| Total search result: 201 (5 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| alphamosaic |
برای ایجاد حروف گرافیکی و الفبا عددی در تلتکس |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| alphaphotographic |
آنچه باعث نمایش تصاویر با استفاده از حروف گرافیکی از پیش تعیین شده برای سرویسهای تلتکس می شوند |
| text |
حروف الفبا عددی برای ارسال اطلاعات |
| texts |
حروف الفبا عددی برای ارسال اطلاعات |
| string |
فضای ذخیره سازی برای مجموعهای از حروف الفبا- عددی |
| type |
متغیری که فقط حروف الفبا عددی را می پذیرد |
| types |
متغیری که فقط حروف الفبا عددی را می پذیرد |
| typed |
متغیری که فقط حروف الفبا عددی را می پذیرد |
| alphanumeric |
ی از حروف الفبا- عددی که به عنوان یک واحد دستکاری و استفاده میشود |
| ascii |
کدی که حروف الفبا- عددی را به صورت کد دو دویی نمایش میدهد |
| American Standard Code for Information Interchange |
کدی که حروف الفبا عددی را به صورت کد دودویی بیان میکند |
| string |
بخشی از حافظه که رشتههای حروف الفبا عددی در آن ذخیره شده اند |
| alphanumeric |
عملوندی که میتواند شامل حروف الفبا- عددی مانند رشته ها باشد |
| string |
متغیر در زبان کامپیوتری که میتواند شامل حروف الفبا- عددی و نیز اعداد باشد |
| string |
سری از حروف به ترتیب الفبا- عددی یا کلمات که تغییر کرده اند و به عنوان واحد مجزا درکامپیوتر به کار می روند |
| ABC |
سه حرف اول الفبای انگلیسی که نماینده حروف الفبا است الفبا |
| character |
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود |
| characters |
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود |
| haze |
تاثیر گرافیکی برای شبیه سازی مه طبیعی برای ایجاد فضای سه بعدی حقیقی تر |
| alphageometric |
که ترمینال متن برای نمایش الگوهای مختلف گرافیکی و حروف درست میکند |
| alphameric |
الفبا- عددی |
| alphameric |
الفبا عددی |
| alphanumeric |
الفبا عددی |
| alphanumeric character |
دخشههای الفبا عددی |
| alphanumeric display terminal |
ترمینال نمایش الفبا عددی |
| alphanumeric sort |
مرتب نمودن الفبا عددی |
| alphabetical order |
به ترتیب حروف الفبا |
| alphabetically |
به ترتیب حروف الفبا |
| graphics |
ترمینال ویدیو متن که حروف نمایش داده شده آن از محدود حروف گرافیکی و نه متن هستند |
| alphabetize |
قرار دادن به ترتیب حروف الفبا |
| alphabetic character set |
رشتهای که فقط حروف الفبا را دارد |
| script |
حروف الفبا بصورت متن نمایشنامه دراوردن |
| alphasort |
مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا |
cypher |
[حروف بزرگ الفبا در طرح های متقارن] |
| shift key |
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ |
| shift keys |
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ |
| alphanumeric |
دادهای که بیان کننده حروف الفبا و اعداد عربی است |
| led |
یک واحد نمایش الفبا عددی متداول که هر گاه با ولتاژبه خصوصی تغذیه شود می درخشد دیود ناشر نور |
| user |
حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است |
| users |
حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است |
| printhead |
1-ردیف سوزن ها در چاپگر matrial-dot که حروف را به صورت مجموعهای از نقاط ایجاد میکند. 2-حالت فلزی یک حرف که برای چاپ حرف روی کاغذ در ریبون جوهری فشار داده شده است |
| Linotype |
ماشین حروف ریزی که سطرسطر حروف را میریزد وسطرسطر برای چاپ اماده میکند |
| crt |
وسیله نمایش حروف یا طرح ها یا اطلاعات گرافیکی مشابه دستگاه تلویزیون |
| alphabetize |
به ترتیب الفبا نوشتن باحروف الفبا بیان کردن |
| turtles |
تصویر گرافیکی که توسط یک turtle و مجموعه دستوراتی ایجاد میشود |
turtle |
تصویر گرافیکی که توسط یک turtle و مجموعه دستوراتی ایجاد میشود |
| ActiveX |
سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک |
cell |
دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند |
| cells |
دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند |
| fully |
حروف ایجاد شده توسط چاپگر در یک عمل |
| z buffer |
محل از حافظه برای ذخیره اطلاعات بردار Z برای شی گرافیکی نمایش داده شده روی صفحه |
| low resolution graphics |
توانایی نمایش بلاکهای گرافیکی با اندازه حروف یا تنظیم مجدد شکل ها روی صحفه بجای استفاده از پیکسهای جداگانه |
| monitored |
