Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
tourist trap
<idiom>
جایی که جذب توریست میکند
Other Matches
breeding grounds
جایی که در آن حیوان ویژهای تولید مثل میکند
breeding ground
جایی که در آن حیوان ویژهای تولید مثل میکند
funny bone
<idiom>
جایی پشت آرنج که موقع ضربه سوزش وخارش میکند
no-show
<idiom>
شخصی که جایی را رزرو میکندولی نه آن را کنسل ونه آن را استفاده میکند
visitator
سیاح توریست
mail server
کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
dump
نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
repeater
وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
wherever
جایی که
n tuple
N جایی
charnel house
جایی که
minx
زن هر جایی
someplace
جایی
inopportunity
بی جایی
someplace
یک جایی
inopportuneness
بی جایی
pages
چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
paged
چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
page
چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
fault
برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
faulted
برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
critical error
خطایی که پردازش کامپیوتر را با شکل مواجه میکند یا متوقف میکند
destructive cursor
نشانه گری که متنی را که روی آن حرکت میکند پاک میکند
scsi
بیت ارسال داده را پشتیبانی میکند و وسایل را کنترل میکند
edited
کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
controllers
را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
controller
را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
faults
برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
edit
کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
Intel
بسیتی استفاده میکند تا چند گیگا بایت از RAM را آدرس دهی میکند
slaving
بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slaves
بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slaved
بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
Intel
بیتی استفاده میکند و تا چند مگا بایت از RAM را آدرس دهی میکند
key
کلید خاص یا ترکیب کلیدها که فرآیندی را آغاز میکند یا برنامه ای را فعال میکند
million instructions per second
اندازه سرعت پردازنده که تعداد دستوراتی که در ثانیه اجرا میکند را مشخص میکند
slave
بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
postbyte
بایت داده که کد اصلی ای را بیان میکند که ثابت مورد استفاده را معرفی میکند
transposition
جابه جایی
from the outside
از خارج
[از جایی]
banal
همه جایی
commonplace
همه جایی
translocation
جابه جایی
gas log
جایی که گازمیسوزد
displacement
جابه جایی
shifts
جابه جایی
scratch where it itches
هر جایی را که میخاردبخارانید
shifted
جابه جایی
shift
جابه جایی
immutability
پا بر جایی ثبات
opened
برنامه کاربردی فایل روی دیسک را باز میکند و برای اجرا آماده میکند
sampler
مدارالکترونیکی که الگوهای سیگنال را نگهداری میکند وآنها را برای آنالیزهای بعدی ذخیره میکند
opens
برنامه کاربردی فایل روی دیسک را باز میکند و برای اجرا آماده میکند
hardest
یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
harder
یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
optimize
کامپایلری که کد ماشین را که تولید میکند آنالیز میکند و سرعت و کارایی آنرا افزایش میدهد
hard
یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
samplers
مدارالکترونیکی که الگوهای سیگنال را نگهداری میکند وآنها را برای آنالیزهای بعدی ذخیره میکند
logic
مدار الکترونیکی یک عملوند منط قی اعمال میکند به سیگنال ورودی و خروجی تولید میکند
plotters
چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
dat
درایو مکانیکی که داده را روی نواز DAT ضبط میکند و ازنوار بازیابی میکند
plotter
چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
uart
از ترمینال به حالت موازی استفاده میکند و سپس آنرا روی شبکه ارسال میکند
open
برنامه کاربردی فایل روی دیسک را باز میکند و برای اجرا آماده میکند
terminate and stay resident program
برنامهای که در حافظه اصلی خود را بار میکند و در صورت دریافت آنرا اجرا میکند
TCP
مین میکند. این پروتکل داده ها را به صورت بسته در می آورد و خطای آنها را بررسی میکند
EMM
امکانی که حافظه جانبی رادر IBM PC مدیریت میکند و آن را برای برنامه آماده استفاده میکند
broadband
روش ارسال که چندین کانال داده را به سیگنا تبدیل میکند و آن را در یک مسافت طولانی حمل میکند
DIF file
استاندارد de fouto که روشی که صفحه گسترده فرمولها و داده هایش را در فایل ذخیره میکند بیان میکند
somewheres
یک جایی دریک محلی
rettery
جایی که بذرک را می خیسانند
make a beeline for something
<idiom>
با عجله به جایی رفتن
displacement of affect
جابه جایی عاطفه
stand clear
جایی را ترک کردن
lie in wait
<idiom>
جایی قیم شدن
attender
شخص حاضر در جایی
drop by
<idiom>
بازدید از کسی با جایی
transposition of affect
جابه جایی عاطفه
come back
<idiom>
برگشتن به جایی که حالاهستی
drive displacement
جابه جایی سائق
locomotor behavior
رفتار جابه جایی
Somewhere in the darkness
جایی در میانی تاریکی
I have no place (nowhere) to go.
