Total search result: 201 (12 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
colleger |
دانشجویی که ازبنگاه خیریه دانشکده بهرمند میشود |
|
|
Other Matches |
|
rah rah |
دارای روحیه دانشجویی شعار دهنده برای دانشکده هورا هورا گفتن |
non collegiate |
در باب شاگردی گفته میشود بی دانشکده |
intrant |
کسی که وارد انجمن یا دانشکده یامقامی میشود |
outdoor relief |
اعانه بمردمی که بیرون ازبنگاه اعانه زندگی می کنند |
scholarships |
کمک هزینه دانشجویی |
teach-ins |
بحث علمی دانشجویی |
scholarship |
کمک هزینه دانشجویی |
teach-in |
بحث علمی دانشجویی |
send down |
دانشجویی را از دانشگاه بیرون کردن |
sizer |
دانشجویی که کمک هزینه تحصیلی دریافت میدارد |
sizar |
دانشجویی که کمک هزینه تحصیلی دریافت میدارد |
seminarian |
دانشجویی که در جلسات بحث وتحقیق شرکت میکند |
charitable |
خیریه |
foundation |
سازمان خیریه |
charities |
موسسه خیریه |
charity |
موسسه خیریه |
pious foundations |
بنگاههای خیریه |
welfare |
سعادت خیریه |
foundation |
موسسه خیریه |
benefits society |
انجمن خیریه |
charity organization |
سازمان خیریه |
charitable institution |
موسسه خیریه |
alms house |
مسافرخانه خیریه |
pyramidist |
دانشجویی که در ساختمان وتاریخ هرم های مصر بررسی میکند |
institutionalism |
سیاست خیریه واخلاقی |
sisterhood |
انجمن خیریه مذهبی نسوان |
sorority |
انجمنهای خیریه یا کلوب نسوان |
exhibition game |
بازی نمایشی به نفع خیریه |
rummage sale |
حراج هدایای تقدیمی بکلیسابرای امور خیریه |
corody |
لباس وغذا وغیره که موسسات خیریه به محتاجان میدهند |
institutionalism |
سیاست ترویج امور خیریه واصلاح بزهکاران از طرق اخلاقی و تادیبی |
top |
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی |
sector |
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود |
sectors |
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود |
universal |
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود |
flag day |
هر روزی که مردم برای امور خیریه پول خیرات می کنند ودر مقابل پرچم های کوچک دریافت می دارند |
schools |
دانشکده |
school |
دانشکده |
intercollegiate |
بین دانشکده ها |
provosts |
نافم دانشکده |
collegian |
عضو دانشکده |
state college |
دانشکده دولتی |
collegial |
مربوط به دانشکده |
provost |
نافم دانشکده |
medical college |
دانشکده طبی |
technical colleges |
دانشکده فنی |
military college |
دانشکده افسری |
technical college |
دانشکده فنی |
law faculty |
دانشکده حقوق |
faculty of law |
دانشکده حقوق |
polytechnic |
دانشکده صنعتی |
polytechnical |
دانشکده صنعتی |
school of law |
دانشکده حقوق |
medical college |
دانشکده پزشکی |
polytechnics |
دانشکده صنعتی |
lawfaculty |
دانشکده حقوق |
bursars |
گنجور دانشکده |
bursar |
گنجور دانشکده |
principal |
رئیس دانشکده یا دبیرستان |
faculty |
نیروی ذهنی دانشکده |
academian |
عضو دانشکده یادانشگاه |
mattriculation |
دخول در دانشکده یادانشگاه |
principals |
رئیس دانشکده یا دبیرستان |
student of law |
شاگرد دانشکده حقوق |
faculties |
نیروی ذهنی دانشکده |
faculty |
اولیای مدرسه دانشکده |
medical |
دانشکده پزشکی سرپزشک |
cadets |
دانشجوی دانشکده افسری |
professor |
معلم دبیرستان یا دانشکده |
gaudyday |
روزمهمانی دانشکده روزشادی |
professors |
معلم دبیرستان یا دانشکده |
cadet |
دانشجوی دانشکده افسری |
faculties |
اولیای مدرسه دانشکده |
matriculate |
در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن |
matriculating |
در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن |
presentation day |
روز دادن درجات در دانشکده |
freshmen |
دانشجوی سال اول دانشکده |
matriculates |
در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن |
mortar board |
کلاه چتر گوش دانشکده |
faculties |
استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد |
deanship |
مقام ریاست دانشکده یا کلیسا |
junior college |
دانشکده مقدماتی تا دو ساله اموزشکده |
freshman |
دانشجوی سال اول دانشکده |
matriculated |
در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن |
faculty |
استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد |
matriculates |
در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن |
trencher cap |
کلاه چهار گوش دانشکده |
matriculate |
در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن |
rectorate |
مقام ریاست دانشکده یااموزشگاه |
matriculating |
در دانشکده یا دانشگاه پذیرفته شدن |
matriculated |
در دانشکده یادانشگاه پذیرفته شدن |
dons |
رئیس یا استاد یا عضو دانشکده پوشیدن |
donning |
رئیس یا استاد یا عضو دانشکده پوشیدن |
don |
رئیس یا استاد یا عضو دانشکده پوشیدن |
general staff college |
دانشکده فرماندهی و ستاد دانشگاه جنگ |
donned |
رئیس یا استاد یا عضو دانشکده پوشیدن |
prom |
مجلس رقص رسمی دبیرستان یا دانشکده |
campuses |
زمین دانشکده ومحوطه کالج پردیزه |
proms |
مجلس رقص رسمی دبیرستان یا دانشکده |
juniors |
دانشجوی سال سوم دانشکده یا دبیرستان |
campus |
زمین دانشکده ومحوطه کالج پردیزه |
command and general staff college |
دانشکده فرماندهی وستاد دانشگاه جنگ |
gymnasiast |
دانشجوی دانشکده یاگیمنازدرالمان یاکشورهای دیگر |
junior |
دانشجوی سال سوم دانشکده یا دبیرستان |
major seminary |
دانشکده علوم روحانی جماعت کاتولیک |
eton |
دانشکده ایتون درانگلستان برای پسران |
varsity |
تیم اول دانشگاه یا دانشکده دانشگاهی |
matriculating |
در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن |
matriculated |
در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن |
caddying |
دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر |
caddies |
دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر |
caddied |
دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر |
caddie |
دانش اموز دانشکده افسری پسر کهتر |
matriculate |
در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن |
matriculates |
در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن |
fresher |
نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا |
freshers |
نواموزدانشکده یادانشگاه دانشجوی نخستین سال دانشکده یادانشگا |
dramatics |
کارهای هنری وخارج ازبرنامه دبیرستان و دانشکده روش نمایش |
echoing |
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود |
echo |
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود |
echoes |
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود |
echoed |
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود |
form |
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود |
perfoliate |
درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود |
forms |
