English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
English Persian
fault سیستم یا وسیلهای قادر به کارکردن است حتی اگر خطایی رخ دهد
faulted سیستم یا وسیلهای قادر به کارکردن است حتی اگر خطایی رخ دهد
faults سیستم یا وسیلهای قادر به کارکردن است حتی اگر خطایی رخ دهد
Other Matches
faulted توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
fault توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
faults توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
error خطای اپراتور خطای سخت افزار یا نرم افزاری . خطایی در برنامه که باعث جلوگیری از کارکردن درست برنامه یا سیستم میشود
errors خطای اپراتور خطای سخت افزار یا نرم افزاری . خطایی در برنامه که باعث جلوگیری از کارکردن درست برنامه یا سیستم میشود
peripheral که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
teleprinters وسیلهای که قادر به ارسال و دریافت داده از نقط ه دور توسط مدارهای تلگراف و چاپ پیام روی چاپگر است
teleprinter وسیلهای که قادر به ارسال و دریافت داده از نقط ه دور توسط مدارهای تلگراف و چاپ پیام روی چاپگر است
permanent خطایی در سیستم که قابل رفع کردن نیست
fatal error خطایی در برنامه یا وسیله که باعث آسیب سیستم میشود
batch processing سیستم کامپیوتری که قادر به پردازش گروهی از کارهاست
verification بررسی صحت کارکردن یک سیستم و مناسب بودن آن برای کارهای موردنظر
degradation اجازه داده به برخی قسمتهای سیستم به کارکردن پس از از بین رفتن یک قسمت
interactive سیستم نمایش که قادر به عکس العمل نشان دادن به ورودی مختلف کاربر است
memory فضای ذخیره سازی در سیستم کامپیوتری یا رسانه که قادر به بازیابی داده یا دستورات است
memories فضای ذخیره سازی در سیستم کامپیوتری یا رسانه که قادر به بازیابی داده یا دستورات است
simulators وسیلهای که سیستم دیگر را شبیه سازی میکند
simulator وسیلهای که سیستم دیگر را شبیه سازی میکند
intermittent error خطایی که تصادفا در سیستم ارتباطی یا کامپیوتر رخ میدهد به علت خطای برنامه برنامه یا اختلال
clocks وسیلهای که سرعت ساعت اصل سیستم را دو برابر میکند
clock وسیلهای که سرعت ساعت اصل سیستم را دو برابر میکند
to work with a will بامیل کارکردن با شوق وذوق کارکردن
read سیستم اطمینان از اینکه داده به درستی دریافت شده است و داده ارسالی برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد
reads سیستم اطمینان از اینکه داده به درستی دریافت شده است و داده ارسالی برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد
upward compatible اصلاحی به این معنی که یک سیستم کامپیوتری یا غستگاه جانبی قادر است هر کاری راکه مدل قبلی انجام می داده انجام داده و علاوه بر ان عملکردهای بیشتری هم داشته باشد سازگاری رو به پیشرفت
installable device driver درایور وسیلهای که در حافظه بار شده است و مقیم است و با تابع مشابه به درون سیستم عامل جایگزین میشود
crash conversion تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
simple network management protocol سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
conversions وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversion وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
terminals وسیلهای که معمولاگ از صفحه نمایش و صفحه کلید تشکیل شده است که امکان ورود و نمایش اطلاعات به صورت line-Dnبا سیستم کامپیوتر اصلی میدهد.
terminal وسیلهای که معمولاگ از صفحه نمایش و صفحه کلید تشکیل شده است که امکان ورود و نمایش اطلاعات به صورت line-Dnبا سیستم کامپیوتر اصلی میدهد.
market socialism سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
run اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
runs اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
blessed folder در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
sysgen فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
integrated نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
inerrancy بی خطایی
angelica سنبل خطایی
bloodstone یشم خطایی
sporadic fault خطایی که تصادفاگ رخ دهد
motile قادر بجنبش
numerate قادر شمردن
free swimming قادر به شنا
almightly قادر مطلق
all-powerful قادر مطلق
omnipotent قادر مطلق
omnipotent قادر متعال
bias error خطایی با علامت و بزرگی ثابت
inherited error خطایی در فرآیند یا عمل قبلی
narrow escape <idiom> بدون هیچ خطایی فرارکردن
I haven't done anything wrong. من هیچ خطایی [جرمی] نکردم.
