English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
English Persian
reorder دوباره مرتب کردن
Other Matches
sorted روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sorts روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sort روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
reopens دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revives دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regain دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
filing 1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند
redintegrate دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
format روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
formats روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک
bubble sort روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
sorts روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sort روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sorted روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
exchanges روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
merge sorting algorithm الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند
exchange روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanged روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchanging روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
sorts برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sort برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorted برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
unregenerated دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerate دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
gather و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
justification مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
gathered و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
justifications مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
semi processed data داده خام که پردازش شده است مثل مرتب کردن , ضبط کردن , تشخیص خطا..
to put to rights مرتب کردن
graduate مرتب کردن
to cleanvp مرتب کردن
concerts مرتب کردن
concert مرتب کردن
cleaned مرتب کردن
set in order مرتب کردن
draw up مرتب کردن
cleans مرتب کردن
lineup مرتب کردن
marshal مرتب کردن
clear up مرتب کردن
cleanest مرتب کردن
fix up مرتب کردن
clean مرتب کردن
put straight مرتب کردن
marshaled مرتب کردن
marshaling مرتب کردن
marshalled مرتب کردن
marshals مرتب کردن
collates مرتب کردن
to map out مرتب کردن
tidies مرتب کردن
order مرتب کردن
graduating مرتب کردن
graduates مرتب کردن
collate مرتب کردن
collated مرتب کردن
collating مرتب کردن
tidied مرتب کردن
arrange مرتب کردن
collocate مرتب کردن
collocates مرتب کردن
regularized مرتب کردن
tidier مرتب کردن
regularizing مرتب کردن
regularising مرتب کردن
collocated مرتب کردن
regularizes مرتب کردن
regularises مرتب کردن
straighten up <idiom> مرتب کردن
arranged مرتب کردن
tidiest مرتب کردن
arranges مرتب کردن
arranging مرتب کردن
regularised مرتب کردن
collocating مرتب کردن
tidying مرتب کردن
tidy مرتب کردن
regularize مرتب کردن
service برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
serviced برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
oscillating sort مرتب کردن نوسانی
bubble sort مرتب کردن حبابی
pick up <idiom> تمیز ،مرتب کردن
ripple sort مرتب کردن موجی
quicksort مرتب کردن سریع
internal sort مرتب کردن درونی
to fix up مرتب کردن جادادن
redd مرتب کردن رهاساختن
sets نهادن مرتب کردن
shipshape مرتب کردن منظم
set نهادن مرتب کردن
tree sort مرتب کردن درختی
setting up نهادن مرتب کردن
insertion sorting algorithm الگوریتم مرتب کردن
square مرتب کردن کلاه
selection sort مرتب کردن گزینشی
distributive sort مرتب کردن توزیعی
collating sort مرتب کردن داده
squared مرتب کردن کلاه
squares مرتب کردن کلاه
data processing مرتب کردن داده ها
squaring مرتب کردن کلاه
block sort مرتب کردن بلاکی
radix sorting algorithm الگوریتم مرتب کردن مبنایی
sequence به ترتیب مرتب کردن دنباله
sequences به ترتیب مرتب کردن دنباله
juxtaposition مرتب کردن موضوعات در کنار هم
collections و مرتب کردن در پایگاه داده
collection و مرتب کردن در پایگاه داده
multipass sort مرتب کردن چند گذری
multireel sorting مرتب کردن چند حلقهای
clear the decks <idiom> همه جارا مرتب کردن
polyphase sort مرتب کردن چند فازی
exchange sorting algorithm مرتب کردن به روش حبابی
sorting network شبکه مرتب کردن داده ها
multifile sorting مرتب کردن چند فایلی
To do up the room. اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
tempering (metallurgy) بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
revamping دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
scheduling مرتب کردن ترتیب پردازش کارها
adjusts مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
adjusting مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
adjust مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
selectively مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
selective مرتب کردن بخشی از داده ها به ترتیب
quicksort روش مرتب کردن سریع فایل
make room for someone or something <idiom> برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
organises مرتب کردن ارایش دادن موضع
alphameric مرتب کردن حروف و اعدادبترتیب تقدم
organising مرتب کردن ارایش دادن موضع
organizes مرتب کردن ارایش دادن موضع
organizing مرتب کردن ارایش دادن موضع
organize مرتب کردن ارایش دادن موضع
relay دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
relays دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
replenish دوباره پر کردن
refilled دوباره پر کردن
refilling دوباره پر کردن
refills دوباره پر کردن
replenished دوباره پر کردن
refill دوباره پر کردن
replenishes دوباره پر کردن
replenishing دوباره پر کردن
double-check <idiom> دوباره چک کردن
refreshes دوباره پر کردن
refresh دوباره پر کردن
refreshed دوباره پر کردن
jobs مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
alphasort مرتب کردن داده به ترتیب حروف الفبا
drum sorting مرتب کردن با حافظه کمکی استوانهای مغناطیسی
job مرتب کردن کارهایی که باید پردازش شوند
filing system روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
loop تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
rewire دوباره سیمکشی کردن
redeliver دوباره مستخلص کردن
re establish دوباره برپا کردن
regain دوباره تصرف کردن
reoccupy دوباره اغاز کردن
rewiring دوباره سیمکشی کردن
reproduce دوباره چاپ کردن
reproduced دوباره چاپ کردن
re sort دوباره جور کردن
regained دوباره تصرف کردن
reorganises دوباره متشکل کردن
reforge دوباره جعل کردن
reorganised دوباره متشکل کردن
reorganising دوباره متشکل کردن
rewired دوباره سیمکشی کردن
regains دوباره تصرف کردن
reorganize دوباره متشکل کردن
rewires دوباره سیمکشی کردن
reorganizes دوباره متشکل کردن
recollected دوباره جمع کردن
reorganizing دوباره متشکل کردن
regaining دوباره تصرف کردن
reproduces دوباره چاپ کردن
cold start دوباره روشن کردن
re establish دوباره تاسیس کردن
reasure دوباره بیمه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com