English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
shear crack ترک ناشی از برش
Search result with all words
well-intentioned ناشی از نیت خوب
well meaning ناشی از قصد خوب
well-meaning ناشی از قصد خوب
induce خطای وسیله ناشی از تاثیرات خارجی
induce اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induced خطای وسیله ناشی از تاثیرات خارجی
induced اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induces خطای وسیله ناشی از تاثیرات خارجی
induces اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
inducing خطای وسیله ناشی از تاثیرات خارجی
inducing اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
saturation خطای ناشی ازاشباع رسانه ذخیره سازی مغناطیسی
corruption خطاهای داده ناشی از اختلال یاوسایل خراب
approximation خطای ناشی از گرد کردن یک عدد حقیقی
approximations خطای ناشی از گرد کردن یک عدد حقیقی
purchase هر نوع انتقال مال غیرمنقول که ناشی از ارث یاامر امر قانونی نباشد
purchased هر نوع انتقال مال غیرمنقول که ناشی از ارث یاامر امر قانونی نباشد
purchases هر نوع انتقال مال غیرمنقول که ناشی از ارث یاامر امر قانونی نباشد
average میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
averaged میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
averages میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
averaging میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
machine خطای ناشی خرابی سخت افزار
machine خطای ناشی از خرابی قطعه
machined خطای ناشی خرابی سخت افزار
machined خطای ناشی از خرابی قطعه
machines خطای ناشی خرابی سخت افزار
machines خطای ناشی از خرابی قطعه
flow ناشی شدن فلو
flowed ناشی شدن فلو
flows ناشی شدن فلو
crash خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashes خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashingly خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
fail سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
failed سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fails سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
semantics خطای ناشی از استفاده از نشانه نادرست در یک دستور برنامه
component خطای ناشی از یک وسیله مشکل دار ونه برنامه نویس نادرست
components خطای ناشی از یک وسیله مشکل دار ونه برنامه نویس نادرست
complement 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complemented 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complementing 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
complements 1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
muff ناشی
muffed ناشی
muffing ناشی
muffs ناشی
rise ناشی شدن از
rise ناشی شدن
rises ناشی شدن از
rises ناشی شدن
lewd ناشی از هرزگی شهوت پرست
hangover تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangovers تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
ambiguities خطای ناشی از انتخاب نادرست داده مبهم
ambiguity خطای ناشی از انتخاب نادرست داده مبهم
stingy ناشی از خست
maladroit ناشی
flag نشانه وقوع عدد نقلی ناشی از تفریق یا جمع
flags نشانه وقوع عدد نقلی ناشی از تفریق یا جمع
scrupulous ناشی ازوسواس یا دقت زیاد
internal ناشی ازدرون
internal باطنی ناشی ازدرون
carried وام ایجاد شده در جمع کننده ناشی از سیگنال وام ورودی
carried خیر ناشی از جمع کننده در وام ایجاد شده
carried رقم ناشی از نتیجه زیادی که از عدد پایه استفاده شده بزرگتر است
carries وام ایجاد شده در جمع کننده ناشی از سیگنال وام ورودی
