبکه یا سرور را بدهد
interactive سیستم چند رسانهای که کاربر دستوری وارد میکند و برنامه پاسخ میدهد یا کاربر میتواند عملیات را کنترل کند و نیز نحوه کار برنامه را
cads محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
cad محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
sites مدرک بین ناشر نرم افزار و کاربر که به هر تعدادی کاربر در سایت امکان استفاده از نرم افزار میدهد
sited مدرک بین ناشر نرم افزار و کاربر که به هر تعدادی کاربر در سایت امکان استفاده از نرم افزار میدهد
site مدرک بین ناشر نرم افزار و کاربر که به هر تعدادی کاربر در سایت امکان استفاده از نرم افزار میدهد
minor کوچکتر
lessin size کوچکتر
much less کوچکتر
neath or neath کوچکتر از
lesser کوچکتر
take in <idiom> کوچکتر کردن
undersized کوچکتر از معمول
the lesser bear خرس کوچکتر
in miniature بمقیاس کوچکتر
less اصغر کوچکتر
continuous ارسال داده سریع که در آن کلمات داده همزمان نیستند ولی به سرعت پشت سرهم می آیند
cradle-snatcher ایجادرابطهجنسیبا فرد کوچکتر
This is smaller than that. این کوچکتر از آن است.
beneath روی خاک کوچکتر
undersized کوچکتر ازاندازه معمولی
querying 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
queried 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
queries 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
directories روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
query 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
directory روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
compartmentalized به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalizing به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
wildcats فشنگ با گلوله کوچکتر ازپوکه
priories دیر یا خانقاه کوچکتر ازصومعه
compartmentalize به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalising به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
microcopy رونوشت خیلی کوچکتر از اصل
subsystem بخش کوچکتر سیستم بزرگ
compartmentalised به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
priory دیر یا خانقاه کوچکتر ازصومعه
compartmentalises به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalizes به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
wildcat فشنگ با گلوله کوچکتر ازپوکه
MS DOS سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
compresses فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compressing فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compress فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
bar pattern ترام با خطوط مورب با زاویه کوچکتر از 54 درجه
clip انتخاب ناحیهای از تصویر که کوچکتر از حالت اصلی است
clips انتخاب ناحیهای از تصویر که کوچکتر از حالت اصلی است
thread برنامهای که از بخشها و قسمتهای کوچکتر تشکیل شده است
break bulk point نقطه تقسیم اماد کشتی به داخل قایقهای کوچکتر
clipped انتخاب ناحیهای از تصویر که کوچکتر از حالت اصلی است
clippings انتخاب ناحیهای از تصویر که کوچکتر از حالت اصلی است
threads برنامهای که از بخشها و قسمتهای کوچکتر تشکیل شده است
borrowed عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
borrow عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
borrows عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
campus network شبکهای که شبکههای محلی کوچکتر را به هم وصل میکند در هر سازمان یا سایت دانشگاهی
enhance حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enhancing حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enhances حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enhanced حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
micronucleus یکی از دوهسته کوچکتر مرکزی مژه داران که رویش جانور را تحت کنترل دارد
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
partition فایلی که از فایلهای ترتیبی کوچکتر تشکیل شده باشد و هر بخش جداگانه توسط برنامه کنترل قابل دستیابی است
partitions فایلی که از فایلهای ترتیبی کوچکتر تشکیل شده باشد و هر بخش جداگانه توسط برنامه کنترل قابل دستیابی است
decimal نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
decimals نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
ScriptX هستند
plants indigenous to that soil هستند
are هستند
they are all of one mind هستند
composite circuit مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
backbone شبکه چرخشی سریع که شبکههای چرخشی کوچکتر را بهم وصل میکند
backbones شبکه چرخشی سریع که شبکههای چرخشی کوچکتر را بهم وصل میکند
chaining اجرای یک برنامه خیلی بزرگ که با اجرای بخشهای کوچکتر در یک زمان
slices ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slice ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
bureau ادارهای که متخصص تایپ داده و پردازش دستهای داده ادارههای کوچکتر است
bureaus ادارهای که متخصص تایپ داده و پردازش دستهای داده ادارههای کوچکتر است
assemble قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
assembled قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
assembles قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
inferior planet سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
mat مرز تمام رنگی که اطراف تصویر که کوچکتر از پنجره نمایش است نمایش داده میشود
mats مرز تمام رنگی که اطراف تصویر که کوچکتر از پنجره نمایش است نمایش داده میشود
they are well matched هم کفو هستند
there are numbers who بسیاری هستند که
who are they? انها کی هستند
they are at loggerheads هر دو سنگ یک من هستند
inferior figures حروف یا اعداد کوچکتر که پایین حروف معمولی نوشته می شوند که در فرمولهای ریاضی و شیمی به کار می روند.
