English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
collection 1-جمع آوری با هم 2-مجموعهای از موضوعات در کنار هم
collections 1-جمع آوری با هم 2-مجموعهای از موضوعات در کنار هم
Other Matches
blocks مجموعهای از موضوعات در یک گروه
blocked مجموعهای از موضوعات در یک گروه
block مجموعهای از موضوعات در یک گروه
juxtaposition مرتب کردن موضوعات در کنار هم
list 1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
collator 1-نرم افزار جمع آوری داده ها 2-وسیلهای کارت پانچ ها را جمع آوری میکند
matrix چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrixes چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
coroutine دستورالعمل اتصال مجموعهای از ورودی ها به مجموعهای از خروجی ها
decollator ماشینی که موضوعات مختلف را به ورقههای مجزا تبدیل میکند و یا جدا کردن موضوعات تکه تکه به قط عات جدا
chain 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chains 1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
collection activity عملیات جمع آوری اخبار سازمان جمع آوری اخبار
collect جمع آوری کردن
She is hopping mad . چرا می خواهی لجت را سر من در آوری ؟
round up <idiom> گرد هم آوردن ،جمع آوری
development توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
developments توسعه محصولات جدید و فن آوری ها
topics موضوعات
themes موضوعات
subjects موضوعات
to gather information [about; on] جمع آوری کردن اطلاعات [در مورد]
acquisition جمع آوری داده در مورد یک موضوع
acquisition پذیرفتن یا نگهداشتن یا جمع آوری اطلاعات
acquisitions جمع آوری داده در مورد یک موضوع
acquisitions پذیرفتن یا نگهداشتن یا جمع آوری اطلاعات
sundry items موضوعات متفرقه
What are the collection procedures for ...? روند جمع آوری برای ... چه [جور] است ؟
to cull wool پشم چیدن [کندن و جمع آوری کردن]
to rally scattered troops جمع آوری کردن نیروهای نظامی پراکنده
to gather supporters around oneself جمع آوری کردن هواداران به دور خود
scrape up <idiom> پیدا یا جمع آوری چیزی ازروی نشانه
The funds collected so far . وجوهی که تا کنون گرد آوری شده است
reprographics موضوعات کتبی تصاویر
sets تعداد موضوعات مربوطه
index نما راهنمای موضوعات
set تعداد موضوعات مربوطه
indexed نما راهنمای موضوعات
indexes نما راهنمای موضوعات
contents لیست موضوعات در یک فایل
setting up تعداد موضوعات مربوطه
accumulating جمع آوری بسیاری چیزها در یک دوره زمان مشخص
accumulates جمع آوری بسیاری چیزها در یک دوره زمان مشخص
accumulate جمع آوری بسیاری چیزها در یک دوره زمان مشخص
CD R فن آوری که به کاربر اجازه خواندن و نوشتن بر دیسک R-CD میدهد
references لیست موضوعات مرتب شده
count ایجاد جمع کل از تعداد موضوعات
batches قرار دادن موضوعات در گروهها
designs نظرات و موضوعات مربوطه در یک مدار
design نظرات و موضوعات مربوطه در یک مدار
counted ایجاد جمع کل از تعداد موضوعات
record مجموعه موضوعات داده مربوطه
batch قرار دادن موضوعات در گروهها
sum کل تعداد موضوعات جمع شده با هم
counts ایجاد جمع کل از تعداد موضوعات
counting ایجاد جمع کل از تعداد موضوعات
sums کل تعداد موضوعات جمع شده با هم
reference لیست موضوعات مرتب شده
catalogs ایجاد یک کاتالوگ از موضوعات ذخیره شده
catalogued ایجاد یک کاتالوگ از موضوعات ذخیره شده
cataloging ایجاد یک کاتالوگ از موضوعات ذخیره شده
list مجموعه موضوعات مرتب شده داده
cataloguing ایجاد یک کاتالوگ از موضوعات ذخیره شده
catalogues ایجاد یک کاتالوگ از موضوعات ذخیره شده
cataloged ایجاد یک کاتالوگ از موضوعات ذخیره شده
detailed حسابی که همه موضوعات را لیست میکند
packages گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
package گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
catalogue ایجاد یک کاتالوگ از موضوعات ذخیره شده
packaged گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
densities حجم دادهای که در فضایی از دیسک یا نوار قابل جمع آوری است
density حجم دادهای که در فضایی از دیسک یا نوار قابل جمع آوری است
R & D سازمانی در یک شرکت که محصولات , کشفیات آوری جدید را گشترش توسعه می بخشد