جایی ندارم بروم
p.of the ways
جایی که بایدیکی ازچندچیزرابرگزید
to hunker down in a place
در جایی پناه بردن
to stay overnight
مدت شب را
[جایی]
گذراندن
somewhere
یک جایی دریک محلی
locomotion
جابه جایی حرکتی
to install oneself in a place
در جایی برقرار شدن
to induct into a seat
در جایی برقرار کردن
to go about
ازجایی به جایی رفتن
synaesthesia
جابه جایی حسی
synesthesia
جابه جایی حسی
come from
<idiom>
بومی جایی بودن
crashing
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crash
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashed
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashingly
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashes
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
berth
جایی که قایق به لنگربسته میشود
boarding house
جایی که در آن اطاق و غذا میدهند
i took up where he left
از جایی که او ول کرد من ادامه دادم
lomomote
از جایی بجایی حرکت کردن
break fresh ground
<idiom>
از راهی تازه به جایی رسیدن
boarding houses
جایی که در آن اطاق و غذا میدهند
on good turn deserves another
کاسه جایی رودکه بازاردقدح
to the best of ones ability
تا جایی که کسی توان آن را دارد
out of one's element
<idiom>
جایی که به شخص تعلق ندارد
berths
جایی که قایق به لنگربسته میشود
get out from under
<idiom>
از جایی که شخص دوست نداردفرارکند
parting of the ways
جایی که باید یکی از چندچیزرابرگزید
berthing
جایی که قایق به لنگربسته میشود
i am at my wit's end
دیگر عقلم به جایی نمیرسد
to tow a vehicle
[to a place]
یدکی کشیدن خودرویی
[به جایی]
to admit sombody
[into a place]
راه دادن کسی
[به جایی]
berthed
جایی که قایق به لنگربسته میشود
to stay away from something
دور ماندن از چیزی یا جایی
strict enclosure
انزوای سخت
[در آن حالت یا جایی]
to stay away from something
اجتناب کردن از چیزی یا جایی
rotation about ...
دوران دور ...
[محوری یا جایی]
carriage
بخش مکانیکی ماشین تایپ یا چاپگر که کاغذی که باید چاپ شود را به درستی حرکت میکند و محلش را تنظیم میکند
systems network architecture
روشهای طراحی IBM که نحوه ارتباطات در شبکه را بیان میکند و امکان ارتباط سخت افزارهای مختلف را فراهم میکند
Web crawler
نرم افزاری که درهر صفحه وب جدید در اینترنت حرکت میکند و یک اندیس پایه روی محتوای هرصفحه ایجاد میکند
carriages
بخش مکانیکی ماشین تایپ یا چاپگر که کاغذی که باید چاپ شود را به درستی حرکت میکند و محلش را تنظیم میکند
original equipment manufacturer
شرکتی که قط عاتی ایجاد میکند با استفاده از قط عات ابتدایی سایر تولیدکنندگان و محصول را برای برنامه خاصی طراحی میکند
regenerator
وسیلهای که در ارتباطات استفاده میشود و سیگنال دریافتی را مرتب میکند و ارسال میکند. و برای گشترش محدوده شبکه به کار می روند
neural network
سیستمی که برنامه هوش مصنوعی را اجرا میکند و نحوه کار مغز و یادگیری و به خاطر سپردن آنرا شبیه سازی میکند
to turn back
برگشتن
[به جایی که از آنجا آمده اند]
to head back
برگشتن
[از جایی که دراصل آمده اند]
to languish
پژولیدن
[به خاطر جایی یا وضعیتی ناخوشایند]
where no human foot can tread
جایی که پای ادمیزاد بدان نمیرسد.
there is time and place for everything
<proverb>
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
to bar somebody from entering the place
مانع کسی وارد جایی شدن
exchanging
جابه جایی داده بین دو محل
to skive off early
[British English]
با عجله و پنهانی
[جایی را]
ترک کردن
Mind your head!
مواظب سرت باش!
