Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
chargeable
مین نیرو و پس از بین رفتن آن قابل استفاده است
Other Matches
collective goods
کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
wastes
بی نیرو و قوت کردن ازبین رفتن
waste
بی نیرو و قوت کردن ازبین رفتن
commitment value
ارزش استفاده از یک نیرو دررزم
friendly front end
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
muscle
استفاده کامل ازعضله ها بکاربردن تمام نیرو
muscles
استفاده کامل ازعضله ها بکاربردن تمام نیرو
archival quality
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
defect skipping
روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
presumable
قابل استنباط قابل استفاده
ascendible
قابل بالا رفتن از
climable
قابل بالا رفتن
ascendable
قابل بالا رفتن از
seagoing
قابل رفتن به دریا
bounding overwatch
خیزبه خیز رفتن با استفاده ازمراقبت اتش
beneficial
<adj.>
قابل استفاده
expedient
<adj.>
قابل استفاده
appropriate
[for an occasion]
<adj.>
قابل استفاده
operational
قابل استفاده
utile
[archaic]
[useful]
<adj.>
قابل استفاده
valuable
<adj.>
قابل استفاده
utilitarian
[useful]
<adj.>
قابل استفاده
helpful
<adj.>
قابل استفاده
handy
[useful]
<adj.>
قابل استفاده
convenient
<adj.>
قابل استفاده
advantageous
<adj.>
قابل استفاده
suitable
<adj.>
قابل استفاده
useful
<adj.>
قابل استفاده
utilisable
[British]
<adj.>
قابل استفاده
utilizable
<adj.>
قابل استفاده
serviceable
قابل استفاده
fit for use
قابل استفاده
applicable
<adj.>
قابل استفاده
purposeful
<adj.>
قابل استفاده
handy
<adj.>
قابل استفاده
allowable
قابل استفاده
practicals
قابل استفاده
profitable
قابل استفاده
practical
<adj.>
قابل استفاده
handier
قابل استفاده
handiest
قابل استفاده
usable
<adj.>
قابل استفاده
serviceable
<adj.>
قابل استفاده
applicatory
<adj.>
قابل استفاده
purpose-built
<adj.>
قابل استفاده
functional
<adj.>
قابل استفاده
practicable
<adj.>
قابل استفاده
proper
<adj.>
قابل استفاده
exploitable
قابل استفاده
purposive
<adj.>
قابل استفاده
service peculiar
امور اختصاصی یک قسمت یایک نیرو مخصوص یک نیرو
reusable
قابل استفاده مجدد
inoperable
غیر قابل استفاده
handy
بسهولت قابل استفاده
available
قابل استفاده سودمند
operatives
قابل استفاده موثر
operative
قابل استفاده موثر
handiest
بسهولت قابل استفاده
commonable
قابل استفاده عموم
serviceableness
قابل استفاده بودن
cumber
غیر قابل استفاده
instrumental
مفید قابل استفاده
out of commission
غیر قابل استفاده
fleet in being
ناوگان قابل استفاده
credit available
اعتبار قابل استفاده
handier
بسهولت قابل استفاده
utilizable
قابل استفاده مصرف
microsoft
واسط کاربر چند کاره گرافیکی که برای استفاده ساده طراحی شده است . ویندوز از نشانه ها برای نمایش دادن فایل و قط عات استفاده میکند با mouse قابل کنترل است بر عکس DOS-MS که نیاز به دستورات تایپی دارد
unserviceable
وسایل غیر قابل استفاده
waterlog
غیر قابل استفاده شدن
useable
قابل استفاده مصرف کردنی
unavailable water
رطوبت غیر قابل استفاده
available payload
بازده قابل استفاده وسیله
operational
قابل استفاده مربوط به عملیات
ARQ
قابل استفاده در برخی مودم ها
usable
قابل استفاده مصرف کردنی
reusable program
برنامه قابل استفاده مجدد
readying
که منتظر است تا قابل استفاده شود
through the green
منطقه قابل استفاده در بازی گلف
ready
که منتظر است تا قابل استفاده شود
readied
که منتظر است تا قابل استفاده شود
readies
که منتظر است تا قابل استفاده شود
redundant
که بدون از بین رفتن اطلاع قابل حذف است
user programmable terminal
ترمینال قابل برنامه نویسی استفاده کننده
unix
یک سیستم عاملی که براحتی قابل استفاده است
acceptance credit
اعتبار قابل استفاده به وسیله قبولی نویسی
portable
که روی کامپیوترهای مختلف قابل استفاده اند
single
ریبون چاپگر که فقط یک بار قابل استفاده است
functioned
مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
functions
مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
usable
آنچه برای معرف قابل استفاده و فراهم است
common
تواتع کمکی که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
ends
کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
commonest
تواتع کمکی که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
ended
کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
