Total search result: 207 (20 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
bar chart |
گرافی که مقادیر در آن به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده شده اند |
|
|
Search result with all words |
|
chart |
گرافی که در آن مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی با طول و پهنای مختلف نشان داده می شوند |
charted |
گرافی که در آن مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی با طول و پهنای مختلف نشان داده می شوند |
charting |
گرافی که در آن مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی با طول و پهنای مختلف نشان داده می شوند |
charts |
گرافی که در آن مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی با طول و پهنای مختلف نشان داده می شوند |
bar graph |
گرافی که مقادیر در آن به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده میشود |
histogram |
گرافی که روی آن مقادیر به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده می شوند |
Other Matches |
|
columnar |
گرافی که مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی نمایش داده می شوند |
orientation |
جهت صفحه یا به صورت لبه افقی یا عمودی |
incremental computer |
کامپیوتری که متغیرها را به صورت اختلاف بین مقادیر فعلی و مقادیر اولیه مطلق ذخیره میکند |
decimal |
تنظیم یک ستون از داده به طوری که نقاط دهدی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند |
decimals |
تنظیم یک ستون از داده به طوری که نقاط دهدی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند |
sizes |
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ |
size |
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ |
stanchion |
میلههای عمودی ناو |
on screen |
که روی صحفه نمایش نشان داده میشود و نه به صورت چاپی |
on-screen |
که روی صحفه نمایش نشان داده میشود و نه به صورت چاپی |
charted |
شکلی که نرخ ها در آن به صورت قط عاتی از دایره نشان داده شده اند |
charts |
شکلی که نرخ ها در آن به صورت قط عاتی از دایره نشان داده شده اند |
charting |
شکلی که نرخ ها در آن به صورت قط عاتی از دایره نشان داده شده اند |
chart |
شکلی که نرخ ها در آن به صورت قط عاتی از دایره نشان داده شده اند |
hertz |
واحد فرکانس SI که به صورت تعداد سیکل ها در ثانیه نشان داده می شوند |
scrolls |
حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان |
scroll |
حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان |
lanternpinion |
چرخ کوچکی که میلههای عمودی داردو مانند است به فانوس |
tables |
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد |
tabled |
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد |
tabling |
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد |
table |
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد |
dot |
در زبان برنامه نویسی dBASE دستور فوری که به صورت نقط ه روی صفحه نمایش نشان داده میشود |
greeked |
نوع نوشتاری با نوک بسیار ریز برای نمایش دقیق که به صورت یک خط نشان داده میشود و نه حروف جدا |
dotting |
در زبان برنامه نویسی dBASE دستور فوری که به صورت نقط ه روی صفحه نمایش نشان داده میشود |
high tailed aircraft |
هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته |
two-dimensional |
آرایهای که عناصر افقی و عمودی محل دهی میکند |
querying |
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود |
queries |
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود |
queried |
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود |
query |
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود |
long-and-short work |
[بنایی با استفاده از بلوک های افقی و عمودی بلند و کوتاه] |
keystone distortion |
تغییر شکل تصویر که خط وط عمودی در لبههای افقی صفحه نمایش خم می شوند |
trapezoidal distortion |
اختلال تصویر که در آن خط وط عمودی در قابل لبههای افقی صفحه نمایش قرار می گیرند |
QBE |
زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود |
mouse |
توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند |
mouses |
توپی درون آن می چرخد و به احساس کننده هایی می خورد که حرکات افقی و عمودی را در کامپیوتر انجام می دهند |
incremental computer |
