Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
tree surgeon
ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان
Other Matches
idiosyncrasies
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasy
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
to watch for certain symptoms
توجه کردن به نشانه های ویژه
[علایم ویژه مرض ]
sequela
بیماری ناشی از بیماری دیگر
special interest groups
گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
frowsy
پوسیده
frowzy
پوسیده
carious
پوسیده
trity
پوسیده
rotten
پوسیده
ruttish
پوسیده
specialty
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
to be spoiled
پوسیده شدن
to be off
[British E]
پوسیده شدن
trity
بطور پوسیده
punks
چوب پوسیده
punk
چوب پوسیده
idiocrasy
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
rotten teeth
دندانهای پوسیده یافاسد
rottenly
بطور پوسیده یا خراب
musty
بوی ناگرفته پوسیده
spoils
پوسیده شدن لوس کردن
saprophite
پوده زی خورنده مواد پوسیده
saprophyte
پوده زی خورنده مواد پوسیده
spoiling
پوسیده شدن لوس کردن
spoiled
پوسیده شدن لوس کردن
spoil
پوسیده شدن لوس کردن
saprophagous
تغذیه کننده از مواد پوسیده والی
ruderal
روینده درمیان مواد پوسیده وفاسد
loam
خاک رس وشن که با گیاه پوسیده امیخته باشد
fox fire
نور وتشعشعی که گاهی ازچوبهای پوسیده ساطع میگردد
silva
درختان جنگلی
shaw
ردیف درختان
foliage
برگ درختان
vinedresser
باغبان درختان مو
whitewood
درختان چوب سفید
pomona
الهه درختان میوه
sylva
درختان جنگلی یک ناحیه
metasequoia
انواع درختان برگریزکاج
evergreen trees
درختان همیشه سبز
deforestation
قطع درختان جنگلی
bast
پوست لیفی درختان
roble
انواع درختان کاج
canker
یکجورافت درختان میوه
cankers
یکجورافت درختان میوه
topiary
مربوط بارایش وتزئین درختان
acorn
میوهء تیرهء درختان بلوط
acorns
میوهء تیرهء درختان بلوط
The trees give a pleasant shade .
درختان سایه قشنگه می اندازد
woodlot
منطقه ممنوعه در جنگل برای رشد درختان
gutta percha
هیدرو کربن صمغ گیاهی درختان مختلف
logjam
انباشتگی تنهی درختان بریده شده در رودخانه
wind shake
تکان سخت درختان جنگل در اثر طوفان
defoliating agent
عامل از بین برنده برگ وسبزینه درختان
egger
یکجورپروانه که نوزادش برگ درختان رازیان میرساند
line out
قلمه درختان رادراوردن وبصورت خط منظمی کاشتن
interplant
کاشتن درختهای جوان بین درختان دیگر
defoliants
مواد از بین برنده برگ وسبزینه درختان
pine barren
زمین شن زارکه درختان کاج وصنوبردران میرویند
paulownia
جنسی از درختان کوچک چین از خانواده گل خوک
praetorial
متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
girdler
حشرهای که پوست درختان رابطور کمربندی سوراخ میکند0
undergrowth
بوته ها و درختان کوچکی که زیر گیاه بزرگتری میروید
a corduroy road
جاده باتلاقی
[که کنده های درختان را بصورت اریب در آن می چینند.]
defoliant
گرد یا مایعی که روی درختان میریزند که درخت برگ ریزان کند
leading sectors
بخشهای پیشرو
leading sectors
بخشهای پیشگام
the urban districts
بخشهای شهر
flame tree
درختان وبوته هاییکه دارای گلهای درخشان اتشی یا زرد رنگ هستند
dendrochronology
دوران شناسی و مطالعه قدمت محیط از روی حلقههای متشکله در چوب درختان
aggregates
ی از بخشهای یک داده که به هم مربوطند
aggregate
ی از بخشهای یک داده که به هم مربوطند
tetrarch
والی بخشهای چهارگانه امپراتوری
compartmentalises
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalize
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalised
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalizes
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalizing
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
managers
و بخشهای فایل را در نظر می گیرد
manager
و بخشهای فایل را در نظر می گیرد
modularity
تشکیل شده از بخشهای تابعی
compartmentalising
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalized
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
orthogonal
ساخته شده از پارامترها یا بخشهای مستقل
interleaving
پردازندهای که با بخشهای پردازنده کار میکند
partition
اپارتمان تقسیم به بخشهای جزء کردن
workings
همه بخشهای حفاری شده معدنی
partitions
اپارتمان تقسیم به بخشهای جزء کردن
proportional parts
بخشهای کسری اقلام تصاعدی یک جدول
assembly
قرار دادن یک موضوع از بخشهای مختلف در کنار هم
modularization
برنامههای طراحی از مجموعه از بخشهای تابعی استاندارد
crop end
بخشهای اضافی شمش که قبل از نوردکاری چیده میشود
crop end saw
اره مخصوص قطع کردن بخشهای اضافی شمش
input output table
بین بخشهای گوناگون اقتصادی را مشخص و اندازه گیری میکند
ozonosphere
لایهای از بخشهای فوقانی اتمسفر در ارتفا تقریبی 02 تا03 کیلومتر
overlays
و بنابراین حافظهاصلی فقط حاوی بخشهای مورد نیاز است
overlaying
و بنابراین حافظهاصلی فقط حاوی بخشهای مورد نیاز است
overlay
و بنابراین حافظهاصلی فقط حاوی بخشهای مورد نیاز است
quercetin
ماده رنگی کریسیتین
