English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (23 milliseconds)
English Persian
legg press تمرین تقویت عضلههای پا بافشار دادن وزنه به بالا با پاخوابیده به پشت
Other Matches
lateral raise تمرین تقویت عضلههای پشت و شانه با دنبل
multipoundage syatem روش تمرین وزنه برداری باکاستن وزنه هنگام سختی کار
light and heavy system روش تمرین وزنه برداری بافزونی تدریجی وزنه
abdominal endurance ورزشهای تقویت عضلههای شکم
lat machine دستگاه تقویت کننده عضلههای پشت
swing bar اسبابی مانند دنبل برای تقویت عضلههای بازو و شانه
swing bell اسبابی مانند دنبل برای تقویت عضلههای بازو و شانه
weight program تمرین وزنه برداری
donkey raise تمرین خم شدن با وزنه روی پشت
benches تعویض بازیگر نیمکت تمرین وزنه برداری
bench تعویض بازیگر نیمکت تمرین وزنه برداری
triceps extension تمرین تقویت ماهیچه سه سر
uplift بالا زدن وزنه
uplifts بالا زدن وزنه
press بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
presses بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
high frequency amplification تقویت فرکانس بالا
high frequency amplifier تقویت کننده فرکانس بالا
high frequency current gain تقویت جریان فرکانس بالا
high frequency amplification stag طبقه تقویت فرکانس بالا
squat وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squatting وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squatted وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squats وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
shot putters شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
shot putter شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
experiencing تمرین دادن
exercised تمرین دادن
exercise تمرین دادن
experience تمرین دادن
experiences تمرین دادن
exercises تمرین دادن
sinker وزنه ریسمان ماهی گیری وزنه
sinkers وزنه ریسمان ماهی گیری وزنه
breeze تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
breezed تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
breezes تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
breezing تمرین دادن اسب با سرعت دلخواه خودش
strengthen قوی کردن تقویت دادن
strengthened قوی کردن تقویت دادن
upgrade پیشرفت دادن تقویت کردن
upgraded پیشرفت دادن تقویت کردن
upgrades پیشرفت دادن تقویت کردن
upgrading پیشرفت دادن تقویت کردن
strengthens قوی کردن تقویت دادن
dry sum تمرین مشق پای قبضه تمرین بدون تیراندازی
refreshed نیروی تازه دادن تقویت کردن
refreshes نیروی تازه دادن تقویت کردن
refresh نیروی تازه دادن تقویت کردن
super set مجموعه تمرینها برای عضلههای خاص
flushing اب را بافشار ریختن
flushes اب را بافشار ریختن
propulsion بجلوراندن بافشار
flush اب را بافشار ریختن
froissement حرکت بافشار
barometric بافشار هوا
diffusion تخلیه کردن بافشار
lifted بالا دادن
lift بالا دادن
lifting بالا دادن
lifts بالا دادن
radojet وسیله تخلیه هوا بافشار
hydromatic دستگاهی که بافشار روغن کار میکند
elvate بالا دادن لوله
rouse out بالا دادن زنجیر لنگر
pneumatic بافشار گاز وسایلی که با فشارگاز یا هوا کار می کنند
purge valve لوله مخصوص بیرون فرستادن اب از ماسک بافشار هوای بینی
die casting روشی که در ان فلز مذاب بافشار هیدرولیکی به داخل قالبهایی رانده میشود
high دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
highest دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
highs دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
supination قرار دادن کف دست رو به بالا تاق باز خوابی
emergency drill تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
pitot tube لولهای در مسیر جریان سیال که فشار داخل ان بافشار کل محیط برابر است
foster تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
monitored رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitor رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitors رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
elvate بالا بردن بالابردن لوله حرکت دادن لوله جنگ افزار در برد
scroll حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
scrolls حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
telephone repeater دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
ponderance وزنه
where is the kilogramme weight ? وزنه ....
