Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (5 milliseconds)
English
Persian
input output control system
سیستم کنترل ورودی-خروجی
Search result with all words
basic
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
buffer pool
تعدادی میانگیر که در دسترس سیستم کنترل ورودی-خروجی هستند
iocs
سیستم کنترل ورودی- خروجی
MS DOS
سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
red, green, blue
سیستم نمایش قوی که از سه سیگنال ورودی مجزا برای کنترل اشعههای قرمزوسبزوابی استفاده میکند
RGB display
سیستم نمایش قوی که از سه سیگنال و ورودی قرمز و سبز و آبی استفاده میکند تا اشعه تصویر را کنترل کند
Other Matches
queue
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queues
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queueing
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queued
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
input output control
کنترل ورودی- خروجی
input output controller
کنترل کننده ورودی- خروجی
input output system
سیستم ورودی- خروجی
basic input output system
سیستم ورودی و خروجی پایه
bios
سیستم اساسی ورودی و خروجی بایوس
input output programming system
سیستم برنامه سازی ورودی- خروجی
images
دو جدول تصویر که وسایل و فرآیندهای ورودی و خروجی را کنترل میکند
image
[دو جدول تصویر که وسایل و فرآیندهای ورودی و خروجی را کنترل میکند.]
bios
توابع سیستم که واسط بین زمان برنامه نویسی سطح بالا و وسایل جانبی سیستم است تا ورودی خروجی وسایل استاندارد را بررسی کند
interfaces
مداری که به داده کنترل شده به صورت ورودی یا خروجی CPU باشد
interface
مداری که به داده کنترل شده به صورت ورودی یا خروجی CPU باشد
operators
وسایل ورودی خروجی که اپراتور برای کنترل کامپیوتر استفاده میکند
operator
وسایل ورودی خروجی که اپراتور برای کنترل کامپیوتر استفاده میکند
layout
1-قوانین کنترل کننده داده ورودی و خروجی از یک کامپیوتر. 2-روش استفاده از یک ورق کاغذ
layouts
1-قوانین کنترل کننده داده ورودی و خروجی از یک کامپیوتر. 2-روش استفاده از یک ورق کاغذ
simultaneity
زمانی که CPU و بخشهای ورودی و خروجی کامپیوتر می توانند داده یا کاری را همزمان کنترل کنند
input
مجموعه دستوراتی که وسیله ورودی /خروجی را کنترل میکند و داده دریافتی را به محل اصلی ذخیره سازی انتقال میدهد
inputted
مجموعه دستوراتی که وسیله ورودی /خروجی را کنترل میکند و داده دریافتی را به محل اصلی ذخیره سازی انتقال میدهد
peripheral
مدیر و کنترل کننده وسیله ورودی /خروجی یا وسیله جانبی
icos
System OutputControl/Input مجموعه استانداردی از روالهای ورودی و خروخی که برای راه اندازی و کنترل فرایندورودی و خروجی طراحی شده است
input output processor
پردازنده ورودی- خروجی پردازشگر ورودی- خروجی
redirects
حرفی در سیستم عامل برای نشان دادن اینکه خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری به کار می رود. در DOS حرف
redirecting
حرفی در سیستم عامل برای نشان دادن اینکه خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری به کار می رود. در DOS حرف
redirected
حرفی در سیستم عامل برای نشان دادن اینکه خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری به کار می رود. در DOS حرف
redirect
حرفی در سیستم عامل برای نشان دادن اینکه خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری به کار می رود. در DOS حرف
JK flip flop
نوعی flipe=flop با دو ورودی k,g و دو خروجی مخالف که بستگی به ورودی دارند
gate
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
gates
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
control stick
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
input/output
فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
well-behaved
که هیچ نوع فراخوانی سیستم غیر استاندارد انجام نمیدهد و فقط از فراخوانی ورودی /خروجی BIOS استفاده میکند بجای اینکه وسایل جانبی یا حافظه را مستقیماگ آدرس دهی کند
well behaved
که هیچ نوع فراخوانی سیستم غیر استاندارد انجام نمیدهد و فقط از فراخوانی ورودی /خروجی BIOS استفاده میکند بجای اینکه وسایل جانبی یا حافظه را مستقیماگ آدرس دهی کند
equivalence
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که ورودی یکسان نباشند وگرنه خروجی نادرست است
inequivalence
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که ورودی ها یکسان نباشند وگرنه خروجی نادرست است
NEQ
تابع منط قی که خروجی آن درست است اگر ورودی ها مثل هم نباشند و گرنه خروجی نادرست است
non equivalence function
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که ورودی ها مثل هم نباشند وگرنه خروجی غلط است
loops
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
looped
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
adders
مدار جمع دودویی که جمع دو ورودی را حساب میکند و خروجی وام گرفته را هم نشان میدهد ولی چنین ورودی ای را نمیپذیرد
adder
مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
adders
مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
adder
مدار جمع دودویی که جمع دو ورودی را حساب میکند و خروجی وام گرفته را هم نشان میدهد ولی چنین ورودی ای را نمیپذیرد
analog
مداری که سیگنال را که مط ابق با اعداد دیجیتال ورودی است به عنوان خروجی صادر میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل کند
full
مدار جمع دودویی که می توان مجموع دو ورودی را حساب کند و عدد نقلی ورودی را می پذیرد و در صورت لزوم رقم نقلی خروجی تولید میکند
fullest