commoners
تواتع کمکی که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
environments
حجم حافظه خالی قابل استفاده توسط برنامه
environment
حجم حافظه خالی قابل استفاده توسط برنامه
function
مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
end
کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
commonest
سخت افزاری که برای بسیاری کارها قابل استفاده است
multi strike printer ribbon
ریبون جوهری در چاپگر که بیشتر از یک بار قابل استفاده است
shared
پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
sounds
تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
effective
آنچه برای تولید یک نتیجه مشخص قابل استفاده است
soundest
تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
sounded
تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
sound
تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
common
سخت افزاری که برای بسیاری کارها قابل استفاده است
shares
پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
commoners
سخت افزاری که برای بسیاری کارها قابل استفاده است
cryogenic materials
مواد یا الیاژهایی که دردماهای بسیار پایین قابل استفاده اند
shuttle
رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
share
پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
shuttles
رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
i/o
که برای ورودی و خروجی داده به پردازنده قابل استفاده است
shuttled
رسانگر فضایی قابل استفاده مجدد که مانند هواپیما پروازمیکند
critical path analysis
منبعی که در هر زمان فقط توسط یک پردازنده قابل استفاده است
sectors
جدولی که حاوی سکتورهای غیر قابل استفاده دیسک سخت باشد
sectors
شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
desk accessories
وسائل کاری که به هنگام استفاده از سایر اسناد قابل دسترس است
sector
شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
nonerasable storage
رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
storage
رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
sector
جدولی که حاوی سکتورهای غیر قابل استفاده دیسک سخت باشد
highest
اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
re issuable notes
اوراق بهادار در وجه حامل که پس از یک بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند
high
اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
apl
زبان برنامه نویسی سطح بالا قابل استفاده در کارهای علمی و ریاضی
highs
اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
typeball
یک عنصر ضربه زننده ماشین تحریر که شامل تمام کاراکترهای قابل استفاده میباشد
dial in modem
مودمی که خودکار پاسخ میدهد و در هر زمانی برای دستیابی به سیستم قابل استفاده است
transducer
دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
word
موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است
appliance computer
سیستم کامپیوتری آماده اجرا که خریداری میشود و به سرعت برای یک منظور کاربردی قابل استفاده است
worded
موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است
faults
مدت زمان بین وقتی که سیستم کامپیوتری کار نمیکند یا بع علت خطا غیر قابل استفاده است
fault
مدت زمان بین وقتی که سیستم کامپیوتری کار نمیکند یا بع علت خطا غیر قابل استفاده است
faulted
مدت زمان بین وقتی که سیستم کامپیوتری کار نمیکند یا بع علت خطا غیر قابل استفاده است
basic
سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
mouse
برنامهای که داده محل ارسالی را از mouse به مختصات استاندارد تبدیل میکند تا توسط نرم افزار قابل استفاده باشد
mouses
برنامهای که داده محل ارسالی را از mouse به مختصات استاندارد تبدیل میکند تا توسط نرم افزار قابل استفاده باشد
basics
سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
eds
درایو دیسک که از جعبه دیسک قابل جابجایی استفاده میکند
stop
لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند
stopped
لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند
stops
لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند
stopping
لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند
DLL
فایلی که حاوی کتابخانهای از توابعی است که توسط برنامه دیگری قابل استفاده است
portability
گسترده به طوری که سخت افزار یا نرم افزار در سیستمهای مختلف قابل استفاده باشند
augments
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augment
