English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English Persian
ARQ قابل استفاده در برخی مودم ها
Other Matches
blind dialling توانایی مودم برای شماره گیری حتی وقتی که خط به نظر خراب است با استفاده از برخی خط وط خصوصی
answer حالتی از مودم که پاسخ ها را با استفاده از ارتباط با مودم اصلی ایجاد میکند
answered حالتی از مودم که پاسخ ها را با استفاده از ارتباط با مودم اصلی ایجاد میکند
answering حالتی از مودم که پاسخ ها را با استفاده از ارتباط با مودم اصلی ایجاد میکند
answers حالتی از مودم که پاسخ ها را با استفاده از ارتباط با مودم اصلی ایجاد میکند
communication کامپیوتر همراه با کارت مودم یا فکس که به کاربران شبکه در استفاده از مودم حق اشتراک میدهد
asynchronous کامپیوتری که به شبکهای وصل است تا شماره گیری مودم ها را کنترل کند و به کاربران در فاصله دور اجازه استفاده از اتصال مودم و دستیابی به شبکه بدهد
quad چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
quads چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
MNP سیستم تشخیص و تصحیح خطا ساخت Microcom Inc که در مودم و برخی نرم افزاری ارتباطی به کار می رود
ghost نشانگر دوم که در برخی برنامه ها استفاده میشود
ghosts نشانگر دوم که در برخی برنامه ها استفاده میشود
originate با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originating با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originated با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originates با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
collective goods کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
asymmetric transmission روش ارسال داده که در مودم های سریع استفاده میشود
initialization مجموعه دستورات AT ارسالی به مودم تا پیش از استفاده آنرا تشخیص دهد
conferencing بحث بین کاربران راه دور با استفاده از کامپیوترهای متصل به هم با مودم یا شبکه
communication نرم افزاری که به کاربر اجازه کنترل مودم و استفاده ازسرویس online میدهد
telephoning استفاده از مودم برای ارسال داده دودویی به صورت سیگنال صوتی روی خط تلفن
telephone استفاده از مودم برای ارسال داده دودویی به صورت سیگنال صوتی روی خط تلفن
telephoned استفاده از مودم برای ارسال داده دودویی به صورت سیگنال صوتی روی خط تلفن
telephones استفاده از مودم برای ارسال داده دودویی به صورت سیگنال صوتی روی خط تلفن
teleconferencing بحث بین کاربران راه دور با استفاده از اتصالات کامپیوتری توسط مودم یا شبکه
modem مودم خودکار که در هر لحظه قابل فراخوانی برای دستیابی به سیستم است .گ
modem کابل یا وسیلهای که به دو کامپیوتر امکان ارتباط از طریق پورت سریال بدون استفاده از مودم میدهد
bulletin board system پایگاه داده اطلاعات و پیام که توسط مودم و اتصال کامپیوتری قابل دسترسی است
cable weft پود ضخیم [بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند]
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
result code پیام ارسالی از مودم به کامپیوترمحلی برای بیان وضعیت مودم
Hayes Corporation تولید کننده مودم که زبان کنترل استاندارد برای مودم ها ایجاد میکند
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
a dead language <idiom> زبان مرده و منقرض شده [زبانی که دیگر آموزش داده نمی شود اما شاید برخی از کارشناسان از آن استفاده کنند.]
