Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (15 milliseconds)
English
Persian
kind
جنس گروه
kindest
جنس گروه
kinds
جنس گروه
Search result with all words
outfit
همسفر گروه
outfits
همسفر گروه
party
گروه
party
گروه مخصوص انجام یک ماموریت
domain
ناحیه یا گروه ها در یک شبکه
domains
ناحیه یا گروه ها در یک شبکه
bodies
گروه یا یکانی از یک عده عمده عمده قوا
body
گروه یا یکانی از یک عده عمده عمده قوا
class
رسته گروه
class
گروه وزنی ورزشکار ممتاز
classed
رسته گروه
classed
گروه وزنی ورزشکار ممتاز
classes
رسته گروه
classes
گروه وزنی ورزشکار ممتاز
classing
رسته گروه
classing
گروه وزنی ورزشکار ممتاز
slab
گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
slabs
گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
school
گروه
school
گروه پرندگان
schools
گروه
schools
گروه پرندگان
lobbied
گروه فشار
lobbies
گروه فشار
lobby
گروه فشار
totalitarianism
سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد
gather
نوشتن یک گروه از رکوردهای جداگانه به صورت بلاک داده
gathered
نوشتن یک گروه از رکوردهای جداگانه به صورت بلاک داده
wing
گروه هوایی هر چیزی که هوا را برهم میزند
wing
گروه هوایی
winging
گروه هوایی هر چیزی که هوا را برهم میزند
winging
گروه هوایی
hierarchies
گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
hierarchy
گروه فرشتگان نه گانه سلسله سران روحانی وشیوخ
pack
دسته گروه
pack
گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
packs
دسته گروه
packs
گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
cylinder
1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است
cylinders
1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است
subscribe
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribed
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribes
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribing
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
adjacent
دو میدان متصل به دو گروه مجاور
series
گروه موضوعات مربوطه که مرتب شده اند
stable
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stables
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
lot
گروه
bevy
گروه
coterie
گروه هم مسلک
coteries
گروه هم مسلک
task force
گروه کار
task force
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task forces
گروه کار
task forces
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
companies
گروه
company
گروه
crowd
گروه
crowds
گروه
corps
گروه
second
نفر بعد ازسر گروه
seconded
نفر بعد ازسر گروه
seconding
نفر بعد ازسر گروه
seconds
نفر بعد ازسر گروه
set
گروه
sets
گروه
setting up
گروه
clinch
گروه پرچ بودن
clinched
گروه پرچ بودن
clinches
گروه پرچ بودن
clinching
گروه پرچ بودن
duct
لولهای که حاوی کابل هایی است که اطراف یک گروه کابل یک پوشش محافظ قرار دارد
framing
یک فرایند ارتباطات که تعیین میکند کدام گروه از بیتهاتشکیل یک کاراکتر را میدهدو کدام گروه کاراکترها یک پیام را نمایش میدهد
stick
یک گروه چترباز که از یک دریا یک قسمت هواپیما به بیرون می پرند
stick
گروه پرنده
squadron
دستهای از مردم گروه هواپیما
squadrons
دستهای از مردم گروه هواپیما
harness
یک گروه از کابلهای مجزاکه به بسته شده اند
harnessed
یک گروه از کابلهای مجزاکه به بسته شده اند
harnessing
یک گروه از کابلهای مجزاکه به بسته شده اند
boarding parties
گروه پژوهش
boarding party
گروه پژوهش
armies
سپاه گروه
army
سپاه گروه
block
مجموعهای از موضوعات در یک گروه
blocked
مجموعهای از موضوعات در یک گروه
blocks
مجموعهای از موضوعات در یک گروه
acorn
گروه آمادی مقدم
acorn
گروه آماد جلو
acorns
گروه امادی مقدم
acorns
گروه امادجلو
ring
گروه
regiment
گروه بسیار
regiments
گروه بسیار
skulk
گروه دزدکی حرکت کردن
skulked
گروه دزدکی حرکت کردن
skulking
گروه دزدکی حرکت کردن
skulks
گروه دزدکی حرکت کردن
pressure group
گروه فشار
Other Matches
beach group
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
commodity groups
گروه اقلام مشابه لجستیکی گروه کالاهای مصرفی
beach party
گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
civil reserve air fleet
گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
task component
بخشی از یک ناوگان یا گروه رزمی یا گروه ماموریت که برای یک ماموریت مخصوص تشکیل شده است
clean up party
گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
countervailing power
قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
kaldor criterion