paper weight وزنه
short weight وزنه کم
spinwriter چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
weight lifter وزنه بردار
lifter وزنه بردار
weight throw پرتاب وزنه
counterweight وزنه تعادل
sinkers وزنه نگهدار
weight lifting وزنه برداری
bob وزنه قپان
putting پرتاب وزنه
counterbalances وزنه تعادل
counterweight وزنه برابر
sinker وزنه نگهدار
counterweight وزنه مقابل
counterweights وزنه برابر
counterweigh وزنه تعادل
shot put پرتاب وزنه
flyweight وزنه تعادل
puts پرتاب وزنه
rammer وزنه شمعکوب
counterweights وزنه مقابل
ballast وزنه تعادل
counterweights وزنه تعادل
halma پرش با وزنه
counter weight وزنه مقابل
counter balance وزنه تعادلی
plumb bob وزنه سربی
ledgers وزنه سربی
offsetting وزنه متعادل
counterbalance وزنه تعادل
offset وزنه متعادل
bobs وزنه قپان
counterpoise وزنه متقابل
ledger وزنه سربی
counterbalanced وزنه تعادل
put پرتاب وزنه
weight سنگ وزنه
counter weight وزنه تعادل
bobbing وزنه قپان
flyweights وزنه تعادل
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
sinkers وزنه سربی ماهیگیری
sash balancing weight وزنه متعادل کننده
sinker وزنه سربی ماهیگیری
ballast وزنه متعادل کننده
castaway پرتاب کردن وزنه
governor balance weight وزنه تعادل رگولاتور
castaways پرتاب کردن وزنه
incline bench تخته وزنه برداری
snatch وزنه برداری یکضرب
kentledge وزنه اهن ته کشتی
ledgering ماهیگیری بااستفاده از وزنه
snatched وزنه برداری یکضرب
snatches وزنه برداری یکضرب
snatching وزنه برداری یکضرب
poise اونگ یا وزنه ساعت
shot پرتاب وزنه گلوله سربی
shots پرتاب وزنه گلوله سربی
split وزنه برداری یکضرب فرانسوی
triathlon پرش ارتفاع و پرتاب وزنه
clean and press حرکت پرس وزنه برداری
make-weight سر وزن رسیدن وزنه بردار
make-weights سر وزن رسیدن وزنه بردار
europian championship وزنه برداری قهرمانی اروپا
discobolus وزنه پرت کن حلقه انداز
clean and jerk حرکت دوضرب وزنه برداری
make weight سر وزن رسیدن وزنه بردار
terminal tackle راهنما و وزنه وصل به انتهای نخ ماهیگیری
platforms تخته 4 در 4متر مسابقه وزنه برداری
empty weight وزنه بدنه هواپیما و موتور وتجهیزات ان
platform تخته 4 در 4متر مسابقه وزنه برداری
poise وزنه متحرک بحالت موازنه دراوردن
terminal rig طعمه راهنما و وزنه وصل به انتهای نخ ماهیگیری
disqualifying خارج شدن از دور رقابتهای وزنه برداری
disqualify خارج شدن از دور رقابتهای وزنه برداری
bat weight وزنه اضافی متصل به چوب بیس بال
derrick lift کشیدن وزنه به روی سینه باپاهای راست
disqualifies خارج شدن از دور رقابتهای وزنه برداری
disqualified خارج شدن از دور رقابتهای وزنه برداری
deal lift بلند کردن وزنه تا کمر وپایین بردن
the clouds above ابرهای بالا یا بالا سر
signal light چراغهای سفید و سرخ اعلام رای وزنه برداری
dipsey sinker نوعی وزنه برای فرو بردن قلاب ماهیگیری
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
lifted وسیله اوج گرفتن هواپیمای بی موتور کندن وزنه از زمین
lifting وسیله اوج گرفتن هواپیمای بی موتور کندن وزنه از زمین
jerks پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
lift وسیله اوج گرفتن هواپیمای بی موتور کندن وزنه از زمین
jerking پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
bench by a back injury خارج شدن از مسابقه وزنه برداری به علت اسیب دیدگی
lifts وسیله اوج گرفتن هواپیمای بی موتور کندن وزنه از زمین
jerked پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerk پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
drilled تمرین
exercised تمرین
exercise تمرین
rehearsal تمرین
actions تمرین
action تمرین
rehearsals تمرین
practice تمرین
drills تمرین
use تمرین
trains تمرین
trained تمرین
train تمرین
ure تمرین
drilling تمرین
work out تمرین
exercises تمرین
drill تمرین
uses تمرین
crosshead وزنه مستطیلی که به سیم نقاله روی سطل معدنچیان اویخته میش ود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com