[این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
biz
نوعی گروه خبری که حاوی بخشهای تجاری و موقیعتهای مختلف است
forms
ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
formed
ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
multiplex
روش تقسیم که بخشهای زمان را طبق نیاز به سیگنالهای اختصاص میدهد
par in
پایان دادن بازی گلف با کسب امتیاز استاندارد در بخشهای باقیمانده
dualism
مانند فقر شدید ووفور نعمت بخشهای مدرن و سنتی اقتصادی
form
ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
tump
توده درختان واقع بر روی تپه توده
grey scale
سایه هایی که از نمایش بخشهای رنگی روی صفحه تک رنگ تولید میشود
input output analysis
تحلیل داده ها ستاده ها مطالعه تجربی روابط متقابل بخشهای مختلف اقتصاد
segment
تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
segments
تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
JPEG++
حالت توسعه یافته gPEG که بخ بخشهای تصویر امکان فشرده شدن متفاوت می دهند
linkage
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
worded
بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
word
بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
linkages
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
maintenance
بررسی کننده برنامه که اشکال فرعی یا خطایی که به بخشهای اصلی آسیب نمیزند را صحیح میکند
linking
تابع نرم افزاری کوچک که بخشهای برنامه را به هم ترکیب میکند تا به عنوان یک واحد اجرا شوند
simultaneity
زمانی که CPU و بخشهای ورودی و خروجی کامپیوتر می توانند داده یا کاری را همزمان کنترل کنند
modules
وسیله سخت افزاری مستقل که به بخشهای دیگر وصل شود تا سیستم مدید را ایجاد کند
module
وسیله سخت افزاری مستقل که به بخشهای دیگر وصل شود تا سیستم مدید را ایجاد کند
Dudley carpet
فرش سفارشی ایرانی دادلی
[مربوط به قرن هفدهم میلادی به همراه درختان شکوفه دار و زمینه گل و بته بصورت ردیف های عرضی و جلوه ای از طرح جوشقان]
overlaying
نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
overlays
نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
overlay
نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
trunk
باس یا خط ارتباطی که از سیم هایی تتشکیل شده است و بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری را بهم وصل میکند
privilege
ساخت پردازنده Intel که در حالت محافظت شده است و به برنامه امکان افزودن بخشهای حیاتی محیط عملیات را میدهد
trunks
باس یا خط ارتباطی که از سیم هایی تتشکیل شده است و بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری را بهم وصل میکند
illness
بیماری
epizootic
بیماری
disease
بیماری
malady
بیماری
maladies
بیماری
pathogenic
بیماری زا
diseases
بیماری
illnesses
بیماری
virulent
<adj.>
بیماری زا
some kind of sickness
یک نوعی از بیماری
mental illness
بیماری روانی
mental disorder
بیماری روانی
Parkinson's disease
بیماری پارکینسون
graves'disease
بیماری گریوز
symptomatic
نشانه بیماری
to be laid up with something
بیماری گرفتن
to have something
[a disease, an illness]
بیماری گرفتن
illnesses
بیماری کسالت
illness
بیماری کسالت
rabies
بیماری هاری
to be ill with something
بیماری گرفتن
ailment
بیماری مزمن
venereal disease
بیماری مقاربتی
sick leave
استراحت بیماری
pathophobia
بیماری هراسی
nosophobia
بیماری هراسی
nosophilia
بیماری خواهی
neuropathy
بیماری عصب
ailments
بیماری مزمن
to be down with something
بیماری گرفتن
Diagnosis.
تشخیص بیماری
legionnaires' disease
بیماری لژیونرها
pick's syndrome
بیماری پیک
radiation sickness
بیماری برتابشی
pathogenesis
بیماری زایی
pathognomy
بیماری شناسی
insect vectors
حشرات بیماری زا
psychosis
بیماری روانی
herpes simplex
بیماری تب خال
tay sach's disease
بیماری تی- ساکس
hansen's disease
بیماری هنسن
pott's disease
بیماری پوت
wilson's disease
بیماری ویلسون
AIDS
بیماری ایدز
love sickness
بیماری عشق
AIDS
بیماری سیدا
encephalopathy
بیماری مغزی
pestilence
بیماری طاعون
down's disease
بیماری داون
radiation sickness
بیماری تابشی
addison's disease
بیماری ادیسون
remission
بهبودی بیماری
pick's disease
بیماری پیک
The symptoms ( of a disease) .
علائم بیماری
sick bed
بستر بیماری
alzeimer's disease
بیماری الزایمز
advantage by illness
بهره بیماری
mental disease
بیماری روانی
catamnesis
تاریخچه بیماری
VD
بیماری زهروی
epilepsy
بیماری صرع
radiation sickness
بیماری اشعه
lumpy jaw
بیماری "اکتینومیکوز"
VD
بیماری مقاربتی
parkinsonism
بیماری پارکینسون
separator
نشانه جدا کردن بخشهای خط دستور در برنامه مثل دستور وآرگومان
semantics
1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
chaining
اجرای یک برنامه خیلی بزرگ که با اجرای بخشهای کوچکتر در یک زمان
fractional
اختصاص بخشهای مختلف پهنای باند به سیگنالها یا مشتریان مختلف
boilerplating
قرار دادن بخشهای مختلف متن در کنار هم برای ایجاد متن نهایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com