مدار جمع دودویی که می توان مجموع دو ورودی را حساب کند و عدد نقلی ورودی را می پذیرد و در صورت لزوم رقم نقلی خروجی تولید میکند
real mode
حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
analogues
مداری که یک سیگنال آنالوگ را که مط ابق با ورودی دیجیتال است به عنوان خروجی ارسال میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به حالت آنالوگ تبدیل کند
analogue
مداری که یک سیگنال آنالوگ را که مط ابق با ورودی دیجیتال است به عنوان خروجی ارسال میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به حالت آنالوگ تبدیل کند
tasks
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
task
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
real time
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
executive
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executives
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
i/o
ورودی-خروجی
input output
ورودی خروجی
flip-flopped
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flop
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flops
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flopping
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
cpu
باس ورودی / خروجی
microcontroller
پورت ورودی /خروجی
central
واحد ورودی و خروجی
input output unit
واحد ورودی- خروجی
input output symbol
علامت ورودی- خروجی
input output bus
گذرگاه ورودی- خروجی
parallel input output
ورودی و خروجی موازی
input output interface
میانگیر ورودی- خروجی
input output device
دستگاه ورودی و خروجی
input output operation
عملکرد ورودی- خروجی
input output order
ترتیب ورودی- خروجی
input output procedure
رویه ورودی- خروجی
input output ports
مدخلهای ورودی- خروجی
input output instructions
دستورات ورودی و خروجی
input output relation
رابطه ورودی- خروجی
input output channel
کانال ورودی- خروجی
i/o processor
پردازنده ورودی و خروجی
i/o channel
کانال ورودی و خروجی
serial input\output
ورودی و خروجی سری
i/o bound
محدود به ورودی خروجی
simultaneous input/output
ورودی و خروجی همزمان
i/o port
مدخل ورودی و خروجی
full
مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
fullest
مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
architecture
حافظه و وسایل ورودی / خروجی
memory mapped i/o
ورودی- خروجی نگاشت حافظه
interfaces
که شامل : کانال ورودی /خروجی
input output bandwidth
پهنای باند ورودی- خروجی
interface
که شامل : کانال ورودی /خروجی
input output redirection
تعیین مسیر ورودی- خروجی
exjunction
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
alternative
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
differences
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
EXOR
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
difference
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
alternatives
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
control
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
exclusive
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
combo box
ورودی- خروجی متفاوت را نمایش میدهد
programmed i/o
ورودی- خروجی برنامه ریزی شده
remoter
وسیله ورودی- خروجی خارج از کامپیوتر
microsoft
ورودی کاربر و خروجی را نمایش میدهد
amplification
نرخ قدرت سیگنال خروجی به ورودی
input/output file
داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
I/O file
داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
remotest
وسیله ورودی- خروجی خارج از کامپیوتر
remote
وسیله ورودی- خروجی خارج از کامپیوتر
open
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
opens
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
opened
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
I
[O]
request
[IORQ]
درخواست داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
input/output
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
operation
عمل منط قی که از دو ورودی یک خروجی تولید میکند
cascade connection
خروجی یکی ورودی برای دیگری است
input
[output]
request
درخواست داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
register
ثبات انتقال که خروجی آن به ورودی اش برمی گردد.
inhibit
ورودی دروازه که سیگنال خروجی را بلاک میکند
parallel
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallelling
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
I/O statement
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
parallelled
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
input/output module
واحد داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
input/output device
دستگاه داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
paralleling
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
inhibits
ورودی دروازه که سیگنال خروجی را بلاک میکند
parallels
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
I/O device
دستگاه داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
paralleled
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
registers
ثبات انتقال که خروجی آن به ورودی اش برمی گردد.
tidal prism
اب ورودی و خروجی جذر ومد یا کشند دریایی
input/output statement
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
registering
ثبات انتقال که خروجی آن به ورودی اش برمی گردد.
