English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (26 milliseconds)
English Persian
list چاپ یا نمایش دادن موضوعات اطلاعاتی خاص
Other Matches
list تعداد موضوعات نمایش داده شده در یک لیست
reveals نمایش اطلاعاتی که پنهان شده بودند پس ازاینکه شرط برقرار شد
reveal نمایش اطلاعاتی که پنهان شده بودند پس ازاینکه شرط برقرار شد
revealed نمایش اطلاعاتی که پنهان شده بودند پس ازاینکه شرط برقرار شد
batches قرار دادن موضوعات در گروهها
batch قرار دادن موضوعات در گروهها
collated مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collates مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collate مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collating مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
formats تعداد حروف که روی صفحه نمایش قابل نمایش اند. با دادن طول سط ر و ستون
format تعداد حروف که روی صفحه نمایش قابل نمایش اند. با دادن طول سط ر و ستون
nil pointer نشانه گر برای نشان دادن انتهای لیست زنجیره موضوعات
scrolls حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
scroll حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
counterintelligence survey بررسی ضد اطلاعاتی تحقیقات ضد اطلاعاتی
to put on the stage بمعرض نمایش گذاشتن نمایش دادن
decollator ماشینی که موضوعات مختلف را به ورقههای مجزا تبدیل میکند و یا جدا کردن موضوعات تکه تکه به قط عات جدا
feedback اطلاعاتی از یک منبع که برای تغییر دادن چیزی یا تامین پیشنهادی برای آن میباشد
to picture شرح دادن [نمایش دادن] [وصف کردن]
area assessment ارزیابی اطلاعاتی منطقه عملیات ارزیابی منطقه ازنظر اطلاعاتی
depicted نمایش دادن
displayed نمایش دادن
depict نمایش دادن
depicting نمایش دادن
displays نمایش دادن
display نمایش دادن
exhibits نمایش دادن
represents نمایش دادن
represented نمایش دادن
exhibiting نمایش دادن
displaying نمایش دادن
represent نمایش دادن
garble بد نمایش دادن
depicts نمایش دادن
exhibit نمایش دادن
exhibited نمایش دادن
indicate نمایش دادن
indicated نمایش دادن
indicates نمایش دادن
to show off نمایش دادن
demonstrates نمایش دادن
demonstrated نمایش دادن
miscolour بد نمایش دادن
demonstrate نمایش دادن
depicture نمایش دادن
showdowns نمایش دادن
demonstrating نمایش دادن
showdown نمایش دادن
texts حالت فعال کامپیوتر یا صفحه نمایش که فقط حروف از پیش تعیین شده را نمایش میدهد و امکان نمایش تصاویر گرافیکی را فراهم نمیکند
analog صفحه نمایش که از یک سیگنال ورودی ممتد برای کنترل رنگهای نمایش استفاده میکند به طوری که میتواند یک محدوده مشخص از رنگها را نمایش دهد
text حالت فعال کامپیوتر یا صفحه نمایش که فقط حروف از پیش تعیین شده را نمایش میدهد و امکان نمایش تصاویر گرافیکی را فراهم نمیکند
showcase درویترین نمایش دادن
coact باهم نمایش دادن
to place in a good light خوب نمایش دادن
to represent a play داستانی را نمایش دادن
guys باتمثال نمایش دادن
guy باتمثال نمایش دادن
showcased درویترین نمایش دادن
executed نواختن نمایش دادن
execute نواختن نمایش دادن
executes نواختن نمایش دادن
showboating نمایش دادن مهارت
showcasing درویترین نمایش دادن
executing نواختن نمایش دادن
showcases درویترین نمایش دادن
to put forth بلند کردن نمایش دادن
enact تصویب کردن نمایش دادن
enacted تصویب کردن نمایش دادن
performed بازی کردن نمایش دادن
to license a play اجازه نمایش داستانی را دادن
perform بازی کردن نمایش دادن
exposing درمعرض گذاشتن نمایش دادن
act بازی کردن نمایش دادن
exposes درمعرض گذاشتن نمایش دادن
acted بازی کردن نمایش دادن
expose درمعرض گذاشتن نمایش دادن
enacts تصویب کردن نمایش دادن
enacting تصویب کردن نمایش دادن