[که به جایی نخورد]
to decamp
با عجله و پنهانی
[جایی را]
ترک کردن
bone-house
[جایی برای نگهداری استخوان مردگان]
to send home
به خانه
[از جایی که آمده اند]
برگرداندن
to keep the ball moving
توپ را به جایی غلت دادن
[فوتبال]
exchanges
جابه جایی داده بین دو محل
stamping grounds
<idiom>
پاتق ،جایی که شخص بیشتراوقاتش را آنجاست
plate rack
جایی که بشقاب هامی گذارندخشک شود
to turn around
برگشتن
[به جایی که از آنجا آمده اند]
to let the ball do the work
توپ را به جایی غلت دادن
[فوتبال]
exchange
جابه جایی داده بین دو محل
exchanged
جابه جایی داده بین دو محل
grids
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
grid
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
Ultimedia
موضوعی در چند رسانهای در IBM که صوت و تصویر و ویدیو و متن را ترکیب میکند و سخت افزار لازم برای اجرا را مشخص میکند
complex
طراحی CPU که در آن مجموعه دستورات حاوی چنیدن دستور طولانی و پیچیده است که برنامه نویسی را ساده تر میکند ولی سرعت را کم میکند
complexes
طراحی CPU که در آن مجموعه دستورات حاوی چنیدن دستور طولانی و پیچیده است که برنامه نویسی را ساده تر میکند ولی سرعت را کم میکند
PCI
مشخصات ساخت Intel که یک نوع باس محلی سریعی را معرفی میکند که ارسال داده سریع بین پردازنده کارتهای گسترده PC فراهم میکند
ethernet
شبکه توپولوژی ستاره که از کابل جفت سیم پیچیده شده استفاده میکند و داده را تا مگابایت ارسال میکند. معمولاگ Baset نامیده میشود
carrying
حرکت دادن چیزی از جایی به جای دیگر
bone dry
جایی که نوشیدن مواد الکلی در آن قدغن است
to ride on the bus
سوار اتوبوس شدن
[برای رفتن به جایی]
to languish
هرز رفتن
[به خاطر جایی یا وضعیتی ناخوشایند]
to a in
باجرات وبابیم مخاطره به جایی داخل شدن
an accessible place
جایی که راه یافتن بدان ممکن است
to languish
فاسد شدن
[به خاطر جایی یا وضعیتی ناخوشایند]
carries
حرکت دادن چیزی از جایی به جای دیگر
varicosity
جایی که چند سیاهرگ گشاد شده باشند
to languish
ضایع شدن
[به خاطر جایی یا وضعیتی ناخوشایند]
carry
حرکت دادن چیزی از جایی به جای دیگر
carried
حرکت دادن چیزی از جایی به جای دیگر
pentarch
یکی از پنج تن مردمی که در جایی حکومت کنند
to retire from
[to]
a place
از
[به]
جایی کناره گیری کردن
[یا منزوی شدن]
tie down
<idiom>
منع کردنکسی درانجام کاری یارفتن به جایی
One good turn deserves another .
کاسه جایی رود که باز آید قدح
souvenir
یادگاری
[وقتی که کسی از جایی با خود می آورد]
rug delivery
[جابه جایی و حمل فرش به محل خرید یا فروش]
to take the a
بلندی چیزیرا اندازه گرفتن ارتفاع جایی راپیمودن
cat burglar
دزدی که با زور و غیر قانونی وارد جایی میشود
The library is the obvious place for the after-dinner hours.
کتابخانه جایی بدیهی برای ساعت پس از شام است.
hang up
<idiom>
جایی دردریافتی تلفن که باعث قطع تماس میشود
intruder
دزدی که با زور و غیر قانونی وارد جایی میشود
housebreaker
دزدی که با زور و غیر قانونی وارد جایی میشود
picklock
دزدی که با زور و غیر قانونی وارد جایی میشود
burglar
دزدی که با زور و غیر قانونی وارد جایی میشود
input
وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
LRU
الگوریتمی که صفحه حافظه که آخرین بار پیش از همه دستیابی شده است را پیدا میکند و پاک میکند تا فضای برای صفحات دیگر باز کند
inputted
وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
dac
مداری که یک مقدار آنالوگی که مط ابق با عدد ورودی است خارج میکند و ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل میکند
d/a converter
مداری که یک مقدار آنالوگی که مط ابق با عدد ورودی است خارج میکند و ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل میکند
de bounce
مدار الکترونیکی که ازانتخاب بیش ازیک کلید که بیش از یک سیگنال ایجاد میکند جلوگیری میکند
loader
تابع کوتاهی که بخش اول برنامه را باز میکند و از آن به بعد خود پردازنده ها را باز میکند
altar-stair
[بالاترین محل جایی که میز عشای ربانی در آن قرار دارد.]
dump
جابه جایی داده از یک وسیله یافضای ذخیره سازی به چاپگر
flag station
جایی که قطاربادیدن پرچم ویژه نگاه میدارندوایستگاه دائمی نیست
altar-steps
[بالاترین محل جایی که میز عشای ربانی در آن قرار دارد.]
scanners
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanner
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
shutdowns
دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
shutdown
دستوری که ویندوز را خاموش میکند و در صورتی که PC سازگار داشته باشد , کامپیوتر را هم خاموش میکند
action
حرف یکتایی که در رابط ه با یک منوی خاص برای افزایش سرعت عمل میکند و وقتی که کاربر این حرف را انتخاب میکند
actions
حرف یکتایی که در رابط ه با یک منوی خاص برای افزایش سرعت عمل میکند و وقتی که کاربر این حرف را انتخاب میکند
oem
شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
symbolic
آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
strippers
کسیکه چیزی راباریکه باریکه جدا میکند کسیکه رقص برهنه میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com