I/O instruction
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
input/output instruction
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
I/O module
واحد داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
half
جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
units
که برای ورودی و خروجی داده به یک پردازنده به کار می رود
nonlinear
مدار الکترونیکی که خروجی آن نسبت به ورودی خط ی تغییر نمیکند
unit
که برای ورودی و خروجی داده به یک پردازنده به کار می رود
i/o
انتقال داده به پورت ورودی / خروجی و نه آدرس طبیعی آن
gigo
اگر اطلاعات ورودی بد باشد خروجی هم بد خواهد بود
input/output
سیگنال تقاضا از CPU برای داده ورودی یا خروجی
symbolic i/o assignment
نامی برای مشخص کردن یک واحد ورودی خروجی
interfaces
پورت ورودی /خروجی موازی و واسط DMA است
compound
مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد
compounded
مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد
interface
پورت ورودی /خروجی موازی و واسط DMA است
analogues
دروازه منط قی که خروجی آن مط ابق با یک سیگنال ورودی است
analogue
دروازه منط قی که خروجی آن مط ابق با یک سیگنال ورودی است
analog
دروازه منط قی که خروجی آن مط ابق با یک سیگنال ورودی است
compounds
مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد
and
پردازش چند سیگنال ورودی که خروجی آن عمل "و" آنهاست
apt
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
input control
کنترل ورودی
MBR
ثباتی در CPU که موقتا تمام ورودی- خروجی ها را بافر میکند
circulating
ثبات حرکتی که خروجی آن از طریق یک حلقه بسته به ورودی آن بر می گردد
redirected
فرآیند در نظر گرفتن خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری
processes
ورودی کامپیوتری , توابع خروجی , CPU به همراه حاقظه برنامه
redirecting
فرآیند در نظر گرفتن خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری
redirects
فرآیند در نظر گرفتن خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری
gear ratio
نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
gates
زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
multiplexor
مداری که تعددی ورودی را به تعداد کمتری خروجی ترکیب میکند
joysticks
با حرکت دادن دسته ایستاده در پورت ورودی /خروجی کامپیوتر
gate
زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
process
ورودی کامپیوتری , توابع خروجی , CPU به همراه حاقظه برنامه
joystick
با حرکت دادن دسته ایستاده در پورت ورودی /خروجی کامپیوتر
input/output
استفاده از برچسب برای مراجعه به وسیله ورودی /خروجی خاص
mux
مداری که تعدادی ورودی را به تعداد کمتری خروجی ترکیب میکند
i/o
که برای ورودی و خروجی داده به پردازنده قابل استفاده است
redirect
فرآیند در نظر گرفتن خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری
one element
تابع منط قی که در صورت درستی ورودی خروجی درست میدهد
input control program
برنامه کنترل ورودی
devices
برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
regulating
منبع ولتاژیا جریان ثابت که خروجی آن با تغییرمنبع ورودی تغییرنمی کند
gate
دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
denial
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگره یک ورودی درست باشد
i/o
مدار یا اتصالی که حاوی کانال ورودی / خروجی به وسیله دیگر است
gates
دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
device
برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
regulates
منبع ولتاژیا جریان ثابت که خروجی آن با تغییرمنبع ورودی تغییرنمی کند
denials
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگره یک ورودی درست باشد
joint denial
تابع منط قی که خروجی آن وقتی غلط است که هر ورودی درست باشد
input/output
وسیله هوشمند که جریان داده را بین CPU و وسایل ورودی /خروجی
regulated
منبع ولتاژیا جریان ثابت که خروجی آن با تغییرمنبع ورودی تغییرنمی کند
microprocessors
متصل به حافظه دیگر و قط عات ورودی /خروجی است تا ریزکامپیوتر را بسازد
distorts
معرفی اختلافات نامط لوب بین سیگنال ورودی و خروجی یک وسیله
NOR function =
تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که ورودی درست باشند
neither nor function
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگر ورودی درست باشد
microprocessor
متصل به حافظه دیگر و قط عات ورودی /خروجی است تا ریزکامپیوتر را بسازد
distort
معرفی اختلافات نامط لوب بین سیگنال ورودی و خروجی یک وسیله
regulate
منبع ولتاژیا جریان ثابت که خروجی آن با تغییرمنبع ورودی تغییرنمی کند
input/output
دستور برنامه که داده را از حافظه به پورت ورودی /خروجی منتقل میکند
input/output
فضای ذخیره سازی موقت برای داده که ورودی یا خروجی باشد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com