English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
progress chaser کسیکه برپیشرفت کار نظارت میکند
Other Matches
watchers کسیکه پاسداری و نظارت میکند
watcher کسیکه پاسداری و نظارت میکند
stripper کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
strippers کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
central treaty organization پاکستان وترکیه که ایالات متحده امریکانیز در ان نظارت دارد و درمانورهایش شرکت میکند .این سازمان به سال 9591تاسیس یافته و دو سازمان دفاعی دیگر غرب یعنی Natoو Seato را به هم متصل میکند
wonder worker کسیکه معجزه میکند
lobbyists کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
sweater کسیکه عرق میکند پلوور
lobbyer کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
sweaters کسیکه عرق میکند پلوور
symposiarch کسیکه جلسهای را اداره میکند
falconer کسیکه با شاهین شکار میکند
falconers کسیکه با شاهین شکار میکند
lobbyist کسیکه در پارلمان تبلیغ میکند
waxer کسیکه موم مالی میکند
speller کسیکه لغت را هجی میکند
fruitarian کسیکه با میوه زندگی میکند .
griper کسیکه مرتب شکایت میکند
symposiast کسیکه در بزم شرکت میکند
lumberjacks کسیکه الوار وتیر اره میکند
bedder لله کسیکه بچه را خواب میکند
lumberjack کسیکه الوار وتیر اره میکند
garreteer کسیکه دراطاق زیرشیروانی زندگانی میکند
air controlman کسیکه حرکت هواپیما را کنترل میکند
spoilsports کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
spoilsport کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
moonlighter کسیکه بطور قاچاقی کار میکند
demonstrationist کسیکه درنمایش هاوتظاهرات انبازی میکند
arsonist کسیکه عمدا ایجاد حریق میکند
wool stapler کسیکه تجارت پشم خام میکند
dragsman لاروب :کسیکه رودخانه هارالاروبی میکند
whitener شییی یا کسیکه چیزی راسفید میکند
end gatherer کسیکه اشغال پشم راجمع میکند
engrosser کسیکه اسنادرابخط درشت پاکنویس میکند
colonists کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
colonist کسیکه درتاسیس مستعمرهای شرکت میکند
knobbler کسیکه سنگ را ازگره صاف میکند
wine taster کسیکه شراب را بوسیله چشیدن ازمایش میکند
gauger کسیکه گنجایش چلیک وغیره رامعین میکند
winnower کسیکه باد افشانی میکند ماشین بوجاری
wire dancer کسیکه که روی سیم میرقصد و بازی میکند
quarterfinalist کسیکه در مسابقه یک چهارم نهایی شرکت میکند
circumnavigation کسیکه دورگیتی یا اقلیمی کشتی رانی میکند
jawsmith کسیکه با محبت زیاد مردم فریبی میکند
inlander کسیکه درون کشور یا دورازمرز زندگی میکند
documentarian کسیکه فیلم یا مطالب مستندی را تهیه میکند
disseisor کسیکه دیگری را ازتصرف ملک خودمحروم میکند
lounger کسیکه در نیمکت یا در سالن انتظار استراحت میکند
foundationer کسیکه ازدرامدبنگاه وقف شدهای زندگی میکند
wise acre کسیکه ادعای عقل میکند ولی نادان است
multitudinist کسیکه توده مردم را بیشتر ازافراد رعایت میکند
swamper ساکن مرداب کسیکه الوار را جمع اوری میکند
itemizer کسیکه مقالات کوچک برای روزنامه تهیه میکند
wiseacre کسیکه ادعای عقل میکند ولی نادان است
paragraphist کسیکه مطلب کوتاه برای روزنامه تهیه میکند
rigorist کسیکه در قوانین مذهبی زیادسخت گیری ودقت میکند
occidentalist کسیکه فرهنگ و اداب باختریان را جستجو میکند باختر شناس
impulsive کسیکه از روی انگیزه انی وبدون فکر قبلی عمل میکند
barker پوست درخت کن کسیکه دم مغازه میایستد وبرای جنسی تبلیغ میکند
ultraist کسیکه در مسائل دینی وسیاسی و مانند انها زیاده روی میکند
private d. کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی میکند
thaumaturge کسیکه که کارهای خارق العاده ومعجزه نما میکند خرق عادت کن
line chief افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند
lamber کسیکه میش را هنگام زاییدن توجه میکند میشی که درحال زاییدن است
mediaevalist کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
urbanite کسیکه در شهر زندگی میکند شهر نشین
mail server کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
dump نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
repeater وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
governance نظارت
superintendence نظارت
helms نظارت
helm نظارت
superintendency نظارت
stewardship نظارت
proctorship نظارت
control نظارت
controllership نظارت
presidency نظارت
controls نظارت
supervision نظارت
monitoring نظارت
intendancy نظارت
inspection نظارت
controlment نظارت
surveillance نظارت
controlling نظارت
CCTV camera دوربین نظارت
supervision نظارت کردن
controlling نظارت کردن
observation camera دوربین نظارت
superintends نظارت کردن بر
superintending نظارت کردن بر
invigilation نظارت درامتحانات
control equipment ابزار نظارت
supervise نظارت کردن
close supervision نظارت مستقیم
close supervision نظارت نزدیک
bailiwick مباشرت نظارت
exchange control نظارت ارز
security camera دوربین نظارت
supervising نظارت کردن
monetary control نظارت پولی
superintended نظارت کردن بر
