| Total search result: 204 (12 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| clear |
آنچه به سادگی فهمیده میشود |
| clearer |
آنچه به سادگی فهمیده میشود |
| clearest |
آنچه به سادگی فهمیده میشود |
| clears |
آنچه به سادگی فهمیده میشود |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| manageable |
آنچه قابل کار کردن به سادگی باشد |
| naturals |
زبانی که توسط بشر استفاده و فهمیده میشود |
| natural |
زبانی که توسط بشر استفاده و فهمیده میشود |
| universal |
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود |
| machined |
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود |
| machine |
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود |
| machines |
زبان برنامه نویسی که حاوی دستوراتی است به صورت کد دورویی که مستقیما توسط واحد پردازش مرکزی بدون ترجمه فهمیده میشود |
| desktop |
آنچه روی میز انجام میشود |
| successive |
آنچه یکی پس از دیگری فاهر میشود |
payment on account |
آنچه علی الحساب پرداخت میشود |
| visuals |
آنچه دیده میشود یا قابل دیدن است |
| visually |
آنچه دیده میشود یا قابل دیدن است |
| visual |
آنچه دیده میشود یا قابل دیدن است |
| male connector |
ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند |
| defect |
آنچه غلط است یا مانع درست کارکرد نماشین میشود |
| defects |
آنچه غلط است یا مانع درست کارکرد نماشین میشود |
| defecting |
آنچه غلط است یا مانع درست کارکرد نماشین میشود |
| defected |
آنچه غلط است یا مانع درست کارکرد نماشین میشود |
| batch |
این دستورات اجرا می شوند و آنچه کاربر در آنها تغییر میدهد نیز ضبط میشود |
| postscript |
سیستم زبان گرافیکی که به کاربر امکان مشاده آنچه روی چاپگر فاهر میشود میدهد |
| postscripts |
سیستم زبان گرافیکی که به کاربر امکان مشاده آنچه روی چاپگر فاهر میشود میدهد |
| batches |
این دستورات اجرا می شوند و آنچه کاربر در آنها تغییر میدهد نیز ضبط میشود |
| TrueType |
فناوری نوشتاری سافت Apple و ماکروسافت برای چاپ دقیق هر آنچه در صفحه نمایش داده میشود |
| ansi |
سازمان آمریکایی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری را مشخص میکند که آنچه مربوط به زبانهای سطح بالای برنامه نویس میشود هم شامل آن است |
| processor |
ارسال سیگنال ورودی به پردازنده , بررسی درخواست توجه که باعث توقف آنچه در حال اجرا است میشود و به رسانه فراخوان پاسخ میدهد |
| Tell not all you know , nor do all you can. <proverb> |
به زبان نیاور هر آنچه مى دانى,انجام نده هر آنچه مى توانى . |
| understanding |
فهمیده |
| discerning |
فهمیده |
| understandings |
فهمیده |
| knowing |
فهمیده |
| large minded |
ادم فهمیده |
| suave |
فهمیده وبا ادب |
| suavity |
فهمیده ومودب بودن |
| it purports that |
انچه از این فهمیده میشوداین که ..... |
| He seems to be a level – headed ( rational and knowledgeale ) boss . |
رئیس فهمیده ای بنظر می رسد ( می آید ) |
| Whatsoever |
هرچه [هر آنچه] [آنچه ] |
| rusticity |
سادگی |
| plainess |
سادگی |
| simplicity |
سادگی |
| sappiness |
سادگی |
| simplism |
سادگی |
| nakedness |
سادگی |
| unreserve |
سادگی |
| naturalness |
سادگی |
| bareness |
سادگی |
| artlessness |
سادگی |
| naivety |
سادگی |
| candidness |
سادگی |
| ingenuousness |
سادگی |
| gracility |
سادگی |
| naivete |
سادگی |
| bluffness |
سادگی |
| bluet |
سادگی |
| pudicity |
سادگی |
| blankness |
سادگی |
| plainness |
سادگی |
| naively |
از روی سادگی |
| tenuity |
سادگی لطافت |
| spartanism |
بی تکلفی سادگی |
| top |
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی |
| prosaicness |
پیش پا افتادگی سادگی |
| austerity |
ریاضت سادگی زیاده از حد |
| to ease to a victory |
به سادگی برنده شدن [ورزش] |
| ingenuously |
ازروی سادگی بارک گویی |
| facility |
قادر به انجام کاری به سادگی بودن |
| sectors |
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود |
| sector |
دیسکی که محلهای شروع شیار آن توسط سوراخهایی یا علامتهای فیزیکی دیگر روی دیسک نشان داده میشود و وقتی که دیسک ساخته میشود تنظیم میشود |
ergonomics |
علم و تکنولوژی ایمنی راحتی و سادگی استفاده ازماشین |
| fastest |
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند. |
| fasts |
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند. |
