English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
geiger muller counter شمارگر گایگر- مولر
geiger muller counter شمارشگر گایگر- مولر
Other Matches
geiger muller tube شمارگر گایگر- مولر
geiger muller region o. plateau ناحیه گایگر مولر
geiger muller region o. plateau ناحیه قطع
Geiger counter شمارشگر مولر
Geiger counter شمارگر گایگر- مولر
geiger mueller counter کنتور گایگر مولر
muller رنگ ساب
muller دارو ساز
muller سنگی که برای ساییدن دارو یا رنگ بکار میبرند
muller مشته
Geiger counters شمارشگر مولر
Geiger counters شمارگر گایگر- مولر
muller lyer illusion خطای ادراکی مولر- لایر
electronic counter counter measures اقدامات ضد ضد الکترونیکی
counter ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
counter دو مسیر سیگنال که در دو جهت مخالف ارسال میشوداطراف شبکه حلقهای
counter شمارگر
counter کنتور
counter ضربت متقابله معامله به مثل
counter چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
counter برگرداندن جهت مخالف به طبیعی
counter 1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
over the counter خارج از بورس فروخته شده
under the counter قاچاقی
up/down counter شمارنده الکترونیکی که با هر پاس ورودی یک شمارنده کم یا زیاد میکند
under the counter داروی بدون نسخه وغیر مجاز
outside counter روریهمعکوس
under the counter <idiom> مخفیانه فروخته شدن
counter باجه تلاقی کردن
counter حمله
counter متقابل
counter ضد
counter درروبرو
counter پیشخوان
counter درجهت مخالف
counter شمارنده
over-the-counter <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
counter ضربت متقابل
counter پیشخوان باجه
counter بساط
counter- پیشوندی به معنای مخالف یاضد
counter معکوس
counter بالعکس
counter گیشه
counter باجه
counter پیشخان
counter عقربه شمارش
counter مقابل دستگاه شمارنده
counter ضربت زدن ضد
counter مقابله کردن
counter مقابله کردن تلافی کردن
counter شمارشگر
counter جواب دادن معامله بمثل کردن با
loop counter شمارنده حلقه
location counter مکان شمار
counter-poise پل متحرک باسکولی
line counter شمارنده سطر
instruction counter شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
impluse counter شمارشگر ضربه جریان کنتور ایمپولز
program counter شمارنده برنامه
magnetic counter کنتور مغناطیسی
modulo n counter شمارنده به پیمانه
photon counter شمارگر فوتونی
counter-lath توفال
counter-vault قوس کفبند
counter-scrap دیوار
counter-mure موج شکن
over-the-counter market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
counter sign اسم عبور
counter sign اسم شب
counter subversion ضد خرابکاری
counter subversion ضد براندازی
counter surveillance ضد مراقبت
counter surveillance عملیات ضدمراقبت و تجسس دشمن
counter trade داد و ستدمتقابل
counter transference انتقال متقابل
counter weight وزنه تعادل
counter weight پاسنگ
counter weight وزنه مقابل
counter trade تجارت متقابل
detotalizing counter شمارندهای که کل مقدارباقیمانده ماده مورد سنجش را نشان میدهد
frequency counter شمارنده فرکانس
repeat counter شمارنده تکرار
counter sign نشانی
program counter شمارشگربرنامه
pulse counter پالس شمار
counter-productive زیانبخش
counter-productive گزندآور
counter-productive آسیبآور
counter-productive پادفرآور
counter-revolution ضد انقلاب
counter-revolutions ضد انقلاب
counter-revolutions جنبش برای سرکوبی انقلاب
row counter رجشمار
tape counter شمارشگرنوار
ticket counter جایگاهبلیط
counter-revolutionary ضدرژیم
counter shed پودکشی [عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
counter-apse [محرابی مخالف محراب دیگر]
counter-arch [قوسی مخالف قوس دیگر]
counter-brace تیر تقویت عرضی
counter-change نقش شطرنجی
counter-fort [شمع پشتیبان دیوار]
counter-measures پیشگیری
counter-measures پادکار
pulse counter ضربه شمار
ring counter شمارنده حلقهای
sequence counter ترتیب شمار
speed counter شمارشگر عده دور
speed counter کنتورسرعت
step counter گام شمار
to nails to counter رسوا کردن
turns counter دور شمار
counter-revolution جنبش برای سرکوبی انقلاب
counter-measure اقدام متقابل
counter-measure چارهجویی
counter-measure اقدام جبران کننده
counter-measure پادکار
counter-measure پیشگیری
counter-measures اقدام متقابل
counter-measures چارهجویی
counter-measures اقدام جبران کننده
counter-lath تخته سقف
counter sabotage ضد خرابکاری
counter disengagement حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
counter ceiling سقفواره
counter berm سکوی پایه خارجی خاکریز
counter battery عملیات ضد اتشبار
counter battery ضد اتشبار
counter balance وزنه تعادلی
counter attraction جاذبه متقابله
counter attraction کشش متقابل
counter approach استحکامات متقابله
counter air عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
counter ceiling کمرپوش
counter ceiling خوانچه پوش
counter charge تهمت متقابله
counter preparation تیر ضد تهیه
counter current جریان متقابل
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
counter credit اعتبار متقابل
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
counter claim دعوی متقابل
counter circuit کنتور رادار
counter check چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
counter charge دعوی متقابل در امر جزایی
counter air ضد هواپیمایی
counter agent عامل خنثی کننده
counter revolution عملیاتی و تدابیری که بعد از وقوع انقلاب برای خنثی کردن ان انجام و اتخاذ میشود
counter espionage ضد جاسوسی
counter-attacks پاتک
counter-attacks حمله متقابله
counter-attack پاتک
counter-attack حمله متقابله
counter attack پاتک
counter espionage عملیات ضدجاسوسی
counter-espionage ضد جاسوسی
counter-espionage عملیات ضدجاسوسی
counter revolution ضد انقلاب
counter propaganda پاداوازه گری
counter propaganda تبلیغ متقابل
control counter شماره کنترلی
counter parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
binary counter شمارنده دودویی
B line counter ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده تا محل مورد نظر را مشخص کند
address counter نشانی شمار
counter attack حمله متقابله
counter e.m.f. cell پیلهای برق وارانی
counter preparation ضد تهیه
counter offensive پدافند متقابل
counter mortar اتش ضد خمپاره انداز
counter mortar ضد خمپاره
counter military مقابله باعملیات نظامی
counter military ضد عملیات نظامی
counter memorial یادداشت متقابل اخطار متقابل
counter offer پیشنهاد متقابل
counter memorial جواب یادداشت
counter recoil دستگاه عاید
counter recoil عمل عاید عمل عودت لوله
counter offer عرضه متقابل
information counter جایگاهاطلاعات
counter rotate چرخش بالاتنه در پیچ
counter purchase خرید متقابل
counter purchase تهاتر
counter purchase داد وستد متقابل
counter recoil برگشتن لوله پس از عقب نشینی
counter offensive حمله متقابل
counter reconnaisance ضد شناسایی
counter fert دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
counter gambit گامبی متقابل
counter guerilla ضد چریکی
counter guerilla ضد گریلایی
counter force نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
counter flood اب گیری ضد انحراف ناو متعادل کردن ناو با پر کردن مخازن ان
counter insurgency ضد شورش
counter fire اتش ضد اتشباربر علیه دشمن
counter intelligence ضداطلاعات
counter ion یون مخالف
counter jump پرش با نیم چرخش وبازگشت روی لبه همان اسکیت
counter jumper فروشنده دکان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com