Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (14 milliseconds)
English
Persian
squint
نگاه با چشم نیم باز
squinted
نگاه با چشم نیم باز
squints
نگاه با چشم نیم باز
Search result with all words
file
در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
filed
در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
browsing
نگاه کردن به فایلها یالیستهای کامپیوتر برای پیداکردن یک چیز جالب
blink
نادیده گرفته نگاه مختصر
blinked
نادیده گرفته نگاه مختصر
blinks
نادیده گرفته نگاه مختصر
stop
نگاه داشتن
stopped
نگاه داشتن
stopping
نگاه داشتن
stops
نگاه داشتن
save
رهایی بخشیدن نگاه داشتن
saved
رهایی بخشیدن نگاه داشتن
saves
رهایی بخشیدن نگاه داشتن
freeze
ثابت نگاه داشتن
freezes
ثابت نگاه داشتن
clipboard
تخته کوچکی که گیرهای برای نگاه داشتن کاغذ دارد
clipboards
تخته کوچکی که گیرهای برای نگاه داشتن کاغذ دارد
regard
نگاه
regard
نگاه کردن
regarded
نگاه
regarded
نگاه کردن
regards
نگاه
regards
نگاه کردن
surf
جستجوی وب سایت با نگاه کردن به صفحات وب به صورت نا مرتب ولی حرکت ساده بین صفحات با استفاده از اتصالات
wedge
باگوه نگاه داشتن
wedged
باگوه نگاه داشتن
wedges
باگوه نگاه داشتن
wedging
باگوه نگاه داشتن
read
1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2-
reads
1-نگاه کردن به حروف چاپ شده و فهمیدن آنها. 2-
heck
ماهی بند:بندی که ماهی رادررودخانه نگاه میدارد
retrospectively
با نگاه بگذشته
peek
زیرچشمی نگاه کردن
peek
نگاه دزدانه
peeked
زیرچشمی نگاه کردن
peeked
نگاه دزدانه
peeking
زیرچشمی نگاه کردن
peeking
نگاه دزدانه
peeks
زیرچشمی نگاه کردن
peeks
نگاه دزدانه
squint
چپ نگاه کردن
squinted
چپ نگاه کردن
squints
چپ نگاه کردن
goggle
چپ نگاه کردن گشتن
goggled
چپ نگاه کردن گشتن
goggling
چپ نگاه کردن گشتن
snoop
نگاه تجسس امیز کردن
snooped
نگاه تجسس امیز کردن
snooping
نگاه تجسس امیز کردن
snoops
نگاه تجسس امیز کردن
glare
خیره نگاه کردن
glared
خیره نگاه کردن
glares
خیره نگاه کردن
eye
نگاه کردن
eyeing
نگاه کردن
eyes
نگاه کردن
eying
نگاه کردن
hold
نگاه داشتن
holds
نگاه داشتن
skew
منحرف کج نگاه کردن
skewing
منحرف کج نگاه کردن
skews
منحرف کج نگاه کردن
slink
نظر چشمی نگاه دزدکی
slinking
نظر چشمی نگاه دزدکی
slinks
نظر چشمی نگاه دزدکی
see
نگاه کردن
sees
نگاه کردن
stay
نگاه داشتن
stayed
نگاه داشتن
pull back
چیزیکه بوسیله ان دامن زنانه راعقب نگاه میدارند
pull-back
چیزیکه بوسیله ان دامن زنانه راعقب نگاه میدارند
pull-backs
چیزیکه بوسیله ان دامن زنانه راعقب نگاه میدارند
grimace
دهن کجی نگاه ریایی
grimaced
دهن کجی نگاه ریایی
grimaces
دهن کجی نگاه ریایی
grimacing
دهن کجی نگاه ریایی
guard
حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
guarding
حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
guards
حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
tackle
نگاه داشتن
tackled
نگاه داشتن
tackles
نگاه داشتن
tackling
نگاه داشتن
stunt
کوتاه نگاه داشتن
stunting
کوتاه نگاه داشتن
stunts
کوتاه نگاه داشتن
pried
بادقت نگاه کردن
pried