performs بازی کردن نمایش دادن
to depict somebody or something [as something] کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن [وصف کردن] [شرح دادن ] [نمایش دادن]
focussing تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focussed تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focusses تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focus تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focuses تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
focused تنظیم صفحه نمایش به طوری که تصویر نمایش داده شده روی صفحه نمایش تمیز و صاف باشد
colour شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
colours شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
screens روی پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن
screening, screenings روی پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن
repertoire فهرست نمایشهای اماده برای نمایش دادن
screen روی پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن
screened روی پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن
centre قرار دادن یک متن در مرکز کاغذ یا صفحه نمایش
centred قرار دادن یک متن در مرکز کاغذ یا صفحه نمایش
centering عمل قرار دادن متن در مرکز صفحه نمایش
centers قرار دادن یک متن در مرکز کاغذ یا صفحه نمایش
cursor tracking حرکت دادن مکان نما روی یک صفحه نمایش
center قرار دادن یک متن در مرکز کاغذ یا صفحه نمایش
to make a p of one's learing دانش خودرا نمایش دادن علم فروشی کردن
centered قرار دادن یک متن در مرکز کاغذ یا صفحه نمایش
NDR سیستم نمایش که حروف قبلی را هنگام نمایش حروف جدید نمایش میدهد
alert تابلوی اخطار روی صفحه نمایش برای آگاهی دادن به کاربر
alerted تابلوی اخطار روی صفحه نمایش برای آگاهی دادن به کاربر
alerts تابلوی اخطار روی صفحه نمایش برای آگاهی دادن به کاربر
bubble help خط ی روی صفحه نمایش برای نشان دادن آنچه شما به آن اشاره می کنید
autos توانایی صفحه نمایش برای نشان دادن همان تصویر پس از عوض کردن nesolution آن
interactive سیستم نمایش که قادر به عکس العمل نشان دادن به ورودی مختلف کاربر است
auto توانایی صفحه نمایش برای نشان دادن همان تصویر پس از عوض کردن nesolution آن
format روش قرار گرفتن سط رها و ستون ها برای نمایش دادن داده یا حروف در کارت پانچ
formats روش قرار گرفتن سط رها و ستون ها برای نمایش دادن داده یا حروف در کارت پانچ
topics موضوعات
subjects موضوعات
themes موضوعات
pan- حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pan حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
pans حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2-
information bits بیتهای اطلاعاتی
knowledge work کار اطلاعاتی
knowledge industries صنایع اطلاعاتی
intelligence cycle مدار اطلاعاتی
information system سیستم اطلاعاتی
information routing مسیریابی اطلاعاتی
information service سرویس اطلاعاتی
information networks شبکههای اطلاعاتی
intelligence summary خلاصه اطلاعاتی
information service خدمت اطلاعاتی
agent net شبکه اطلاعاتی
agent عامل اطلاعاتی
agents عامل اطلاعاتی
intelligence annex پیوست اطلاعاتی
data bank بانک اطلاعاتی
data banks بانک اطلاعاتی
bulletin نشریه اطلاعاتی
bulletins نشریه اطلاعاتی
information banks بانکهای اطلاعاتی
sundry items موضوعات متفرقه
dump نشان دادن متن یا گرافیک روی صفحه نمایش بر روی چاپگر
scanned درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scans درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scan درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
image [ناحیه ای از میکروفیلم یا صفحه نمایش که حروف و طرح ها قابل نمایش اند.]
