English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (9 milliseconds)
English Persian
Geiger counter شمارگر گایگر- مولر
Geiger counter شمارشگر مولر
Search result with all words
geiger mueller counter کنتور گایگر مولر
geiger muller counter شمارگر گایگر- مولر
geiger muller counter شمارشگر گایگر- مولر
Other Matches
Geiger counters شمارگر گایگر- مولر
Geiger counters شمارشگر مولر
geiger muller tube شمارگر گایگر- مولر
geiger muller region o. plateau ناحیه گایگر مولر
geiger muller region o. plateau ناحیه قطع
electronic counter counter measures اقدامات ضد ضد الکترونیکی
counter دو مسیر سیگنال که در دو جهت مخالف ارسال میشوداطراف شبکه حلقهای
counter ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
counter برگرداندن جهت مخالف به طبیعی
counter شمارگر
counter کنتور
counter ضربت متقابله معامله به مثل
counter چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
counter حمله
counter 1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
over-the-counter <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
under the counter <idiom> مخفیانه فروخته شدن
up/down counter شمارنده الکترونیکی که با هر پاس ورودی یک شمارنده کم یا زیاد میکند
under the counter داروی بدون نسخه وغیر مجاز
under the counter قاچاقی
over the counter خارج از بورس فروخته شده
outside counter روریهمعکوس
counter باجه تلاقی کردن
counter متقابل
counter ضد
counter گیشه
counter بالعکس
counter معکوس
counter درروبرو
counter درجهت مخالف
counter ضربت متقابل
counter- پیشوندی به معنای مخالف یاضد
counter شمارنده
counter بساط
counter مقابله کردن تلافی کردن
counter جواب دادن معامله بمثل کردن با
counter باجه
counter پیشخوان
counter پیشخوان باجه
counter پیشخان
counter عقربه شمارش
counter مقابل دستگاه شمارنده
counter شمارشگر
counter ضربت زدن ضد
counter مقابله کردن
repeat counter شمارنده تکرار
pulse counter ضربه شمار
pulse counter پالس شمار
program counter شمارشگربرنامه
program counter شمارنده برنامه
counter-attacks پاتک
modulo n counter شمارنده به پیمانه
photon counter شمارگر فوتونی
ring counter شمارنده حلقهای
counter-attack حمله متقابله
counter-attack پاتک
turns counter دور شمار
to nails to counter رسوا کردن
step counter گام شمار
speed counter کنتورسرعت
speed counter شمارشگر عده دور
counter-attacks حمله متقابله
magnetic counter کنتور مغناطیسی
loop counter شمارنده حلقه
detotalizing counter شمارندهای که کل مقدارباقیمانده ماده مورد سنجش را نشان میدهد
counter weight وزنه مقابل
counter weight پاسنگ
counter weight وزنه تعادل
counter transference انتقال متقابل
counter trade داد و ستدمتقابل
counter trade تجارت متقابل
counter surveillance عملیات ضدمراقبت و تجسس دشمن
frequency counter شمارنده فرکانس
counter-espionage عملیات ضدجاسوسی
location counter مکان شمار
line counter شمارنده سطر
instruction counter شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
impluse counter شمارشگر ضربه جریان کنتور ایمپولز
counter espionage ضد جاسوسی
counter espionage عملیات ضدجاسوسی
counter-espionage ضد جاسوسی
counter surveillance ضد مراقبت
counter-change نقش شطرنجی
counter-brace تیر تقویت عرضی
counter-arch [قوسی مخالف قوس دیگر]
counter-apse [محرابی مخالف محراب دیگر]
counter shed پودکشی [عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
sequence counter ترتیب شمار
counter-revolutionary ضدرژیم
counter-fort [شمع پشتیبان دیوار]
counter-lath تخته سقف
counter-lath توفال
over-the-counter market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
counter attack حمله متقابله
counter attack پاتک
counter-vault قوس کفبند
counter-scrap دیوار
counter-poise پل متحرک باسکولی
counter-mure موج شکن
ticket counter جایگاهبلیط
tape counter شمارشگرنوار
row counter رجشمار
counter-measures پادکار
