English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English Persian
alphamosaic برای ایجاد حروف گرافیکی و الفبا عددی در تلتکس
Other Matches
alphaphotographic آنچه باعث نمایش تصاویر با استفاده از حروف گرافیکی از پیش تعیین شده برای سرویسهای تلتکس می شوند
text حروف الفبا عددی برای ارسال اطلاعات
texts حروف الفبا عددی برای ارسال اطلاعات
string فضای ذخیره سازی برای مجموعهای از حروف الفبا- عددی
type متغیری که فقط حروف الفبا عددی را می پذیرد
types متغیری که فقط حروف الفبا عددی را می پذیرد
typed متغیری که فقط حروف الفبا عددی را می پذیرد
alphanumeric ی از حروف الفبا- عددی که به عنوان یک واحد دستکاری و استفاده میشود
ascii کدی که حروف الفبا- عددی را به صورت کد دو دویی نمایش میدهد
American Standard Code for Information Interchange کدی که حروف الفبا عددی را به صورت کد دودویی بیان میکند
string بخشی از حافظه که رشتههای حروف الفبا عددی در آن ذخیره شده اند
alphanumeric عملوندی که میتواند شامل حروف الفبا- عددی مانند رشته ها باشد
string متغیر در زبان کامپیوتری که میتواند شامل حروف الفبا- عددی و نیز اعداد باشد
string سری از حروف به ترتیب الفبا- عددی یا کلمات که تغییر کرده اند و به عنوان واحد مجزا درکامپیوتر به کار می روند
ABC سه حرف اول الفبای انگلیسی که نماینده حروف الفبا است الفبا
character نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
characters نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
haze تاثیر گرافیکی برای شبیه سازی مه طبیعی برای ایجاد فضای سه بعدی حقیقی تر
alphageometric که ترمینال متن برای نمایش الگوهای مختلف گرافیکی و حروف درست میکند
alphameric الفبا- عددی
alphameric الفبا عددی
alphanumeric الفبا عددی
alphanumeric character دخشههای الفبا عددی
alphanumeric display terminal ترمینال نمایش الفبا عددی
alphanumeric sort مرتب نمودن الفبا عددی
alphabetical order به ترتیب حروف الفبا
alphabetically به ترتیب حروف الفبا
graphics ترمینال ویدیو متن که حروف نمایش داده شده آن از محدود حروف گرافیکی و نه متن هستند
alphabetize قرار دادن به ترتیب حروف الفبا
alphabetic character set رشتهای که فقط حروف الفبا را دارد
script حروف الفبا بصورت متن نمایشنامه دراوردن
alphasort مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا
cypher [حروف بزرگ الفبا در طرح های متقارن]
shift key که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ
shift keys که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ
alphanumeric دادهای که بیان کننده حروف الفبا و اعداد عربی است
led یک واحد نمایش الفبا عددی متداول که هر گاه با ولتاژبه خصوصی تغذیه شود می درخشد دیود ناشر نور
user حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است
users حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است
printhead 1-ردیف سوزن ها در چاپگر matrial-dot که حروف را به صورت مجموعهای از نقاط ایجاد میکند. 2-حالت فلزی یک حرف که برای چاپ حرف روی کاغذ در ریبون جوهری فشار داده شده است
Linotype ماشین حروف ریزی که سطرسطر حروف را میریزد وسطرسطر برای چاپ اماده میکند
crt وسیله نمایش حروف یا طرح ها یا اطلاعات گرافیکی مشابه دستگاه تلویزیون
alphabetize به ترتیب الفبا نوشتن باحروف الفبا بیان کردن
turtles تصویر گرافیکی که توسط یک turtle و مجموعه دستوراتی ایجاد میشود
turtle تصویر گرافیکی که توسط یک turtle و مجموعه دستوراتی ایجاد میشود
ActiveX سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
cell دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
cells دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
fully حروف ایجاد شده توسط چاپگر در یک عمل
z buffer محل از حافظه برای ذخیره اطلاعات بردار Z برای شی گرافیکی نمایش داده شده روی صفحه
low resolution graphics توانایی نمایش بلاکهای گرافیکی با اندازه حروف یا تنظیم مجدد شکل ها روی صحفه بجای استفاده از پیکسهای جداگانه
monitored صفحه نمایشی که قنل امنیتی برای فرکانس دید مورد نظر برای هر نوع کارت گرافیکی دارد
monitors صفحه نمایشی که قنل امنیتی برای فرکانس دید مورد نظر برای هر نوع کارت گرافیکی دارد
monitor صفحه نمایشی که قنل امنیتی برای فرکانس دید مورد نظر برای هر نوع کارت گرافیکی دارد
