English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
call by value فراخوانی با ارزش
Other Matches
well-behaved که هیچ نوع فراخوانی سیستم غیر استاندارد انجام نمیدهد و فقط از فراخوانی ورودی /خروجی BIOS استفاده میکند بجای اینکه وسایل جانبی یا حافظه را مستقیماگ آدرس دهی کند
well behaved که هیچ نوع فراخوانی سیستم غیر استاندارد انجام نمیدهد و فقط از فراخوانی ورودی /خروجی BIOS استفاده میکند بجای اینکه وسایل جانبی یا حافظه را مستقیماگ آدرس دهی کند
subroutine تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
book value ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
ad valorem به نسبت ارزش کالا براساس ارزش
neoclassical theory of value تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
value added قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
end با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ended با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ends با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
no par value بدون ارزش واقعی بی ارزش
axiological وابسته به ارزش ها یا علم ارزش ها
capital gain منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
carried با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carries با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carrying با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carry با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
currency devaluation کاهش رسمی ارزش پول تضعیف ارزش پول
summon فراخوانی
evocations فراخوانی
summoned فراخوانی
recall فراخوانی
recalled فراخوانی
recalls فراخوانی
evocation فراخوانی
elicitation فراخوانی
redintegration فراخوانی کل
supervisor call فراخوانی نافر
subroutine call فراخوانی زیرروال
macro call فراخوانی ماکرو
call by name فراخوانی با نام
recall فراخوانی احضار
recalled فراخوانی احضار
recalls فراخوانی احضار
call by result فراخوانی با نتیجه
calling شغل فراخوانی
calling sequence دبناله فراخوانی
calling program برنامه فراخوانی
library call فراخوانی کتابخانهای
calling sequence ترتیب فراخوانی
selective calling فراخوانی گزیده
call instruction دستورالعمل فراخوانی
calling sequence دنباله فراخوانی
call by reference فراخوانی با ارجاع
svc فراخوانی نافر یا سرپرست
daisy chain سومین را و... فراخوانی می کنند
virtual برای مدت فراخوانی
contacts فراخوانی کاربر یاوسیله در شبکه
names کلمه فراخوانی شخصی یا چیزی
name کلمه فراخوانی شخصی یا چیزی
contact فراخوانی کاربر یاوسیله در شبکه
contacted فراخوانی کاربر یاوسیله در شبکه
contacting فراخوانی کاربر یاوسیله در شبکه
acu Unit Calling Automatic واحد فراخوانی خودکار
returned آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
parameter مقداری ارسالی به تابع یا برنامه هنگام فراخوانی
returns آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
returning آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
return آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
parameters مقداری ارسالی به تابع یا برنامه هنگام فراخوانی
re entry نقط های در برنامه یا تابع که فراخوانی مجدد میشود
re-entry نقط های در برنامه یا تابع که فراخوانی مجدد میشود
routinely بخشی از کد در یک محل که توسط فراخوانی ها در تابع استفاده میشود
routine بخشی از کد در یک محل که توسط فراخوانی ها در تابع استفاده میشود
routines بخشی از کد در یک محل که توسط فراخوانی ها در تابع استفاده میشود
dynamic زیر برنامهای که هر با که فراخوانی میشود باید کارش مشخص شود
linkages ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
linkage ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
dynamically زیر برنامهای که هر با که فراخوانی میشود باید کارش مشخص شود
overhead مدت زمان کامپیوتر برای فراخوانی و بررسی هر ترمینال شبکه
modem مودم خودکار که در هر لحظه قابل فراخوانی برای دستیابی به سیستم است .گ
paging که آدرس به آنها اختصاص داده میشود و در صورت نیاز فراخوانی می شوند
subroutine کد زیر تابع که در حافظه پس از پیدا شدن دستور فراخوانی کپی میشود
daisy chain زیر تابعی در برنامه که سایرین را در یک مجموعه فراخوانی میکند. اولین تابع دومین
calling sequence مجموعهای مشخص ازدستورالعمل و داده که برای فراخوانی یک ریزبرنامه معین ضروری است
recovery برگرداندن به برنامه پس ازثابت شدن خطاازنقط های که تابع فراخوانی صداشده بود
recoveries برگرداندن به برنامه پس ازثابت شدن خطاازنقط های که تابع فراخوانی صداشده بود
main مجموعه دستوراتی که بخش اصلی برنامه را می سازند و از آنجا سایر توابع فراخوانی می شوند
DLL در ویندوز ماکروسافت و OS/2 کتابخانه برنامههای کاربردی که از طریق برنامه اصلی قابل فراخوانی اند