carries خیر ناشی از جمع کننده در وام ایجاد شده
carries رقم ناشی از نتیجه زیادی که از عدد پایه استفاده شده بزرگتر است
carry وام ایجاد شده در جمع کننده ناشی از سیگنال وام ورودی
carry خیر ناشی از جمع کننده در وام ایجاد شده
carry رقم ناشی از نتیجه زیادی که از عدد پایه استفاده شده بزرگتر است
carrying وام ایجاد شده در جمع کننده ناشی از سیگنال وام ورودی
carrying خیر ناشی از جمع کننده در وام ایجاد شده
carrying رقم ناشی از نتیجه زیادی که از عدد پایه استفاده شده بزرگتر است
check خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
checked خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
checks خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
resultant ناشی
derive ناشی شدن از منتج کردن
derives ناشی شدن از منتج کردن
deriving ناشی شدن از منتج کردن
charging خطای مهاجم خطای ناشی از یورش به حریف
blocking گرفتگی مسیر جریان در تونل باد ناشی از موجهای ضربهای
proceed ناشی شدن از عایدات
proceed ناشی شدن ارتقا پیدا کردن در جمع عایدات
proceeded ناشی شدن از عایدات
proceeded ناشی شدن ارتقا پیدا کردن در جمع عایدات
negligent ناشی از بی مبالاتی
awesome حاکی از ترس ناشی از بیم
bang صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
banged صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
banging صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
bangs صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
issue ناشی شدن
issued ناشی شدن
issues ناشی شدن
Other Matches
low cycle fatigue خستگی ناشی از لرزشهایی بافرکانس کم ناشی از تغییرسرعت دوران دستگاه
tortious liability ضمان ناشی از شبه جرم مسئوولیت ناشی از خطای مدنی
look ahead جمع کننده سریع که وجود رقم نقلی ناشی از جمع را پیش بینی میکند. و تاخیر ناشی از آن را حذف میکند
resulted ناشی
result ناشی
Due to ناشی از
skill less ناشی
resulting ناشی
on account of somebody [something] ناشی از
due ناشی از
dilettantes ناشی
dilettanti ناشی
therefrom ناشی از ان
even tual ناشی
skilless ناشی
amateurish ناشی
descended ناشی
gauche ناشی کج
emergent ناشی
mala filde ناشی
ills ناشی
ill- ناشی
ill ناشی
dilettante ناشی
novices ادم ناشی
abnerval ناشی از عصب
unskil ناشی بی مهارت
emanated ناشی شدن
variorum ناشی ازچندمنبع
adipic ناشی ازچربی
emanates ناشی شدن
emanating ناشی شدن
sequent منتج ناشی
novice ادم ناشی
guttural ناشی از گلو
tisy ناشی از مستی
toxic ناشی از زهراگینی
awkwardness ناشی گری
unfortunate ناشی ازبدبختی
unperfect ناشی نابلد
awkward بی لطافت ناشی
emanate ناشی شدن
rhapsodical ناشی از احساسات
dittographic ناشی ازتکراراشتباهی
due to an accident ناشی از یک حادثه
awkward age سن خامکار [ناشی]
gremie بی تجربه و ناشی
hypostatic ناشی از ته نشینی
premune ناشی از جلوگیری
irritative ناشی از تحریک
gaucherie ناشی گری
as green as grass <idiom> کم تجربه و ناشی
privative ناشی از محرومیت
jackleg ناشی نادرست
transmission خطای ناشی از اختلال در خط
kinetic energy نیروی ناشی ازحرکت
thoughtless لاقید ناشی از بی فکری
pot valour دلپری ناشی از مستی
perjurious ناشی از پیمان شکنی
occupation disease امراض ناشی از کار
result ناشی شدن نتیجه
occupation authorities اقتدارات ناشی از اشغال
transmissions خطای ناشی از اختلال در خط
intuitional ناشی از درک مستقیم
left handed واقع در سمت چپ ناشی
sentiment ضعف ناشی ازاحساسات
interoceptive ناشی از امعاء واحشاء
inexpertness ناشی گری بی تخصصی
associative facilitation سهولت ناشی از تداعی
