English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
unavailable water رطوبت غیر قابل استفاده
Other Matches
permeable قابل عبور دادن رطوبت
collective goods کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
defect skipping روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
relative humidity رطوبت نسبی [مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
presumable قابل استنباط قابل استفاده
optimum moisture رطوبت بهینه رطوبت مناسب
serviceable قابل استفاده
purposive <adj.> قابل استفاده
proper <adj.> قابل استفاده
applicatory <adj.> قابل استفاده
utilisable [British] <adj.> قابل استفاده
handier قابل استفاده
purposeful <adj.> قابل استفاده
handiest قابل استفاده
operational قابل استفاده
useful <adj.> قابل استفاده
exploitable قابل استفاده
purpose-built <adj.> قابل استفاده
practicable <adj.> قابل استفاده
functional <adj.> قابل استفاده
convenient <adj.> قابل استفاده
appropriate [for an occasion] <adj.> قابل استفاده
suitable <adj.> قابل استفاده
usable <adj.> قابل استفاده
handy <adj.> قابل استفاده
applicable <adj.> قابل استفاده
fit for use قابل استفاده
advantageous <adj.> قابل استفاده
handy [useful] <adj.> قابل استفاده
utilizable <adj.> قابل استفاده
profitable قابل استفاده
expedient <adj.> قابل استفاده
beneficial <adj.> قابل استفاده
practical <adj.> قابل استفاده
practicals قابل استفاده
allowable قابل استفاده
serviceable <adj.> قابل استفاده
utile [archaic] [useful] <adj.> قابل استفاده
helpful <adj.> قابل استفاده
utilitarian [useful] <adj.> قابل استفاده
valuable <adj.> قابل استفاده
commonable قابل استفاده عموم
serviceableness قابل استفاده بودن
cumber غیر قابل استفاده
credit available اعتبار قابل استفاده
inoperable غیر قابل استفاده
fleet in being ناوگان قابل استفاده
utilizable قابل استفاده مصرف
instrumental مفید قابل استفاده
operative قابل استفاده موثر
handier بسهولت قابل استفاده
handiest بسهولت قابل استفاده
available قابل استفاده سودمند
operatives قابل استفاده موثر
handy بسهولت قابل استفاده
reusable قابل استفاده مجدد
out of commission غیر قابل استفاده
microsoft واسط کاربر چند کاره گرافیکی که برای استفاده ساده طراحی شده است . ویندوز از نشانه ها برای نمایش دادن فایل و قط عات استفاده میکند با mouse قابل کنترل است بر عکس DOS-MS که نیاز به دستورات تایپی دارد
useable قابل استفاده مصرف کردنی
available payload بازده قابل استفاده وسیله
unserviceable وسایل غیر قابل استفاده
reusable program برنامه قابل استفاده مجدد
ARQ قابل استفاده در برخی مودم ها
waterlog غیر قابل استفاده شدن
operational قابل استفاده مربوط به عملیات
usable قابل استفاده مصرف کردنی
readying که منتظر است تا قابل استفاده شود
through the green منطقه قابل استفاده در بازی گلف
readied که منتظر است تا قابل استفاده شود
ready که منتظر است تا قابل استفاده شود
readies که منتظر است تا قابل استفاده شود
unix یک سیستم عاملی که براحتی قابل استفاده است
portable که روی کامپیوترهای مختلف قابل استفاده اند
acceptance credit اعتبار قابل استفاده به وسیله قبولی نویسی
user programmable terminal ترمینال قابل برنامه نویسی استفاده کننده
environments حجم حافظه خالی قابل استفاده توسط برنامه
environment حجم حافظه خالی قابل استفاده توسط برنامه
chargeable مین نیرو و پس از بین رفتن آن قابل استفاده است
single ریبون چاپگر که فقط یک بار قابل استفاده است
end کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
function مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
commonest تواتع کمکی که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
commoners تواتع کمکی که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
functions مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
usable آنچه برای معرف قابل استفاده و فراهم است
common تواتع کمکی که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
ended کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
functioned مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
ends کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
shuttle رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
shuttled رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
shares پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
shared پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
share پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
effective آنچه برای تولید یک نتیجه مشخص قابل استفاده است
common سخت افزاری که برای بسیاری کارها قابل استفاده است
commoners سخت افزاری که برای بسیاری کارها قابل استفاده است
commonest سخت افزاری که برای بسیاری کارها قابل استفاده است
shuttles رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
cryogenic materials مواد یا الیاژهایی که دردماهای بسیار پایین قابل استفاده اند
i/o که برای ورودی و خروجی داده به پردازنده قابل استفاده است
sound تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
multi strike printer ribbon ریبون جوهری در چاپگر که بیشتر از یک بار قابل استفاده است
sounded تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
soundest تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
critical path analysis منبعی که در هر زمان فقط توسط یک پردازنده قابل استفاده است
sounds تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
sectors جدولی که حاوی سکتورهای غیر قابل استفاده دیسک سخت باشد
storage رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
nonerasable storage رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
sector شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
desk accessories وسائل کاری که به هنگام استفاده از سایر اسناد قابل دسترس است
sector جدولی که حاوی سکتورهای غیر قابل استفاده دیسک سخت باشد
sectors شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
apl زبان برنامه نویسی سطح بالا قابل استفاده در کارهای علمی و ریاضی