counter-measures اقدام جبران کننده
counter-measures چارهجویی
counter-measures اقدام متقابل
counter-measure پیشگیری
counter-measure پادکار
counter-measure اقدام جبران کننده
counter-measure چارهجویی
counter-measures پیشگیری
counter-productive زیانبخش
counter-productive گزندآور
counter offer پیشنهاد متقابل
information counter جایگاهاطلاعات
counter-revolutions جنبش برای سرکوبی انقلاب
counter-revolutions ضد انقلاب
counter-revolution جنبش برای سرکوبی انقلاب
counter-revolution ضد انقلاب
counter-productive پادفرآور
counter-productive آسیبآور
counter-measure اقدام متقابل
counter subversion ضد براندازی
counter insurgency ضد شورش
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
counter credit اعتبار متقابل
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
counter claim دعوی متقابل
counter circuit کنتور رادار
counter check چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
counter charge دعوی متقابل در امر جزایی
counter ceiling خوانچه پوش
counter current جریان متقابل
counter disengagement حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
counter e.m.f. cell پیلهای برق وارانی
counter guerilla ضد گریلایی
counter guerilla ضد چریکی
counter gambit گامبی متقابل
counter force نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
counter flood اب گیری ضد انحراف ناو متعادل کردن ناو با پر کردن مخازن ان
counter fire اتش ضد اتشباربر علیه دشمن
counter fire اتش متقابل
counter fert دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
counter ceiling کمرپوش
counter ceiling سقفواره
counter revolution عملیاتی و تدابیری که بعد از وقوع انقلاب برای خنثی کردن ان انجام و اتخاذ میشود
counter revolution ضد انقلاب
counter propaganda پاداوازه گری
counter propaganda تبلیغ متقابل
control counter شماره کنترلی
counter parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
binary counter شمارنده دودویی
B line counter ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده تا محل مورد نظر را مشخص کند
counter agent عامل خنثی کننده
counter air ضد هواپیمایی
counter air عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
counter berm سکوی پایه خارجی خاکریز
counter battery عملیات ضد اتشبار
counter battery ضد اتشبار
counter balance وزنه تعادلی
counter attraction جاذبه متقابله
counter attraction کشش متقابل
counter approach استحکامات متقابله
address counter نشانی شمار
counter intelligence ضداطلاعات
counter subversion ضد خرابکاری
counter preparation ضد تهیه
counter preparation تیر ضد تهیه
counter purchase خرید متقابل
counter purchase تهاتر
counter purchase داد وستد متقابل
counter recoil برگشتن لوله پس از عقب نشینی
counter recoil عمل عاید عمل عودت لوله
counter recoil دستگاه عاید
counter reconnaisance ضد شناسایی
counter riposte حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
counter rotate چرخش بالاتنه در پیچ
counter sabotage ضد خرابکاری
counter sign نشانی
counter sign اسم عبور
counter sign اسم شب
counter offer عرضه متقابل
counter offensive حمله متقابل
counter ion یون مخالف
counter charge تهمت متقابله
counter memorial جواب یادداشت
counter mechanism طرزکارشمارشگر
counter mechanism مکانیسم شمارشگر
counter march تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
counter jumper شاگرد دکان
counter jumper فروشنده دکان
counter jump پرش با نیم چرخش وبازگشت روی لبه همان اسکیت
counter memorial یادداشت متقابل اخطار متقابل
counter military ضد عملیات نظامی
counter offensive پدافند متقابل
counter mortar اتش ضد خمپاره انداز
counter mortar ضد خمپاره
counter military مقابله باعملیات نظامی
counter current principle اصول جریان متقابل
counter air operations عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com