The roads are obstructed. جاده ها مسدود هستند.
Such people are wicked . اینگونه آدمها شر هستند
5, 7, 9 are odd numbers . 5؟7؟9 اعداد فرد هستند
such as are happy انهایی که خوشبخت هستند
analogue ی از حالت آنالوگ هستند
they are well matched حریف یکدیگر هستند
analogues ی از حالت آنالوگ هستند
analog ی از حالت آنالوگ هستند
the ins انان که سر کا یا دارای متامی هستند
dialectical materialism اساسا اقتصادی یا مادی هستند .
These football players are the pick of the bunch . این فوتبالیست ها گل سر سبد هستند
The two are rhyming words . این دو لغت هم قافیه هستند
However difficult the circumstances [are] , ... هر قدر هم که شرایط دشوار هستند، ...
Price are fixed here . دراینجا قیمتها ثابت هستند
X/OPEN ول ایجاد سیستمهای باز هستند
great dangers impend over us خطرهای بزرگی متوجه ما هستند
series مداری که قط عات آن با هم سری هستند
They are at daggers drawn. They are bitter enemies. بخون یکدیگه تشنه هستند
ring topology در حلقه بهم وصل هستند
Take things as you find them. <proverb> مسائل را همانگونه نه هستند بپذیر .
numeric که فقط حاوی اعداد هستند
transphasor ترانزیستور نوری که از کریستال ساخته شده است که قادر به تنظیم اشعه اصلی نور طبق سیگنال ورودی کوچکتر است
modes که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند
mode که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند
bank holiday روزهای هفته که بانکها تعطیل هستند
People are looking for new ideas. مردم عقب فکرهای تازه هستند
the strangers in tehran بیگانگان یاخارجی هایی که در تهران هستند
the outer world مردمی که بیرون از محیط شخص هستند
downsize که در آنها ایستگاههای کاری هوشمند هستند.
capability لیستی از اعمالی که قابل انجام هستند
The twins look just like each other. دوقلوها خیلی شبیه یکدیگر هستند.
nut structure ساختمانی که در ان خاکدانه ها کوچک و مکعبی هستند
Boys will be boys. پسرها حالا دیگه اینطور هستند.
things in possession اموالی که بالفعل در تصرف شخص هستند
outs and ins انانی که سر کار دارای مقامی هستند
buffer کل حروفی که قابل نگهداری در بافر هستند
array آرایهای که عناصرش حروف واعداد هستند
Prices are rising ( falling ) . قیمت ها درحال افزایش (کاهش ) هستند
arrays آرایهای که عناصرش حروف واعداد هستند
a further 50 are in prospect ۵۰ تای دیگر مورد انتظار هستند
I musn't eat food containing ... من نباید غذایی را که دارای ... هستند بخورم.
finished کالاهای تولیدی که آماده فروش هستند
regular guy <idiom> شخص مهربانی که همه با دوست هستند
What percentage of the people are literate? چند درصد مردم با سواد هستند ؟
This canary and its mate are in the same cage این قناری وجفتش در یک قفس هستند
target audience گروه اجتماعی که هدف تبلیغ هستند
anticlastic [ظاهری با دو قوس که دو منحنی برخلاف هم هستند.]
backbones مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
backbone مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
They are openly seeking his being sacked. آنها آشکارا به دنبال اخراج شدن او هستند.
channels کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
rotaglider گلایدرهایی که دارای بالهای دورانی ازاد هستند
channelled کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
channeling کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
form وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
channeled کانالهای ارتباطی که برای امور خاص هستند
to feel a pang of guilt ناگهانی احساس بکنند که گناه کار هستند
hylotheism اعتقاد به اینکه خدا و ماده یکی هستند
storage مواد مختلف که قادر به ذخیره داده هستند
queen's ware فروف لعابی انگلیسی که خامهای رنگ هستند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com