Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English
Persian
camshaft
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
camshafts
میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
Other Matches
drawbar
میلهای که واگونهای قطار رابه لکوموتیو متصل میکند میله اتصال واگون
spreader rig
میلهای که نخها جداگانه به ان وصل میشود
back gear shaft
محور چرخ دنده هایی که به پایه نظام ماشین تراش متصل می شوند
wand
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
wands
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
taskbar
میلهای که درپایین صفحه ویندوز اجرا میشود و دکمه + Start و پیش از سایر برنامه ها پنجرههای جاری را نشان میدهد
connexions
اتصال یا چیزی که متصل میشود
connection
اتصال یا چیزی که متصل میشود
BNC connector
متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
crankpin
قسمت استوانهای دسته میل لنگ که میلههای رابط بدان متصل میشود
trippet
زبانه یا برجستگی چرخ که درفواصل معین بچرخ دیگرمیخورد
pitch line
مکان هندسی نقاطی که درانها مراکز نقاط تماس یا گام دندانههای چرخ دنده یادندانه ها اندازه گیری میشود
blade cuff
قطعهای که با متصل شدن به ساقه تیغه ملخ باعث افزایش عبور جریان هوا از روی موتور میشود
daisy chain
باسهای ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند و هر وسیله میتواند داده را که به ماشین دیگر منتقل میشود دریافت
ungear
از دنده بیرون انداختن بی دنده کردن
pinions
دنده پینیون دنده لایتناهی
pinioning
دنده پینیون دنده لایتناهی
pinion
دنده پینیون دنده لایتناهی
spur gear
دنده مهمیزی دنده خاردار
epicyclic transmission
یک یاچند چرخ دنده که در داخل یاخارج چرخ دنده دیگری حرکت می کنند
feeds
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
feed
روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
rougher
دنده دنده کننده
top
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
filaments
میلهای
filamentous
میلهای
filamentary
میلهای
filament
میلهای
bar codes
کد میلهای
bar code
کد میلهای
barchart
نمودار میلهای
bar magnet
مغناطیس میلهای
gusset needles
میلهای کناری
bar magent
اهنربای میلهای
bar wound armature
ارمیچر میلهای
bar graph
نمودار میلهای
spar buoy
بویه میلهای
bar diagram
نمودار میلهای
baculiform
میلهای شکل
bar printer
چاپگر میلهای
cylinder lock
قفل میلهای
pole charge
خرج میلهای
bar graph
نمایش میلهای
stylus maze
ماز میلهای
bar chart
نمودار میلهای
bar codes
رمز میلهای
bar code
رمز میلهای
rod bearing
یاتاقان میلهای
oil gear
جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
bar code reader
دستگاه خواننده کد میلهای
rod mill
سنگ شکن میلهای
tenpin
بازی بولینگ ده میلهای
paired bar graph
نمودار میلهای مزدوج
type bar printer
چاپگر میلهای تایپ
j bar lift
تله اسکی میلهای دونفره
ten strike
ضربت بازی بولینگ ده میلهای
tenpins
بولینگ 01 میلهای با گوی سنگین
sector
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
sectors
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود
universal
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود
segmented bar chart
نمودار میلهای قطعه بندی شده
bacillus
باکتریهای میلهای شکل که تولید هاگ میکنند
one in the dark
میلهای که پشت میله دیگربماند و دیده نشود
poma lift
تله اسکی میلهای برای انتقال نفر بنفر
sprocket
دنده چرخ زنجیرخور چرخ دنده
highlight bar
میلهای که کاربر بالا و پایین میکند تا لیستی از موضوعات مورد انتخاب را ببینید
universal
سیستم کدگزاری میلهای چاپی استاندارد برای مشخص کردن محصولات در یک مغازه
screw picket
میلهای که سر ان پیچی شکل باشد میلههای پیچ دار پایه سیم خاردار
sleeper
میلهای در بولینگ که پشت میله دیگر مانده اسبی که پس از چندبار ناکامی پیروزمیشود
sleepers
میلهای در بولینگ که پشت میله دیگر مانده اسبی که پس از چندبار ناکامی پیروزمیشود
wands
دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
wand
دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
steeve
خفت کردن میلهای که نوک ان قلابی داردوبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال ان بکار میرود سیخک
scanner
وسیلهای که اسکن میکند. اسکنر که میلهای را روی برچسب محصول می خواندبا استفاده از اشعه لیزر ودیود نوری
scanners
وسیلهای که اسکن میکند. اسکنر که میلهای را روی برچسب محصول می خواندبا استفاده از اشعه لیزر ودیود نوری
echoing
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echo
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoed
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
echoes
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود
form
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
perfoliate
درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود
formed
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
forms
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود
averages
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
average
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
trace
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
traced
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
averaged
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaging
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
traces
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
loads
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
load
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
softest
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
softer
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
soft
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
dummies
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
dummy
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود
suffix notation
عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید
town fog
نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود
throughput
نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
mastered
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconds
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
masters
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
seconded
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
second
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
seconding
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود
master
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود.