صفحه نمایشی که قنل امنیتی برای فرکانس دید مورد نظر برای هر نوع کارت گرافیکی دارد |
| monitors |
صفحه نمایشی که قنل امنیتی برای فرکانس دید مورد نظر برای هر نوع کارت گرافیکی دارد |
| monitor |
صفحه نمایشی که قنل امنیتی برای فرکانس دید مورد نظر برای هر نوع کارت گرافیکی دارد |
| dithering |
ترکیب نقطههای رنگارنگ برای یک رنگ جدید یک روش گرافیکی کامپیوتر برای افزودن شدت نور نمایش |
| controller |
وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند |
| controllers |
وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند |
| ikon |
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع |
| graphics |
استاندارد برای دستورات نرم افزاری و توابع شرح ورودی /خروجی گرافیکی برای تامین تابع یکسان روی هر نوع سخت افزار |
| calculating |
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین |
| scalable font |
روش شرح نوشتار طوری که میتواند حروف با اندازههای مختلف ایجاد کند |
| random number |
روش ایجاد یک ترتیبی از اعداد تصادفی به طوری که هیچ عددی بیشتر از اعداد دیگر رخ نمیدهد |
| Apple Macintosh computer |
مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند |
| Apple Mac |
مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند |
| scratches |
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر |
| scratch |
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر |
| scratching |
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر |
| scratched |
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر |
| Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code |
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری |
| wiring |
ساختار فلزی برای پشتیبانی کابلهای ورودی و ایجاد اتصال برای وصل کابل ها |
| texts |
حالت فعال کامپیوتر یا صفحه نمایش که فقط حروف از پیش تعیین شده را نمایش میدهد و امکان نمایش تصاویر گرافیکی را فراهم نمیکند |
| text |
حالت فعال کامپیوتر یا صفحه نمایش که فقط حروف از پیش تعیین شده را نمایش میدهد و امکان نمایش تصاویر گرافیکی را فراهم نمیکند |
| multipass overlap |
سیستمی که چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matria-dot ایجاد میکند با تکرا خط حروف ولی تغییر مکان به آرامی |
| fogging |
اثر گرافیکی برای شبیه سازی مه |
| serviced |
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد |
service |
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد |
key |
کد عددی برای معرفی کلیدی که انتخاب شده است |
| programmable function keyboard |
صفحه کلید دکمه یی برای سیستمهای گرافیکی |
| primitive |
برای تولید اشکال پیچیده تر در برنامه گرافیکی |
| graphics |
پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند |
| num lock key |
کلیدی که کارایی قسمت عددی صفحه کلید را از کنترل نشانه گر به ورودی عددی تط بیق میدهد |
| logic |
نشانه گرافیکی برای نمایش نوعی تابع منط قی |
| test |
بررسی اینکه اطلاعات عددی , عددی هستند |
| tested |
بررسی اینکه اطلاعات عددی , عددی هستند |
| tests |
بررسی اینکه اطلاعات عددی , عددی هستند |
| cetane rating |
اشل عددی برای سنجش میزان بهسوزی سوختهای موتورهای دیزل |
| tag image file format |
قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی |
| tiffs |
قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی |
| tiff |
قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی |
| symbol |
نشانه گرافیکی برای نمایش نوعی تابع منط قی در نمودار |
| cad |
استفاده از کامپیوتر و ترمینالهای گرافیکی برای کمک به طراح درکارش |
| cads |
استفاده از کامپیوتر و ترمینالهای گرافیکی برای کمک به طراح درکارش |
| underflow |
نتیجه عملیات عددی که برای بیان با دقت کامپیوتر بسیار کوچک است |
| graphics |
ترمینال مخصوص با نمایش گرافیکی با resoleetion بالا و صفحه گرافیکی و سایر وسایل ورودی |
| jaguars |
-بیتی RISC برای تصاویر گرافیکی سریع و صوت استفاده میکند |
| nomograph |
سیستم گرافیکی برای حل یک مقدا رکه از دوتای دیگر آمده است |
| nomogram |
سیستم گرافیکی برای حل یک مقدا رکه از دوتای دیگر آمده است |
| jaguar |
-بیتی RISC برای تصاویر گرافیکی سریع و صوت استفاده میکند |
| thermal |
نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند |
| smiley |