series گروه موضوعات مربوطه که مرتب شده اند
batch گروهی از موضوعات که در یک زمان ایجاد شده اند
despatch عمل ارسال موضوعات یا اطلاعات یا پیام ها به محلی
list چاپ یا نمایش دادن موضوعات اطلاعاتی خاص
list تعداد موضوعات نمایش داده شده در یک لیست
numbers انتساب اعداد و به لیست موضوعات به صورت مرتب
number انتساب اعداد و به لیست موضوعات به صورت مرتب
batches گروهی از موضوعات که در یک زمان ایجاد شده اند
collate مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collated مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collates مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
collating مقایسه کردن و قرار دادن موضوعات به ترتیب
compact دیسک ROM-CD و فن آوری آن که به کار بر اجازه یک بار نوشتن داده روی آن میدهد
compacts دیسک ROM-CD و فن آوری آن که به کار بر اجازه یک بار نوشتن داده روی آن میدهد
compacted دیسک ROM-CD و فن آوری آن که به کار بر اجازه یک بار نوشتن داده روی آن میدهد
compacting دیسک ROM-CD و فن آوری آن که به کار بر اجازه یک بار نوشتن داده روی آن میدهد
entering عمل تایپ داده یا نوشتن موضوعات روی یک رکورد
listing چاپ لیستی از موضوعات از داده ذخیره شده در کامپیوتر
index لیست موضوعات در حافظه کامپیوتر که به ترتیب الفبا مرتبند
indexed لیست موضوعات در حافظه کامپیوتر که به ترتیب الفبا مرتبند
pass یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
indexes لیست موضوعات در حافظه کامپیوتر که به ترتیب الفبا مرتبند
scanned تعداد موضوعات درفایل یا لیست که در اسکن بررسی می شوند
passed یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
passes یک اجرا از لیست موضوعات برا ی مرتب کردن آنها
scan تعداد موضوعات درفایل یا لیست که در اسکن بررسی می شوند
listings چاپ لیستی از موضوعات از داده ذخیره شده در کامپیوتر
scans تعداد موضوعات درفایل یا لیست که در اسکن بررسی می شوند
consumables موضوعات سادهای که در اجزای هر روزه سیستم کامپیوتری لازم اند
consistency check داده ها یا موضوعات مط ابق با قالب از پیش فرض شده هستند
nil pointer نشانه گر برای نشان دادن انتهای لیست زنجیره موضوعات
scan بررسی تصویر یا شی یا لیستی از موضوعات برای بدست آوردن داده مشروح آن
scans بررسی تصویر یا شی یا لیستی از موضوعات برای بدست آوردن داده مشروح آن
deque صفی که در آن موضوعات جدید قابل اضافه شدن حتی در انتها هستند
biomorph [فرم پایه در موضوعات زنده مانند طراحی حیوانات، انسانها یا جانورشناسی]
scanned بررسی تصویر یا شی یا لیستی از موضوعات برای بدست آوردن داده مشروح آن
sequence تعداد موضوعات یا داده هایی که به صورت لیست مرتب منط قی قرار دارد
indexes لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
sequences تعداد موضوعات یا داده هایی که به صورت لیست مرتب منط قی قرار دارد
index لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
list فضای ذخیره سازی موقت در قالب LIFO برای لیست از موضوعات داده
highlight bar میلهای که کاربر بالا و پایین میکند تا لیستی از موضوعات مورد انتخاب را ببینید
indexed لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
circuitry مجموعهای از مدارها
corpuses مجموعهای از نوشتجات
florilegium مجموعهای از گلها
corpus مجموعهای از نوشتجات
record تعداد موضوعات دادههای مبوطه که در حافظه موقت نگهداری می شوند و اماده پردازش هستند
bank مجموعهای از وسایل مشابه
miscellany مجموعهای از مطالب گوناگون
log ضبط مجموعهای از عملیات
minimax می نیمیم مجموعهای ازماکزیمم ها
banks مجموعهای از وسایل مشابه
logs ضبط مجموعهای از عملیات
statement به مجموعهای از مابارات دستوری
miscellanies مجموعهای از مطالب گوناگون
aggregate مجموعهای از اشیا داده
statements به مجموعهای از مابارات دستوری
aggregates مجموعهای از اشیا داده
microsequence مجموعهای از ریز دستورات
maximin ماکزیمم مجموعهای ازمینیمم ها
belly series مجموعهای از روشهای حمله
sequences مجموعهای از ارقام دودویی
sequence مجموعهای از ارقام دودویی
string اتصال مجموعهای از رشته ها به هم
ada زبان برنامه نویسی سطح بالا که اغلب در ارتش و صنعت و موضوعات علمی به کار می رود