وسیله خروجی گرافیکی که در مراحل کوچک حرکت میکند بار داده ورودی که اختلاف بین محل فعلی و محل لازم را نشان میدهد که خط ها و منحنی ها به صورت مجموعهای خط وط مستقیم انجام شود |
squares |
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع |
square |
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع |
squaring |
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع |
squared |
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع |
horizontal tab |
حرکت مکان نما به صورت افقی |
square wave |
باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود |
post and rail |
مانع در پرش اسب 4 تیر افقی و 2 تیر عمودی |
fret |
[نقشه پیچ در پیچ در حاشیه با استفاده از خطوط افقی و عمودی با زوایای ۹۰ درجه و مربوط به کشور چین] |
Mandlebrot set |
تساوی ریاضی که به صورت بازگشتی برای تنظیم مقادیر به کار می رود. هنگام رسم آنرا در تصویر بخش شده |
printers |
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند |
printer |
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند |
discretionary |
خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود |
initialize |
تنظیم مقادیر یا پارامترها یا خط وط کنترلی به مقادیر اولیه اش تا امکان شروع مجدد برنامه یا فرآیند را بدهد |
basic |
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند |
basics |
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند |
packets |
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت |
packet |
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت |
lengths |
تعداد بیتهایی که به صورت افقی روی یک خط صفحه نمایش قرار می گیرند. |
length |
تعداد بیتهایی که به صورت افقی روی یک خط صفحه نمایش قرار می گیرند. |
numeric |
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود |
digital |
آنچه داده یاکمیتهای فیزیکی را به صورت داده بیان میکند |
data aggregate |
مجموعهای ازاقلام داده درون یک رکورد که نامی به ان داده شده است وبه صورت کلی به ان رجوع می گردد |
validity |
بررسی و افقی بودن داده یا نتیجه |
parity |
نشانگری که نشان میدهد آیا داده بررسی پذیرش شده است یا نه یا اینکه داده پیرستی زوج یا فرد دارد |
mixers |
انداختن میلههای بولینگ با میلههای دیگر |
mixer |
انداختن میلههای بولینگ با میلههای دیگر |
panning |
حرکت افقی داده گرافیکی درعرض یک صفحه نمایش |
kepse motife |
[ریشه کلمه ترکی است و به معنی بسته یا دسته می باشد. این نگاره بصورت بوته ای افقی با شاخه های عمودی بافته می شود و جلوه ای از برگ های دن دادنه دار را نشانمیدهد.] |
rows |
1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند |
rowed |
1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند |
row |
1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند |
pans |
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2- |
pan- |
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2- |
pan |
حرکت دادن ملایم پنجره دید به صورت افقی در تصویری که آن قدر بزرگ است که به یکباره قابل نمایش نیست . 2- |
floating |
علامت عددی در عدد کسری که با یک نقط ه پس از اولین رقم و بعد توان نشان داده میشود. تا همه اعداد به حالت استاندارد نمایش داده شوند |
limited distance modem |
وسیله ارسال داده با محدوده کوتاه که داده دیجیتال خاص را ارسال میکند و نه به صورت تقسیم شده |
edp |
پردازش داده در سطحی گسترده توسط کامپیوترهای دیجیتالی الکترونیکی پردازش داده به صورت الکتریکی |
quadrature encoding |
سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند |
rom |
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند |
decimals |
کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند |
decimal |
کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند |
raster graphics |
روش مرتب کردن و نمایش داده بصورت سطرهای افقی از یک شبکه یکنواخت یاسلولهای تصویر |
reading wand |
دستگاهی که نشان ها و کدهارا به صورت نوری درک میکند |
indicator |
چیزی که وضعیت فرآیند را نشان دهد. معمولا با صورت یا نور |
mechanical mouse |
mouse حرکت داده میشود و توپ درون آن می چرخد و به احساس کننده ها که حرکات افق و عمودی را کنترل می کنند برخورد میکند |
quartus |
نشان داده میشود |
seme |