dithering ترکیب نقطههای رنگارنگ برای یک رنگ جدید یک روش گرافیکی کامپیوتر برای افزودن شدت نور نمایش
controller وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند
controllers وسیلهای که حروف یا کد گرافیکی و دستورات را می پذیرد و آنها را به یک الگوی -dot matix تبدیل میکند که روی صفحه نمایش نشان داده می شوند
ikon نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
graphics استاندارد برای دستورات نرم افزاری و توابع شرح ورودی /خروجی گرافیکی برای تامین تابع یکسان روی هر نوع سخت افزار
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
scalable font روش شرح نوشتار طوری که میتواند حروف با اندازههای مختلف ایجاد کند
random number روش ایجاد یک ترتیبی از اعداد تصادفی به طوری که هیچ عددی بیشتر از اعداد دیگر رخ نمیدهد
Apple Macintosh computer مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند
Apple Mac مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند
scratches حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
scratch حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
scratching حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
scratched حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
wiring ساختار فلزی برای پشتیبانی کابلهای ورودی و ایجاد اتصال برای وصل کابل ها
texts حالت فعال کامپیوتر یا صفحه نمایش که فقط حروف از پیش تعیین شده را نمایش میدهد و امکان نمایش تصاویر گرافیکی را فراهم نمیکند
text حالت فعال کامپیوتر یا صفحه نمایش که فقط حروف از پیش تعیین شده را نمایش میدهد و امکان نمایش تصاویر گرافیکی را فراهم نمیکند
multipass overlap سیستمی که چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matria-dot ایجاد میکند با تکرا خط حروف ولی تغییر مکان به آرامی
fogging اثر گرافیکی برای شبیه سازی مه
serviced شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
service شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
key کد عددی برای معرفی کلیدی که انتخاب شده است
programmable function keyboard صفحه کلید دکمه یی برای سیستمهای گرافیکی
primitive برای تولید اشکال پیچیده تر در برنامه گرافیکی
graphics پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
num lock key کلیدی که کارایی قسمت عددی صفحه کلید را از کنترل نشانه گر به ورودی عددی تط بیق میدهد
logic نشانه گرافیکی برای نمایش نوعی تابع منط قی
test بررسی اینکه اطلاعات عددی , عددی هستند
tested بررسی اینکه اطلاعات عددی , عددی هستند
tests بررسی اینکه اطلاعات عددی , عددی هستند
cetane rating اشل عددی برای سنجش میزان بهسوزی سوختهای موتورهای دیزل
tag image file format قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
tiffs قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
tiff قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
symbol نشانه گرافیکی برای نمایش نوعی تابع منط قی در نمودار
cad استفاده از کامپیوتر و ترمینالهای گرافیکی برای کمک به طراح درکارش
cads استفاده از کامپیوتر و ترمینالهای گرافیکی برای کمک به طراح درکارش
underflow نتیجه عملیات عددی که برای بیان با دقت کامپیوتر بسیار کوچک است
graphics ترمینال مخصوص با نمایش گرافیکی با resoleetion بالا و صفحه گرافیکی و سایر وسایل ورودی
jaguars -بیتی RISC برای تصاویر گرافیکی سریع و صوت استفاده میکند
nomograph سیستم گرافیکی برای حل یک مقدا رکه از دوتای دیگر آمده است
nomogram سیستم گرافیکی برای حل یک مقدا رکه از دوتای دیگر آمده است
jaguar -بیتی RISC برای تصاویر گرافیکی سریع و صوت استفاده میکند
thermal نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
smiley فاهری که با حروف متن ایجاد میشود که به پیام پست الکترونیکی معنای واقعی دهد مثلاگ به معنای خنده و - غیگین است
raised type حروف برجسته برای
fractal قالب فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
FIF فرمت فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
colour برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگها در تصویر استفاده می کنند
graphics قلم نوری با دقت بالا برای رسم روی صفحه نمایش گرافیکی
colours برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگها در تصویر استفاده می کنند