associative inhibition بازداری ناشی از تداعی
short sighted ناشی از کوته نظری
shear stress تنش ناشی از برش
damage feasant خسارت ناشی از حیوانات
scorbutic ناشی از کمبود ویتامین C
rube ادم دهاتی ناشی
royalistic ناشی از شاه پرستی
renunciatory ناشی از انکار نفس
despiteous ناشی ازکینه یالج
diastrophic ناشی ازتغییرات ارضی
inexpertly ازروی ناشی گری
profits a prendre حقوق ناشی از مزارعه
impiteous ناشی از سخت دلی
shear failure گسیختگی ناشی از برش
resulted ناشی شدن نتیجه
ebb current جریان ناشی از افت اب
indiscriminate ناشی از عدم تبعیض
absorption losses تلفات ناشی از جذب
ravening حریص ناشی از حرص
renunciative ناشی از انکار نفس
ingenious با هوش ناشی از زیرکی
toxic psychosis روان پریشی ناشی از سم
resulting ناشی شدن نتیجه
tutelar authority اختیار ناشی از قیومت
war risks خطرات ناشی از جنگ
use inheritance وراثت ناشی از کاربرد
vinculo matrimonii ناشی از علقه زوجیت
wind wave خیز اب ناشی از باد
wind wave موج ناشی از باد
arise رخ دادن ناشی شدن
arises رخ دادن ناشی شدن
come رخ دادن ناشی شدن
comes رخ دادن ناشی شدن
arising رخ دادن ناشی شدن
deflationary gap لطمه ناشی از رکود اقتصادی
paganish بیت پرست ناشی ار شرک
demand pull inflation تورم ناشی از فشار تقاضا
idols of the cave اوهام ناشی از حالات ویژه هر کس
rounding errors خطاهای ناشی از سرراست کردن
property income tax مالیات بر درامد ناشی ازمستغلات
hunger osteopathy بیماری استخوانی ناشی از گرسنگی
cost push inflation تورم ناشی از فشار هزینه
covenant in low تعهد ناشی ازحکم قانون
repetitive stress injury اسیب ناشی از فشار تکراری
rental income درامد ناشی از اجاره بها
dispersion error اشتباه ناشی از پراکندگی تیر
property income درامد ناشی از املاک ومستغلات
idols of the market اوهام ناشی از سخن وامیزش
form drag مقاومت ناشی از شکل جسم
forced vibration ارتعاشات ناشی از تحریکات خارجی
faute de mieux همجنس خواهی ناشی ازمحرومیت
excess demand inflation تورم ناشی از مازاد تقاضا
rain wash فرسایش ناشی از ریزش باران
lummox ادم ناشی وخام دست
occupation authority اقتدار ناشی از فتح و پیروزی
catcher بوکسور ناشی کتک خور
maladroitness ناشی گری بیدست و پایی
social increment افزایش ناشی از کار جمعی
to play a poor game ناشی بودن مهارت نداشتن
titular ناشی از لقب رسمی افتخاری
somatogenic ناشی از سلولهای جداری وبدنه
bizarre غیر مانوس ناشی از هوس
laity مردم غیر روحانی ناشی
greenhorns مبتدی ادم خام یا ناشی
greenhorn مبتدی ادم خام یا ناشی
technological unemployment بیکاری ناشی ازپیشرفتهای فنی
supply push inflation تورم ناشی از فشار عرضه
well mcaning خوش نیت ناشی از قصدخوب
social decrement کاهش ناشی از کار جمعی
simple content debt دین ناشی از قرارداد شفاهی
wind load سربار ناشی از اثرات باد
wage push inflation تورم ناشی از فشار مزد
jus in re حق کامل و مطلق ناشی ازمالکیت عمومی
idols of the theatre اوهام ناشی از اصول و قواعدمنطقی و فلسفی
eddy loss افت جریان ناشی از چرخش وپیچش
rat a tat صدای ناشی ازضربات تند و متوالی
posthypnotic ناشی از اثرات بعدی خواب مغناطیسی
awkwardly از روی خام دستی یا ناشی گری
rat-a-tat صدای ناشی ازضربات تند و متوالی
failures خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
high cycle fatigue خستگی ناشی از لرزشهای بافرکانس زیاد
cooling drag پسای ناشی از خنک کردن موتور
to die a violent death مردن ناشی ازمرگ غیر طبیعی
waiting delay تاخیر ناشی از عدم توانایی پرداخت
rat a tat tat صدای ناشی ازضربات تند و متوالی