segments تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
segment تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
fall back توابعی که فراخوانی و پردازش می شوند پس از اینکه ماشین یا سیستم خراب شد و توسط کاربر اجرا میشود
languages زبان برنامه نویسی ساخته شده از توابع برای کارهای مختلف که توسط مجموعه دستوراتی فراخوانی میشود
language زبان برنامه نویسی ساخته شده از توابع برای کارهای مختلف که توسط مجموعه دستوراتی فراخوانی میشود
insert مجموعه دستوراتی که مستقیما در برنامه اصلی کپی می شوند که دستور فراخوانی نیز فاهر میشود یا جایی که کاربر نیاز دارد
inserts مجموعه دستوراتی که مستقیما در برنامه اصلی کپی می شوند که دستور فراخوانی نیز فاهر میشود یا جایی که کاربر نیاز دارد
inserting مجموعه دستوراتی که مستقیما در برنامه اصلی کپی می شوند که دستور فراخوانی نیز فاهر میشود یا جایی که کاربر نیاز دارد
subprogram 1-زیر تابع در یک برنامه . 2-برنامهای که با برنامه اصلی فراخوانی شود
dynamic link library در ویندوز ماکروسافت و OS/2 کتابخانه برنامه ها که از طریق برنامه اصلی قابل فراخوانی است
acu وسیلهای که به کامپیوتر اجازه میدهد ایستگاهها را فراخوانی کند یا خودکار شماره گیری کند
libraries تابع پیش نویس که میتواند وارد برنامه اصلی شود و در صورت نیاز فراخوانی شود
library تابع پیش نویس که میتواند وارد برنامه اصلی شود و در صورت نیاز فراخوانی شود
routines توابعی که فراخوانی یا پردازش می شوند و وقتی ماشین یا سیستمی خراب میشود توسط کاربر استفاده می شوند
routine توابعی که فراخوانی یا پردازش می شوند و وقتی ماشین یا سیستمی خراب میشود توسط کاربر استفاده می شوند
procedure بخش کوچک کد دستورات کامپیوتری که حاوی تابع مکرر است و از برنامه اصلی قابل فراخوانی است
routinely توابعی که فراخوانی یا پردازش می شوند و وقتی ماشین یا سیستمی خراب میشود توسط کاربر استفاده می شوند
subroutine بخشی از برنامه که تابع مورد نظر را انجام میدهد و در هر زمان از داخل برنامه اصلی قابل فراخوانی است
link تعداد دستورات کامپیوتری در برنامه که در هر زمان قابل فراخوانی هستند و کنترل به دستور بعدی به برنامه اصلی برمی گردد
nest ماکرو فراخوانی شده از ماکرو دیگر
nests ماکرو فراخوانی شده از ماکرو دیگر
value ارزش
regardant با ارزش
brummagem کم ارزش
brummagem بی ارزش
shotten بی ارزش
worthless بی ارزش
big ticket با ارزش
unvalued بی ارزش
valueless بی ارزش
trivalency سه ارزش
values ارزش
valuing ارزش
trivalence سه ارزش
picayubnish بی ارزش
prices ارزش
rewarding پر ارزش
avail ارزش
market value ارزش
fustian بی ارزش
good for nothing بی ارزش
rubbish بی ارزش
punks بی ارزش
punk بی ارزش
no par بی ارزش
low level کم ارزش
picayune بی ارزش
low grade کم ارزش
price ارزش
worthiness ارزش
worm eaten بی ارزش
cost ارزش
naught بی ارزش
worth ارزش
worth با ارزش
small change کم ارزش
treasure با ارزش
raffish بی ارزش
junky بی ارزش
cost account ذکر ارزش
coupling valve ارزش اتصال
limiting value ارزش نهایی
loss of value افت ارزش
store of value منبع ارزش
subjective value ارزش ذهنی
code value ارزش رمز
cost finding ارزش یابی
loan value ارزش وام
loan value ارزش استقراض
critical value ارزش بحرانی
logical value ارزش منطقی
commercial value ارزش تجارتی
calorific value ارزش گرمایی
capital value ارزش فعلی
caloric value ارزش گرمایی
monetary value ارزش پولی
net worth ارزش خالص
net value ارزش خالص
net price ارزش خالص
net net worth ارزش خالص
meed پاداش ارزش
nominal value ارزش اسمی
capital value ارزش سرمایهای
capital value ارزش سرمایه
maintenance cost ارزش نگهداری
man friday کمک با ارزش
manufacture cost ارزش ساخت
market value ارزش بازاری
capitalized value ارزش سرمایهای
end value ارزش انتهایی
face value ارزش اسمی
face value ارزش صوری
final value ارزش نهایی
present worth ارزش حال
quantitative value ارزش مقداری
present worth ارزش فعلی
present value ارزش حال
equity capital ارزش ویژه
quantitative value ارزش کمی
production cost ارزش ساخت
economic value ارزش اقتصادی
exchange value ارزش مبادله
real value ارزش واقعی
disvalue بی ارزش کردن
exchange value ارزش مبادلهای
expected value ارزش منتظره
prime cost ارزش اولیه
gross value ارزش ناخالص
present value ارزش فعلی
heat of combustion ارزش گرمایی
par value ارزش اسمی
salavage value ارزش اسقاطی
objective value ارزش واقعی
scrap value ارزش اسقاطی
salvage value ارزش بازیافتنی
scale value ارزش مقیاسی
decrease in value کاهش ارزش
declared value ارزش افهارشده
objective value ارزش عینی
it is of little worth کم ارزش است
paradox of value تناقض ارزش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com