| Total search result: 204 (23 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| queried |
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل |
| queries |
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل |
| query |
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل |
| querying |
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| InBox |
خصوصیات سیستم پیام گذاری پنجره که میتواند پیام الکترونیکی کاربر را نگه دارد که شامل پیام ارسالی روی شبکه |
| result code |
پیام ارسالی از مودم به کامپیوترمحلی برای بیان وضعیت مودم |
| piggybacking |
استفاده از پیام ارسالی برای انتقال تصدیق از یک پیام که زودتر دریافت شده است |
| cues |
پیام ارسالی روی صفحه نمایش برای یاد آوری به کاربر برای درخواست یک ورودی |
| cue |
پیام ارسالی روی صفحه نمایش برای یاد آوری به کاربر برای درخواست یک ورودی |
| texts |
کد ارسالی برای بیان خاتمه کنترل و اطلاعات آدرسی و شروع پیام |
| text |
کد ارسالی برای بیان خاتمه کنترل و اطلاعات آدرسی و شروع پیام |
| invites |
حرف خاص ارسالی برای بیان به وسیلهای که کامپیوتر میزبان آماده دریافت پیام است |
| invited |
حرف خاص ارسالی برای بیان به وسیلهای که کامپیوتر میزبان آماده دریافت پیام است |
| invite |
حرف خاص ارسالی برای بیان به وسیلهای که کامپیوتر میزبان آماده دریافت پیام است |
| InBox |
پیام فکس و پیام ارسالی روی انیترنت است |
| signalling |
1-روش فرستنده برای هشدار به گیرنده برای ارسال یک پیام . 2-ارتباط با فرستنده درباره وضعیت گیرنده |
| alert |
پیام ارسالی از سیستم عامل شبکه به کاربر برای اعلام اینکه سخت افزار شبکه خوب کار نمیکند |
| alerts |
پیام ارسالی از سیستم عامل شبکه به کاربر برای اعلام اینکه سخت افزار شبکه خوب کار نمیکند |
| alerted |
پیام ارسالی از سیستم عامل شبکه به کاربر برای اعلام اینکه سخت افزار شبکه خوب کار نمیکند |
| acknowledging |
1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است |
acknowledge |
1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است |
| acknowledges |
1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است |
| authentication |
استفاده از کدهای خاص برای بیان کردن به فرستنده پیام که پیام درست و قابل تشخیص است |
| microsoft |
فکس و پیام های شبکه دریافتی و ارسالی به PL را مرتب میکند |
| prompts |
پیام حرف نشان داده شده روی صفحه نمایش برای پیام دادن به کاربر که یک ورودی لازم است |
| prompted |
پیام حرف نشان داده شده روی صفحه نمایش برای پیام دادن به کاربر که یک ورودی لازم است |
| prompt |
پیام حرف نشان داده شده روی صفحه نمایش برای پیام دادن به کاربر که یک ورودی لازم است |
| trafficking |
تعداد پیام ها و داده ارسالی روی شبکه یا سیستم در یک دوره زمانی |
| trafficked |
تعداد پیام ها و داده ارسالی روی شبکه یا سیستم در یک دوره زمانی |
| traffics |
تعداد پیام ها و داده ارسالی روی شبکه یا سیستم در یک دوره زمانی |
| mail |
پیام های ارسالی بین کاربران صفحه آگهی یا شبکههای مابین |
| traffic |
تعداد پیام ها و داده ارسالی روی شبکه یا سیستم در یک دوره زمانی |
| mails |
پیام های ارسالی بین کاربران صفحه آگهی یا شبکههای مابین |
| formula |
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول |
| formulae |
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول |
| formulas |
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول |
| receipt notification |
خصوصیتی در بیشتر برنامههای پست الکترونیکی که یک پیام خودکار را ارسال میکند برای تایید اینکه پیام دریافت شده است |
| devices |
کلمه داده ارسالی از وسیلهای که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت فعلی اش است |
| device |
کلمه داده ارسالی از وسیلهای که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت فعلی اش است |
| rates |
مقدار اطلاعات در هر حرف ضرب در تعداد حروف ارسالی در ثانیه |
| rate |
مقدار اطلاعات در هر حرف ضرب در تعداد حروف ارسالی در ثانیه |
| toggle |
تغییر یافتن بین دو وضعیت |
| toggles |
تغییر یافتن بین دو وضعیت |
| tabled |
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است |
| tables |
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است |
| table |
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است |
| tabling |
