Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (23 milliseconds)
English
Persian
suffragist
هواخواه دادن حق رای یا حق انتخاب به نسوان
Other Matches
radio button
شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
female
نسوان
chap
انتخاب کردن شکاف دادن
suffragist
طرفداران دادن حق رای یا حق انتخاب
woman's rights
حقوق نسوان
woman suffrage
حق رای نسوان
gynecocracy
حکومت نسوان
womanhood
عالم نسوان
muliebrity
عالم نسوان
woman's rights
حقوق اجتماعی و سیاسی نسوان
sorority
انجمنهای خیریه یا کلوب نسوان
sisterhood
انجمن خیریه مذهبی نسوان
tearoom
رستوران کوچک ودنج مخصوص نسوان
extracts
دستور انتخاب و خواندن دادن مورد نیاز از پایگاه داده یافایل
extract
دستور انتخاب و خواندن دادن مورد نیاز از پایگاه داده یافایل
extracting
دستور انتخاب و خواندن دادن مورد نیاز از پایگاه داده یافایل
extracted
دستور انتخاب و خواندن دادن مورد نیاز از پایگاه داده یافایل
target selector
دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
tree
روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
selectable
مدار یا وسیلهای که انتخابهای مختلف آن با قرار دادن اتصالات سیم مختلف انتخاب می شوند
sophistication
نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
philhellenic
هواخواه
adherents
هواخواه
philhellene
هواخواه
adherent
هواخواه
aficionado
هواخواه
enthusiasts
هواخواه
protagonists
هواخواه
protagonist
هواخواه
enthusiast
هواخواه
designates
انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designate
انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designating
انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
ineligibility
عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
parliamentary
هواخواه مجلس
devotees
زاهد هواخواه
stand for
هواخواه بودن
partizan etc
هواخواه حامی
francophil
هواخواه فرانسه
zealous
باغیرت هواخواه
phihellenic
هواخواه یونانیان
devotee
زاهد هواخواه
disciples
پیرو هواخواه
francophile
هواخواه فرانسه
disciple
پیرو هواخواه
compatriot
هم وطن هم میهن هواخواه
compatriots
هم وطن هم میهن هواخواه
notionalist
هواخواه استدلال نظری
unionist
هواخواه اتحاد و یگانگی
unionists
هواخواه اتحاد و یگانگی
collectivist
هواخواه اصول اجتماعی درزندگی
collectivist
هواخواه سیستم اقتصادی مشترک
pentecostal
[pentecostalist]
هواخواه عید پنجاهه
[دین]
adequateness
وفادار ماندن هواخواه بودن
legitimism
هواخواه سلطنت ارثی ومشروع
adheres
وفادار ماندن هواخواه بودن
adhering
وفادار ماندن هواخواه بودن
adhere
وفادار ماندن هواخواه بودن
adhered
وفادار ماندن هواخواه بودن
country party
حزب هواخواه پیشرفت فلاحتی
legitimist
هواخواه اصول سلطنت با حق مشروع یا ارثی
fusionist
هواخواه اصول پیوستگی وسازش در سیاست
herodian
یهودی ای که هواخواه هیرودیس وطرفدارسلطنت اودریهودیه
culturist
فرهنگ خواه هواخواه تهذیب وپرورش
militarist
ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
militarists
ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
check
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checked
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
reunionist
کسیکه که هواخواه پیوندکلیسای کاتولیک باکلیسای انگلیس میباشد
menu item
یک انتخاب در فهرست انتخاب
source
در عمل کشیدن و قرار دادن , شی اصلی شی ای است که انتخاب شده است و پس کشیده شده است
realised
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realizing
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realized
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realises
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realize
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realizing the palette
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realizes
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
realising
انتخاب مجموعه مشخص از رنگها برای قلم رنگی و استفاده از ان برای نمایش تصویر. معمولا توسط تط بیق دادن رنگها با قلم منط قی در سیستم
mediaevalist
کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
rollover
صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
controlled reprisal
انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
to stand for
نامزد بودن هواخواه بودن
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
excerption
انتخاب
suffrage
حق انتخاب
election
انتخاب
delegacy
انتخاب
draft
انتخاب
drafted
انتخاب
drafts
انتخاب
selecting
انتخاب
options
انتخاب
options
حق انتخاب
choice
انتخاب
franc
حق انتخاب
option
انتخاب
choicer
انتخاب
choicest
انتخاب
selection
انتخاب
option
حق انتخاب
choices
انتخاب
francs
حق انتخاب
franchise
حق انتخاب
franchises
حق انتخاب
selections
انتخاب
picked
انتخاب شده
dials
انتخاب کردن
cs
انتخاب تراشه
dialled
انتخاب کردن
electives
دارای حق انتخاب
ikons
راهنمای انتخاب
dialed
انتخاب کردن
project selection
انتخاب پروژه
icons
راهنمای انتخاب
self service
با انتخاب ازاد
eligible
قابل انتخاب
eligible
شایسته انتخاب
dial
انتخاب کردن
self-service
با انتخاب ازاد
election
انتخاب نماینده
natural selection
انتخاب طبیعی
elective
دارای حق انتخاب
direct selection
انتخاب مستقیم
seller's option
انتخاب فروشنده
economic choice
انتخاب اقتصادی
icon
راهنمای انتخاب
chose
انتخاب کرده
choosy
انتخاب کننده
choosey
انتخاب کننده
selectively
مبنی بر انتخاب
selectively
انتخاب کننده
selective
قابل انتخاب
selective
مبنی بر انتخاب
selective
انتخاب کننده
circuit switching
انتخاب مدار
chooser
انتخاب کننده
choiceless
محروم از حق انتخاب
breaks
انتخاب شود
break
انتخاب شود
single
انتخاب کردن
check boxes
چهارگوشهای انتخاب
selectively
قابل انتخاب
chip select
انتخاب تراشه
choice of technology
انتخاب تکنولوژی
hitting
انتخاب یک کلید
choosing
انتخاب کردن
screens
انتخاب کردن
screening, screenings
انتخاب کردن
screened
انتخاب کردن
chooses
انتخاب کردن
choose
انتخاب کردن
screen
انتخاب کردن
cooptation
انتخاب درونی
menus
فهرست انتخاب
menu
فهرست انتخاب
selectors
انتخاب کننده
options
شق انتخاب شده
option
شق انتخاب شده
hits
انتخاب یک کلید
hit
انتخاب یک کلید
pick out
<idiom>
انتخاب کردن
selector
انتخاب کننده
cream of the crop
<idiom>
انتخاب عانی
route selection
انتخاب مسیر
mischoose
بد انتخاب کردن
electors
انتخاب کننده
pitch upon
انتخاب کردن
elector
انتخاب کننده
elected
انتخاب شده
the polls
انتخاب گاه
reelection
تجدید انتخاب
impluse action
انتخاب شماره
impluse stepping
انتخاب شماره
impluse selection
انتخاب ایمپولز
switched line
خط انتخاب شده
preselection
انتخاب مقدماتی
mischoice
انتخاب غلط
elects
انتخاب کردن
pickup
انتخاب رشد
opted
انتخاب کردن
outvoter
انتخاب کننده
opt
انتخاب کردن
select
انتخاب کردن
opting
انتخاب کردن
opts
انتخاب کردن
to make a choice of
انتخاب کردن
electing
انتخاب کردن
elect
انتخاب کردن
selects
انتخاب کردن
sifts
انتخاب کردن
sifted
انتخاب کردن
sift
انتخاب کردن
selected
انتخاب کردن
social selection
انتخاب اجتماعی
get in
انتخاب شدن
selection of position
انتخاب موضع
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com