| Total search result: 204 (13 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| cold |
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند |
| colder |
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند |
| coldest |
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند |
| colds |
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| emulation |
رفتار یک چاپگر یا کامپیوتر که دقیقاگ مشابه دیگری باشد و به برنامههای مشابه اجازه اجرا و به دادههای مشابه اجازه پردازش می دهند |
| diagonal matrix |
ماتریسی که همه اجزای ان به جز اجزای قطر اصلی صفر باشد |
| bridges |
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد |
| bridged |
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد |
| bridge |
سخت افزار یا نرم افزاری که به اجزای یک سیستم قدیمی اجازه استفاده در سیستم جدید میدهد |
| runs |
دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد |
| run |
دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد |
| DD/D |
نرم افزاری که لیستی از نوع و حالت دادههای پایگاه داده در اختیار قرار میدهد |
| asynchronous |
مداری که به کامپیوتر اجازه میدهد که دادههای سریال را به کمک دستیابی غیر همسان دریافت و ارسال کند |
| functions |
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند |
| functioned |
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند |
function |
سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند |
bracket |
چاپ کروشه اطراف یک موضوع برای بیان اینکه نشان دهند همان کار را انجام میدهد و از بقیه متن جدا شود |
| report program generator |
زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد |
| interface |
نرم افزاری که به برنامه ها و داده یک سیستم امکان اجرا در دیگری را میدهد |
| interfaces |
نرم افزاری که به برنامه ها و داده یک سیستم امکان اجرا در دیگری را میدهد |
| flat |
برنامه پایگاه داده که به دادههای رابط های اجازه نمیدهند. و فقط اجازه ذخیره داده در یک فایل میدهد |
| flattest |
برنامه پایگاه داده که به دادههای رابط های اجازه نمیدهند. و فقط اجازه ذخیره داده در یک فایل میدهد |
| batches |
این دستورات اجرا می شوند و آنچه کاربر در آنها تغییر میدهد نیز ضبط میشود |
| batch |
این دستورات اجرا می شوند و آنچه کاربر در آنها تغییر میدهد نیز ضبط میشود |
| interactive |
ابزار توسعه یافته نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد برنامه را تحت کنترل اجرا کند |
| Apple file exchange |
برنامه نرم افزاری که روی کامپیوتر Macintosh Apple اجرا میشود و اجازه خواندن دیسک از PC را میدهد |
| trace |
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد |
| ScriptX |
ابزار نشر و امکاناتی که امکان نوشتن برنامههای کاربردی چند رسانهای میدهد که در محیطهای مختلف قابل اجرا |
| traced |
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد |
| traces |
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد |
| taskbar |
میلهای که درپایین صفحه ویندوز اجرا میشود و دکمه + Start و پیش از سایر برنامه ها پنجرههای جاری را نشان میدهد |
| decisions |
دستوربرنامه نویسی شرطی که کنترل را با به همراه داشتن آدرس دستور بعدی که در صورت شرایط ی اجرا میشود مستقیماگ انجام میدهد |
| decision |
دستوربرنامه نویسی شرطی که کنترل را با به همراه داشتن آدرس دستور بعدی که در صورت شرایط ی اجرا میشود مستقیماگ انجام میدهد |
| desqview |
نرم افزاری که برای سیستم DOS-MS امکان چند منظوره بودن را فراهم میکند و به بیش از یک برنامه اجازه اجرا همزمان میدهد |
| meter power supply |
امکان ای در ویندوز که میزان توان باتری را در laptop نشان میدهد و نیز می گوید آیا از طریق بالا اجرا میشود یا منبع اصلی الکتریسیته |
| processor |
ارسال سیگنال ورودی به پردازنده , بررسی درخواست توجه که باعث توقف آنچه در حال اجرا است میشود و به رسانه فراخوان پاسخ میدهد |
| completes |
عملی که عملوندهای لازم را بازیابی میکند از حافظه و عمل را انجام میدهد و نتیجه و عملوندها را به حافظه بر می گرداند و دستور بعدی برای اجرا را می خواند |
| completing |
عملی که عملوندهای لازم را بازیابی میکند از حافظه و عمل را انجام میدهد و نتیجه و عملوندها را به حافظه بر می گرداند و دستور بعدی برای اجرا را می خواند |
| completed |
عملی که عملوندهای لازم را بازیابی میکند از حافظه و عمل را انجام میدهد و نتیجه و عملوندها را به حافظه بر می گرداند و دستور بعدی برای اجرا را می خواند |
| complete |
عملی که عملوندهای لازم را بازیابی میکند از حافظه و عمل را انجام میدهد و نتیجه و عملوندها را به حافظه بر می گرداند و دستور بعدی برای اجرا را می خواند |
| lams |
فرار کردن گریختن فرار |
| lam |
فرار کردن گریختن فرار |
| lamming |
فرار کردن گریختن فرار |
| MIDI sequencer |
داده MIDI از درون دستگاه یکسان کننده میدهد. 2-وسیله سخت افزاری که داده MIDI ذخیره شده را ضب و اجرا میکند |
| pre |
دستورات خوانده شده و ذخیره شده در یک صف کوتاه موقت در CPU که حاوی دستورات بعدی برای پردازش است و سرعت اجرا را افزایش میدهد |
| pre- |