monitors واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
images ناحیهای ز میکروفیلم یا صفحه نمایش که حروف و طرح ها قابل نمایش اند
monitored واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
monitor واحد نمایش تصویری برای نمایش متن با کیفیت باا یا گرافیک
screenful فریم کامل اطلاعات نمایش داده شده روی صفحه نمایش
menus مجموعه انتخابهای نمایش داده شده در مرکز صفحه نمایش
graphic صفحه نمایش کامپیوتری که اطلاعات گرافیکی را میتواند نمایش دهد
page حجم متن نمایش داده شده روی صفحه نمایش
intermezzo حادثه عشقی نمایش کوتاه در میان پردههای نمایش جدی
paged حجم متن نمایش داده شده روی صفحه نمایش
pages حجم متن نمایش داده شده روی صفحه نمایش
name part بازی کننده نمایش که نامش را روی داستان نمایش می گذارند
menu مجموعه انتخابهای نمایش داده شده در مرکز صفحه نمایش
reprographics موضوعات کتبی تصاویر
cumpuserve سرویس اطلاعاتی کامپیوتر
automated intelligence file پرونده اطلاعاتی کامپیوتری
double agent عامل اطلاعاتی دو جانبه
double agents عامل اطلاعاتی دو جانبه
indexed نما راهنمای موضوعات
periodic intelligence report گزارش نوبهای اطلاعاتی
on line information service سرویس اطلاعاتی مستقیم
set تعداد موضوعات مربوطه
helpdesk میز کمک [اطلاعاتی]
indexes نما راهنمای موضوعات
setting up تعداد موضوعات مربوطه
help desk میز کمک [اطلاعاتی]
dual agent عامل اطلاعاتی دو جانبه
sets تعداد موضوعات مربوطه
blocks مجموعهای از موضوعات در یک گروه
index نما راهنمای موضوعات
block مجموعهای از موضوعات در یک گروه
in on <idiom> اطلاعاتی داشتن درمورد
blocked مجموعهای از موضوعات در یک گروه
intelligence summary خلاصه وضعیت اطلاعاتی
contents لیست موضوعات در یک فایل
animation ایجاد نمایی از حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه نمایش
roll scroll متن نمایش داده شده که درهرلحظه یک خط بالا یا پایین صفحه نمایش می رود
pop down menu منو قابل نمایش روی صفحه نمایش در هر لحظه با انتخاب کلید مناسب
animations ایجاد نمایی از حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه نمایش
screening, screenings محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود
edit فضایی در صفحه نمایش که کاربر میتواند متن یا گرافیک را نمایش و ویرایش کند
screens محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود
screened محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود
preview نمایش متن یا گرافیک روی صفحه نمایش که به همان صورت چاپ خواهد شد
texts فضایی در صفحه نمایش کامپیوتر که برای نمایش متن تنظیم شده باشد
previews نمایش متن یا گرافیک روی صفحه نمایش که به همان صورت چاپ خواهد شد
marching display وسیله نمایش که حاوی بافر نمایش آخرین حروف وارد شده است
screen محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود
edited فضایی در صفحه نمایش که کاربر میتواند متن یا گرافیک را نمایش و ویرایش کند
dress rehearsals اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
window فضایی از صفحه نمایش که کاربر میتواند متن یا گرافیک را نمایش و ویرایش کند
text فضایی در صفحه نمایش کامپیوتر که برای نمایش متن تنظیم شده باشد
dress rehearsal اخرین تمرین نمایش که بازیگران بالباس کامل نمایش بر روی صحنه میایند
ebcdic کد کامپیوتربرای نشان دادن یک الگوی خاص از هشت بیت باینری یک کد 8 بیتی که برای نمایش اطلاعات در کامپیوتر مدرن بکار برده میشود
animations این تصاویر به سرعت نمایش داده می شوند تا حرکت ملایم آنها به نمایش درآید
dot آداپتور نمایش که به نرم افزار اجازه کنترل هر پیکسل را میدهد روی صفحه نمایش
non destructive cursor نشانه گر در صفحه نمایش که حروف نمایش داده شده را با عبور از آنها پاک نمیکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com