tablets صفحه گرافیکی یا وسیله مسط ح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
tablet صفحه گرافیکی یا وسیله مسط ح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد
electronic قلم یا عصای نوری قلمی که برای رسم روی جدول گرافیکی به کارمی رود
CLUT جدول شماره ها در ویندوز و برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگهای یک تصویر
Viewdata سیستم محاورهای برای ارسال متن یا گرافیک ازپایگاه داده به ترمینال کاربر به وسیله خط وط تلفن . که باعث ایجاد امکاناتی برای بازیابی اطلاعات , تراکنش ها , تحصیلات , بازی ها و خلاقیت میشود
microsoft واسط کاربر چند کاره گرافیکی که برای استفاده ساده طراحی شده است . ویندوز از نشانه ها برای نمایش دادن فایل و قط عات استفاده میکند با mouse قابل کنترل است بر عکس DOS-MS که نیاز به دستورات تایپی دارد
multisync monitor صفحه نمایش که حاوی قفل امنیتی برای فرکانس اسکن هر نوع کارت گرافیکی باشد
lengths تعداد حروف عکس برای شناسایی فایل
length تعداد حروف عکس برای شناسایی فایل
number cruncher یک برنامه یا کامپیوتر که برای انجام مقادیر بزرگی ازمحاسبه و سایر دستکاریهای عددی طراحی شده است محاسبه
graphical user interface واسط بین سیستم عامل و برنامه و کاربر از تصاویر گرافیکی و نشانه ها برای نمایش توابع یا فایل
logo زبان برنامه نویسی سطح بالا برای مقاصد آموزشی . با دستور گرافیکی که به سادگی استفاده می شوند
fields مجموعه حروف برای مشخص کردن یک فیلد یا محل آن
field مجموعه حروف برای مشخص کردن یک فیلد یا محل آن
fielded مجموعه حروف برای مشخص کردن یک فیلد یا محل آن
BMP در گرافیک مشخصه سه حرفی نام فایل برای فایلی که حاوی تصویر گرافیکی -bit map شده است
decisions علامت گرافیکی در یک فلوچارت برای بیان تصمیم گیری و یک شاخه یا مسیر یا عملی با استفاده از نتیجه انتخاب میشود
decision علامت گرافیکی در یک فلوچارت برای بیان تصمیم گیری و یک شاخه یا مسیر یا عملی با استفاده از نتیجه انتخاب میشود
marks کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار
scribing روش روکش کشیدن حروف یانوشتههای نقشه برای حفافت
mark کارت از پیش چاپ شده با فضایی برای حروف علامتدار
nuptias non concubitus , sedconsensus , برای ایجاد علقه زوجیت
transistors برای ایجاد تابع منط قی
transistor برای ایجاد تابع منط قی
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
control total جمع فیلدهای عددی برای بررسی صحت ورودی پردازش داده یا داده خروجی
zone bits بیتهای مخصوصی که درکنار بیتهای عددی برای نمایش کاراکترهای الفبایی بکار میروند
checks مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
text ثبات ذخیره سازی کامپیوتر موقت فقط برای حروف متن
check مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
checked مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
texts ثبات ذخیره سازی کامپیوتر موقت فقط برای حروف متن
smudging ایجاد دود برای دفع حشرات
smudge ایجاد دود برای دفع حشرات
smudges ایجاد دود برای دفع حشرات
fogging برای ایجاد فضای سه بعدی طبیعی تر
smudged ایجاد دود برای دفع حشرات
contact ion engine موتوری برای ایجاد تراست درفضا
pucks یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
thumbnail نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی
puck یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
thumbnails نمایش گرافیکی فریف یک تصویر, به عنوان یک روش سریع و مرسوم برای مشاهده محتوای گرافیک یا فایل PTP پیش از بازیابی
pointer نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
pointers نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
keypad مجموعه ده کلید با طرح . شامل شده در بیشتر صفحه کلیدها به صورت کلیدهای جداگانه برای وارد کردن حجم زیاد داده عددی
data tablet یک وسیله ورودی دستی برای صفحه نمایش گرافیکی صفحه داده دهی
reverse حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
reversing حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
identifier مجموعه حروف برای اختلف دادن بین بلاکهای داده مختلف یا فایل ها
reverses حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
reversed حروفی که در جهت مخالف حروف دیگر نمایش داده می شوند برای تاکید.