| fast |
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند. |
| fasted |
آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند. |
| problem |
زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان بیان مشکلات شخصی را به سادگی میدهد |
| problems |
زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان بیان مشکلات شخصی را به سادگی میدهد |
| puritan |
فرقهای از پروتستانهای انگلستان که زمان الیزابت علیه سنن مذهبی قیام نمودندوطرفدار سادگی در نیایش بودند |
| logo |
زبان برنامه نویسی سطح بالا برای مقاصد آموزشی . با دستور گرافیکی که به سادگی استفاده می شوند |
| puritans |
فرقهای از پروتستانهای انگلستان که زمان الیزابت علیه سنن مذهبی قیام نمودندوطرفدار سادگی در نیایش بودند |
| connector |
وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند |
| echoes |
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود |
| echoed |
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود |
| echoing |
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود |
| echo |
هر حرفی که به ترمینال برسد برگردانده میشود و صحت آن بررسی مجدد میشود |
| perfoliate |
درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود |
| form |
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود |
| formed |
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود |
| forms |
ابتدای فایل که ذخیره میشود و همزمان با متن چاپ میشود |
| average |
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود |
| averaged |
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود |
| averaging |
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود |
| traces |
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود |
| trace |
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود |
| averages |
متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود |
| traced |
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود |
| load |
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود |
| loads |
برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود |
| soft |
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود |
| dummy |
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود |
| dummies |
متغیری که مط ابق با اصول زبان تنظیم میشود. ولی در زمان اجرای برنامه جایگزین میشود |
| softest |
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود |
| softer |
دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود |
| town fog |
نوعی مه یخ مانند که دردرجه حرارت خیلی پایین تولید میشود و معمولا درشهرهای پر جمعیت دیده میشود |
| throughput |
نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود |
| suffix notation |
عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید |
| masters |
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود. |
| mastered |
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود. |
| second |
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود |
| seconded |
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود |
| seconding |
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود |
| seconds |
که هنوز استفاده میشود و دوباره فروخته میشود |
master |
و وقتی کامپیوتر روشن میشود بار میشود. |
| faxes |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
| fax |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
| faxing |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
| faxed |
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند |
| workgroup |
خصوصیتی که به بستههای نرم افزاری استاندارد اضافه میشود که باعث کارایی بهتر آن در گروه کاربران شبکه میشود |
| horned scully |
مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود |
| standard |
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود |
| autos |
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود |
| auto |
کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود |
| standards |
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود |
| phototransistor |
