Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (16 milliseconds)
English
Persian
go to waste
هرز رفتن
run to waste
هرز رفتن
to languish
هرز رفتن
[به خاطر جایی یا وضعیتی ناخوشایند]
Search result with all words
lope
شلنگ انداختن تاخت رفتن
loped
شلنگ انداختن تاخت رفتن
lopes
شلنگ انداختن تاخت رفتن
loping
شلنگ انداختن تاخت رفتن
schooling
مدرسه رفتن
amble
یورغه رفتن
amble
یورتمه رفتن اسب
ambled
یورغه رفتن
ambled
یورتمه رفتن اسب
ambles
یورغه رفتن
ambles
یورتمه رفتن اسب
ambling
یورغه رفتن
ambling
یورتمه رفتن اسب
gait
راه رفتن
gait
شیوه راه رفتن
walk
راه رفتن گام زدن
walk
گردش کردن پیاده رفتن
walked
راه رفتن گام زدن
walked
گردش کردن پیاده رفتن
walks
راه رفتن گام زدن
walks
گردش کردن پیاده رفتن
field
بمیدان یا صحرا رفتن
fielded
بمیدان یا صحرا رفتن
fields
بمیدان یا صحرا رفتن
shin
پیاده وباسرعت رفتن
shins
پیاده وباسرعت رفتن
tramp
باصدا راه رفتن پیاده روی کردن
tramped
باصدا راه رفتن پیاده روی کردن
tramps
باصدا راه رفتن پیاده روی کردن
wax
رو به بدر رفتن استحاله یافتن
waxed
رو به بدر رفتن استحاله یافتن
waxes
رو به بدر رفتن استحاله یافتن
file
در صف راه رفتن
file
رژه رفتن
filed
در صف راه رفتن
filed
رژه رفتن
march
نظامی وار راه رفتن پیشروی کردن
march
راه رفتن
marched
نظامی وار راه رفتن پیشروی کردن
marched
راه رفتن
marches
نظامی وار راه رفتن پیشروی کردن
marches
راه رفتن
marching
نظامی وار راه رفتن پیشروی کردن
marching
راه رفتن
exit
بیرون رفتن
exits
بیرون رفتن
sidle
یک ور راه رفتن
sidled
یک ور راه رفتن
sidles
یک ور راه رفتن
butt
پیش رفتن
butted
پیش رفتن
butts
پیش رفتن
put
پیش رفتن
puts
پیش رفتن
putting
پیش رفتن
rake
با سرعت جلو رفتن
rakes
با سرعت جلو رفتن
raking
با سرعت جلو رفتن
machine
ماشین کردن با ماشین رفتن
machined
ماشین کردن با ماشین رفتن
machines
ماشین کردن با ماشین رفتن
pitch
بالاو پایین رفتن هواپیما یا قایق
pitches
بالاو پایین رفتن هواپیما یا قایق
trip
سبک رفتن
tripped
سبک رفتن
trips
سبک رفتن
bus
بااتوبوس رفتن گذرگاه
bused
بااتوبوس رفتن گذرگاه
buses
بااتوبوس رفتن گذرگاه
busing
بااتوبوس رفتن گذرگاه
bussed
بااتوبوس رفتن گذرگاه
busses
بااتوبوس رفتن گذرگاه
bussing
بااتوبوس رفتن گذرگاه
fetch
رفتن واوردن
fetched
رفتن واوردن
fetches
رفتن واوردن
paragraph
حرف چاپ نشده که نشان دهنده رفتن نشانه گر به ابتدای خط بعد است
paragraphs
حرف چاپ نشده که نشان دهنده رفتن نشانه گر به ابتدای خط بعد است
abolition
از بین رفتن
down
به عمق رفتن ماهی
scramble
بزحمت جلو رفتن تلاش
scrambled
بزحمت جلو رفتن تلاش
scrambles
بزحمت جلو رفتن تلاش
scrambling
بزحمت جلو رفتن تلاش
crawling
سینه خیز رفتن
rise
سربالا رفتن
rises
سربالا رفتن
direct
قراول رفتن
directed
قراول رفتن
directs
قراول رفتن
move
پیش رفتن
moved
پیش رفتن
moves
پیش رفتن
cabbage
کش رفتن رشد پیدا کردن
cabbages
کش رفتن رشد پیدا کردن
hibernate
بخواب زمستانی رفتن
hibernated
بخواب زمستانی رفتن
hibernates
بخواب زمستانی رفتن
hibernating
بخواب زمستانی رفتن
plough
شخم زدن باسختی جلو رفتن
Other Matches
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
trot
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
paraded
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading
سان رفتن رژه رفتن محل سان
puttering
ور رفتن
putters
ور رفتن
gangs
رفتن
going
رفتن
retrograde
پس رفتن
abstracts
کش رفتن
to hang back
پس رفتن
putter
ور رفتن
to do out of
کش رفتن
to go to the bottom
ته رفتن
filching
کش رفتن
puttered
ور رفتن
filched
کش رفتن
niggle
ور رفتن
filch
کش رفتن
filches
کش رفتن
abstracting
کش رفتن
hedges
در رفتن
hedged
در رفتن
hedge
در رفتن