ضابطهای که براساس ان هرگونه تغییر ازنظر اجتمائی مطلوب یا مفیداست مشروط برانکه میزان نفع گروه منتفع شونده ازمیزان گروه متضررشونده بیشتر باشد . این ضابطه اولین بار بوسیله اقتصاددان امریکائی
landing group
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
amphibious task group
گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
horde
گروه بیشمار گروه
hordes
گروه بیشمار گروه
battery of tests
گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
troop
گروه
batches
گروه
batch
گروه
trooping
گروه
trooped
گروه
group
گروه
swarms
گروه
parcel
گروه
parcels
گروه
cohorts
گروه
cohort
گروه
gang
گروه
platoons
گروه
assembly
گروه
cluster
گروه
groups
گروه
gangs
گروه
flock
گروه
hosted
گروه
host
گروه
clusters
گروه
cluster bombs
گروه
cluster bomb
گروه
fry
گروه
fries
گروه
throngs
گروه
flocked
گروه
g , series
گروه ژ
flocking
گروه
flocks
گروه
throng
گروه
thronged
گروه
platoon
گروه
thronging
گروه
teams
گروه
folk
گروه
frying
گروه
shoals
گروه
covey
گروه
cliques
گروه
hosts
گروه
clique
گروه
ensigns
گروه
folks
گروه
mass
گروه
team
گروه
massing
گروه
masses
گروه
ensign
گروه
hosting
گروه
congregations
گروه
congregation
گروه
shoal
گروه
squads
گروه
squad
گروه
many
گروه
multitudes
گروه
multitude
گروه
concourses
گروه
concourse
گروه
herd
گروه
herded
گروه
herding
گروه
herds
گروه
bunch
گروه
bunching
گروه
swarmed
گروه
swarm
گروه
bunched
گروه
t group
گروه T
special interest group
گروه
bunches
گروه
attack group
گروه تک
basic unit assembly group
گروه ساختمانی
boatswain's party
گروه ملوان
bit stream
گروه بیتی
subgroups
زیر گروه
abelian group
گروه ابلی
chevroner
فرمانده گروه
biotype
زیست گروه
class of suplies
گروه کالاها
battery of wells
گروه چاهها
bridged group
گروه پل شده
subgroups
خرده گروه
budget comittee
گروه بودجه
division
گروه وزنی
cable party
گروه لنگر
camp color party
گروه پرچم
divisions
گروه وزنی
captain of the forecastle
سر گروه لنگر
carbonyl group
گروه کربونیل
subgroup
خرده گروه
subgroup
زیر گروه
center
گروه مرکزی
encounter group
گروه رویارویی
dyad
گروه دو عضوی
billeting party
گروه پیشرو
bridging group
گروه پل شده
end group
گروه انتهایی
acid group
گروه اسیدی
acidic group
گروه اسید
alkyl group
گروه الکیلی
attack group
گروه تک به ساحل
acid group
گروه اسید
coordinated group
گروه کوئوردینانسی
control group
گروه گواه
amino group
گروه امینی
armor group
گروه زرهی
contact party
گروه تماس
closed group
گروه بسته
commutative group
گروه جابجاپذیر
commonwealth of letters
گروه نویسندگاه
command group
گروه فرماندهی
army group
گروه ارتش
criterion group
گروه ملاک
device cluster
گروه دستگاه
billeting party
گروه یورتچی
acidic group
گروه اسیدی
advance party
گروه پیشرو
coacting group
گروه همکار
battle group
گروه نبرد
advance point
گروه نوک
air group
گروه هوایی
alkyl group
گروه الکیل
duty hands
گروه نگهبانان
disk pack
گروه بسته
diad
گروه دو عضوی
diaconate
گروه شماسان
devitry
گروه دیوان
artillery group
گروه توپخانه
side group
گروه جانبی
trigon
گروه سه صورتی
user group
گروه کاربران
workgroup
گروه کاری
anchor man
رئیس گروه
anchor men
رئیس گروه
anchormen
رئیس گروه
death squad
گروه کشتار
death squads
گروه کشتار
flying squad
گروه ضربت
flying squad
گروه تندواکنش
flying squad
گروه تندکنش
thiocarbonyl group
گروه تیوکربونیل
symmetry group
گروه تقارن
supply party
گروه تدارکات
side party
گروه رنگ زن
sociometric technique
فن گروه سنجی
sociometry
گروه سنجی
spear head
گروه جلودار
special party
گروه ویژه
standardization group
گروه معیاریابی
storm trooper
گروه توفان
substituent
گروه استخلافی
substituent group
گروه استخلافی
sugroup
خرده گروه
supergroup
فوق گروه
flying squads
گروه ضربت
flying squads
گروه تندواکنش
quire
گروه کر
[موسیقی]
choir
گروه خوانندگان
GEAM
گروه معماری
crisis team
گروه ضد بحران
work team
گروه کار
flying squads
گروه تندکنش
search parties
گروه پیگرد
search party
گروه پیگرد
shop steward
رئیس گروه
shop stewards
رئیس گروه
adverbial group
گروه قیدی
In groups. In batches.
دسته دسته ( گروه گروه )
mass squad
گروه توده
shock troops
گروه حمله
experimental group
گروه ازمایشی
groupware
گروه ابزار
paratroops
گروه چترباز
gunner's party
گروه توپخانه
head's party
گروه نظافت
heguman
پیشوای گروه
hexad
گروه شش چیز
hydrogxyl group
گروه هیدروکسیل
in group
گروه خودی
we group
گروه خودی
infinite group
گروه نامتناهی
knightage
گروه سلحشوران
group separator
جداساز گروه
group of targets
گروه هدفها
group of targets
گروه اماجها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com