دستورات خوانده شده و ذخیره شده در یک صف کوتاه موقت در CPU که حاوی دستورات بعدی برای پردازش است و سرعت اجرا را افزایش میدهد |
| preemptive multitasking |
حالت چندکاره که سیستم عامل یک برنامه را برای مدت زمانی اجرا میکند و پس کنترل را به برنامه بعدی میدهد به طوری که برنامه بعدی وقت پردازنده را نخواهد گرفت |
| frequency component |
اجزای فرکانس |
| building component |
اجزای ساختمان |
desert |
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن |
| deserts |
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن |
| deserting |
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن |
| compositions |
نسبت اجزای سازنده |
| assets |
اجزای داده جدا |
| bags |
تعدادی از اجزای نا مرتب |
bag |
تعدادی از اجزای نا مرتب |
| composition |
نسبت اجزای سازنده |
| explosions |
لیست اجزای بکاررفته در یک محصول |
| explosion |
لیست اجزای بکاررفته در یک محصول |
| arrays |
محدودیت برای تعداد اجزای یک آرایه |
| entoptics |
شناسایی وفایف اجزای درونی چشم |
| array |
محدودیت برای تعداد اجزای یک آرایه |
| azimuth resolution |
اجزای سمتی هواپیما کوچکترین احادسمتی |
| azimuth micrometer |
وسیله نشان دهنده اجزای سمت هواپیما |
| work breakdown |
روش تقسیم یک عمل به اجزای مشخص و کوچک |
| to orient compound |
نسبت اجزای ترکیبی را بایکدیگر تعیین کردن |
| bridged |
تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد |
| bridges |
تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد |
| bridge |
تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد |
| consumables |
موضوعات سادهای که در اجزای هر روزه سیستم کامپیوتری لازم اند |
| fitting shop |
کارگاهی که در انجا اجزای ماشین را سوار میکنند کارگاه مونتاژ |
| logical |
حرف یا کلمهای که عمل منط قی که انجام میدهد را شرح میدهد. |
| standards |
تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش |
| standard |
تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش |
| asynchronous |
تابعی که جداگانه از برنامه اصلی اجرا میشود و وقتی اجرا میشود که یک موقعیتهای خاصی به وجود آمده باشند |
| simple |
وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی |
| simpler |
وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی |
| simplest |
وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی |
| database |
نرم افزار مدیریت پایگاه داده که روی کامپیوتر سرور شبکه اجرا میشود و در یک سیستم Client / Server استفاده میشود. کاربر با نرم افزار مشتری کار میکند که دادهای که ازنرم افزار سرور بازیابی شده است فرمت میکند و نمایش میدهد |
| databases |
نرم افزار مدیریت پایگاه داده که روی کامپیوتر سرور شبکه اجرا میشود و در یک سیستم Client / Server استفاده میشود. کاربر با نرم افزار مشتری کار میکند که دادهای که ازنرم افزار سرور بازیابی شده است فرمت میکند و نمایش میدهد |
| dma |
UPC ای که به کنترولی DMA اجازه ارسال داده روی باس در حین دورههای ساعت میدهد وقتی که دستورات داخلی یا NOP را انجام میدهد |
operation |
ثباتی که حاوی در حین اجرا حاوی که اجرا باشد |
support |
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد |
| graphics |
پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد |
| ToolTips |
برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد |
| transaction data |
دادههای تراکنشی |
| objective data |
دادههای واقعی |
| objective data |
دادههای عینی |
| t data |
دادههای ازمون |
| test data |
دادههای ازماینده |
| biographical data |
دادههای زندگینامهای |
| census data |
دادههای سرشماری |
| input data |
دادههای اولیه |
| continuous data |
دادههای پیوسته |
| quantitative data |
دادههای کمی |
| source data |
دادههای منبع |
| tidal data |
دادههای کشندی |
| raw data |
دادههای خام |
| mass data |
دادههای انبوه |
| continuous data |
دادههای متوالی |
| qualitative data |
دادههای کیفی |
| numeric data |
دادههای عددی |
| mechanized data |
دادههای ماشینی |
| data aggregate |
دادههای متراکم |
| raw data |
دادههای اولیه |
| experimental data |
دادههای ازمایشی |
| primary inputs |
دادههای اولیه |
| experimental data |
دادههای تجربی |
| master data |
دادههای اصلی |
| data |
دادههای اماری |
| test data |
دادههای ازمایشی |
| incorporating mill |
کارخانهای که اجزای باروت دران امیخته میشوند کارخانه باروت سازی |
| unilateralism |
اعتقادبهاینکهیککشورخودبایدازسلاحهایهستهایعاریشودنهاینکهمنتظرشودسایرکشورهااینکارراانجام دهند |
| internal data representation |
نمایش دادههای داخلی |
| generation data set |
مجموعه دادههای تولیدی |
| cross sectional data |
دادههای برش عرضی |
| administrative data processing |
پردازش دادههای اداری |
| contiguous data structure |
ساختار دادههای همجوار |
| input data translator |
مترجم دادههای اولیه |
| transmitted data |
دادههای مخابره شده |
| transmitted data |
دادههای ارسال شده |
| market information |
اطلاعات و دادههای بازار |
| entry |
در پایگاه دادههای یا کتابخانه |
| input data |
