English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (22 milliseconds)
English Persian
suffragist طرفداران دادن حق رای یا حق انتخاب
Other Matches
radio button شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
pros طرفداران
chap انتخاب کردن شکاف دادن
pros and cons موافق و مخالف طرفداران و منتقدان
suffragist هواخواه دادن حق رای یا حق انتخاب به نسوان
monetrarist keynesian debate بحث طرفداران مکتب پولی وکینزی
extracting دستور انتخاب و خواندن دادن مورد نیاز از پایگاه داده یافایل
extract دستور انتخاب و خواندن دادن مورد نیاز از پایگاه داده یافایل
extracted دستور انتخاب و خواندن دادن مورد نیاز از پایگاه داده یافایل
extracts دستور انتخاب و خواندن دادن مورد نیاز از پایگاه داده یافایل
target selector دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
tree روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
utopian socialism طرفداران مکتبی که هر یک مدینه فاضلهای برای خود تصورمیکردند در این گروه افرادی چون رابرت اون
selectable مدار یا وسیلهای که انتخابهای مختلف آن با قرار دادن اتصالات سیم مختلف انتخاب می شوند
sophistication نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
designate انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designating انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designates انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
ineligibility عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
neo keynesians اقتصاددانان جدید کینزی گروهی که نظریات اقتصادی انها بر خلاف نظریات طرفداران مکتب پولی است
enemy alien طرفداران دشمن در خاک خودی هواداران دشمن
checked جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
menu item یک انتخاب در فهرست انتخاب
source در عمل کشیدن و قرار دادن , شی اصلی شی ای است که انتخاب شده است و پس کشیده شده است
realizing the palette انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realising انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realizing انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realized انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realises انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realizes انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realised انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realize انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
monetarists طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
rollover صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
controlled reprisal انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
reducing تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
francs حق انتخاب
selection انتخاب
options حق انتخاب
options انتخاب
draft انتخاب
drafts انتخاب
drafted انتخاب
delegacy انتخاب
selections انتخاب
option حق انتخاب
option انتخاب
excerption انتخاب
franchises حق انتخاب
selecting انتخاب
choices انتخاب
franchise حق انتخاب
franc حق انتخاب
choice انتخاب
suffrage حق انتخاب
choicer انتخاب
choicest انتخاب
election انتخاب
eligible شایسته انتخاب
cooptation انتخاب درونی
selectively انتخاب کننده
selectively قابل انتخاب
selectively مبنی بر انتخاب
eligible قابل انتخاب
choice of technology انتخاب تکنولوژی
natural selection انتخاب طبیعی
chip select انتخاب تراشه
pick out <idiom> انتخاب کردن
choiceless محروم از حق انتخاب
chooser انتخاب کننده
preselection انتخاب مقدماتی
to have one's pick انتخاب کردن
choosy انتخاب کننده
choosey انتخاب کننده
impluse action انتخاب شماره
impluse stepping انتخاب شماره
impluse selection انتخاب ایمپولز
selective قابل انتخاب
cs انتخاب تراشه
single انتخاب کردن
reelection تجدید انتخاب
check boxes چهارگوشهای انتخاب
selective مبنی بر انتخاب
dials انتخاب کردن
dialled انتخاب کردن
dialed انتخاب کردن
dial انتخاب کردن
choose انتخاب کردن
screening, screenings انتخاب کردن
sifts انتخاب کردن
opt انتخاب کردن
opted انتخاب کردن
opting انتخاب کردن
screen انتخاب کردن
opts انتخاب کردن
to make a choice of انتخاب کردن
sift انتخاب کردن
sifted انتخاب کردن
menu فهرست انتخاب
menus فهرست انتخاب
selective انتخاب کننده
pickup انتخاب رشد
selector انتخاب کننده
selectors انتخاب کننده
picked انتخاب شده
pitch upon انتخاب کردن
circuit switching انتخاب مدار
project selection انتخاب پروژه
screens انتخاب کردن
chose انتخاب کرده
choosing انتخاب کردن
chooses انتخاب کردن
screened انتخاب کردن
self service با انتخاب ازاد
selected انتخاب کردن
selects انتخاب کردن
elective دارای حق انتخاب
electives دارای حق انتخاب
faulty selection انتخاب غلط
breaks انتخاب شود
break انتخاب شود
cream of the crop <idiom> انتخاب عانی
options شق انتخاب شده
self-service با انتخاب ازاد
switched line خط انتخاب شده
election انتخاب نماینده
the polls انتخاب گاه
re election انتخاب مجدد
re election تجدید انتخاب
re-election انتخاب مجدد
re-election تجدید انتخاب
get in انتخاب شدن
freedom to choose ازادی در انتخاب
freedom of choice ازادی انتخاب
hitting انتخاب یک کلید
outvoter انتخاب کننده
hits انتخاب یک کلید
social selection انتخاب اجتماعی
select انتخاب کردن
mischoose بد انتخاب کردن
hit انتخاب یک کلید
selection of position انتخاب موضع
elected انتخاب شده
elector انتخاب کننده
selectivity حسن انتخاب
electors انتخاب کننده
ikons راهنمای انتخاب
route selection انتخاب مسیر
direct selection انتخاب مستقیم
scracity and choice کمیابی و انتخاب
selection switch گزینه انتخاب
elects انتخاب کردن
mischoice انتخاب غلط
seller's option انتخاب فروشنده
icon راهنمای انتخاب
option شق انتخاب شده
economic choice انتخاب اقتصادی
icons راهنمای انتخاب
electing انتخاب کردن
elect انتخاب کردن
preelection وابسته به پیش از انتخاب
preselect انتخاب کردن مقدماتی
presidential election انتخاب رئیس جمهور
display menu فهرست انتخاب نمایشی
preelection promises وعدههای پیش از انتخاب
franchise ازادی حق انتخاب امتیاز
target designation سیستن انتخاب هدف
destine قبلا انتخاب کردن
franchises ازادی حق انتخاب امتیاز
preselect قبلا انتخاب کردن
target designation روش انتخاب هدف
ineligible نا شایسته برای انتخاب
default option انتخاب قرار دادی
ineligbility ناشایستگی برای انتخاب
selector channel کانال انتخاب کننده
selector switch گزینه انتخاب کننده
compilations جمع اوری و انتخاب
electress خانم انتخاب کننده
options عملی که انتخاب میشود
configure انتخاب سخت افزار
probabilism انتخاب وجه احتمالی
electorate هیئت انتخاب کنندگان
electorates هیئت انتخاب کنندگان
reelect تجدید انتخاب کردن
compilation جمع اوری و انتخاب
consumer choice انتخاب مصرف کننده
eligibility شایستگی برای انتخاب
consumer's choice انتخاب مصرف کننده
option عملی که انتخاب میشود
user defined تعریف یا انتخاب کاربر
selections عمل یا فرآیند انتخاب
pick out انتخاب کردن دریافتن
keystroke عمل انتخاب کلید
selection عمل یا فرآیند انتخاب
constituent انتخاب کننده موکل
constituents انتخاب کننده موکل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com