batch costing تعیین هزینه مجموعهای ازکالا
valid درست , طبق مجموعهای قوانین
constants فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
constant فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
standardises مط ابق استاندارد کردن مجموعهای از چیزها
standardizes مط ابق استاندارد کردن مجموعهای از چیزها
standardize مط ابق استاندارد کردن مجموعهای از چیزها
standardising مط ابق استاندارد کردن مجموعهای از چیزها
formulae مجموعهای از قوانین ریاضی برای حل یک مشکل
formulas مجموعهای از قوانین ریاضی برای حل یک مشکل
plot بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
chain مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
plotted بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
standardised مط ابق استاندارد کردن مجموعهای از چیزها
plots بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
standardizing مط ابق استاندارد کردن مجموعهای از چیزها
conform کار کردن مط ابق با مجموعهای قوانین
combination مجموعهای از اعداد که یک قفل را باز می کنند
organon سبک علمی مجموعهای از عقایدعلمی ومدون
extends مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
chains مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
extending مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
extend مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
formula مجموعهای از قوانین ریاضی برای حل یک مشکل
conformed کار کردن مط ابق با مجموعهای قوانین
conforms کار کردن مط ابق با مجموعهای قوانین
conforming کار کردن مط ابق با مجموعهای قوانین
cues پیام ارسالی روی صفحه نمایش برای یاد آوری به کاربر برای درخواست یک ورودی
cue پیام ارسالی روی صفحه نمایش برای یاد آوری به کاربر برای درخواست یک ورودی
CD WO دیسک ROM-CD و فن آوری درایو که به کاربر اجازه میدهد فقط یک بار روی دیسک بنویسد
batch processing سیستم پردازش داده ها که در آن اطلاعات در دسته هایی جمع آوری می شوند و سپس در یک ماشین اجرا می شوند
compliant وسیلهای که به مجموعهای از استانداردهای مشخص تط بیق میشود
keypad مجموعهای از کلیدهای خاص برای کاربرد مشخص
suite مجموعهای از برنامه ها که ارتباط بسیار نزدیک با هم دارند
diagnostic کامپیوتری که مجموعهای برنامههای تشخیص را اجرا کند.
destinations صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
destination صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
pattern مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
columns مجموعهای از حروف که یک زیر دیگر چاپ میشود
group مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
column مجموعهای از حروف که یک زیر دیگر چاپ میشود
groups مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
groups مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
library مجموعهای از برنامه یا بلاکها که متعلق به کسی هستند
group مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
patterns مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
suites مجموعهای از برنامه ها که ارتباط بسیار نزدیک با هم دارند
libraries مجموعهای از برنامه یا بلاکها که متعلق به کسی هستند
contiguous فایل ذخیره شده در مجموعهای از شیارهای دیسک مجاور هم
queues لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
queueing لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
palette مجموعهای از رنگهای قابل دسترس در یک سیستم گرافیکی کامپیوتر
queue لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
queued لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
run اجرای مجموعهای دستورات یا برنامه ها یا توابع توسط کامپیوتر
runs اجرای مجموعهای دستورات یا برنامه ها یا توابع توسط کامپیوتر
transfer بررسی صحت ارسال داده طبق مجموعهای قوانین
transferring بررسی صحت ارسال داده طبق مجموعهای قوانین
transfers بررسی صحت ارسال داده طبق مجموعهای قوانین
boot اجرای مجموعهای از دستورالعمل ها برای رسیدن به موقعیت مط لوب
catena 1-تعداد اعضای یک لیست زنجیری 2-مجموعهای از حروف در یک کلمه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com