re issuable notes اوراق بهادار در وجه حامل که پس از یک بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند
high اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
highs اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
highest اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
dial in modem مودمی که خودکار پاسخ میدهد و در هر زمانی برای دستیابی به سیستم قابل استفاده است
typeball یک عنصر ضربه زننده ماشین تحریر که شامل تمام کاراکترهای قابل استفاده میباشد
worded موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است
appliance computer سیستم کامپیوتری آماده اجرا که خریداری میشود و به سرعت برای یک منظور کاربردی قابل استفاده است
word موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است
fault مدت زمان بین وقتی که سیستم کامپیوتری کار نمیکند یا بع علت خطا غیر قابل استفاده است
faults مدت زمان بین وقتی که سیستم کامپیوتری کار نمیکند یا بع علت خطا غیر قابل استفاده است
faulted مدت زمان بین وقتی که سیستم کامپیوتری کار نمیکند یا بع علت خطا غیر قابل استفاده است
basic سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
mouses برنامهای که داده محل ارسالی را از mouse به مختصات استاندارد تبدیل میکند تا توسط نرم افزار قابل استفاده باشد
mouse برنامهای که داده محل ارسالی را از mouse به مختصات استاندارد تبدیل میکند تا توسط نرم افزار قابل استفاده باشد
basics سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
eds درایو دیسک که از جعبه دیسک قابل جابجایی استفاده میکند
stop لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند
DLL فایلی که حاوی کتابخانهای از توابعی است که توسط برنامه دیگری قابل استفاده است
portability گسترده به طوری که سخت افزار یا نرم افزار در سیستمهای مختلف قابل استفاده باشند
stopping لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند
stops لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند
stopped لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند
augments تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augment تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augmented تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augmenting تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
hand-held وسیله کوچکی که در دست جا میشود براس اسکن عکسهای کوچک و رسم خط و تبدیل آنها به تصاویر گرافیکی که قابل استفاده در کامپیوتر هستند
teletext روش ارسال متن و اطلاعات در یک سیگنال تلویزیون معمولی به صورت رشته بیت سری که با استفاده از کدگشای مخصوص قابل نمایش است
authentication استفاده از کدهای خاص برای بیان کردن به فرستنده پیام که پیام درست و قابل تشخیص است
pay dirt خاک زرگری یا خاک معدن قابل استفاده
non dedicated server کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را در پس زمینه اجرا میکند و نیز برای اجرای برنامههای کاربردی نرمال در همان زمان قابل استفاده است
logical حرفی که به دیسک درایو یا فضای ذخیره سازی انتساب میشود که به عنوان درایو محل قابل استفاده است
machine غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machined غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machines غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
mirror کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrored کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrors کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
defaulting در سیستم هایی که چندین چاپگر قابل تعریف هستند چاپگری که استفاده میشود مگر اینکه دیگری تعریف شده باشد
dependent غیر استاندارد یا چیزی که روی سخت افزار یا نرم افزار تولید کننده دیگر بدون متغیر قابل استفاده نیست
default در سیستم هایی که چندین چاپگر قابل تعریف هستند چاپگری که استفاده میشود مگر اینکه دیگری تعریف شده باشد
defaulted در سیستم هایی که چندین چاپگر قابل تعریف هستند چاپگری که استفاده میشود مگر اینکه دیگری تعریف شده باشد
defaults در سیستم هایی که چندین چاپگر قابل تعریف هستند چاپگری که استفاده میشود مگر اینکه دیگری تعریف شده باشد
extend در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extending در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extends در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
fragmentation حافظه اختصاص یافته به چندین فایل که به بخشهای آزاد و کوچکتری تقسیم میشود و آن قدر کوچک هستند که قابل استفاده نیستند ولی کلا فضای زیادی اشغال می کنند
formats استفاده از فیلدهای نمایش محافظت شده برای نمایش حالت خالی یا صفحهای که قابل تغییر نیست ولی کاربر میتواند اطلاع وارد کند
format استفاده از فیلدهای نمایش محافظت شده برای نمایش حالت خالی یا صفحهای که قابل تغییر نیست ولی کاربر میتواند اطلاع وارد کند
ethernet شبکه پیاده سازی شده با استفاده از کابل looxial ضخیم و گیرنده / فرستنده برای اتصال به شاخههای کابل قابل سرویس دهی در مسافت دور
environments متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
environment متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
free ports بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
free port بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
virtual که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
interserviceable قابل استفاده به وسیله چندقسمت یا چند نوع یکان وسیله چند یکانی
wet رطوبت
miosture رطوبت
dampest رطوبت
dampers رطوبت
moisteness رطوبت
moistness رطوبت
wetted رطوبت
wets رطوبت
humidity رطوبت
Humidifier رطوبت زن
dewiness رطوبت
damp رطوبت
precipitation رطوبت
precipitation در صد رطوبت
dampness رطوبت
moisture رطوبت
humidity of the atmosphere رطوبت جو
wettest رطوبت
carrier پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carriers پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
ocr فرآیندی که امکان تشخیص حروف چاپ شده یا نوشته شده را به صورت نوری و تبدل آن به کد قابل خواندن توسط ماشین که ورودی کامپیوتر ست دارد با استفاده از حرف خان نوری
air humidity رطوبت هوا
water content درصد رطوبت
precipitation میزان رطوبت
absolute humidity رطوبت مطلق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com