shrink
اب رفتن
shrinking
اب رفتن
shrinks
اب رفتن
pullback
پس رفتن
niggles
ور رفتن
retires
پس رفتن
retire
پس رفتن
departure
رفتن
abstract
کش رفتن
snip
کش رفتن
to make ones getaway
در رفتن
snook
کش رفتن
to pair off
رفتن
snipping
کش رفتن
snipped
کش رفتن
departures
رفتن
niggled
ور رفتن
gang
رفتن
to get one's monkey up
از جا در رفتن
regresses
پس رفتن
regressed
پس رفتن
regress
پس رفتن
admitting
رفتن
admits
رفتن
admit
رفتن
to foot it
رفتن
to fly off
در رفتن
twiddling
ور رفتن
regressing
پس رفتن
to get over
رفتن از
sinks
ته رفتن
sink
ته رفتن
to get away
رفتن
twiddles
ور رفتن
twiddled
ور رفتن
twiddle
ور رفتن
meddles
ور رفتن
meddled
ور رفتن
meddle
ور رفتن
to go back ward
پس رفتن
to flow over
سر رفتن
to go backward
پس رفتن
to d.deep in to
فر رفتن در
retracts
تو رفتن
retracting
تو رفتن
retracted
تو رفتن
retract
تو رفتن
to go to mess
رفتن
to do a guy
در رفتن
goes
رفتن
to go bang
در رفتن
to fall short
کم رفتن
swipe
کش رفتن
swiped
کش رفتن
swiping
کش رفتن
go
رفتن
to fall away
پس رفتن
to fall away
رفتن
to boil over
سر رفتن
crawled
رفتن
recede
پس رفتن
make off
در رفتن
receded
پس رفتن
go over
به ان سو رفتن
betake
رفتن
fall into a rage
از جا در رفتن
to take to ones heels
در رفتن
bleneh
پس رفتن
recedes
پس رفتن
snitching
کش رفتن
pilfered
کش رفتن
crawls
رفتن
pilfering
کش رفتن
pilfers
کش رفتن
to whisk away or off
رفتن
snitch
کش رفتن
snitched
کش رفتن
snitches
کش رفتن
mog
رفتن
nim
کش رفتن
hang around
ور رفتن
To go
رفتن
to run off
در رفتن
crawl
رفتن
to sleep fast
رفتن
break loose
در رفتن
fribble
ور رفتن
jauk
ور رفتن
glom on to
کش رفتن
to break loose
در رفتن
short-change
کش رفتن
receding
پس رفتن
to peter out
پس رفتن
pilfer
کش رفتن
go off
در رفتن
short-changing
کش رفتن
short-changes
کش رفتن
short-changed
کش رفتن
to skirt along the coast
رفتن
doffed
طفره رفتن
to go on
پیش رفتن
to go on foot
پیاده رفتن
aspired
بالا رفتن
to go forward
پیش رفتن
escalating
از دست رفتن
to go off
بیرون رفتن
to go off
بخواب رفتن
aspire
بالا رفتن
goof
ازکارطفره رفتن
goofed
ازکارطفره رفتن
doffs
طفره رفتن
doffing
طفره رفتن
goofing
ازکارطفره رفتن
aspires
بالا رفتن
goofs
ازکارطفره رفتن
nosedive
شیرجه رفتن
aspiring
بالا رفتن
nosedived
شیرجه رفتن
doff
طفره رفتن
nightclubs
کاباره رفتن
Mts
بالا رفتن
slid
بتدریج رفتن
to go a hunting
شکار رفتن
consume
تحلیل رفتن
consumed
تحلیل رفتن
consumes
تحلیل رفتن
slid
اهسته رفتن
nosediving
شیرجه رفتن
play-act
تو بازی رفتن
play-acted
تو بازی رفتن
hotfoot
سراسیمه رفتن
diving
شیرجه رفتن
Mt
بالا رفتن
outraging
ازجا در رفتن
to go forth
پیش رفتن
traipse
راه رفتن
to go down
پایین رفتن
traipsed
راه رفتن
traipses
راه رفتن
nosedives
شیرجه رفتن
traipsing
راه رفتن
to go
با دسته رفتن
to give way
پس رفتن فرورفتن
outrage
ازجا در رفتن
outraged
ازجا در رفتن
outrages
ازجا در رفتن
trams
باواگن رفتن
to go on pilrimage
زیارت رفتن
soars
بالا رفتن
to pound a long
سنگین رفتن
teetered
پس وپیش رفتن
to pound a long
کوبیدن و رفتن
teetering
پس وپیش رفتن
teeters
پس وپیش رفتن
to plunge he first
شیرجه رفتن
to take french
بی بدردو رفتن
to take french leave
بی خداحافظی رفتن
to thrash to windward
برضدبادیاجزرومدپیش رفتن
to pass on
پیش رفتن
to pass off
بیرون رفتن
to pass off
ازمیان رفتن
to toll up
روی هم رفتن
to pad the hoof
پیاده رفتن
to walk fast
تندراه رفتن
to pad it
پیاده رفتن
to take french
بی خداحافظی رفتن
to sweep past
اسان رفتن
soared
بالا رفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com