geometry and rendering مراحل اصلی برای ایجاد و نمایش شی سه بعدی
dry plasma etching روشی برای ایجاد یک پوشش روی یک قرص
gorge portion محل مناسب برای ایجاد سد دربستر رودخانه
graphics که برای ایجاد شکلهای ندیگر به کار می رود
incorporation جا دادن ایجاد شخصیت حقوقی برای شرکت
graphics تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
printed حروف خاص ارسالی به چاپگر که آنرا هدایت میکند برای انجام یک تابع یاعمل
key ترکیب خاص حروف و اعداد که برای رمزگشایی متن های رمزدار به کار می رود
prints حروف خاص ارسالی به چاپگر که آنرا هدایت میکند برای انجام یک تابع یاعمل
print حروف خاص ارسالی به چاپگر که آنرا هدایت میکند برای انجام یک تابع یاعمل
jumper سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
jus ex injuria non oritur تعدی و تجاوز فرد برای اوحقی ایجاد نمیکند
subliminally غیر کافی برای ایجاد تحریک عصبی یا احساس
texture mapping 2-پوشاندن یک تصویر با دیگری برای ایجاد یک بافت در اولی
jumpers سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
subliminal غیر کافی برای ایجاد تحریک عصبی یا احساس
entrance head بار لازم برای ایجاد جریان ازیک لوله
configure نرم افزار واتصالات برای ایجاد یک سییستم خاص
stalking horse کاندیدای نامزدشده برای ایجاد تفرقه در رای دهندگان
hike out خم شدن یا اویختن به لبه قایق برای ایجاد تعادل
breakpoint حرف کاغذ برای ایجاد نقط ه توقف در برنامه
coprocessor پردازنده جانبی مخصوص مشابه آرایه یا پردازنده عددی که میتواند با CPU اصلی برای افزایش سرعت اجرا کار کند
format روش قرار گرفتن سط رها و ستون ها برای نمایش دادن داده یا حروف در کارت پانچ
escape character ترتیب ارسال کد که به گیرنده اعلام میکند که حروف مقابل کمکی برای اعمال کنترلی هستند
routing indicator گروهی از حروف که برای نشان دادن محل جغرافیایی یک ایستگاه یا یکان یا قرارگاه به کار می رود
end ترتیب حروف برای بیان اینکه داده یک ترمینال یا وسیله جانبی ارسال شده است
ended ترتیب حروف برای بیان اینکه داده یک ترمینال یا وسیله جانبی ارسال شده است
ends ترتیب حروف برای بیان اینکه داده یک ترمینال یا وسیله جانبی ارسال شده است
formats روش قرار گرفتن سط رها و ستون ها برای نمایش دادن داده یا حروف در کارت پانچ
readout وسیله نمایش که با نوشتن حروف جدید حروف قبلی را پاک میکند
block letter حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر
thinnest روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
center تعیین حدودوسیله ایجاد حرارت برای استفاده در هواپیمای بی موتور
thins روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thin روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thinned روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thinners روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
shares روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
mkdir دستور DOS برای ایجاد دایرکتوری جدید روی دیسک
align ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
share روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
aligning ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
answers مودم منتظر برای دریافت تماس تلفنی و ایجاد ارتباط
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com