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است |
| to increase [to, by] |
افزایش یافتن [به مقدار] |
| anagram |
استفاده از ترکیب رمزها برای کشف پیام کشف پیام بااستفاده از رمزهای مرکب |
| anagrams |
استفاده از ترکیب رمزها برای کشف پیام کشف پیام بااستفاده از رمزهای مرکب |
| flag |
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله |
| flags |
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله |
| flying status |
وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز |
| electronic |
سیستم ذخیره سازی پیام ارسالی توسط پست الکترونیکی تا وقتی که فرد مورد نظر بتواند آن را بخواند |
| define |
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی |
| defining |
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی |
| defines |
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی |
| defined |
1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی |
| devices |
یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله |
| device |
یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله |
| acknowledging |
سیگنالی که گیرنده می فرستد تا اعلام کند پیام ارسالی دریافت شده است و آماده بعدی است |
| ack |
سیگنالی که گیرنده می فرستد تا اعلام کند پیام ارسالی دریافت شده است و آماده بعدی است |
acknowledge |
سیگنالی که گیرنده می فرستد تا اعلام کند پیام ارسالی دریافت شده است و آماده بعدی است |
| acknowledges |
سیگنالی که گیرنده می فرستد تا اعلام کند پیام ارسالی دریافت شده است و آماده بعدی است |
| invitation |
عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام |
| invitations |
عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام |
| diagnostics |
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن |
| MTA |
نرم افزاری که پیام پستی جدید را متوقتا ذخیره میکند و پس به مقصد صحیح می فرستد. در بیشتر برنامههای کاربردی پست الکترونیکی عوامل ارسال پیام مقصدی وجود دارند. هر یک برای یک نوع روش ارسال . |
| trial and error <idiom> |
یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب |
| warm up |
اجازه داده به یک ماشین برای بیکار ماندن برای مدتی پس از روشن شدن تا به وضعیت عملیات مط لوب برسد |
| cats |
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود |
cat |
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود |
| keystroke |
برسی هر کلید انتخاب شده برای اطمینان یافتن از اینکه برای عملی مناسب است |
| check |
حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد |
| checks |
حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد |
| checked |
حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد |
| silicon |
عنصری با خصوصیات نیمه هادی , به صورت کریستال برای تولید کنندگان IC |
| law of demand |
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود |
| c |
استفاده از سیستم کامپیوتری برای اجازه دادن به کاربران برای ارسال و دریافت پیام از سایر کاربران |
| particularity |
دارای خصوصیات معینی خصوصیات برجسته |
| signal |
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی |
| signalled |
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی |
| signaled |
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی |
| multifunction |
صفحه مدار جانبی که خصوصیات زیادی برای هنگنام سازی کامپیوتر دارد |
| horizontal |
روش تشخیص خطا برای داده ارسالی |
| sync |
حرف ارسالی برای سنکرون کردن وسایل |
service |
بیت ارسالی برای کنترل ونه داده |
| modulate |
تغییر موج ارسالی برای حمل داده |
| serviced |
بیت ارسالی برای کنترل ونه داده |
| modulating |
تغییر موج ارسالی برای حمل داده |
| modulating |
سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده |
| sync |
بیت ارسالی برای سنکرون کردن وسایل |
| modulates |
تغییر موج ارسالی برای حمل داده |
| modulates |
سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده |
| modulate |
سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده |
| differential compression check |
ازمایشی از وضعیت موتور که در ان مقدار نشتی رینگها وسوپاپها توسط اندازه گیری افت فشار در طرفین سوراخی با قطر معین تعیین میشود |
| bandwidth |
در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است |
