English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
to nails to counter رسوا کردن
Other Matches
electronic counter counter measures اقدامات ضد ضد الکترونیکی
nails حمله به توپ دار به ویژه درپشت خط تجمع
nails دستگیر کردن
nails از انتشارچیزی جلوگیری کردن
nails میخ زدن
right as nails درست
to nails up با میخ بند کردن
to nails up سر هم بندی کردن
nails با میخ کوبیدن
nails به موقع پرداختن
nails به موقع
nails سروقت
nails ناخن
nails سم
nails چنگال
nails چنگ
nails میخ میخ سرپهن
nails گل میخ
nails با میخ الصاق کردن بدام انداختن
nails قاپیدن
nails زدن کوبیدن
nails گرفتن
nails میخ
cut nails ناخنهای گرفته یا چیده
hard as nails <idiom> ازلحاظ جسمانی قوی درشت وسخت
studded with nails میخ زده
one nails drives another غم جدید غم کهنه را بر از یاد
To cut ones nails. ناخن چیدن
counter شمارگر
counter کنتور
counter گیشه
counter ضربت متقابله معامله به مثل
counter ضد
counter چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
counter متقابل
counter حمله
counter ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
counter برگرداندن جهت مخالف به طبیعی
under the counter داروی بدون نسخه وغیر مجاز
up/down counter شمارنده الکترونیکی که با هر پاس ورودی یک شمارنده کم یا زیاد میکند
outside counter روریهمعکوس
over the counter خارج از بورس فروخته شده
under the counter <idiom> مخفیانه فروخته شدن
counter باجه تلاقی کردن
counter 1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
under the counter قاچاقی
counter باجه
counter درروبرو
counter درجهت مخالف
counter ضربت متقابل
counter شمارنده
counter بساط
counter- پیشوندی به معنای مخالف یاضد
counter پیشخوان باجه
counter دو مسیر سیگنال که در دو جهت مخالف ارسال میشوداطراف شبکه حلقهای
over-the-counter <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
counter معکوس
counter پیشخوان
counter پیشخان
counter عقربه شمارش
counter مقابل دستگاه شمارنده
counter ضربت زدن ضد
counter مقابله کردن
counter بالعکس
counter شمارشگر
counter جواب دادن معامله بمثل کردن با
counter مقابله کردن تلافی کردن
repeat counter شمارنده تکرار
pulse counter ضربه شمار
pulse counter پالس شمار
program counter شمارشگربرنامه
program counter شمارنده برنامه
sequence counter ترتیب شمار
speed counter شمارشگر عده دور
counter sign اسم عبور
counter sign نشانی
counter sabotage ضد خرابکاری
speed counter کنتورسرعت
counter rotate چرخش بالاتنه در پیچ
impluse counter شمارشگر ضربه جریان کنتور ایمپولز
photon counter شمارگر فوتونی
counter sign اسم شب
counter weight وزنه تعادل
counter weight پاسنگ
counter weight وزنه مقابل
counter trade داد و ستدمتقابل
counter trade تجارت متقابل
counter surveillance عملیات ضدمراقبت و تجسس دشمن
detotalizing counter شمارندهای که کل مقدارباقیمانده ماده مورد سنجش را نشان میدهد
frequency counter شمارنده فرکانس
counter surveillance ضد مراقبت
counter subversion ضد براندازی
instruction counter شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
line counter شمارنده سطر
location counter مکان شمار
loop counter شمارنده حلقه
magnetic counter کنتور مغناطیسی
modulo n counter شمارنده به پیمانه
counter subversion ضد خرابکاری
counter transference انتقال متقابل
step counter گام شمار
turns counter دور شمار
counter-change نقش شطرنجی
counter-brace تیر تقویت عرضی
counter-arch [قوسی مخالف قوس دیگر]
counter-apse [محرابی مخالف محراب دیگر]
counter shed پودکشی [عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
counter-revolutionary ضدرژیم
ticket counter جایگاهبلیط
tape counter شمارشگرنوار
counter-fort [شمع پشتیبان دیوار]
counter-lath تخته سقف
over-the-counter market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
counter-vault قوس کفبند
counter-scrap دیوار
counter-poise پل متحرک باسکولی
counter-mure موج شکن
counter-lath توفال
row counter رجشمار
information counter جایگاهاطلاعات
counter-measures اقدام جبران کننده
counter-measures چارهجویی
counter-measures اقدام متقابل
counter-measure پیشگیری
counter-measure پادکار
counter-measure اقدام جبران کننده
counter-measure چارهجویی
counter-measure اقدام متقابل
counter-measures پادکار
counter-measures پیشگیری
counter-revolutions جنبش برای سرکوبی انقلاب
counter-revolutions ضد انقلاب
counter-revolution جنبش برای سرکوبی انقلاب
counter-revolution ضد انقلاب
counter-productive پادفرآور
counter-productive آسیبآور
counter-productive گزندآور
counter-productive زیانبخش
ring counter شمارنده حلقهای
counter riposte حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
counter e.m.f. cell پیلهای برق وارانی
counter ceiling سقفواره
counter berm سکوی پایه خارجی خاکریز
counter battery عملیات ضد اتشبار
counter battery ضد اتشبار
counter balance وزنه تعادلی
counter attraction جاذبه متقابله
counter attraction کشش متقابل
counter approach استحکامات متقابله
counter air عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
counter air ضد هواپیمایی
counter ceiling کمرپوش
counter ceiling خوانچه پوش
counter disengagement حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
counter current جریان متقابل
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
counter credit اعتبار متقابل
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
counter claim دعوی متقابل
counter circuit کنتور رادار
counter check چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
counter charge دعوی متقابل در امر جزایی
counter charge تهمت متقابله
counter agent عامل خنثی کننده
counter revolution عملیاتی و تدابیری که بعد از وقوع انقلاب برای خنثی کردن ان انجام و اتخاذ میشود
counter revolution ضد انقلاب
counter espionage عملیات ضدجاسوسی
counter-attacks پاتک
counter-attacks حمله متقابله
counter-attack پاتک
counter-attack حمله متقابله
counter attack پاتک
counter attack حمله متقابله
counter-espionage ضد جاسوسی
counter-espionage عملیات ضدجاسوسی
counter propaganda پاداوازه گری
counter propaganda تبلیغ متقابل
control counter شماره کنترلی
counter parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
Geiger counter شمارگر گایگر- مولر
binary counter شمارنده دودویی
B line counter ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده تا محل مورد نظر را مشخص کند
address counter نشانی شمار
counter espionage ضد جاسوسی
Geiger counter شمارشگر مولر
counter offensive حمله متقابل
counter memorial جواب یادداشت
counter offer عرضه متقابل
counter recoil دستگاه عاید
counter recoil عمل عاید عمل عودت لوله
counter recoil برگشتن لوله پس از عقب نشینی
counter memorial یادداشت متقابل اخطار متقابل
counter purchase داد وستد متقابل
counter purchase تهاتر
counter purchase خرید متقابل
counter preparation تیر ضد تهیه
counter military ضد عملیات نظامی
counter military مقابله باعملیات نظامی
counter mortar ضد خمپاره
counter preparation ضد تهیه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com