Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
bias error
خطایی با علامت و بزرگی ثابت
Other Matches
bell gear
چرخدنده ثابت بزرگی درسیستم کاهش دور سیارهای
static employment
کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
symbol
اختصار علامت اختصاری علامت تجسمی
fixed capital
سپرده ثابت اموال ثابت یکان
static test
ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
symbol
علامت ترسیمی علامت فرمولی
standing orders
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing order
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
character
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
characters
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
inerrancy
بی خطایی
angelica
سنبل خطایی
bloodstone
یشم خطایی
sporadic fault
خطایی که تصادفاگ رخ دهد
to be up to no good
کار بدی
[خطایی]
کردن
inherited error
خطایی در فرآیند یا عمل قبلی
to make r. for a wrong
بی عدالتی یا خطایی را جبران کردن
I haven't done anything wrong.
من هیچ خطایی
[جرمی]
نکردم.
narrow escape
<idiom>
بدون هیچ خطایی فرارکردن
sampled
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sample
مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
bingo
علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
corrective maintenance
یافتن و تصحیح خطایی که رخ داده است
to take the fall
[American English]
مسئولیت چیزی
[کاری یا خطایی]
را پذیرفتن
to take the fall for somebody
مسئولیت خطایی را بجای کسی پذیرفتن
sizes
بزرگی
bulkiness
بزرگی
hauteur
بزرگی
greatness
بزرگی
voluminesity
بزرگی
magnitude
بزرگی
voluminosity
بزرگی
dignity
بزرگی
size
بزرگی
largeness
بزرگی
enlargement
بزرگی
supercilicusness
بزرگی
enlargements
بزرگی
grandeur
بزرگی
gentility
بزرگی
augustness
بزرگی
massiveness
بزرگی
magneficence
بزرگی
magnifcation
بزرگی
bigness
بزرگی
gloriousness
بزرگی
grandness
بزرگی
hugeness
بزرگی
masterdom
بزرگی
frailty
نحیفی خطایی که ناشی ازضعف اخلاقی باشد
frailties
نحیفی خطایی که ناشی ازضعف اخلاقی باشد
What has he done wrong?
[مگر]
او
[مرد]
چه خطایی
[جرمی]
کرده است؟
permanent
خطایی در سیستم که قابل رفع کردن نیست
so large
باین بزرگی
eminence
برامدگی بزرگی
magnanimity
بزرگی طبع
Lordships
سیادت بزرگی
megacephaly
بزرگی بیش از حد سر
order of magnitude
مرتبه بزرگی
man and boy
چه در کودکی چه در بزرگی
eminency
برامدگی بزرگی
Lordship
سیادت بزرگی
headships
بزرگی برتری
headship
بزرگی برتری
vastity
عظمت بزرگی
amplitude
دامنه بزرگی
to a greatness
به بزرگی رسیدن
she was nipped in the bud
به بزرگی نرسید
immenseness
بزرگی عظمت
to a greatness
بزرگی یافتن
immeasurableness
بزرگی بی اندازه
vastness
عظمت بزرگی
formidability
استحکام بزرگی
he did me a great wrong
خطای بزرگی .....
aggrandizement
افزایش بزرگی
sample size
بزرگی نمونه
vastitude
عظمت بزرگی
false
اخطار خطا وقتی که هیچ خطایی رخ نداده باشد
fatal error
خطایی در برنامه یا وسیله که باعث آسیب سیستم میشود
check
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
checks
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
bugs
خطایی در برنامه کامپیوتری که اجرا را با مشکل همراه میکند
bugging
خطایی در برنامه کامپیوتری که اجرا را با مشکل همراه میکند
checked
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
solid
خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
bug
خطایی در برنامه کامپیوتری که اجرا را با مشکل همراه میکند
solids
خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
bulk
حجم بزرگی از چیزی
breadth of mind
بزرگی یا وسعت فکر
that is no great work
کار بزرگی نیست
the meridian of glory
اوج بزرگی یا جلال
monstrousness
شگفت انگیزی بزرگی
pyralidid
خانواده بزرگی ازپروانه ها
too big for one's breeches/boots
<idiom>
احساس بزرگی کردن
to be toast
[American E]
<idiom>
در دردسر بزرگی بودن
great dangers overhang us
خطرهای بزرگی ماراتهدیدمیکند
come a long way
<idiom>
برنامه بزرگی ریختن
he is a great person
شخص بزرگی است
he is a great help
او کمک بزرگی است
standing
ثابت دستورالعمل ثابت
propagated
خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد
faults
توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
propagating
خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد
checking
نرم افزاری که در برنامه یا نوشتار داده یا کد آن خطایی را پیدا میکند
fault
توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
propagate
خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد
propagates
خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد
faulted
توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
great dangers overhang us
خطرهای بزرگی متوجه ما است
piece deresistance
مثلا تیکه بزرگی از گوشت
great dangers impend over us
خطرهای بزرگی متوجه ما هستند
Majesty
بزرگی عظمت وشان واقتدار
he did me a great wrong
بیعدالتی بزرگی نسبت به من کرد
(when the) chips are down
<idiom>
بامشکل بزرگی مواجه شدن
steatopygia
بزرگی وفربهی کفل زنان
decks
مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
Majesties
بزرگی عظمت وشان واقتدار
deck
مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
great dangers impend over us
خطرهای بزرگی مارا تهدیدمیکند
decked
مجموعه بزرگی از کارت پانچ ها
faults
سیستم یا وسیلهای قادر به کارکردن است حتی اگر خطایی رخ دهد
fault
سیستم یا وسیلهای قادر به کارکردن است حتی اگر خطایی رخ دهد
dead
دستوربرنامه کار یا خطایی که باعث توقف برنامه بدون بهبود میشود
circulars
موقعیت خطایی که وقتی رخ میدهد که دو تا ولی در دوخانه به یکدیگر مراجعه کنند
faulted
سیستم یا وسیلهای قادر به کارکردن است حتی اگر خطایی رخ دهد
circular
موقعیت خطایی که وقتی رخ میدهد که دو تا ولی در دوخانه به یکدیگر مراجعه کنند
loving cup
پیاله بزرگی که در مهمانی ها بدست میدهند
to roll a huge snowball
گلوله بزرگی از برف درست کردن
A big rock rolled down the mountain.