workgroup
خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود
faxed
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxes
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxing
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
fax
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
horned scully
مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
autos
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
standard
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
standards
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
auto
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
gears
دنده
strictest
یک دنده
dependum
ته دنده
spare ribs
سر دنده
geared
دنده
drives
دنده
rib
دنده
costa
دنده
slat
دنده ها
strict
یک دنده
drive
دنده
stricter
یک دنده
hard-nosed
یک دنده
slats
دنده ها
gear
دنده
geap
دنده
phototransistor
نیمه هادی حالت جامد که باجذب نور حفره هایی در ان ایجاد میشود و این جریان توسط عمل ترانزیستور تاچندین برابر تشدید میشود
external thread
دنده خارجی
worm gear
دنده مارپیچی
cogwheel
چرخ دنده
gear box
جعبه دنده
timber
دنده عرضی
drive mechanism
جعبه دنده
high speed
دنده سریع
stave
دنده بشکه
spareribs
گوشت دنده
worm gear
دنده مورب
pinion
جرخ دنده
pinioning
جرخ دنده
gear level
دسته دنده
gear wheel
چرخ دنده
gearshift
میله دنده
cramwheel
دنده کرامویل
wheelwork
چرخ دنده
gearshift
دنده عوض کن
gearshifts
میله دنده
gearshifts
دنده عوض کن
transmission case
جعبه دنده
sprocket
دنده زنجیر
spur gear
دنده ملخی
gear case
جعبه دنده
gear cutter
دنده تراش
pinions
جرخ دنده
dependum angle
زاویه ته دنده
toothed wheel
چرخ دنده
shifting lever
دسته دنده
top radius
گردی سر دنده
french chop
گوشت دنده
steering gear
دنده سکان
frame
دنده عرضی
steering gear
دنده فرمان
cramwheel
دنده مخروطی
stick shift
دسته دنده
jackshaft
دنده عقب
threads
دنده پیچ
gear
چرخ دنده
thread
دنده پیچ
gear
جعبه دنده
bendix
دنده بندیکس
bevel gear
دنده مورب
bevel gear
دنده کرامویل
geared
چرخ دنده
jackshaft
دنده دو در اتومبیل
sheaths
تیزی دنده
cross-rib
دنده ی قوس
planetary gear
دنده خورشیدی
longitudinal
دنده طولی
bendix
دنده استارت
low gear
دنده کندکن
laticostate
دنده پهن
reverse gear
دنده معکوس
gearing
جعبه دنده
reverse gears
دنده معکوس
gearboxes
جعبه دنده
gearbox
جعبه دنده
transmissions
جعبه دنده
transmission
جعبه دنده
sheath
تیزی دنده
pinwheel
چرخ دنده
cogged wheels
چرخ دنده ها
gearwheels
چرخ دنده ها
gear wheels
چرخ دنده ها
gears
جعبه دنده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com