| reverses |
سیگنال ارسالی با گیرنده برای درخواست خاتمه ارسال |
| reversed |
سیگنال ارسالی با گیرنده برای درخواست خاتمه ارسال |
| reverse |
سیگنال ارسالی با گیرنده برای درخواست خاتمه ارسال |
| reversing |
سیگنال ارسالی با گیرنده برای درخواست خاتمه ارسال |
| exception |
ذخیره سازی لغات و نیازها و خصوصیات مخصوص آنها برای پردازش کلمه و ترکیب تصویر |
| exceptions |
ذخیره سازی لغات و نیازها و خصوصیات مخصوص آنها برای پردازش کلمه و ترکیب تصویر |
| check |
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها |
| checked |
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها |
| synchronization |
باس ارسالی برای اطمینان از این که گیرنده با فرستنده سنکرون است |
| cancels |
کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود |
| stopped |
بیت ارسالی در اتباطات اسنکرون برای نشان دادن انتهای یک حرف |
| inquiry |
کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ |
| cancelling |
کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود |
| cancel |
کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود |
| parity |
برای خطاها و اینکه داده دودویی ارسالی آسیب ندیده است |
| stop |
بیت ارسالی در اتباطات اسنکرون برای نشان دادن انتهای یک حرف |
| signal |
پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه |
| stopping |
بیت ارسالی در اتباطات اسنکرون برای نشان دادن انتهای یک حرف |
| stops |
بیت ارسالی در اتباطات اسنکرون برای نشان دادن انتهای یک حرف |
| inquiries |
کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ |
| sync |
باس ارسالی برای اطمینان از این که گیرنده با فرستنده سنکرون است |
| signalled |
پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه |
| digit |
عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها |
| checks |
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها |
| signaled |
پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه |
| digits |
عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها |
| to reach for knowledge |
برای یافتن |
| carrier |
سیگنال RSC از مودم به کامپیوتر برای بیان دریافت یک موج داده ارسالی |
| carriers |
سیگنال RSC از مودم به کامپیوتر برای بیان دریافت یک موج داده ارسالی |
| privacy |
جداسازی مبادله پیام برای تامین |
| seeks |
جستجو برای یافتن |
| seeking |
جستجو برای یافتن |
| seek |
جستجو برای یافتن |
| prints |
حروف خاص ارسالی به چاپگر که آنرا هدایت میکند برای انجام یک تابع یاعمل |
| print |
حروف خاص ارسالی به چاپگر که آنرا هدایت میکند برای انجام یک تابع یاعمل |
| printed |
حروف خاص ارسالی به چاپگر که آنرا هدایت میکند برای انجام یک تابع یاعمل |
| tails |
کد کنترل برای ارسال سیگنال در انتهای پیام |
| tail |
کد کنترل برای ارسال سیگنال در انتهای پیام |
| tailed |
کد کنترل برای ارسال سیگنال در انتهای پیام |
| fine tune |
تنظیم خصوصیات و پارامترهای نرم افزار و سخت افزار برای افزایش کارایی |
| negatives |
سیگنال ارسالی گیرنده برای بیان اینکه داده نادرست یا ناکامل دریافت شده است |
| handshakes |
سیگنالهای ارسالی بین دو وسیله ارتباطی که آمادگی ارسال را بیان می کنند و نیز برای دریافت |
handshake |
سیگنالهای ارسالی بین دو وسیله ارتباطی که آمادگی ارسال را بیان می کنند و نیز برای دریافت |
| negative |
سیگنال ارسالی گیرنده برای بیان اینکه داده نادرست یا ناکامل دریافت شده است |
| problem |
یافتن پاسخ برای مشکلی |
| problems |
یافتن پاسخ برای مشکلی |
| ASIC |
ICهای خاص برای یک کار خاص یا خصوصیات مشخص |
| undoes |
برای برگشتن به وضعیت قبلی , معمولاگ دستور ویرایش |
| connect |
وضعیت یک مودم برای ارسال داده روی یک خط ارتباطی |
| control vane |
تیغه متحرکی برای کنترل وضعیت و مسیر پرواز |
| connects |
وضعیت یک مودم برای ارسال داده روی یک خط ارتباطی |
| status |
سیگنال کامپیوتری برای درخواست اطلاعات از وضعیت خط ی ترمینال |
| undo |
برای برگشتن به وضعیت قبلی , معمولاگ دستور ویرایش |
| macs |
کد مخصوص که همزمان با پیام ارسال میشود برای صحت آن |
| rules |
روش آزمایش پیام ورودی برای وضعیتهای خاص |
| mac |
کد مخصوص که همزمان با پیام ارسال میشود برای صحت آن |
| minus |
برای تفریق یا مقدار منفی |
| minus signs |