نیمه هادی حالت جامد که باجذب نور حفره هایی در ان ایجاد میشود و این جریان توسط عمل ترانزیستور تاچندین برابر تشدید میشود |
| self- |
قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان |
| transfers |
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود |
| transfer |
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود |
| config.sys |
این فایل در هنگام روشن شدن CPU یک بار خوانده میشود و سیستم عامل بار میشود |
| transferring |
زمانی که دستور انشعاب یا جهش در برنامه اجرا میشود, کنترل به نقط ه دیگر در برنامه منتقل میشود |
| asynchronous |
تابعی که جداگانه از برنامه اصلی اجرا میشود و وقتی اجرا میشود که یک موقعیتهای خاصی به وجود آمده باشند |
the long and the short of it <idiom> |
آنچه گفتنی است |
| circular |
آنچه در یک دایره می چرخد |
| biased |
آنچه اریب دارد |
| lightweight |
آنچه سنگین نیست |
| constants |
آنچه تغییر نمیکند |
| constant |
آنچه تغییر نمیکند |
| exclusive |
آنچه شامل نمیشود |
| contiguous |
آنچه اثر می گذارد |
used |
آنچه جدید نیست |
| lightweights |
آنچه سنگین نیست |
| incoming |
آنچه از خارج می آید |
| unwanted |
آنچه لازم نیست |
| circulating |
آنچه به راحتی می چرخد |
| producing |
آنچه تولید میکند |
| circulars |
آنچه در یک دایره می چرخد |
| authentic |
آنچه درست است |
| protective |
آنچه حافظت میکند |
| previous |
آنچه زودتر رخ میدهد |
| auxiliary |
آنچه کمک میکند |
| knowledge |
آنچه دانسته است |
| auxiliaries |
آنچه کمک میکند |
the above was a summary |
آنچه دربالا گفته شد |
| palmtop |
کامپیوتر شخصی که آن قدر کوچک است که در یک است جا میشود و با دست دیگر پردازش میشود |
| additions |
عمل جمعی که نتیجه در محل یکی از عملوندهای عمل جمع ذخیره میشود یعنی روی مقدار قبلی آن نوشته میشود |
addition |
عمل جمعی که نتیجه در محل یکی از عملوندهای عمل جمع ذخیره میشود یعنی روی مقدار قبلی آن نوشته میشود |
| residents |
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند |
| modes |
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود و طوری تنظیم میشود که فضا داشته باشد |
| resident |
برنامهای که از خط دستور شروع میشود , وسپس درحافظه بار میشود, آماده دریافت توسط عملی است و کنترل را به خط دستور برمی گرداند |
| mode |
حالت کامپیوتر محاورهای که در آن متن جدید وارد شده جانشین متن قبلی میشود و طوری تنظیم میشود که فضا داشته باشد |
| commoners |
آنچه اغلب اتفاق میافتد |
| common |
آنچه اغلب اتفاق میافتد |
| malfunctioning |
آنچه خوب کار نکند |
| third |
آنچه بعد از دومین می آید |
| What must be must be . <proverb> |
آنچه باید بشود خواهد شد . |
| thirds |
آنچه بعد از دومین می آید |
| extensible |
آنچه قابل گسترش است |
| exchangeable |
آنچه قابل تغییر است |
| expandable |
آنچه قابل گسترش باشد |
| distant |
آنچه در محلی قرار دارد |
| unedited |
آنچه ویرایش نشده است |
| differential |
آنچه اختلاف را نشان میدهد |
| transportable |
آنچه قابل حمل است |
| differentials |
آنچه اختلاف را نشان میدهد |
| comparable |
آنچه قابل مقایسه نیست |
| relevant |
آنچه ارتباط مهمی دارد |
| flexible |
آنچه قابل تغییر است |
| maskable |
آنچه نادیده گرفتنی است |
| residual |
آنچه در پشت سر باقی می ماند |
| continual |
آنچه به طور پیاپی رخ میدهد |
| electric |
آنچه با الکتریسیته کار میکند |
| significantly |
آنچه معنای مخصوصی دارد |
| variable |
آنچه قابل تغییر است |
| multifunction |
آنچه تابعهای متعددی دارد |
| significant |
آنچه معنای مخصوصی دارد |
| ambiguous |
آنچه دو معنای ممکن دارد |
| commonest |
آنچه اغلب اتفاق میافتد |
| variables |
آنچه قابل تغییر است |
| availability |
آنچه به آسانی بدست آید |
| durable |
آنچه به آسانی خراب نخواهد شد |
| requirements |
آنچه مورد نیاز است |
| characteristic |
آنچه مخصوص یا ویژه است |
| characteristically |
آنچه مخصوص یا ویژه است |
| selectable |
آنچه قابل انتخاب باشد |
| alterable |
آنچه قابل تغییر است |
| malfunction |
آنچه کامل کار نکند |
| relative |
آنچه با دیگری مقایسه شود |
| malfunction |
آنچه درست کار نکند |
| malfunctioned |
آنچه کامل کار نکند |
| malfunctioned |
آنچه درست کار نکند |
| convertibles |
آنچه قابل تبدیل است |
| convertible |
آنچه قابل تبدیل است |
| recognizably |
آنچه قابل تشخیص است |
immediate |
آنچه یکباره اتفاق افتد |