| Total search result: 202 (15 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| diagram |
نموادری که ترتیب کارهای پردازش شده را نشان میدهد |
| diagrams |
نموادری که ترتیب کارهای پردازش شده را نشان میدهد |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| TDS |
سیستم کامپیوتری که معمولاگ کارهای دستهای را پردازش میکند تا وقتی که وقفه رخ دهد و سپس منابع را به تراکنش جدید اختصاص میدهد |
| accession number |
شماره رکورد که ترتیب ورود رکوردها را نشان میدهد |
bracket |
علامت چاپ که نشان میدهد یک دستوالعمل یا عمل باید جداگانه پردازش شود |
| charted |
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد |
| charting |
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد |
| charts |
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد |
| chart |
شکلی که ترتیب پردازشهای کاری مختلف را در مراحل مختلف نشان میدهد |
| random processing |
پردازش داده به ترتیب مورد نیاز و نه ترتیب ذخیره شده |
| schedules |
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره |
| scheduled |
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره |
| schedule |
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره |
| supervisory |
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد |
| task |
ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش |
| tasks |
ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش |
| queued |
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند |
| queueing |
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند |
| queues |
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند |
| queue |
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند |
| streams |
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای |
| streamed |
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای |
| stream |
تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای |
| job |
تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای |
| jobs |
تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای |
support |
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد |
| self- |
سیستمی که خود را با کارهای مختلف تط بیق میدهد |
| data clerk |
فردی که در یک مجموعه کامپیوتری کارهای دفترانجام میدهد |
| scheduling |
مرتب کردن ترتیب پردازش کارها |
| interlude |
تابع ابتدایی کوچک در آغاز برنامه که کارهای تصدیق را انجام میدهد |
| interludes |
تابع ابتدایی کوچک در آغاز برنامه که کارهای تصدیق را انجام میدهد |
personal assistant |
فردی که کارهای دفتری و مدیریتی برای فرد دیگری انجام میدهد |
| priority |
سیستمی که کارها را به ترتیب الویت پردازش مرتب کند. |
| priorities |
سیستمی که کارها را به ترتیب الویت پردازش مرتب کند. |
| ToolTips |
برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد |
| marshalled |
به ترتیب نشان دادن |
| marshal |
به ترتیب نشان دادن |
| marshaled |
به ترتیب نشان دادن |
| marshals |
به ترتیب نشان دادن |
| marshaling |
به ترتیب نشان دادن |
| basic |
سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است |
| basics |
سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است |
| multimedia |
پردازش تصویر رو نمایش متن میدهد |
| flowchart |
نموداری که ترتیب مراحل در یک فرآیند یا برنامه را نشان دهد |
| flow diagram |
نموداری که ترتیب مراحل در یک فرآیند یا برنامه را نشان دهد |
| top |
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی |
| point |
نشان میدهد |
| HTML |
مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد |
| serials |
حافظهای که در آن داده به ترتیب ذخیره شده است که فقط امکان دستیابی ترتیبی میدهد |
| serial |
حافظهای که در آن داده به ترتیب ذخیره شده است که فقط امکان دستیابی ترتیبی میدهد |
| flag |
ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است |
| flags |
ترتیب کد که به گیرنده اطلاع میدهد که حروف بعدی بیان کننده عملیات کنترلی است |
| captions |
کامپیوتر یا وسیله الکترونیکی که به کاربر امکان میدهد به یک ترتیب ویدیویی نام یا عنوان بدهد |
| caption |