AT command set حالتی در مودم که آماده پذیرش دستورات با استفاده از مجموعه دستورات Hayes AT است
defect skipping روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
algebra استفاده از حروف در برخی عملیات محاسباتی مشخص برای جانشین کردن اعداد ناشناخته یا یک محدودهای از اعداد ممکن
presumable قابل استنباط قابل استفاده
renumber خصوصیت برخی زبانهای کامپیوتری که به برنامه نویس امکان اختصاص دادن مقدار جدید به همه یا برخی از شماره خط های برنامه میدهد
powering نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
powered نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
power نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
powers نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
analogues یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analogue یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analog یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
defective خطایی در دیسک سخت که داده روی برخی شیارها به درستی قابل خواندن نیست که میتواند ناشی از سطح دیسک آسیب دیده یا قرار گرفتن نامناسب نوک باشد
handier قابل استفاده
expedient <adj.> قابل استفاده
appropriate [for an occasion] <adj.> قابل استفاده
handy <adj.> قابل استفاده
utilisable [British] <adj.> قابل استفاده
handy [useful] <adj.> قابل استفاده
utilitarian [useful] <adj.> قابل استفاده
utile [archaic] [useful] <adj.> قابل استفاده
helpful <adj.> قابل استفاده
allowable قابل استفاده
handiest قابل استفاده
utilizable <adj.> قابل استفاده
valuable <adj.> قابل استفاده
exploitable قابل استفاده
beneficial <adj.> قابل استفاده
advantageous <adj.> قابل استفاده
applicable <adj.> قابل استفاده
suitable <adj.> قابل استفاده
serviceable قابل استفاده
operational قابل استفاده
serviceable <adj.> قابل استفاده
usable <adj.> قابل استفاده
useful <adj.> قابل استفاده
convenient <adj.> قابل استفاده
applicatory <adj.> قابل استفاده
purposive <adj.> قابل استفاده
purposeful <adj.> قابل استفاده
purpose-built <adj.> قابل استفاده
proper <adj.> قابل استفاده
fit for use قابل استفاده
practicals قابل استفاده
practicable <adj.> قابل استفاده
practical <adj.> قابل استفاده
profitable قابل استفاده
functional <adj.> قابل استفاده
handier بسهولت قابل استفاده
instrumental مفید قابل استفاده
credit available اعتبار قابل استفاده
commonable قابل استفاده عموم
available قابل استفاده سودمند
reusable قابل استفاده مجدد
inoperable غیر قابل استفاده
utilizable قابل استفاده مصرف
handy بسهولت قابل استفاده
handiest بسهولت قابل استفاده
operative قابل استفاده موثر
fleet in being ناوگان قابل استفاده
out of commission غیر قابل استفاده
operatives قابل استفاده موثر
cumber غیر قابل استفاده
serviceableness قابل استفاده بودن
microsoft واسط کاربر چند کاره گرافیکی که برای استفاده ساده طراحی شده است . ویندوز از نشانه ها برای نمایش دادن فایل و قط عات استفاده میکند با mouse قابل کنترل است بر عکس DOS-MS که نیاز به دستورات تایپی دارد
useable قابل استفاده مصرف کردنی
unserviceable وسایل غیر قابل استفاده
unavailable water رطوبت غیر قابل استفاده
waterlog غیر قابل استفاده شدن
operational قابل استفاده مربوط به عملیات
reusable program برنامه قابل استفاده مجدد
available payload بازده قابل استفاده وسیله
usable قابل استفاده مصرف کردنی
through the green منطقه قابل استفاده در بازی گلف
readied که منتظر است تا قابل استفاده شود
readies که منتظر است تا قابل استفاده شود
ready که منتظر است تا قابل استفاده شود
readying که منتظر است تا قابل استفاده شود
user programmable terminal ترمینال قابل برنامه نویسی استفاده کننده
portable که روی کامپیوترهای مختلف قابل استفاده اند
acceptance credit اعتبار قابل استفاده به وسیله قبولی نویسی
unix یک سیستم عاملی که براحتی قابل استفاده است
common تواتع کمکی که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
usable آنچه برای معرف قابل استفاده و فراهم است
commoners تواتع کمکی که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
commonest تواتع کمکی که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
end کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
environments حجم حافظه خالی قابل استفاده توسط برنامه
chargeable مین نیرو و پس از بین رفتن آن قابل استفاده است
ends کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
functions مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
single ریبون چاپگر که فقط یک بار قابل استفاده است
environment حجم حافظه خالی قابل استفاده توسط برنامه
functioned مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
function مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
ended کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
shuttle رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
soundest تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
sounds تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
sounded تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
shared پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
critical path analysis منبعی که در هر زمان فقط توسط یک پردازنده قابل استفاده است
common سخت افزاری که برای بسیاری کارها قابل استفاده است
