Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (27 milliseconds)
English
Persian
wham
باتصادم ایجاد صدا کردن
Other Matches
ActiveX
سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
yowling
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
precluded
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
preclude
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowl
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowled
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
precludes
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowls
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
precluding
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
develop
ایجاد کردن
develops
ایجاد کردن
engender
ایجاد کردن
engendered
ایجاد کردن
creating
ایجاد کردن
creates
ایجاد کردن
engendering
ایجاد کردن
create
ایجاد کردن
engenders
ایجاد کردن
screeching
ایجاد کردن
screeches
ایجاد کردن
screeched
ایجاد کردن
screech
ایجاد کردن
mushroom
بسرعت ایجاد کردن
reflecterize
ایجاد انعکاس کردن
discomfiting
ایجاد اشکال کردن
mushroomed
بسرعت ایجاد کردن
inbreed
از یک نژاد ایجاد کردن
constructs
ایجاد کردن ساخت
discomfited
ایجاد اشکال کردن
canalize
ایجاد ابراه کردن
tide
جزرومد ایجاد کردن
constructing
ایجاد کردن ساخت
constructed
ایجاد کردن ساخت
breached
ایجاد شکاف کردن
punches
سوراخ ایجاد کردن
obstructs
ایجاد مانع کردن
tempest
توفان ایجاد کردن
tempests
توفان ایجاد کردن
breach
ایجاد شکاف کردن
put out
منتشرساختن ایجاد کردن
reflectorize
ایجاد انعکاس کردن
To set(create,establish)a precedent.
ایجاد سابقه کردن
breaches
ایجاد شکاف کردن
punch
سوراخ ایجاد کردن
punched
سوراخ ایجاد کردن
mushrooms
بسرعت ایجاد کردن
discomfit
ایجاد اشکال کردن
obstruct
ایجاد مانع کردن
reflated
تورم ایجاد کردن
reflate
تورم ایجاد کردن
reflating
تورم ایجاد کردن
discomfits
ایجاد اشکال کردن
obstructed
ایجاد مانع کردن
obstructing
ایجاد مانع کردن
set off
<idiom>
بالانس ایجاد کردن
construct
ایجاد کردن ساخت
mushrooming
بسرعت ایجاد کردن
reflates
تورم ایجاد کردن
deluging
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluge
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluges
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluged
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
beget
بوجود اوردن ایجاد کردن
delaying
خیری ایجاد کردن در چیزی
procreant
وابسته به ایجاد کردن یا زادن
delay
خیری ایجاد کردن در چیزی
begets
بوجود اوردن ایجاد کردن
leave a bad taste in one's mouth
<idiom>
حس تنفر وانزجار ایجاد کردن
revolutionize
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionized
در کشور ایجاد شورش کردن
begetting
بوجود اوردن ایجاد کردن
revolutionizes
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizing
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionises
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionised
در کشور ایجاد شورش کردن
obsessing
ایجاد عقده روحی کردن
obsesses
ایجاد عقده روحی کردن
obsessed
ایجاد عقده روحی کردن
obsess
ایجاد عقده روحی کردن
revolutionising
در کشور ایجاد شورش کردن
knock about
سرو صدا ایجاد کردن
clunk
این صدا را ایجاد کردن
screak
صدای گوشخراش ایجاد کردن
clunks
این صدا را ایجاد کردن
work out
در اثرزحمت وکار ایجاد کردن
delays
خیری ایجاد کردن در چیزی
screeck
صدای گوشخراش ایجاد کردن
blows
در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
nettle
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
loophole
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
vesiculate
حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
plash
صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
blow
در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
loopholes
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
twittering
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
speech
صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
nettles
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
whish
: صدای حرف "سین " ایجاد کردن
stave
شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
twitter
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittered
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitters
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
strangulate
خفقان ایجاد کردن گلو را فشردن
speeches
صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
calenture
تب نواحی حاره که دراثرگرمازدگی ایجاد میشود تب کردن
stipple
با نقطه سایه زدن یانقشی ایجاد کردن
counter shed
پودکشی
[عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
poops
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poop
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
document
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documenting
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documented
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
jingle
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingled
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingles
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingling
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
lifting
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
to upset the applecart
<idiom>
مشکل ایجاد کردن بویژه با بهم زدن برنامه کسی
[اصطلاح مجازی]
lift
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifted
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
dithers
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dithered
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
thermal transfer
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
dither
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
thermal wax
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal wax transfer printer
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
algebra
ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
AT command set
مجموعهای استاندارد از دستورات برای کنترل کردن یک مودم که توسط Hayes Coprotion ایجاد شده است
smoke test
بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
piracy
کپی از چیز تازه ایجاد شده یا کپی کردن کارها
perforation
عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
document
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
service
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
documenting
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documented
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
serviced
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
graphics
پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
deletion
روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
twangs
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twang
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
origination
ایجاد
developments
ایجاد
generations
ایجاد
creation
ایجاد
production
ایجاد
generation
ایجاد
authorship
ایجاد
development
ایجاد
productions
ایجاد
creating
ایجاد
construction
ایجاد
creations
ایجاد
create
ایجاد
constructions
ایجاد
creates
ایجاد
bridging
ایجاد پل
hypnogenesis
ایجاد خواب
rake in the money
<idiom>
ایجاد تعجب
system generation
ایجاد سیستم
spermatogenesis
ایجاد نطفه
looping
ایجاد حلقه
lacrimation
ایجاد اشک
salivation
ایجاد بزاق
mythopoeia
ایجاد افسانه
creation date
تاریخ ایجاد
obstructions
ایجاد مانع
isochronism
ایجاد همزمانی
amounting
ایجاد مجموعی از...
amounts
ایجاد مجموعی از...
money creation
ایجاد پول
obstruction
ایجاد مانع
pupation
ایجاد شفیره
amounted
ایجاد مجموعی از...
amount
ایجاد مجموعی از...
surging
ایجاد موج
stimulation
ایجاد محرک
preclusion
ایجاد مانع
pustulation
ایجاد جوش
causer
ایجاد کننده
scandalization
ایجاد افتضاح
stockades
ایجاد مانع
resonances
ایجاد طنین
wealth creation
ایجاد ثروت
originationu
ایجاد ابداع
windowing
ایجاد پنجره
furunculosis
ایجاد کورک
constructs
ساختن یا ایجاد
stylization
ایجاد سبک
constructing
ساختن یا ایجاد
structuralization
ایجاد ساختمان
form
ایجاد یک شکل
lenticulation
ایجاد عدسی
polarization
ایجاد دو قطب
formed
ایجاد یک شکل
averaging
ایجاد میانگین
originative
ایجاد کننده
grounding
ایجاد زمین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com