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augmenting
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augmented
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
hand-held
وسیله کوچکی که در دست جا میشود براس اسکن عکسهای کوچک و رسم خط و تبدیل آنها به تصاویر گرافیکی که قابل استفاده در کامپیوتر هستند
teletext
روش ارسال متن و اطلاعات در یک سیگنال تلویزیون معمولی به صورت رشته بیت سری که با استفاده از کدگشای مخصوص قابل نمایش است
authentication
استفاده از کدهای خاص برای بیان کردن به فرستنده پیام که پیام درست و قابل تشخیص است
pay dirt
خاک زرگری یا خاک معدن قابل استفاده
non dedicated server
کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را در پس زمینه اجرا میکند و نیز برای اجرای برنامههای کاربردی نرمال در همان زمان قابل استفاده است
mirror
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
logical
حرفی که به دیسک درایو یا فضای ذخیره سازی انتساب میشود که به عنوان درایو محل قابل استفاده است
mirrors
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
machine
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
mirrored
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
machines
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machined
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
default
در سیستم هایی که چندین چاپگر قابل تعریف هستند چاپگری که استفاده میشود مگر اینکه دیگری تعریف شده باشد
dependent
غیر استاندارد یا چیزی که روی سخت افزار یا نرم افزار تولید کننده دیگر بدون متغیر قابل استفاده نیست
defaulted
در سیستم هایی که چندین چاپگر قابل تعریف هستند چاپگری که استفاده میشود مگر اینکه دیگری تعریف شده باشد
defaults
در سیستم هایی که چندین چاپگر قابل تعریف هستند چاپگری که استفاده میشود مگر اینکه دیگری تعریف شده باشد
defaulting
در سیستم هایی که چندین چاپگر قابل تعریف هستند چاپگری که استفاده میشود مگر اینکه دیگری تعریف شده باشد
extending
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extends
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extend
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
fragmentation
حافظه اختصاص یافته به چندین فایل که به بخشهای آزاد و کوچکتری تقسیم میشود و آن قدر کوچک هستند که قابل استفاده نیستند ولی کلا فضای زیادی اشغال می کنند
formats
استفاده از فیلدهای نمایش محافظت شده برای نمایش حالت خالی یا صفحهای که قابل تغییر نیست ولی کاربر میتواند اطلاع وارد کند
format
استفاده از فیلدهای نمایش محافظت شده برای نمایش حالت خالی یا صفحهای که قابل تغییر نیست ولی کاربر میتواند اطلاع وارد کند
ethernet
شبکه پیاده سازی شده با استفاده از کابل looxial ضخیم و گیرنده / فرستنده برای اتصال به شاخههای کابل قابل سرویس دهی در مسافت دور
environments
متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
environment
متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
free port
بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
free ports
بندری که معاف ازحقوق گمرکی میباشد بندری که قابل استفاده همه کشتیهای تجارتی میباشد
virtual
که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
interserviceable
قابل استفاده به وسیله چندقسمت یا چند نوع یکان وسیله چند یکانی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
carriers
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carrier
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
ocr
فرآیندی که امکان تشخیص حروف چاپ شده یا نوشته شده را به صورت نوری و تبدل آن به کد قابل خواندن توسط ماشین که ورودی کامپیوتر ست دارد با استفاده از حرف خان نوری
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
dead time
زمان بدون استفاده زمانی که در ان ازراندمان دستگاه استفاده نمیشود
dead freight
کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
vertical
نرم افزار کاربردی که برای استفاده خاص طراحی شده است و نه استفاده عمومی
capacity
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
freed
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
idles
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
free
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
freeing
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
idlest
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com