deformation due to moisture and tempratu تغییر شکل ناشی از رطوبت وحرارت
endogenous مسائل ناشی از درونه سیستم اقتصادی
truncation خطا ناشی از کوتاه کردن عدد
commutator riple تغییرات جزئی ناشی از یکسوکردن جریان
failure خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
bomb damage assessment تعیین میزان خسارت ناشی ازبمب
social security wealth ثروت ناشی از نظام تامین اجتماعی
booklore علم کتابی معلومات ناشی از مطالعه کتاب
She has circles under hereyes. زیر چشمهایش گود افتاده ( ناشی از لاغری )
frailties نحیفی خطایی که ناشی ازضعف اخلاقی باشد
pray in aid دعوی مطالبه منافع ناشی ازمحتویات یک سند
structural damage خسارت ناشی از خرابی یاترک خوردگی ساختمان
mark up price inflation تورم ناشی از افزایش قیمت نسبت به هزینه
unprompted ناشی از طیب خاطر خودبخود بی اختیار خودرو
psychomotor ناشی از حرکات عضلانی دراثر عمل فکری
toxicosis بیماری ناشی از خوردن زهر ایجاد مسمومیت
reversed rolling moment گشتاور ناشی از کنترل معکوس در صفحه غلتش
frailty نحیفی خطایی که ناشی ازضعف اخلاقی باشد
quantize اختلال در سیگنال ناشی از عدم دقت در حجم فرآیند
thermal shock تنش مکانیکی شدید ناشی ازافزایش ناگهانی دما
barratry خسارات ناشی از جرم عمدی ناخدا یا ملوان کشتی
bank protection حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
equitable mortgage از اعمال طرفین یک عمل یا تاسیس حقوقی ناشی میشود
exogenous مسئلهای که از خارج یک سیستم اقتصادی ناشی شده باشد
cross linked files در DOS-MS خطای ناشی از استفاده دو فایل از یک بخش از دیسک
disaster dump اختلال در داده یا برنامه ناشی از خطا یامشکل در سیستم
viscous force نیرو در واحد جرم یا حجم ناشی ار برش مماسی درسیال
crevice corrosion خوردگی ناشی از وجود ترک مویی یا درز در ساختمان یک قطعه
alluviation رسوبات ماسه و شن ناشی ازکم شدن سرعت جریان رودخانه
frame خطای ناشی از یک بیت مشکل دار در فریمی در نوار مغناطیسی
aeromedicine قسمتی از طب که دربارهء بیماریها و اختلالات ناشی از پرواز گفتگو میکند
implied assumpist تعهد غیر رسمی که از نحوه عمل متعهد ناشی و استنباط میشود
cassion discase تغییرات عصبی ناشی ازکاهش فشار محیط در ارتفاع بالاتر از یک یا دو اتمسفر
neological ناشی از تجد د مذهبی وابسته به اصول نوین یاواژه سازی در زبان
dialectic البته باتفاوتهایی که ناشی از روش فکری خاص هر یک بود به کار می بردند
ride control سیستم کنترل ایرودینامیکی اتوماتیک که شتاب قائم ناشی از تندبادها را کاهش میدهد
duress در CL نیزمانند حقوق ماهر عمل یاتاسیس حقوقی ناشی از اکراه باطل است
reventment روکش کردن سطح زمین به منظور جلوگیری از فرسایش ناشی از باد و باران
knee brace پشت بندی که جهت مقاومت ساختمان درمقابل فشار ناشی از بادبسته میشود
constructive trust منظور مسئولیتی است که از حکم قانون ناشی میشود و ارتباطی به خواست شخص ندارد
vortex trail دنباله مرئی باقیمانده از نوک بال یا ملخ و غیره ناشی ازجریانهای حلقوی شدید
waisting کاهش موضعی قطر ناشی ازجریان برگشت ناپذیر حاصل از تنش در نقطه شکست
aerodynamic heating افزایش دما ناشی از جریان سریع هوا روی سطوح ایرودینامیکی به ویژه درسرعتهای زیاد
pascal فشار وارد بریک نقطه صرف نظر از شتاب ناشی از گرانش در همه جهات یکسان میباشد
crosstalk سیگنالهی ناخواسته درمجموعهای از مدارات ارتباطی یا کامپیوتری که ازوجود ترافیک در کانالهای دیگر یا از تداخل ناشی میشود
compounding a felony سازش کردن در دعوی ناشی از جنایت با پرداخت مبلغی به عنوان غرامت به مجنی علیه یا قائم مقام او
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com