معلومات یا دادههای ورودی |
| computerized data base |
پایگاه دادههای کامپیوتری |
| active database |
پایگاه دادههای فعال |
board |
وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی سطح آن چاپ یا حک شده است و پس از نصب اجزای آن مدار کامل میشود |
| boarded |
وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی سطح آن چاپ یا حک شده است و پس از نصب اجزای آن مدار کامل میشود |
| relational database management |
مدیریت پایگاه دادههای رابطهای |
| action |
کل عملیاتی که در یک عمل رخ می دهند. |
| actions |
کل عملیاتی که در یک عمل رخ می دهند. |
interlace |
که هر یک خط وط مختلفی را نشان می دهند |
| rdbms |
سیستم مدیریت پایگاه دادههای رابطهای |
| gaps |
فضای بین دادههای ذخیره شده |
gap |
فضای بین دادههای ذخیره شده |
| record oriented database management |
برنامه مدیریت پایگاه دادههای رکوردی |
| high level data link control |
کنترل پیوند دادههای سطح بالا |
| flat fuiile database management program |
برنامه مدیریت پایگاه دادههای تک فایل |
| rows |
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس |
| rowed |
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس |
row |
مجموعه دادههای افقی در آرایه یا ماتریس |
| table oriented database management progr |
برنامه مدیریت پایگاه دادههای جدولی |
| hdic |
کنترل پیوندی دادههای سطح بالا |
| host |
نامی که در اینترنت به وب سایت می دهند |
| hosted |
نامی که در اینترنت به وب سایت می دهند |
| hosting |
نامی که در اینترنت به وب سایت می دهند |
| hosts |
نامی که در اینترنت به وب سایت می دهند |
| rule |
موقعیتهایی که یک تابع را شرح می دهند |
| the oil tins leak |
حلبهای نفتی نفت پس می دهند |
| chip |
قط عاتی که با هم کاری را انجام می دهند |
| alphabet |
حروفی که کلمه را تشکیل می دهند |
| alphabets |
حروفی که کلمه را تشکیل می دهند |
| chips |
قط عاتی که با هم کاری را انجام می دهند |
| supervisory |
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد |
| sub- |
تعداد دادههای مربوط به یک داده در کلاس اصلی |
| softest |
خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا |
| interrogations |
ال برای انتخاب رکوردها یا دادههای مختلف فایل |
| softer |
خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا |
| interrogation |
ال برای انتخاب رکوردها یا دادههای مختلف فایل |
| soft |
خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا |
| formats |
داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند |
format |
داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند |
| button |
کلید هایی که اعمالی انجام می دهند |
| this ticket admits one |
با این بلیط یک تن را اجازه دخول می دهند |
| buttoning |
کلید هایی که اعمالی انجام می دهند |
| matrixes |
الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند |
| psalmodic |
مانندمزامیری که برای خواندن ترتیب دهند |
| matrix |
الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند |
| buttoned |
کلید هایی که اعمالی انجام می دهند |
| circuit |
وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی فلزی دارد که روی سطح آن چاپ شده اند و پس از نصب اجزای دیگر مدار کامل میشود |
| circuits |
وسیله نصب مسط ح که شیارهای هادی فلزی دارد که روی سطح آن چاپ شده اند و پس از نصب اجزای دیگر مدار کامل میشود |
| emptied |
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد |
| queued |
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها |
| emptier |
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد |
| empties |
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد |
| emptiest |
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد |
empty |
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد |
| queues |
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها |
| queueing |
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها |
| ascii |
فایل ذخیره شده حاوی دادههای به صورت کد ASCII |
| queue |
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها |
| circuit |
و یک مدار را تشکیل می دهند بهم وصل میکند |
| assembly |
تعدادی دستورات کد اسمبلی که یک کار را تشکیل می دهند |
| circuits |
و یک مدار را تشکیل می دهند بهم وصل میکند |
| Refugees believe Germany is a land of milk and honey. |
پناهندگان فکر می کنند در آلمان حلوا می دهند. |
| slapdash |
کاری که سرسری یا از روی بی پروایی انجام دهند |
| guide bars |
خط وط مخصوص دربا کد که شروع و پایان کد را نشان می دهند |
direction |
دستوراتی که نحوه استفاده از چیزی را نشان می دهند |
| pantograph |
دستگاهی که باان مقیاس یک نقشه را تغییرمی دهند |
| defection |
فرار |
| subtile |
فرار |
| evasive |
فرار |
| bridge escape |
فرار از پل |
| to take flight |
فرار |
escape |
فرار |
| breakaway |
فرار |
| escapement |
فرار |
| escaped |
فرار |
| drives |
فرار گل زن |
| mercurial |
فرار |
| volatile |
فرار |
| transgressor |
فرار و |
| scape |
فرار |
| drive |
فرار گل زن |