سنگ بزرگی از کوه بپایین غلتید
nothing great is easy
هیچ کاری بزرگی اسان نیست
steadiest
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies
مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
safe mode
حالت عملیات خاص در ویندوز که به صورت خودکارانتخاب میشودوقتی که در شروع خطایی رخ دهد
detect
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detecting
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
halts
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
detects
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
halted
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halt
دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
detected
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
mastiffs
سگ بزرگی که گوش ها ولبهایش اویخته است بولدوگ
multivolume file
فایل بسیار بزرگی که نیازمندبیش از یک بسته دیسک
the propylaea
نام در بزرگی که از ان واردACROPOLLS دژنامی اتن میشدند
treadmill
چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
treadmills
چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند
breaker
موج بزرگی که بساحل خورده ودرهم می شکند
broadsheets
کاغذ بزرگی که یک روی ان چاپ شده باشد
anagogy
بزرگی معنوی ارتقاء فکر بعالم علوی
anagoge
بزرگی معنوی ارتقاء فکر بعالم علوی
Police are out in force.
نیروی پلیس با قدرت بزرگی ظاهر است.
mastiff
سگ بزرگی که گوش ها ولبهایش اویخته است بولدوگ
breakers
موج بزرگی که بساحل خورده ودرهم می شکند
rocking stone
سنگ بزرگی که باندک زوری میتوان انراغلتانید
miller thumb
یکجور ماهی قنات که کله بزرگی دارد
broadsheet
کاغذ بزرگی که یک روی ان چاپ شده باشد
emphysema
اتساع و بزرگی عضوی در اثر گاز یا هوا باد
internally blown flap
فلپ بزرگی که جریان اصلی گازها به ان برخورد میکند
aquarium
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquariums
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquaria
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
maintenance
بررسی کننده برنامه که اشکال فرعی یا خطایی که به بخشهای اصلی آسیب نمیزند را صحیح میکند
jitter
خطایی که در آن حرکت سرعت بالا پایین نشانگر روی صفحه وجدو دارد و در یک ارسال فیش
reads
خطایی که در هنگام عمل خواندن رخ میدهد چون داده ذخیره شده آسیب دیده است
read
خطایی که در هنگام عمل خواندن رخ میدهد چون داده ذخیره شده آسیب دیده است
estuary
دهانه رودخانه بزرگی که شتکیل خلیج کوچکی دهد مدخل
multiplan
یک صفحه گسترده الکترونیکی که شبکه بزرگی برای ورودی ها میدهد
estuaries
دهانه رودخانه بزرگی که شتکیل خلیج کوچکی دهد مدخل
bigben
ساعت بزرگی که بر برج پارلمان لندن نصب شده است
yule log
کنده بزرگی که شب میلادبمناسبت اغاز مراسم عید دربخاری منزل گذارند
to kiss hands
دست پادشاه بزرگی راهنگام رفتن به ماموریت بعنوان بدرود بوسیدن
I am a great believer in using natural things for cleaning.
من هوادار بزرگی در استفاده از چیزهای طبیعی برای تمیز کردن هستم.
band shell
جایگاه دستهء موزیک که عقب ان بشکل صدف مقعر بزرگی است
framing error
خطایی که در اثر عدم موفقیت و خرابی دستگاه پذیرش دربازشناسی صحت بیتهایی که تشکیل یک کاراکتر را میدهندپیش می اید
glitches
یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
glitch
یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
bulk
رسانهای که قادر به ذخیره سازی حجم بزرگی از داده با اندازه ها و حالتهای مختلف است
diagnosing
ثیرات خطا روی سخت افزار یا خطایی درنرم افزار
critical error
خطایی که پردازش کامپیوتر را با شکل مواجه میکند یا متوقف میکند
diagnose
ثیرات خطا روی سخت افزار یا خطایی درنرم افزار
diagnosed
ثیرات خطا روی سخت افزار یا خطایی درنرم افزار
dropped
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
dropping
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
drops
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
drop
دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
We consider it a great honor to have you here with us tonight.
این برای ما افتخار بزرگی حساب میشود که امشب شما را اینجا همراه با ما داشته باشیم.
intermittent error
خطایی که تصادفا در سیستم ارتباطی یا کامپیوتر رخ میدهد به علت خطای برنامه برنامه یا اختلال
fix
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fixes
ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
bad sector
شیاری که اشتباه فرمت شده است یا خطایی دارد و غیر قابل تصحیح یا نوشتن یا خواندن است
afro
نوعی مدل مو در میان آفریقایی آمریکایی های دهه هفتاد میلادی که مو در آن به شکل دایره بزرگی اصلاح می شود.
backlogs
کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
backlog
کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
number cruncher
یک برنامه یا کامپیوتر که برای انجام مقادیر بزرگی ازمحاسبه و سایر دستکاریهای عددی طراحی شده است محاسبه
checked
حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
checks
حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
check
حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
batches
ارسال سریع حجم بزرگی از داده بدون نیاز به تصدیق گیرنده برای هر داده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com