فضولانه نگاه کردن
pries
بادقت نگاه کردن
pries
فضولانه نگاه کردن
pry
بادقت نگاه کردن
pry
فضولانه نگاه کردن
oblong
نگاه ممتد
oblongs
نگاه ممتد
languish
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languished
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languishes
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languishing
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
refrain
نگاه داشتن
refrained
نگاه داشتن
Other Matches
gloated
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
keek
باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
gloats
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me
بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
glanced
نگاه نگاه مختصر
glance
نگاه نگاه مختصر
glances
نگاه نگاه مختصر
leer
نگاه چپ
gloatingly
با نگاه
i say
نگاه کن
look
نگاه
look here
نگاه کن
looked
نگاه
looks
نگاه
by sight
از نگاه
leering
نگاه چپ
leers
نگاه کج
leers
نگاه چپ
leered
نگاه چپ
leered
نگاه کج
view
نگاه
leer
نگاه کج
slants
نگاه کج
slanted
نگاه کج
slant
نگاه کج
leering
نگاه کج
observantion
نگاه
glimpsing
نگاه کم
ganders
: نگاه
glimpse
نگاه کم
glimpsed
نگاه کم
glimpses
نگاه کم
gander
: نگاه
steely look
نگاه با اراده
holders
نگاه دارنده
leer
نگاه دزدکی
leer
نگاه کج کردن
glimpses
نگاه انی
stares
رک نگاه کردن
stared
رک نگاه کردن
retrospective view
[on]
نگاه به گذشته
leered
نگاه دزدکی
leered
نگاه کج کردن
holder
نگاه دارنده
upholders
نگاه دارنده
glimpsing
نگاه سریع
glimpses
نگاه سریع
glimpsed
نگاه سریع
glimpsed
نگاه انی
glimpse
نگاه سریع
glimpse
نگاه انی
glaringly
با نگاه خیره
gazing
نگاه خیره
squinny
کج کج نگاه کردن
voyeur
نگاه کننده
voyeurs
نگاه کننده
retrospect
نگاه به گذشته
kept
نگاه داشته
upholder
نگاه دارنده
glimpsing
نگاه انی
vide infara
را نگاه کنید
To look askance. To give a dirty look.
چپ چپ نگاه کردن
to catch a glimpse of
نگاه مختصرکردن
shim
نظر یک نگاه
sheep's eyes
نگاه عاشقانه
sheep's eye
نگاه دزدکی
sheep's eye
نگاه عاشقانه
retrospection
نگاه به قهقرا
pryingly
با نگاه دقیق
preservatize
نگاه داشتن
dirty look
<idiom>
چپ چپ نگاه کردن
peeper
نگاه کننده
parthian glance
اخرین نگاه
to dwell on
نگاه کردن
to give support to
نگاه داشتن
to hang up
نگاه داشتن
to set eyes on
نگاه کردن
come-on
نگاه دعوتآمیز
to put to a pause
نگاه داشتن
come-ons
نگاه دعوتآمیز
to look on with
نگاه کردن
to look daggers
چپ چپ نگاه کردن
to lock out
نگاه داشتن
to lay fast
نگاه داشتن
Peeping Tom
نگاه دزد
to keep in
نگاه داشتن
to keep any one waiting
نگاه داشتن
Peeping Toms
نگاه دزد
oeillade
نگاه عاشقانه
looker
نگاه کننده
look down
با نگاه از رو بردن
an intent look
یک نگاه مشتاقانه
an am or ous glance
یک نگاه عاشقانه
gazes
نگاه خیره
gazed
نگاه خیره
gaze
نگاه خیره
tenable
نگاه داشتنی
leers
نگاه کج کردن
leers
نگاه دزدکی
leering
نگاه کج کردن
an upward glance
نگاه سربالا
at a glance
بیک نگاه
at first sight
بیک نگاه