نشان داده شده |
skiagraphy |
رادیو گرافی |
christmass tree |
ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 7 و 01 را برای راست دست و میلههای 2 و7 و 01 را برای چپ دست باقی می گذارد |
automated data processing |
پردازش داده به صورت خودکار |
Experience has shown (proved) that … |
تجربه نشان داده است که … |
levels |
تراز سطح افقی افقی کردن |
plane |
افقی سطح افق افقی کردن |
planing |
افقی سطح افق افقی کردن |
planed |
افقی سطح افق افقی کردن |
levelled |
تراز سطح افقی افقی کردن |
planes |
افقی سطح افق افقی کردن |
leveled |
تراز سطح افقی افقی کردن |
level |
تراز سطح افقی افقی کردن |
flip-flops |
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند |
flip-flop |
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند |
flip-flopping |
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند |
flip-flopped |
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند |
map |
بازیابی داده و نمایش آن به صورت نقشه |
maps |
بازیابی داده و نمایش آن به صورت نقشه |
packs |
ذخیره حجمی از داده به صورت کاهشی |
pack |
ذخیره حجمی از داده به صورت کاهشی |
matrixes |
آرایه داده ها یا اعداد به صورت سط ر و ستون |
matrix |
آرایه داده ها یا اعداد به صورت سط ر و ستون |
formats |
داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند |
drag |
روی صفحه نشان داده میشود |
dragged |
روی صفحه نشان داده میشود |
drags |
روی صفحه نشان داده میشود |
format |
داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند |
serials |
کارکردن یک وسیله روی داده به صورت ترتیبی |
real time |
داده وروری به یک سیستم در صورت نیاز یا رویداد |
modes |
روش ارسال داده به صورت یک بایت در هر زمان |
paralleling |
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی |
floating |
عددی که به صورت اعشاری نمایش داده شود |
parallels |
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی |
analogue |
کامپیوتری که داده را به صورت آنالوگ پردازش میکند |
paralleled |
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی |
input/output |
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی |
parallelled |
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی |
parallelling |
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی |
serial |
کارکردن یک وسیله روی داده به صورت ترتیبی |
digitally |
حجم نمایش داده شده به صورت دیجیتال |
electronic |
داده ارسال شده به صورت باسهای الکترونیکی |
parallel |
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی |
mode |
روش ارسال داده به صورت یک بایت در هر زمان |
analogues |
کامپیوتری که داده را به صورت آنالوگ پردازش میکند |
per |
همان طور که در الگو نشان داده شده |
DFD |
نمودار نشان دادن حرکت داده در سیستم |
Herati pattern |
طرح هراتی [در این طرح گل ها در قالب شکل لوزی خود را نشان داده و تمامی متن فرش را در بر می گیرند. برگ ها از چهارسو به سمت خارج امتداد داده شده و با لوزی های مجاور خود متقارن می شوند.] |
ARQ |
که در صورت خطا تقاضای ارسال دوباره داده میکند |
gathered |
نوشتن یک گروه از رکوردهای جداگانه به صورت بلاک داده |
packet switching |
ارسال داده ها به صورت بستههای مجزا گزینش بستهای |
gather |
نوشتن یک گروه از رکوردهای جداگانه به صورت بلاک داده |
data link |
تجهیزاتی که اجازه انتقال اطلاعات به صورت یک داده رامیدهد |
companding |
دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند |
terminator |
موضوعی در لیست داده که انتهای فایل را نشان میدهد |
ended |
کد نشان دهنده انتهای فایل داده ذخیره شده |
graphical |
مربوط به چیزی که گرافیکی نشان داده شده است |
ends |
کد نشان دهنده انتهای فایل داده ذخیره شده |
end |
کد نشان دهنده انتهای فایل داده ذخیره شده |
inventory |
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی |
buckets |
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست |
bucket |
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست |
sliding wedge |
گاوه افقی یاکولاس افقی |
arrays |
تعداد عناصر آرایه که به صورت سط ر و ستون داده شده اند |
rotates |
جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی |
array |