کامپیوتر یا وسیله الکترونیکی که به کاربر امکان میدهد به یک ترتیب ویدیویی نام یا عنوان بدهد |
| what is the thir everning |
امشب چه نشان میدهد |
| sequential |
داده یا دستوراتی که به ترتیب پردازش می شوند , به ترتیبی که دستیابی می شوند |
| businesses |
نمایشگاهی که محصولات را نشان میدهد. |
| business |
نمایشگاهی که محصولات را نشان میدهد. |
| differentials |
آنچه اختلاف را نشان میدهد |
| clock |
ماشینی که زمان را نشان میدهد |
| clocks |
ماشینی که زمان را نشان میدهد |
| differential |
آنچه اختلاف را نشان میدهد |
| backgrounds |
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند |
| background |
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند |
| flatbed |
ماشین چاپ یا اسکن که کاغذ یا تصویر را در یک سطح صاف در حین پردازش قرار میدهد |
| ended |
کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود |
| pages |
2-نشانه گر در پردازش کلمه برای نشان دادن محل شروع صفحه جدید |
| paged |
2-نشانه گر در پردازش کلمه برای نشان دادن محل شروع صفحه جدید |
| end |
کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود |
| ends |
کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود |
| page |
2-نشانه گر در پردازش کلمه برای نشان دادن محل شروع صفحه جدید |
| waterline |
خط روی بدنه قایق که حد اب را نشان میدهد |
| rate gyro |
ژایرویی که میزان تغییروضعیت را نشان میدهد |
| numeral |
حرف یا نشانه که یک عدد را نشان میدهد |
| numerals |
حرف یا نشانه که یک عدد را نشان میدهد |
| lock spit |
شیاری که مسیر راه را نشان میدهد |
| manual |
کتابچهای که نحوه نصب سیستم را نشان میدهد |
| winning post |
تیری که پایان مسافت دور را نشان میدهد |
| isometric view |
رسمی که سه بعد شی را به نسبت متعادل نشان میدهد |
| intelligence quotient |
عددی که هوش و زیرکی شخص را نشان میدهد |
| setter |
سگی که با خزیدن محل شکار را نشان میدهد |
| service chevron |
علایم بازویی که خدمات جنگی را نشان میدهد |
| setters |
سگی که با خزیدن محل شکار را نشان میدهد |
| neper |
واحدی که نسبت اسکالر دوجریان را نشان میدهد |
| negative |
عددی که تعداد تفریق از صفر را نشان میدهد |
| negatives |
عددی که تعداد تفریق از صفر را نشان میدهد |
| transparencies |
مقداری از یک تصویر دیگر در زیر آن نشان میدهد |
| forcing |
کد توکار که شروع صفحه جدید را نشان میدهد |
| transparency |
مقداری از یک تصویر دیگر در زیر آن نشان میدهد |
| forces |
کد توکار که شروع صفحه جدید را نشان میدهد |
| force |
کد توکار که شروع صفحه جدید را نشان میدهد |
| attached processor |
ریز پردازنده جدا در سیستم که تحت کنترل واحد پردازش مرکزی توابع خاصی را انجام میدهد |
| model |
کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد |
| manual |
کتابچهای که نحوه استفاده از سیستم یا وسیله را نشان میدهد |
| models |
کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد |
| he is always a little peculiar |
او همیشه اندکی اخلاق عجیب از خود نشان میدهد |
| semicolon |
که انتهای خط برنامه یا عبارت را در برخی زبان ها نشان میدهد. |
| colour |
صفحه نمایشی که حروف و گرافیک ها را رنگی نشان میدهد |
| positive |
که اشیا را همان گونه که دیده می شوند نشان میدهد |
| porism |
قضیهای که از راه حلهای بیشماربرای یک مسئله نشان میدهد |
| MAPI |
که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را نشان میدهد |
| press mark |
علامتی که جای کتاب رادرقفسههای کتابخانه نشان میدهد |
| colours |
صفحه نمایشی که حروف و گرافیک ها را رنگی نشان میدهد |
| modelled |
کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد |
| modeled |
کپی کوچک از چیزی که وضعیت آن پس از خاتنمه را نشان میدهد |
| detotalizing counter |
شمارندهای که کل مقدارباقیمانده ماده مورد سنجش را نشان میدهد |
| gyrostabilizer |
التی که جنبش حرکت وضعی زمین را نشان میدهد |
| actions |
خط اول صفحه نمایش که نام منوها را نشان میدهد |
| d. of macabre |
تصویری که دسته مردن راازپست و بلند نشان میدهد |
| terminator |
موضوعی در لیست داده که انتهای فایل را نشان میدهد |
| action |
خط اول صفحه نمایش که نام منوها را نشان میدهد |
| d. of death |
تصویری که دسته مردم راازپست وبلند نشان میدهد |