commoners سخت افزاری که برای بسیاری کارها قابل استفاده است
cryogenic materials مواد یا الیاژهایی که دردماهای بسیار پایین قابل استفاده اند
commonest سخت افزاری که برای بسیاری کارها قابل استفاده است
sound تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
shares پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
shuttles رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
share پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
i/o که برای ورودی و خروجی داده به پردازنده قابل استفاده است
multi strike printer ribbon ریبون جوهری در چاپگر که بیشتر از یک بار قابل استفاده است
shuttled رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
effective آنچه برای تولید یک نتیجه مشخص قابل استفاده است
sectors جدولی که حاوی سکتورهای غیر قابل استفاده دیسک سخت باشد
sector شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
desk accessories وسائل کاری که به هنگام استفاده از سایر اسناد قابل دسترس است
sector جدولی که حاوی سکتورهای غیر قابل استفاده دیسک سخت باشد
sectors شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
storage رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
nonerasable storage رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
apl زبان برنامه نویسی سطح بالا قابل استفاده در کارهای علمی و ریاضی
highs اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
highest اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
high اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
re issuable notes اوراق بهادار در وجه حامل که پس از یک بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند
dial in modem مودمی که خودکار پاسخ میدهد و در هر زمانی برای دستیابی به سیستم قابل استفاده است
typeball یک عنصر ضربه زننده ماشین تحریر که شامل تمام کاراکترهای قابل استفاده میباشد
appliance computer سیستم کامپیوتری آماده اجرا که خریداری میشود و به سرعت برای یک منظور کاربردی قابل استفاده است
word موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است
worded موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است
faults مدت زمان بین وقتی که سیستم کامپیوتری کار نمیکند یا بع علت خطا غیر قابل استفاده است
faulted مدت زمان بین وقتی که سیستم کامپیوتری کار نمیکند یا بع علت خطا غیر قابل استفاده است
fault مدت زمان بین وقتی که سیستم کامپیوتری کار نمیکند یا بع علت خطا غیر قابل استفاده است
basic سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
mouse برنامهای که داده محل ارسالی را از mouse به مختصات استاندارد تبدیل میکند تا توسط نرم افزار قابل استفاده باشد
mouses برنامهای که داده محل ارسالی را از mouse به مختصات استاندارد تبدیل میکند تا توسط نرم افزار قابل استفاده باشد
basics سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
eds درایو دیسک که از جعبه دیسک قابل جابجایی استفاده میکند
stopping لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند
stops لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند
stop لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند
stopped لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند
DLL فایلی که حاوی کتابخانهای از توابعی است که توسط برنامه دیگری قابل استفاده است
portability گسترده به طوری که سخت افزار یا نرم افزار در سیستمهای مختلف قابل استفاده باشند
augment تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augments تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augmented تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augmenting تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
teletext روش ارسال متن و اطلاعات در یک سیگنال تلویزیون معمولی به صورت رشته بیت سری که با استفاده از کدگشای مخصوص قابل نمایش است
hand-held وسیله کوچکی که در دست جا میشود براس اسکن عکسهای کوچک و رسم خط و تبدیل آنها به تصاویر گرافیکی که قابل استفاده در کامپیوتر هستند
authentication استفاده از کدهای خاص برای بیان کردن به فرستنده پیام که پیام درست و قابل تشخیص است
pay dirt خاک زرگری یا خاک معدن قابل استفاده
non dedicated server کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را در پس زمینه اجرا میکند و نیز برای اجرای برنامههای کاربردی نرمال در همان زمان قابل استفاده است
logical حرفی که به دیسک درایو یا فضای ذخیره سازی انتساب میشود که به عنوان درایو محل قابل استفاده است
mirrored کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
machined غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
mirror کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
machine غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
mirrors کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
machines غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
default در سیستم هایی که چندین چاپگر قابل تعریف هستند چاپگری که استفاده میشود مگر اینکه دیگری تعریف شده باشد
defaulted در سیستم هایی که چندین چاپگر قابل تعریف هستند چاپگری که استفاده میشود مگر اینکه دیگری تعریف شده باشد
defaulting در سیستم هایی که چندین چاپگر قابل تعریف هستند چاپگری که استفاده میشود مگر اینکه دیگری تعریف شده باشد
defaults در سیستم هایی که چندین چاپگر قابل تعریف هستند چاپگری که استفاده میشود مگر اینکه دیگری تعریف شده باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com