English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
counter-revolutionary ضدرژیم
Other Matches
revolutionary انقلابی
revolutionary چرخشی
revolutionary شورشی
revolutionary اشوب طلب
revolutionary شورش طلب
revolutionary guards پاسداران انقلاب
electronic counter counter measures اقدامات ضد ضد الکترونیکی
counter ضد
counter کنتور
counter ضربت متقابله معامله به مثل
counter پیشخوان
counter چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
counter باجه
counter حمله
counter گیشه
counter متقابل
counter شمارگر
counter دو مسیر سیگنال که در دو جهت مخالف ارسال میشوداطراف شبکه حلقهای
counter ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
under the counter قاچاقی
under the counter داروی بدون نسخه وغیر مجاز
up/down counter شمارنده الکترونیکی که با هر پاس ورودی یک شمارنده کم یا زیاد میکند
over the counter خارج از بورس فروخته شده
outside counter روریهمعکوس
under the counter <idiom> مخفیانه فروخته شدن
counter باجه تلاقی کردن
counter 1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
counter برگرداندن جهت مخالف به طبیعی
counter پیشخان
counter عقربه شمارش
counter شمارنده
counter بساط
counter- پیشوندی به معنای مخالف یاضد
counter پیشخوان باجه
counter شمارشگر
over-the-counter <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
counter ضربت متقابل
counter درجهت مخالف
counter درروبرو
counter مقابل دستگاه شمارنده
counter ضربت زدن ضد
counter مقابله کردن
counter جواب دادن معامله بمثل کردن با
counter مقابله کردن تلافی کردن
counter بالعکس
counter معکوس
magnetic counter کنتور مغناطیسی
loop counter شمارنده حلقه
modulo n counter شمارنده به پیمانه
counter riposte حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
photon counter شمارگر فوتونی
program counter شمارنده برنامه
program counter شمارشگربرنامه
speed counter کنتورسرعت
counter recoil دستگاه عاید
counter reconnaisance ضد شناسایی
sequence counter ترتیب شمار
ring counter شمارنده حلقهای
repeat counter شمارنده تکرار
pulse counter ضربه شمار
pulse counter پالس شمار
location counter مکان شمار
line counter شمارنده سطر
instruction counter شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
counter rotate چرخش بالاتنه در پیچ
counter surveillance ضد مراقبت
counter subversion ضد براندازی
counter subversion ضد خرابکاری
counter sign اسم شب
counter sign اسم عبور
counter trade تجارت متقابل
counter trade داد و ستدمتقابل
counter transference انتقال متقابل
counter weight وزنه تعادل
counter sign نشانی
counter sabotage ضد خرابکاری
counter weight پاسنگ
counter weight وزنه مقابل
detotalizing counter شمارندهای که کل مقدارباقیمانده ماده مورد سنجش را نشان میدهد
frequency counter شمارنده فرکانس
impluse counter شمارشگر ضربه جریان کنتور ایمپولز
counter surveillance عملیات ضدمراقبت و تجسس دشمن
step counter گام شمار
to nails to counter رسوا کردن
counter-poise پل متحرک باسکولی
counter-brace تیر تقویت عرضی
counter-arch [قوسی مخالف قوس دیگر]
counter-apse [محرابی مخالف محراب دیگر]
counter shed پودکشی [عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
ticket counter جایگاهبلیط
tape counter شمارشگرنوار
row counter رجشمار
counter-change نقش شطرنجی
counter-fort [شمع پشتیبان دیوار]
over-the-counter market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
counter-vault قوس کفبند
counter-scrap دیوار
counter-mure موج شکن
counter-lath توفال
counter-lath تخته سقف
information counter جایگاهاطلاعات
counter-revolutions جنبش برای سرکوبی انقلاب
counter-measures چارهجویی
counter-measures اقدام متقابل
counter-measure پیشگیری
counter-measure پادکار
counter-measure اقدام جبران کننده
counter-measure چارهجویی
counter-measure اقدام متقابل
turns counter دور شمار
counter-measures اقدام جبران کننده
counter-measures پادکار
counter-revolutions ضد انقلاب
counter-revolution جنبش برای سرکوبی انقلاب
counter-revolution ضد انقلاب
counter-productive پادفرآور
counter-productive آسیبآور
counter-productive گزندآور
counter-productive زیانبخش
counter-measures پیشگیری
speed counter شمارشگر عده دور
counter recoil عمل عاید عمل عودت لوله
counter current جریان متقابل
counter battery عملیات ضد اتشبار
counter battery ضد اتشبار
counter balance وزنه تعادلی
counter attraction جاذبه متقابله
counter attraction کشش متقابل
counter approach استحکامات متقابله
counter air عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
counter air ضد هواپیمایی
counter agent عامل خنثی کننده
counter berm سکوی پایه خارجی خاکریز
counter ceiling سقفواره
counter ceiling کمرپوش
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
counter credit اعتبار متقابل
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
counter claim دعوی متقابل
counter circuit کنتور رادار
counter check چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
counter charge دعوی متقابل در امر جزایی
counter charge تهمت متقابله
counter ceiling خوانچه پوش
counter revolution عملیاتی و تدابیری که بعد از وقوع انقلاب برای خنثی کردن ان انجام و اتخاذ میشود
counter revolution ضد انقلاب
counter propaganda پاداوازه گری
counter-attacks پاتک
counter-attacks حمله متقابله
counter-attack پاتک
counter-attack حمله متقابله
counter attack پاتک
counter attack حمله متقابله
counter espionage ضد جاسوسی
counter espionage عملیات ضدجاسوسی
counter-espionage ضد جاسوسی
counter propaganda تبلیغ متقابل
control counter شماره کنترلی
counter parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
Geiger counter شمارگر گایگر- مولر
binary counter شمارنده دودویی
B line counter ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده تا محل مورد نظر را مشخص کند
address counter نشانی شمار
counter-espionage عملیات ضدجاسوسی
Geiger counter شمارشگر مولر
counter military ضد عملیات نظامی
counter purchase تهاتر
counter purchase خرید متقابل
counter jumper فروشنده دکان
counter preparation ضد تهیه
counter jumper شاگرد دکان
counter march تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
counter offer عرضه متقابل
counter offer پیشنهاد متقابل
counter offensive حمله متقابل
counter mechanism مکانیسم شمارشگر
counter mechanism طرزکارشمارشگر
counter offensive پدافند متقابل
counter memorial جواب یادداشت
counter mortar اتش ضد خمپاره انداز
counter mortar ضد خمپاره
counter memorial یادداشت متقابل اخطار متقابل
counter military مقابله باعملیات نظامی
counter purchase داد وستد متقابل
counter ion یون مخالف
counter gambit گامبی متقابل
counter recoil برگشتن لوله پس از عقب نشینی
counter force نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
counter flood اب گیری ضد انحراف ناو متعادل کردن ناو با پر کردن مخازن ان
counter fire اتش ضد اتشباربر علیه دشمن
counter fire اتش متقابل
counter fert دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
counter e.m.f. cell پیلهای برق وارانی
counter disengagement حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
counter guerilla ضد چریکی
counter guerilla ضد گریلایی
counter insurgency ضد شورش
counter intelligence ضداطلاعات
counter preparation تیر ضد تهیه
counter jump پرش با نیم چرخش وبازگشت روی لبه همان اسکیت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com