تعداد عناصر آرایه که به صورت سط ر و ستون داده شده اند |
rotated |
جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی |
rotate |
جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی |
transformational rules |
مجموعه قوانین اعمال شده به داده که باید به صورت کد در بیایند |
routine |
برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند |
routinely |
برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند |
mercury delay line |
روش مرتب کردن داده ها به صورت پاس ها در طول جیوه |
routines |
برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند |
group |
مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند |
groups |
مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند |
graphic |
داده ذخیره شده که نشان دهنده اطلاعات گرافیکی است . |
areas |
گرافی خط ی که در آن فضای پایین خط با یک الگو یا رنگی پر شده است |
area |
گرافی خط ی که در آن فضای پایین خط با یک الگو یا رنگی پر شده است |
menus |
لیست انتخابهای موجود برای کاربر که روی خط افقی نمایش داده می شوند در بالای صفحه نمایش یا پنجره هر انتخاب منو یک منوی دیگر را باز میکند |
menu |
لیست انتخابهای موجود برای کاربر که روی خط افقی نمایش داده می شوند در بالای صفحه نمایش یا پنجره هر انتخاب منو یک منوی دیگر را باز میکند |
store |
ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد |
conceptual model |
شرح پایگاه داده ها یابرنامه به صورت دادهای وارد وموضوعات مربوط به آن |
interface |
مداری که به داده کنترل شده به صورت ورودی یا خروجی CPU باشد |
sequence |
بررسی اینکه داده ذخیره شده به صورت مناسب قرار دارد |
sequences |
بررسی اینکه داده ذخیره شده به صورت مناسب قرار دارد |
visualization |
تبدیل اعداد یا داده به صورت گرافیکی که راحت تر قابل فهم باشد |
interfaces |
مداری که به داده کنترل شده به صورت ورودی یا خروجی CPU باشد |
paging |
که آدرس به آنها اختصاص داده میشود و در صورت نیاز فراخوانی می شوند |
storing |
ذخیره داده که بعداگ در صورت نیاز مورد استفاده قرار می گیرد |
forms |
کد چهار حرف که نوع داده را به صورت فایل RIFF مشخص میکند |
file |
به صورت رکوردهای جداگانه که حاوی داده به حروف , ارقام و گرافیک است |
form |
کد چهار حرف که نوع داده را به صورت فایل RIFF مشخص میکند |
formed |
کد چهار حرف که نوع داده را به صورت فایل RIFF مشخص میکند |
filed |
به صورت رکوردهای جداگانه که حاوی داده به حروف , ارقام و گرافیک است |
ended |
کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی |
ends |
کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی |
end |
کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی |
bench mark |
علائمی که در روی انها ارتفاع محل نشان داده شده است |
speeches |
وسیلهای که داده را از کامپیوتر می گیرد و آنرا به صورت کلمه صوتی خارج میکند |
byte |
ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند |
sequence |
تعداد موضوعات یا داده هایی که به صورت لیست مرتب منط قی قرار دارد |
byte |
پتروکل ارتباطات که داده رابه صورت حروف و نه رشتههای بیتی ارسال میکند |
sequences |
تعداد موضوعات یا داده هایی که به صورت لیست مرتب منط قی قرار دارد |
bytes |
ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند |
bytes |
پتروکل ارتباطات که داده رابه صورت حروف و نه رشتههای بیتی ارسال میکند |
papering |
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده |
speech |
وسیلهای که داده را از کامپیوتر می گیرد و آنرا به صورت کلمه صوتی خارج میکند |
paper |
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده |
papered |
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده |
papers |
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده |
graph |
وسیله چاپ با قلم که داده را از کامپیوتر می گیرد و به صورت گرافیکی نمایش میدهد |
optical |
اشبعه لیزر و سایر منابع نور برای داده به صورت پاسهای نوری |
graphs |
وسیله چاپ با قلم که داده را از کامپیوتر می گیرد و به صورت گرافیکی نمایش میدهد |
interference |
محاسبه داده طبق میدانهای مغناطسی که به صورت الکتریکی تولید شده اند |
sketch pad |
ناحیه کاری حافظه که روی یک صفحه نمایش نشان داده شده است |
full |
که از همه صفحه موجود استفاده میکند. درون یک پنجره نشان داده نمیشود |