| starting post |
تیری که در مسابقه دوجای اغاز و حرکت را نشان میدهد |
| selections |
نشانهای در میله ابزار که به کاربر امکان انتخاب یک ناحیه تصویر که بعداگ بریده , کپی یا پردازش میشود میدهد |
| interrupts |
اتصال به واحد پردازش مرکزی از خارج سیستم که به رسانههای خارجی امکان استفاده از امکانات وقفه CPU را میدهد |
| interrupt |
اتصال به واحد پردازش مرکزی از خارج سیستم که به رسانههای خارجی امکان استفاده از امکانات وقفه CPU را میدهد |
| text |
سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد |
| texts |
سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد |
| interrupting |
اتصال به واحد پردازش مرکزی از خارج سیستم که به رسانههای خارجی امکان استفاده از امکانات وقفه CPU را میدهد |
| selection |
نشانهای در میله ابزار که به کاربر امکان انتخاب یک ناحیه تصویر که بعداگ بریده , کپی یا پردازش میشود میدهد |
| ends |
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد |
| harder |
کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد |
| hardest |
کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد |
| access control |
بایت اولیه Token که حق دستیابی ایستگاه را به شبکه نشان میدهد |
| shifts |
کد حروف ارسالی که نشان میدهد که کد بعدی باید جابجا شود |
| shifted |
کد حروف ارسالی که نشان میدهد که کد بعدی باید جابجا شود |
| hard |
کدی در متن کلمه پرداز که انتهای پاراگراف را نشان میدهد |
| shift |
کد حروف ارسالی که نشان میدهد که کد بعدی باید جابجا شود |
| gyrocompass |
نوعی قطب نما که همواره شمال حقیقی را نشان میدهد |
| logic |
قطعه آزمایش که وضعیت منط قی قط عات یا مدارها را نشان میدهد |
| demonstration |
قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد |
absolute address |
مختصاتی که فاصله یک نقطه از محل تقاطع بردارها را نشان میدهد |
| ended |
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد |
| end |
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد |
| demo |
قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد |
| demonstrations |
قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد |
| breakout box |
وسیلهای وضیعت خط وط بین واسط ه ها یا کابل ها یا اتصالات را نشان میدهد |
| addressed |
اشمارهای که به واحد پردازش مرکزی اجازه میدهد به یک محل فیزیکی در رسانه ذخیره سازی سیستم کامپیوتر مراجعه کند |
| addresses |
اشمارهای که به واحد پردازش مرکزی اجازه میدهد به یک محل فیزیکی در رسانه ذخیره سازی سیستم کامپیوتر مراجعه کند |
address |
شماره ای که به واحد پردازش مرکزی اجازه میدهد به یک محل فیزیکی در رسانه ذخیره سازی سیستم کامپیوتر مراجعه کند |
| isoseismic line |
خطی که بوسیله ان جاهایی که زورزمین لرزه درانهایکسان است نشان میدهد |
| cabling |
نموداری که محل کابلها را در یک اداره نشان میدهد از جمله نقاط اتصال را |
| anthropomorphic software |
نرم افزاری که به آنچه کاربر می گوید عکس العمل نشان میدهد |
| dir |
در DOS-MS دستور سیستم که لیستی از فایلهای روی دیسک را نشان میدهد |
| maps |
نموداری که طرح داخل حافظه کامپیوتر یا نواحی ارتباطی را نشان میدهد |
| story board |
مجموعه تصاویر یا رسم ها که پیشبرد نقاشی متحرک یا ویدیویی را نشان میدهد |
| map |
نموداری که طرح داخل حافظه کامپیوتر یا نواحی ارتباطی را نشان میدهد |
| process |
نموداری که هر مرحله از توابع کامپیوتری مورد نیاز سیستم را نشان میدهد |
| processes |
نموداری که هر مرحله از توابع کامپیوتری مورد نیاز سیستم را نشان میدهد |
| approval |
متنی که نشان میدهد یک موضوعی به طور رسمی پذیرفته شده است |
| approval |
توافقنامهای که نشان میدهد یک موضوعی به طور رسمی پذیرفته شده است |
| checked |
نشانهای که انتخاب جعبه بررسی را نشان میدهد واغلب یک ضربدر در آن است |
| looks |
زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد |
| bravo, pattern |
شکلی که حرارت سنج اب درعمق کمتر از 001 فاتوم نشان میدهد |
| checks |
نشانهای که انتخاب جعبه بررسی را نشان میدهد واغلب یک ضربدر در آن است |
| shot silk |
ابریشمی که چون از چند سوبدان نگاه کنندچند رنگ نشان میدهد |
| looked |
زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد |
| look |
زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد |
| check |
نشانهای که انتخاب جعبه بررسی را نشان میدهد واغلب یک ضربدر در آن است |
| ems |
سیستمی در PC که بخشی از حافظه که بالای کیلو بایت است نشان میدهد |
| i/o |
پردازندهای که پردازش کمی را انجام میدهد چرا که زمان آن برای خواندن یا نوشتن داده از پورت ورودی / خروجی صرف میشود |
| televised |
درتلویزیون نشان دادن برنامه تلویزیونی ترتیب دادن |
| televises |
درتلویزیون نشان دادن برنامه تلویزیونی ترتیب دادن |
| televise |
درتلویزیون نشان دادن برنامه تلویزیونی ترتیب دادن |
| televising |
درتلویزیون نشان دادن برنامه تلویزیونی ترتیب دادن |
| commoners |
استانداری برای تصاویر ویدیویی که پیکسلهای تصویر را بزرگ و پهن نشان میدهد |
| legion ofholour |
نشان افتخارکه دولت فرانسه درازای خدمات برجسته لشکری یاکشوری میدهد |
| group |
نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست |
| commonest |
استانداری برای تصاویر ویدیویی که پیکسلهای تصویر را بزرگ و پهن نشان میدهد |
| graphics |
UDV مصخصو که تصاویر گرافیکی رنگی و با resolution را به خوبی متن نشان میدهد |
| common |
استانداری برای تصاویر ویدیویی که پیکسلهای تصویر را بزرگ و پهن نشان میدهد |
| cursor |
علامتی در صفحه نمایش که محل بعدی فاهر شدن حرف را نشان میدهد |
| fracto cumulus |
ابرهای ناهموار کومولوس که در انها تکههای مختلف تغییرات پیوستهای را نشان میدهد |
groups |
نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست |
| radix |
نقط های که تقسیم بین واحد کمی و بخشی اعشاری را نشان میدهد |
| cursors |
علامتی در صفحه نمایش که محل بعدی فاهر شدن حرف را نشان میدهد |
| bergson criterion |
ضابطهای که نشان میدهد هر تغییری که موجب کاهش مطلوبیت شود نامطلوب است |
| stating |
مدار یا وسیله یا برنامهای که نشان میدهد هیچ عملی رخ نداده ولی ورودی می پذیرد |
| stated |
مدار یا وسیله یا برنامهای که نشان میدهد هیچ عملی رخ نداده ولی ورودی می پذیرد |
| states |
مدار یا وسیله یا برنامهای که نشان میدهد هیچ عملی رخ نداده ولی ورودی می پذیرد |
| state- |
مدار یا وسیله یا برنامهای که نشان میدهد هیچ عملی رخ نداده ولی ورودی می پذیرد |
| state |
مدار یا وسیله یا برنامهای که نشان میدهد هیچ عملی رخ نداده ولی ورودی می پذیرد |
| branches |
جدولی که نشان میدهد در برنامه با توجه به نتیجه بررسی به کجا باید جهش کرد |
| slaving |
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد |
| artificial horizon |
یکی از الات اصلی کابین خلبان که وضعیت هواپیما را نسبت به افق نشان میدهد |
branch |
جدولی که نشان میدهد در برنامه با توجه به نتیجه بررسی به کجا باید جهش کرد |
| slaves |
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد |
| interchange file format |
استانداردی که نحوه ذخیره سازی داده در Amiga و برخی برنامههای گرافیکی را نشان میدهد |
| decision |
جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد |
| slave |
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد |
| slaved |
صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد |
| tracking symbol |
علامت کوچکی روی صفحه نمایش تصویر که محل مکان نما را نشان میدهد |
| decisions |
جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد |
| epp |
استانداردی که نحوه ارسال داده با سرعت بال روی اتصال پورت موازی را نشان میدهد |
| scrolls |
میله نمایش داده شده در اطراف پنجره با نشانهای که میزان فضای تغییر را نشان میدهد |
| decisions |
نمایش گرافیکی جدولی تصمیم گیری که مسیرها و اعمال مناسب در شراطی مختلف را نشان میدهد |
| decision |
نمایش گرافیکی جدولی تصمیم گیری که مسیرها و اعمال مناسب در شراطی مختلف را نشان میدهد |
| control buoy |
بویه کنترل کننده مینها دستگاهی که محل مینهای شناور زیر دریا را نشان میدهد |
| indicator |
ثبات یا بیت علامت که وضعیت پردازنده و ثباتهایش را نشان میدهد مثل رقم نقلی یا سرریز |
| monochrome |
صفحه نمایش کامپیوتر که متن و گرافیک را سیاه و سفید و سایه دار و نه رنگی نشان میدهد |
| scroll |
میله نمایش داده شده در اطراف پنجره با نشانهای که میزان فضای تغییر را نشان میدهد |
| hierarchy plus input process output |
یک روش طراحی و مستندسازی برنامه که ساختارعملیاتی و گردش اطلاعات رادر سه نوع نمودار نشان میدهد |