directed نظارت کردن
control of resources نظارت بر منابع
controllable قابل نظارت
directs نظارت کردن
inspection certificate گواهی نظارت
surveillance camera دوربین نظارت
closed-circuit camera دوربین نظارت
supervised نظارت کردن
inspection clause ماده نظارت
inspection clause بند نظارت
supervises نظارت کردن
administer نظارت کردن
stewardship نظارت خرج
uncontrollably غیرقابل نظارت
controls نظارت کردن
government control نظارت دولتی
monitor نظارت کردن
supervisor state حالت نظارت
monitors نظارت کردن
monitored نظارت کردن
inspector نظارت کننده
uncontrollable غیرقابل نظارت
inspectors نظارت کننده
supervisor state وضعیت نظارت
control نظارت کردن
foreign exchange control نظارت بر ارز
staff supervision نظارت ستادی
superintend نظارت کردن بر
fiscal control نظارت مالی
direct نظارت کردن
span of control حوزه نظارت
budgetary control نظارت بودجهای
qualitative controls نظارت کیفی
control بازرسی نظارت جلوگیری
controls بازرسی نظارت جلوگیری
invigilating در امتحان نظارت کردن
election supervisor council انجمن نظارت بر انتخابات
election supervisory council انجمن نظارت بر انتخابات
watch بر کسی نظارت کردن
managed money پول نظارت شده
invigilates در امتحان نظارت کردن
controlling نظارت و ممیزی کردن
controlling بازرسی نظارت جلوگیری
invigilate در امتحان نظارت کردن
regulated monopoly انحصار نظارت شده
invigilated در امتحان نظارت کردن
controls نظارت و ممیزی کردن
in the charge of <idiom> تحت مراقب یا نظارت
control نظارت و ممیزی کردن
watching بر کسی نظارت کردن
watches بر کسی نظارت کردن
watched بر کسی نظارت کردن
security monitoring نظارت یا مراقبت تامینی یاحفافتی
wardship تحت سرپرستی یا نظارت بودن
to keep under control تحت نظارت نگه داشتن
head quarters برج نظارت مرکز کار
under secretary زیر نظارت دبیر کل معاون وزیر
movement control کنترل حرکات و نظارت برحرکت یکانها
municipalist طرفدار نظارت یا اقدامات شهر داری
state midicine سیستم پزشکی تحت نظارت دولت
they are under serveillance انهارا نظارت میکنند انهارامی پایند
to have someone [something] under [close] scrutiny کسی [چیزی] را با دقت آزمودن [نظارت کردن]
pages چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
page چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
paged چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
faults برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
scsi بیت ارسال داده را پشتیبانی میکند و وسایل را کنترل میکند
faulted برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
critical error خطایی که پردازش کامپیوتر را با شکل مواجه میکند یا متوقف میکند
controller را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
fault برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
controllers را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
destructive cursor نشانه گری که متنی را که روی آن حرکت میکند پاک میکند
edited کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
edit کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
slave driver نظارت کننده بر کار برده ها کارفرمای سخت گیر
slave drivers نظارت کننده بر کار برده ها کارفرمای سخت گیر
postbyte بایت داده که کد اصلی ای را بیان میکند که ثابت مورد استفاده را معرفی میکند
slaved بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slave بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slaving بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
Intel بسیتی استفاده میکند تا چند گیگا بایت از RAM را آدرس دهی میکند
slaves بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
Intel بیتی استفاده میکند و تا چند مگا بایت از RAM را آدرس دهی میکند
key کلید خاص یا ترکیب کلیدها که فرآیندی را آغاز میکند یا برنامه ای را فعال میکند
million instructions per second اندازه سرعت پردازنده که تعداد دستوراتی که در ثانیه اجرا میکند را مشخص میکند
open برنامه کاربردی فایل روی دیسک را باز میکند و برای اجرا آماده میکند
samplers مدارالکترونیکی که الگوهای سیگنال را نگهداری میکند وآنها را برای آنالیزهای بعدی ذخیره میکند
optimize کامپایلری که کد ماشین را که تولید میکند آنالیز میکند و سرعت و کارایی آنرا افزایش میدهد
plotters چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
dat درایو مکانیکی که داده را روی نواز DAT ضبط میکند و ازنوار بازیابی میکند
opened برنامه کاربردی فایل روی دیسک را باز میکند و برای اجرا آماده میکند
logic مدار الکترونیکی یک عملوند منط قی اعمال میکند به سیگنال ورودی و خروجی تولید میکند
opens برنامه کاربردی فایل روی دیسک را باز میکند و برای اجرا آماده میکند
sampler مدارالکترونیکی که الگوهای سیگنال را نگهداری میکند وآنها را برای آنالیزهای بعدی ذخیره میکند
terminate and stay resident program برنامهای که در حافظه اصلی خود را بار میکند و در صورت دریافت آنرا اجرا میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com