leontief table
نگاه کنید به :
keek
نگاه دزدانه
i say
نگاه کنید
gloatingly
با نگاه خیره
gapeseed
نگاه خیره
gape seed
نگاه خیره
to stop
[doing something]
نگاه داشتن
leering
نگاه دزدکی
stare
رک نگاه کردن
refraining
نگاه داشتن
refrains
نگاه داشتن
keep
نگاه داشتن
keeps
نگاه داشتن
retain
نگاه داشتن
to watch
نگاه کردن
retained
نگاه داشتن
retains
نگاه داشتن
retaining
نگاه داشتن
to look at somebody askance
به کسی چپ چپ نگاه کردن
eye baby
دیگری که به او نگاه میکند
enwomb
در رحم نگاه داشتن
to look behind
پشت سر را نگاه کردن
to look a bout
بهر سو نگاه کردن
hold down
مطیع نگاه داشتن
he looked me in the face
در روی من نگاه کرد
he kept me waiting
مرامنتظریامعطل نگاه داشت
gorgonize
خیره نگاه کردن
glim
نگاه اجمالی کردن
impark
در محوطه نگاه داشتن
to look down
با نگاه مطیع کردن
gazed
بادقت نگاه کردن
gazed
خیره نگاه کردن
gaze
بادقت نگاه کردن
gaze
خیره نگاه کردن
to run through
نگاه اجمالی کردن در
to look at each other
به یکدیگر نگاه کردن
to pick up oneself
خودرا نگاه داشتن
to make eyes at
عاشقانه نگاه کردن
wifely
دارای نگاه زنانه
gazing
بادقت نگاه کردن
gazing
خیره نگاه کردن
gazes
بادقت نگاه کردن
gazes
خیره نگاه کردن
to look forward
نگاه کردن انتظارداشتن
to look through ones fingers
نگاه دزدانه کردن
A blank look.
نگاه بی حالت ( بی روح )
to have a look at something
بچیزی نگاه کردن
to hold in trust
بطورامانت نگاه داشتن
keep under one's hat
<idiom>
پنهان نگاه داشتن
on ice
<idiom>
دور نگاه داشتن
to hush up
ساکت نگاه داشتن
parthian glance
نگاه هنگام جدایی
regardant
نگاه کننده به عقب
to behave oneself
ادب نگاه داشتن
supra
ببالا نگاه کنید
starer
دارای نگاه خیره
squinny
زیرچشمی نگاه کردن
She looked at me ashance .
نگاه کجی به من کرد
to stael a look
دزدانه نگاه کردن
She gave me a significant ( knowing ) look .
نگاه پر معنی یی به من کرد
to keep at bay
معطل نگاه داشتن
thumb one's nose
<idiom>
با تنفر نگاه کردن
key concrete
بتن نگاه دارنده
kenning
نگاه قدرت بینایی
to keep the pot boiling
کارهارادرجریان نگاه داشتن
keep on
بازهم نگاه داشتن
keek
نگاه دزدانه کردن
to lay up in a napkin
بی مصرف نگاه داشتن
journalize
دفترروزانه نگاه داشتن
it is in good keep
انراخوب نگاه میدارند
inurn
در فرف نگاه داشتن
to keep on file
درپرونده نگاه داشتن
to keep on
روشن نگاه داشتن
look up
نگاه کردن مراجعهای
to keep away
دور نگاه داشتن
to keep down
پایین نگاه داشتن
to keep in
روشن نگاه داشتن
look about
بهر سو نگاه کردن
to keep on
پیوسته نگاه داشتن
letter weight
کاغذ نگاه دار
inshrine
با حرمت نگاه داشتن
gawking
بی خیال نگاه کردن
gaped
خیره نگاه کردن
gapes
باشگفتی نگاه کردن
gapes
خیره نگاه کردن
peeped
نگاه دزدکی طلوع
hides
مخفی نگاه داشتن
peeped
نگاه زیر چشمی
gaping
باشگفتی نگاه کردن
gaping
خیره نگاه کردن
gaped
باشگفتی نگاه کردن
gape
خیره نگاه کردن
commemorates
بیادگار نگاه داشتن
glower
خیره نگاه کردن
gawking
احمقانه نگاه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com