English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
dynamic address translation ترجمه پویای ادرس
Other Matches
address translation ترجمه ادرس
paged address آدرس حافظه فیزیکی موجود که از ادرس منط قی و ادرس صفحه محاسبه میشود
dynamic analisis تجزیه و تحلیل پویای اقتصادی
lexical analysis مرحلهای در ترجمه برنامه که نرم افزار کامپایل یا ترجمه کلمات کلیدی برنامه را با دستورات که ماشین جایگزین کند
dynamic condition شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
addressed ادرس
addresses ادرس
self addressed ادرس دار
address decoder رمزکننده ادرس
self-addressed ادرس دار
address call sign معرف ادرس
memory address ادرس حافظه
transfer address ادرس انتقال
superscription توضیح ادرس
address call sign رمز ادرس
address register ثبات ادرس
addressable ادرس پذیر
addressing ادرس دهی
byte addressable بایت ادرس پذیر
addressing mode وضعیت ادرس دهی
immediate addressing ادرس دهی بلافصل
abriviated addressing ادرس مختصر شده
relative addressing ادرس دهی رابطهای
immediate addressing ادرس دهی فوری
extended addressing ادرس دهی گسترده
dynamic address translate مترجم ادرس پویا
direct addressing ادرس دهی مستقیم
memory addressing mode باب ادرس دهی حافظه
multiaddress چند نشانی ادرس چندگانه
content addressable memory محتوای حافظه ادرس پذیر
multilevel addressing ادرس دهی چند مرحلهای
interpreted ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interprets ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interpret ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interpreting ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
bytewide memory بایت ادرس پذیر در حافظه اصلی
window envelope پاکت طلق دار ادرس نما
register ثبات CPU که حاوی ادرس دستوربعدی برای پردازش است
registering ثبات CPU که حاوی ادرس دستوربعدی برای پردازش است
registers ثبات CPU که حاوی ادرس دستوربعدی برای پردازش است
registers ثباتی درCPU که حاوی ادرس محل بعدی دستیابی باشد
register ثباتی درCPU که حاوی ادرس محل بعدی دستیابی باشد
registering ثباتی درCPU که حاوی ادرس محل بعدی دستیابی باشد
hashing تبدیل یک کلید به یک ادرس که در ان کلیدها محل اطلاعات رامعین می کنند درهم سازی
yoke قسمتی از سیستم انحراف پرتوالکترونی که برای ادرس دهی یک نمایش تصویری بکار می رود
quadratic quotient search الگوریتم بازرسی کننده که به هنگام تست مکانهای بعدی جدول از یک ادرس دوگانه استفاده میکند
rendering ترجمه
version ترجمه
renditions ترجمه
renderings ترجمه
translation ترجمه
translations ترجمه
rendition ترجمه
interpretations ترجمه
compilations ترجمه
translation ترجمه
compilation ترجمه
interpretation ترجمه
versions ترجمه
push pop stack ثباتی که اطلاعات را ازشمارنده برنامه گرفته ومکانهای ادرس دستورالعمل را بر مبنای "انکه اول رفته اخر خارج شود" ذخیره میکند
rotas صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
rota صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
interpretation تعبیر ترجمه
translated ترجمه کردن
translates ترجمه کردن
translate ترجمه کردن
misinterpretation ترجمه غلط
paraphrases ترجمه ازاد
paraphrase ترجمه ازاد
interpretations تعبیر ترجمه
paraphrasing ترجمه ازاد
paraphrased ترجمه ازاد
translating ترجمه کردن
translation agency دفتر ترجمه
trannlatability قابلیت ترجمه
the a of a trans lation درستی ترجمه
the a of a trans lation صحت ترجمه
to do into ترجمه کردن به
translatable قابل ترجمه
translate time هنگام ترجمه
translate time حین ترجمه
translet ترجمه کردن
puts ترجمه کردن
put ترجمه کردن
translation agency موسسه ترجمه
mistranslation ترجمه نادرست
metaphraze ترجمه لفظی
putting ترجمه کردن
an a translation ترجمه درست
mechanical translation ترجمه مکانیکی
reversion ترجمه مجدد
mechanical translation ترجمه ماشینی
liberaltranstation ترجمه ازاد
machine translation ترجمه ماشینی
algorithm translation ترجمه الگوریتم
objects زبان برنامه پس از ترجمه
objected زبان برنامه پس از ترجمه
object زبان برنامه پس از ترجمه
indirect objects زبان برنامه پس از ترجمه
direct objects زبان برنامه پس از ترجمه
delectus برای ترجمه دارد
fortran translation process فرایند ترجمه فرترن
had it trans ted بدهید ترجمه کنند
teutonize به المانی ترجمه کردن
objecting زبان برنامه پس از ترجمه
retranslate دوباره ترجمه کردن
mistranslate ترجمه غلط کردن
literalist طرفدار معنی یا ترجمه لفظی
versions کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
tropology ترجمه یا تفسیر مجازی وروحانی
version کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
literalize تحت اللفظی ترجمه کردن
to to ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
renders ارائه دادن ترجمه کردن
rendered ارائه دادن ترجمه کردن
render ارائه دادن ترجمه کردن
assembles ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
assembled ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
assemble ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
bridgeware برنامههای کامپیوتری به منظور ترجمه دستورالعملها
paraphrase نقل بیان ترجمه و تفسیر کردن
revised version ترجمه اصلاح شده کتاب مقدس
pcv این برگردان ( ترجمه ) فارسی آن است
paraphrasing نقل بیان ترجمه و تفسیر کردن
paraphrases نقل بیان ترجمه و تفسیر کردن
paraphrased نقل بیان ترجمه و تفسیر کردن
This is its Persian rendering ( translation) . این برگردان ( ترجمه ) فارسی آن است
processor برنامه که از یک زبان به کد ماشین ترجمه میکند.