فاهری که با حروف متن ایجاد میشود که به پیام پست الکترونیکی معنای واقعی دهد مثلاگ به معنای خنده و - غیگین است |
| raised type |
حروف برجسته برای |
fractal |
قالب فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند |
| FIF |
فرمت فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند |
| colour |
برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگها در تصویر استفاده می کنند |
| graphics |
قلم نوری با دقت بالا برای رسم روی صفحه نمایش گرافیکی |
| colours |
برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگها در تصویر استفاده می کنند |
| tablets |
صفحه گرافیکی یا وسیله مسط ح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد |
| tablet |
صفحه گرافیکی یا وسیله مسط ح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد |
| electronic |
قلم یا عصای نوری قلمی که برای رسم روی جدول گرافیکی به کارمی رود |
| CLUT |
جدول شماره ها در ویندوز و برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگهای یک تصویر |
| Viewdata |
سیستم محاورهای برای ارسال متن یا گرافیک ازپایگاه داده به ترمینال کاربر به وسیله خط وط تلفن . که باعث ایجاد امکاناتی برای بازیابی اطلاعات , تراکنش ها , تحصیلات , بازی ها و خلاقیت میشود |
| microsoft |
واسط کاربر چند کاره گرافیکی که برای استفاده ساده طراحی شده است . ویندوز از نشانه ها برای نمایش دادن فایل و قط عات استفاده میکند با mouse قابل کنترل است بر عکس DOS-MS که نیاز به دستورات تایپی دارد |
| multisync monitor |
صفحه نمایش که حاوی قفل امنیتی برای فرکانس اسکن هر نوع کارت گرافیکی باشد |
| lengths |
تعداد حروف عکس برای شناسایی فایل |
| length |
تعداد حروف عکس برای شناسایی فایل |
| number cruncher |
یک برنامه یا کامپیوتر که برای انجام مقادیر بزرگی ازمحاسبه و سایر دستکاریهای عددی طراحی شده است محاسبه |
| graphical user interface |
واسط بین سیستم عامل و برنامه و کاربر از تصاویر گرافیکی و نشانه ها برای نمایش توابع یا فایل |
| logo |
زبان برنامه نویسی سطح بالا برای مقاصد آموزشی . با دستور گرافیکی که به سادگی استفاده می شوند |
| fields |
مجموعه حروف برای مشخص کردن یک فیلد یا محل آن |
| field |
مجموعه حروف برای مشخص کردن یک فیلد یا محل آن |
fielded |
مجموعه حروف برای مشخص کردن یک فیلد یا محل آن |
| BMP |
در گرافیک مشخصه سه حرفی نام فایل برای فایلی که حاوی تصویر گرافیکی -bit map شده است |
| decisions |
علامت گرافیکی در یک فلوچارت برای بیان تصمیم گیری و یک شاخه یا مسیر یا عملی با استفاده از نتیجه انتخاب میشود |
| decision |
علامت گرافیکی در یک فلوچارت برای بیان تصمیم گیری و یک شاخه یا مسیر یا عملی با استفاده از نتیجه انتخاب میشود |
| marks |
کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار |
| scribing |
روش روکش کشیدن حروف یانوشتههای نقشه برای حفافت |
| mark |
کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار |
| nuptias non concubitus , sedconsensus , |
برای ایجاد علقه زوجیت |
| transistors |
برای ایجاد تابع منط قی |
| transistor |
برای ایجاد تابع منط قی |
| apt |
زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی |
| control total |
جمع فیلدهای عددی برای بررسی صحت ورودی پردازش داده یا داده خروجی |
| zone bits |
بیتهای مخصوصی که درکنار بیتهای عددی برای نمایش کاراکترهای الفبایی بکار میروند |
| checks |
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها |
| text |
ثبات ذخیره سازی کامپیوتر موقت فقط برای حروف متن |
| check |
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها |
| checked |
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها |
| texts |
ثبات ذخیره سازی کامپیوتر موقت فقط برای حروف متن |
| smudging |
ایجاد دود برای دفع حشرات |
| smudge |
ایجاد دود برای دفع حشرات |
| smudges |
ایجاد دود برای دفع حشرات |
| fogging |
برای ایجاد فضای سه بعدی طبیعی تر |
| smudged |
ایجاد دود برای دفع حشرات |
| contact ion engine |
موتوری برای ایجاد تراست درفضا |
| pucks |
یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود |
| thumbnail |
نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی |
| puck |
یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود |
| thumbnails |
نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی |
| pointer |
نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش |
| pointers |
نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش |
| keypad |
مجموعه ده کلید با طرح . شامل شده در بیشتر صفحه کلیدها به صورت کلیدهای جداگانه برای وارد کردن حجم زیاد داده عددی |
| data tablet |
یک وسیله ورودی دستی برای صفحه نمایش گرافیکی صفحه داده دهی |
| reverse |
حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید. |
| reversing |
حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید. |
| identifier |
مجموعه حروف برای اختلف دادن بین بلاکهای داده مختلف یا فایل ها |
| reverses |
حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید. |
| reversed |
حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید. |
| geometry and rendering |
مراحل اصلی برای ایجاد و نمایش شی سه بعدی |
| dry plasma etching |
روشی برای ایجاد یک پوشش روی یک قرص |
| gorge portion |
محل مناسب برای ایجاد سد دربستر رودخانه |
| graphics |
که برای ایجاد شکلهای ندیگر به کار می رود |
| incorporation |
جا دادن ایجاد شخصیت حقوقی برای شرکت |
| graphics |
تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی |
| printed |
حروف خاص ارسالی به چاپگر که آنرا هدایت میکند برای انجام یک تابع یاعمل |
key |
ترکیب خاص حروف و اعداد که برای رمزگشایی متن های رمزدار به کار می رود |
| prints |
حروف خاص ارسالی به چاپگر که آنرا هدایت میکند برای انجام یک تابع یاعمل |
| print |
حروف خاص ارسالی به چاپگر که آنرا هدایت میکند برای انجام یک تابع یاعمل |
| jumper |
سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی |
| jus ex injuria non oritur |
تعدی و تجاوز فرد برای اوحقی ایجاد نمیکند |
| subliminally |
غیر کافی برای ایجاد تحریک عصبی یا احساس |
| texture mapping |
2-پوشاندن یک تصویر با دیگری برای ایجاد یک بافت در اولی |
| jumpers |
سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی |
| subliminal |
غیر کافی برای ایجاد تحریک عصبی یا احساس |
| entrance head |
بار لازم برای ایجاد جریان ازیک لوله |
| configure |
نرم افزار واتصالات برای ایجاد یک سییستم خاص |
| stalking horse |
کاندیدای نامزدشده برای ایجاد تفرقه در رای دهندگان |
| hike out |
خم شدن یا اویختن به لبه قایق برای ایجاد تعادل |
| breakpoint |
حرف کاغذ برای ایجاد نقط ه توقف در برنامه |
| coprocessor |
پردازنده جانبی مخصوص مشابه آرایه یا پردازنده عددی که میتواند با CPU اصلی برای افزایش سرعت اجرا کار کند |
format |
روش قرار گرفتن سط رها و ستون ها برای نمایش دادن داده یا حروف در کارت پانچ |
| escape character |
ترتیب ارسال کد که به گیرنده اعلام میکند که حروف مقابل کمکی برای اعمال کنترلی هستند |
| routing indicator |
گروهی از حروف که برای نشان دادن محل جغرافیایی یک ایستگاه یا یکان یا قرارگاه به کار می رود |
| end |
ترتیب حروف برای بیان اینکه داده یک ترمینال یا وسیله جانبی ارسال شده است |
| ended |
ترتیب حروف برای بیان اینکه داده یک ترمینال یا وسیله جانبی ارسال شده است |
| ends |
ترتیب حروف برای بیان اینکه داده یک ترمینال یا وسیله جانبی ارسال شده است |
| formats |
روش قرار گرفتن سط رها و ستون ها برای نمایش دادن داده یا حروف در کارت پانچ |
| readout |
وسیله نمایش که با نوشتن حروف جدید حروف قبلی را پاک میکند |
| block letter |
حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر |
| thinnest |
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز |
| center |
تعیین حدودوسیله ایجاد حرارت برای استفاده در هواپیمای بی موتور |
| thins |
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز |
| thin |
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز |
| thinned |
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز |
| thinners |
روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز |
| shares |
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی |
| mkdir |
دستور DOS برای ایجاد دایرکتوری جدید روی دیسک |
| align |
ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط |
| share |
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی |
| aligning |
ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط |
| answers |
مودم منتظر برای دریافت تماس تلفنی و ایجاد ارتباط |