English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
English Persian
put and take fishing انداختن ذخیره ماهی به اب برای امادگی ماهیگیری درفصل
Other Matches
pickup انداختن چوب و نخ بعقب برای بیرون اوردن ماهی از اب
fishermen صیاد ماهی کرجی ماهیگیری
fisherman صیاد ماهی کرجی ماهیگیری
registering ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
register ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
registers ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
swopped فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swapped فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopping فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swap فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swops فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swaps فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
roe أشپل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
roe اشبل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
hard roe اشبل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
whitebait ماهی کوچک که بهعنوان طعمهی ماهیگیری بهکار میروند
hard roe أشپل [تخم ماهی یا دیگر جانوران دریایی] [ماهیگیری]
still fishing ماهیگیری با روش ثابت نگهداشتن نخ و قلاب تا ماهی بسراغ ان بیاید
billiard point در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
backhand cast انداختن قلاب ماهیگیری ازپشت دست
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
accessibility امادگی برای پذیرایی
ingenuity امادگی برای اختراع
distensibility امادگی برای بادکردن
reagency امادگی برای واکنش یا معرفی
readiness to report امادگی برای پاسخ دادن
opposability امادگی برای روبرو گذاشتن
fluctuability امادگی برای بالاوپایین رفتن
inerrability معصومیت عدم امادگی برای خطاکردن
mission ready اعلام امادگی هواپیما برای پرواز
inseparability عدم امادگی برای جدا شدن
irresponsiveness عدم امادگی برای پاسخ دادن
ready solubility in water امادگی برای زودحل شدن دراب
impressionability امادگی برای تحت تاثیر قرارگرفتن
insuperability عدم امادگی برای از میان برداشتن
removability ناپایداری امادگی برای برداشته شدن
communicativeness امادگی برای رساندن خبر پرگویی
operating level سطح امادگی برای فعالیت سطح قابلیت برای کار
inductility عدم امادگی برای لوله شدن اقامه
impulsiveness امادگی برای کار کردن یا نیروی انی
vitrescence امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
fish out تمام کردن ذخیره ماهی یک منطقه
softer نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
soft نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
softest نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
condensability قابلیت انقباض یاتکثیف-امادگی برای منقبض شدن
civilian preparedness for war اماده کردن مردم برای جنگ امادگی غیرنظامیان
CDs DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
CD DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
ground تماس دادن چوب به زمین پشت گوی برای امادگی
fishable مناسب یا مجاز برای ماهیگیری
spring cleaning خانه تکانی درفصل بهار
spool قرقره استوانهای برای پیچیدن نخ ماهیگیری
luring وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
spools قرقره استوانهای برای پیچیدن نخ ماهیگیری
lures وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
lured وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
lure وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
steer roping کمند انداختن به گاو ونگهداشتن ناگهانی اسب برای انداختن گاو بزمین
fly dope ماده اغشته به طعمه ماهیگیری برای شناورشدن
sportfisherman قایق موتوری بزرگ برای ماهیگیری دورازساحل
surfcasting rod چوب ماهیگیری برای قلاب اندازی در موج
jump fishing ماهیگیری سیار برای کشف محل ماهیها
prodos سیستم عامل II APPLE که برای حمایت دستگاههای ذخیره انبوه و دستگاههای ذخیره فلاپی دیسک طراحی شده است
half evergreen دارای برگهای نیمه سبز درفصل زمستان
recalled برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
recalls برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
recall برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
dipsey sinker نوعی وزنه برای فرو بردن قلاب ماهیگیری
bail فلزی بشکل لا وصل به قرقره ماهیگیری برای پیچیدن نخ
precision استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت
multiple استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت ممکن
write حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
writes حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
z buffer محل از حافظه برای ذخیره اطلاعات بردار Z برای شی گرافیکی نمایش داده شده روی صفحه
snap swivel حلقه گردان با گیره فلزی برای وصل کردن طعمه ماهیگیری به ان
backing کمان نوارپیچی شده برای ازدیادمقاومت نخ دخیره دور قرقره ماهیگیری
drive چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
contractibility قابلیت انقباض- امادگی برای جمع شدن یاکوچک شدن
record کلیدی در دستگاه ضبط کننده برای بیان امادگی ضبط سیگنال ها روی رسانه
cultivation جلب محبت برای استفاده درکسب اطلاعات دانه پاشیدن تماس برای جلب و به دام انداختن افراد
game fish ماهی مجاز برای صیادی
kiddle بند توردار برای ماهی گیری
purse seine تور کیسهای برای ماهی گیری
gigs نیزه چنگالی برای گرفتن ماهی
gig نیزه چنگالی برای گرفتن ماهی
bass bug حشره برای گرفتن ماهی خاردار
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
profiles امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profile امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiling امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiled امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
horn socket [وسیله ای که از آن برای صید ماهی استفاده می شود]
tag جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
eye-form [شکل کیسه ماهی برای عبور نازک نور]
tags جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
grilse ماهی ازادکوچک که برای نخستین بارازدریابرودخانه امده باشد
key استفاده از بافر بین صفحه کلید و کامپیوتر برای تامین ذخیره سازی کلیدها برای ماشین نویس های سریع که چندین کلید را به سرعت انتخاب می کنند