passes برنامه اسمبلر که کد اصلی را در یک عمل ترجمه میکند
passed برنامه اسمبلر که کد اصلی را در یک عمل ترجمه میکند
targum ترجمه زبان ارامی قسمتی از عهد عتیق
languages هر برنامهای که هر خط برنامه را به زبان دیگری ترجمه میکند.
pass برنامه اسمبلر که کد اصلی را در یک عمل ترجمه میکند
cross assembler ترجمه برنامه اسمبلر برای یک کامپیوتر دیگر
language هر برنامهای که هر خط برنامه را به زبان دیگری ترجمه میکند.
one pass assembler برنامه اسمبلر که در یک عمل که اصل را ترجمه میکند
encoding ترجمه پیام یا متن طبق سیستم کد گذاری
to translate something [from/into a language] ترجمه [نوشتنی] کردن چیزی [از یک زبان یا به زبانی]
literality صوری بودن عینیت تفسیر یا ترجمه لفظی
to interpret [for somebody] [from/into a language] ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
to act as interpreter [for somebody] [from/into a language] ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
posts ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
to provide interpretation [for somebody] [from/into a language] ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
septuagint ترجمه یونانی توریه بدست 07تن درزمان بطلیموس
posted ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
intermediate کد یک کامپیوتر یا اسمبلر در حین ترجمه کد سطح بالا به کد ماشین
post- ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
post ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
parses شکستن کد زبان سطح بالا به بخشهایی در حین ترجمه به کد ماشین
signaled تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
signal تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
compilation ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
compilations ترجمه برنامه کد گذاری شده به کد قابل خواندن برای ماشین
signalled تبدیل یا ترجمه سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها
parse شکستن کد زبان سطح بالا به بخشهایی در حین ترجمه به کد ماشین
jugend stil [ترجمه تحت الفظی سبک جوان در هنر نوی آلمان]
p code روشی برای ترجمه کد منبع به یک کد واسط بنام کد Pتوسط یک کامپایلر
parsed شکستن کد زبان سطح بالا به بخشهایی در حین ترجمه به کد ماشین
signal تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
signalled تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
signaled تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
controllers وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
controller وسیله اصلی در چاپگر که خروجی را از کامپیوتر به دستورات چاپی ترجمه میکند
preprocessor نرم افزاری که داده را پیش از کامپایل یا ترجمه آماده و پردازش میکند
machine سیستم کامپیوتری که برای ترجمه متن و دستورات از یک زبان به دیگری به کار می رود
machined سیستم کامپیوتری که برای ترجمه متن و دستورات از یک زبان به دیگری به کار می رود
querying پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست
machines سیستم کامپیوتری که برای ترجمه متن و دستورات از یک زبان به دیگری به کار می رود
queries پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست
executable form برنامهای که به کد ماشین ترجمه یا کمپایل شده باشد تا پردازنده بتواند اجرا کند
queried پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست
query پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست
tabling لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
tabled لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
machined دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machines دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machine دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
tables لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
table لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
machine زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machined زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machines زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
raster سیستمی که دستورات نرم افزار را به تصویر یا صفحه کامل ترجمه میکند که بعد توسط چاپگر می شوند
translator برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translators برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
source computer کامپیوتری که برای ترجمه یک برنامه منبع به برنامه مقصود بکار می رود
interpretation تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
languages استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
converter وسیله یا برنامهای که داده را از یک فرم به فرم دیگر ترجمه میکند
language استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
interpretations تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
source language 1-زبانی که برنامه در ابتدا به آن نوشته شده است .2-زبان برنامه پیش از ترجمه
machines زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machined زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
machine زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود
targeted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com