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود |
formed |
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود |
traced |
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود |
averaged |
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود |
averages |
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود |
averaging |
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود |
average |
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود |
trace |
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود |
traces |
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود |
loads |
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود |
load |
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود |
softer |
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود |
soft |
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود |
dummy |
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود |
softest |
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود |
dummies |
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود |
suffix notation |
عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید |
town fog |
نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود |
throughput |
نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود |
master |
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود. |
seconded |
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود |
seconds |
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود |
masters |
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود. |
mastered |
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود. |
second |
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود |
seconding |
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود |
fax |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
faxing |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
faxed |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
workgroup |
خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود |
faxes |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
horned scully |
مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود |
autos |
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود |
standards |
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود |
standard |
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود |
auto |
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود |
phototransistor |
نیمه هادی حالت جامد که باجذب نور حفره هایی در ان ایجاد میشود و این جریان توسط عمل ترانزیستور تاچندین برابر تشدید میشود |
self- |
قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان |
config.sys |
این فایل در هنگام روشن شدن CPU یک بار خوانده میشود و سیستم عامل بار میشود |
transferring |
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود |
transfers |
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود |
transfer |
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود |
asynchronous |
تابعی که جداگانه از برنامه اصلی اجرا میشود و وقتی اجرا میشود که یک موقعیتهای خاصی به وجود آمده باشند |
palmtop |
کامپیوتر شخصی که آن قدر کوچک است که در یک است جا میشود و با دست دیگر پردازش میشود |
additions |
عمل جمعی که نتیجه در محل یکی از عملوندهای عمل جمع ذخیره میشود یعنی روی مقدار قبلی آن نوشته میشود |
addition |
عمل جمعی که نتیجه در محل یکی از عملوندهای عمل جمع ذخیره میشود یعنی روی مقدار قبلی آن نوشته میشود |
mode |
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود و طوری تنظیم میشود که فضا داشته باشد |
resident |
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند |
modes |
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود و طوری تنظیم میشود که فضا داشته باشد |
residents |
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند |
midshipman |
افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی |
POSIX |
استاندارد که یک سری سرویس سیستم عامل را شامل میشود. نرم افزاری که با استاندارد DOSIX کار میکند و بین سخت افزارها ارسال میشود |
paged |
1-نقط های که در آن صفحه تمام میشود و صفحه بعد شروع میشود. |
pages |
1-نقط های که در آن صفحه تمام میشود و صفحه بعد شروع میشود. |
page |
1-نقط های که در آن صفحه تمام میشود و صفحه بعد شروع میشود. |
phases |
وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود |
phased |
وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود |
phase |
وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود |
read |
مدت زمان بین وقتی که داده آدرس به رسانه ذخیره سازی فرستاده میشود و داده برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد |
reads |
مدت زمان بین وقتی که داده آدرس به رسانه ذخیره سازی فرستاده میشود و داده برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد |
warehousing system |
روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود |
destination |
محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود |
destinations |
محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود |
sectors |
کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند |
sector |
کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند |
asynchronous computer |
نوعی از کامپیوتر که در ان هر عمل در نتیجه سیگنالی که از تکمیل عمل قبلی حاصل میشود و یا در اثر اعلام امادگی وسیله لازم برای عمل بعدی اغاز میشود کامپیوترناهمگام |
multicast packet |
بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود |
times |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
soft |
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود |
softer |
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود |
softest |
حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود |
timed |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
time |
روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد |
clogged ink jet nozzles |
اشکالی که در یک چاپگر پرتاب مرکبی پیش می اید و مربوط به زمانی است که مرکب باهوا تماس پیدا کرده و خشک میشود که در اینصورت درداخل و اطراف دهانک جمع شده و باعث مسدود شدن سیستم میشود |
toner |
که در چاگر لیزری استفاده میشود. تونر با بر الکتریکی روی کاغذ منتقل میشود و سپس با نوک آن به طور موقت روی کاغذ قرار می گیرد |
off screen image |
تصویری که در ابتدا در حافظه رسم میشود و پس به حافظه صفحه نمایش منتقل میشود تا باعث عمل نمایش سریع شود |