برای تفریق یا مقدار منفی |
| minus sign |
برای تفریق یا مقدار منفی |
| frame |
1-فضایی روی نوار مغناطیسی برای یک کد حرف . 2-بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات کنترلی و مسیر |
| henpeck |
سعی کردن برای تفوق یافتن |
| hydrostat |
الت الکتریکی برای یافتن یادیدن اب |
| MMX |
قطعه پردازنده intel پیشرفته که حاوی خصوصیات ویژه و قط عاتی است که برای بهبود کارایی استفاده از چند رسانهای و ارتباطات به کار می رود |
| transients |
وضعیت یا سیگنالی که برای مدت زمان کوتاهی فاهر شود |
| transient |
وضعیت یا سیگنالی که برای مدت زمان کوتاهی فاهر شود |
| post offices |
محل ذخیره اصلی پیام ها برای کاربران شبکه محلی |
| post office |
محل ذخیره اصلی پیام ها برای کاربران شبکه محلی |
| scratchpad |
حافظه پنهان برای بافر کردن داده ارسالی بین پردازنده سریع و وسیله ورودی / خروجی کند. |
| measure |
عملیات برای اطمینان یافتن از صحت چیزی |
| mode |
وضعیت تقسیم که در آن سیگنالهای کنترلی برای انتخاب توابع دریافت می شوند |
| modes |
وضعیت تقسیم که در آن سیگنالهای کنترلی برای انتخاب توابع دریافت می شوند |
| enquiry |
کد کنترل مخصوص که تقاضایی برای معرفی یا وضعیت یا داده یک وسیله است |
| indicator |
نوری که برای اخطار دادن یا بیان وضعیت یک قطعه به کار می رود |
| assembler |
پیام برنامه اسمبلی برای اعلام اینکه خطا در کد اصلی یافت شد |
| CBMS |
استفاده از یک سیستم کامپیوتری برای دریافت و ارسال پیام ها از سایر کاربران |
| seeds |
مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی |
| seed |
مقدار شروع برای تولید اعداد تصادفی |
| head-hunting <idiom> |
جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق |
| cipher |
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند. |
| cyphers |
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند. |
| ciphers |
رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند. |
| condition |
1-وضعیت یک مدار یا وسیله یا ثبات 2-وسایل مورد نیاز برای وقوع یک عمل |
| attitude motor |
موتورهای راکت کوچک برای کنترل وضعیت رسانگر فضایی در حال حرکت |
| mos |
حافظه با وضعیت ثابت که از MOSFET برای ذخیره داده دودویی استفاده میکند |
| center of gravity limits |
محدوده مجاز برای جابجاشدن گرانیگاه هواپیما بدون اختلال در وضعیت پرواز ان |
| wrming message |
پیام تشخیصی که توسط کامپایلر برای اگاهی استفاده کننده تولید میشود |
| routing |
لیست انتخابهای مط لوب دریک مسیر برای پیام ذخیره شده در router |
| waiting game |
صبور و گوش به زنگ بودن برای یافتن فرصت خوب |
| waiting games |
صبور و گوش به زنگ بودن برای یافتن فرصت خوب |
| diagnostic |
تابعی در برنامه برای کمک به یافتن خطاها در سیستم کامپیوتری |
| letters |
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا.. |
| letter |
نوشته ارسالی از کسی به دیگری یا از کامپیوتر به دیگری برای اطلاع رسانی یا ارسال دستور یا.. |
| resets |
برگرداندن سیستم به وضعیت اولیه برای اینکه برنامه یا فرایند مجددا شروع شوند |
| reset |
برگرداندن سیستم به وضعیت اولیه برای اینکه برنامه یا فرایند مجددا شروع شوند |
| references |
مقدار نقط ه شروع برای مقادیر دیگر , معمولاگ صفر |
| reference |
مقدار نقط ه شروع برای مقادیر دیگر , معمولاگ صفر |
| get a word in <idiom> |
یافتن فرصتی برای گفتن چیزی بقیه دارند صحبت میکنند |
| blind carbon copy |
در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست |
| blind copy receipt |
در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست |
| brake specific fuel consumption |
مقدار سوخت مصرف شده درواحد زمان برای تولید واحدقدرت |
| synchronous |
حرف ارسالی با DTE برای اطمینان از همانی صحیح وقتی هیچ حرف دیگر ارسال نشده است |
| challenge and reply |
ذکر گوینده و گیرنده پیام اعلام دادن و گرفتن پیام |
| inverse |
تغییر وضعیت منط قی یک سیگنال یا وسیله به وضعیت مخالف آن |
| serviceability criteria |
وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل |
| IRQ |
سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه |
| frequency shift keying |
روشی برای انتقال اطلاعات که در ان وضعیت بیت ارسال شده توسط یک لهجه شنیدنی مشخص میشود |
| notification message |
پیام نرم افزار نشر برای تشخیص اشیا دیگر که کار مشخص باید کامل شود |