jacklight ماهیگیری غیرمجاز در شب بکمک نورافکن نورافکن برای شکار غیر مجاز در شب
readiness condition وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
putted ضربه برای انداختن به سوراخ
putts ضربه برای انداختن به سوراخ
putt ضربه برای انداختن به سوراخ
flying status وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
keeper ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
keepers ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
sealsking نوار پوست سگ ماهی زیرچوب اسکی تورینگ برای جلوگیری از سر خوردن بعقب
to cause trouble for oneself برای خود دردسر راه انداختن
holeable گوی اسان برای به سوراخ انداختن
get hold of (someone) <idiom> (برای صحبت)به گیر انداختن شخص
raise the wind پول برای مقصودی راه انداختن
extends فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
storage دیسک برای ذخیره داده
offense توپ اندازی وتلاش برای انداختن میله
reserved for unexpired risks ذخیره برای خطرات مرتفع نشده
lay up <idiom> ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
storage بخشی از حافظه برای ذخیره اطلاعات
capacities فضای فراهم برای ذخیره سازی
capacity فضای فراهم برای ذخیره سازی
ccd محفظه هایی برای ذخیره داده
contingency retention stock اقلام ذخیره برای عملیات احتمالی
drops گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
pocket کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
pockets کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
drop ball انداختن توپ بین دو بازیگر برای شرع مجدد
floppy حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
task ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
tasks ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
register تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود
register محل ذخیره سازی برای داده کنترل
registering تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود
call-ups تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
call-up تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
registering محل ذخیره سازی برای داده کنترل
storage فضای لازم برای ذخیره سازی داده
reads ترتیب رویدادها برای ذخیره و بازیابی داده
floppies حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
plants ذخیره نتیجه در حافظه برای استفاده بعدا
integer دو کلمه کامپیوتری برای ذخیره عدد صحیح
read ترتیب رویدادها برای ذخیره و بازیابی داده
plant ذخیره نتیجه در حافظه برای استفاده بعدا
integers دو کلمه کامپیوتری برای ذخیره عدد صحیح
contingency support stocks اقلام ذخیره برای پشتیبانی عملیات احتمالی
call up تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
floppy discs حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
R/W cycle ترتیب رویدادها برای بازیابی و ذخیره داده
store واحدی در سیستم کامپیوتری برای ذخیره اطلاعات
storing واحدی در سیستم کامپیوتری برای ذخیره اطلاعات
storage ذخیره داده برای مدت زمان طولانی
floppy disk حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
archive ذخیره سازی داده برای مدت طولانی
registers محل ذخیره سازی برای داده کنترل
The squirrels are storing up nuts for the winter. سنجاب ها فندقی برای زمستان ذخیره می کنند .
registers تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود
floppy disks حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
asynchronous computer نوعی از کامپیوتر که در ان هر عمل در نتیجه سیگنالی که از تکمیل عمل قبلی حاصل میشود و یا در اثر اعلام امادگی وسیله لازم برای عمل بعدی اغاز میشود کامپیوترناهمگام
density دیسک مغناطیسی استاندارد برای ذخیره سازی داده
capacitance توانایی یک عنصر برای ذخیره سازی بار الکتریکی
densities دیسک مغناطیسی استاندارد برای ذخیره سازی داده
name نام شناسایی برای فایل برنامه ذخیره شده
media هر ماده فیزیکی که برای ذخیره داده به کار می رود
names نام شناسایی برای فایل برنامه ذخیره شده
overhead کد اضافی که برای سازماندهی برنامه باید ذخیره شود
microprogram وسیله ذخیره سازی برای نگهداری ریز کامپیوتر
scratches فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
cassette نوارمخصوص با فرفیت بالا برای ذخیره سازی داده
dissave ذخیره خود را برای کارهای جاری خرج کردن
floats ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
scratched فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
normal قالب استاندارد برای فضای ذخیره سازی داده
floated ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
recalls بر گرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی
float ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
scratch فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
IFF استاندارد برای فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-CD
recalled بر گرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی
recall بر گرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی
cassettes نوارمخصوص با فرفیت بالا برای ذخیره سازی داده
scratching فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
pomfret یکجور ماهی خوراکی دراقیانوس هندو اقیانوس ارام ماهی سیم دریایی
fosdic وسیله ذخیره سازی برای داده کامپیوتری با استفاده از میکروفیلم
buckets فضای ذخیره سازی حاوی داده برای یک برنامه کاربردی
media مواد مغناطیسی برای ذخیره سیگنالها مثل دیسک و نوار و.
tag image file format قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
post offices محل ذخیره اصلی پیام ها برای کاربران شبکه محلی
circular صف کامپیوتری که از دو علامت برای ابتداوانتهای خط ذخیره عناصر استفاده میکند
registers فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
registering فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
register فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
leading zero رقم صفر برای نمایش شروع عدد ذخیره شده
circulars صف کامپیوتری که از دو علامت برای ابتداوانتهای خط ذخیره عناصر استفاده میکند
diskless workstation ایستگاه کاری که درایو دیسکی برای ذخیره داده ندارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com