to make r. for a wrong بی عدالتی یا خطایی را جبران کردن
to be up to no good کار بدی [خطایی] کردن
work کارکردن
goes کارکردن
act کارکردن
go کارکردن
worked کارکردن
inactivate بی کارکردن
to pull together با هم کارکردن
acted کارکردن
enable قادر ساختن توانا
enabled قادر ساختن توانا
able to justify bail قادر به تقبل ضمانت
solvable قادر بتادیه وام
solvents قادر به پرداخت دیون
solvents قادر به پرداخت قروض
enabling قادر ساختن توانا
enables قادر ساختن توانا
solvent قادر به پرداخت دیون
solvent قادر به پرداخت قروض
literacy قادر به خواندن بودن
to take the fall for somebody مسئولیت خطایی را بجای کسی پذیرفتن
to take the fall [American English] مسئولیت چیزی [کاری یا خطایی] را پذیرفتن
corrective maintenance یافتن و تصحیح خطایی که رخ داده است
fag سخت کارکردن
to paddle one's own canoe مسقلانه کارکردن
to act jointly باهم کارکردن
speed سریع کارکردن
slaving سخت کارکردن
overworks زیاد کارکردن
collaborate باهم کارکردن
slave سخت کارکردن
collaborated باهم کارکردن
speeds سریع کارکردن
collaborating باهم کارکردن
collaborates باهم کارکردن
to work together باهم کارکردن
operation کارکردن با یک وسیله
speeding سریع کارکردن
to work cheap بامزدکم کارکردن
cowork باهم کارکردن
runs کارکردن موتور
overworked زیاد کارکردن
run کارکردن موتور
slaves سخت کارکردن
toa for a job or position درخواست کارکردن
overlabour زیاد کارکردن
cooperate باهم کارکردن
counterwork برخلاف کارکردن
fags سخت کارکردن
to pull a lone oar تنها کارکردن
upping اجرا یا کارکردن
upped اجرا یا کارکردن
up اجرا یا کارکردن
overwork زیاد کارکردن
overworking زیاد کارکردن
slaved سخت کارکردن
may توانایی داشتن قادر بودن
acatamathesia قادر بدرک سخن نبودن
thermoduric قادر به استقامت در برابرحرارت زیاد
capability قادر به انجام کاری بودن
frailty نحیفی خطایی که ناشی ازضعف اخلاقی باشد
What has he done wrong? [مگر] او [مرد] چه خطایی [جرمی] کرده است؟
frailties نحیفی خطایی که ناشی ازضعف اخلاقی باشد
automation بطور خودکار کارکردن
gears کردن اماده کارکردن
dejecta کارکردن مزاج مریض
passages رویداد کارکردن مزاج
refit دوباره اماده کارکردن
moonlighted بطور قاچاقی کارکردن
passage رویداد کارکردن مزاج
function عمل کردن کارکردن
knuckle down <idiom> مشتاقانه شروع به کارکردن
functioned عمل کردن کارکردن
functions عمل کردن کارکردن
refits دوباره اماده کارکردن
geared کردن اماده کارکردن
refitted دوباره اماده کارکردن
to peg a way at some work پیوسته درسرچیزی کارکردن
qualified for work شایسته یاقابل کارکردن
moonlighting بطور قاچاقی کارکردن
fit to work شایسته یاقابل کارکردن
moonlights بطور قاچاقی کارکردن
to act independently of others مستقلانه یا جداگانه کارکردن
geologize در زمین شناسی کارکردن
do the trick <idiom> خیلی خوب کارکردن
fit to work اماده برای کارکردن
moonlight بطور قاچاقی کارکردن
gear کردن اماده کارکردن
refitting دوباره اماده کارکردن
enabling قادر ساختن وسیله فراهم کردن
enables قادر ساختن وسیله فراهم کردن
facility قادر به انجام کاری به سادگی بودن
enabled قادر ساختن وسیله فراهم کردن
eurybathic قادر به زندگی کردن در اعماق مختلف اب
enable قادر ساختن وسیله فراهم کردن
bug خطایی در برنامه کامپیوتری که اجرا را با مشکل همراه میکند
solids خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
solid خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
bugging خطایی در برنامه کامپیوتری که اجرا را با مشکل همراه میکند
bugs خطایی در برنامه کامپیوتری که اجرا را با مشکل همراه میکند
check خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
checks خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
checked خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
false اخطار خطا وقتی که هیچ خطایی رخ نداده باشد
drudge جان کندن بیمیلانه کارکردن
telecommuting عمل کارکردن با کامپیوتر در یک محل
to work it <idiom> روی چیزیی کارکردن و حل کردن
labourvi رنج بردن سخت کارکردن
geometrize از روی قواعد هندسی کارکردن
drudges جان کندن بیمیلانه کارکردن
frob کارکردن با دسته فرمان وماوس
grind اسیاب شدن سخت کارکردن
To work like a beaver . مشتاقانه وتر وفرز کارکردن
to turn over واژگون کردن کارکردن دراوردن
grinds اسیاب شدن سخت کارکردن
to work at a high pressure با فشار یا فعالیت زیاد کارکردن
able to withstand contamination <adj.> قادر به مقاومت در برابر آلودگی [بوم شناسی]
absolutism حکومت مطلقه اعتقاد به قادر علی الاطلاق
storage مواد مختلف که قادر به ذخیره داده هستند
ectogenic قادر بادامه زندگی درخارج از میزبان خود
interactive برنامه کامپیوتری قادر به پذیرش داده از عملوند
propagated خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد
propagate خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد
propagates خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد
checking نرم افزاری که در برنامه یا نوشتار داده یا کد آن خطایی را پیدا میکند
propagating خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد
burn کارکردن موتور راکت طبق برنامه
To regain consciousness. to come to. امروز حال وحوصله کارکردن ندارم
burns کارکردن موتور راکت طبق برنامه
to do a lesson درسی راروان کردن سردرسی کارکردن
crack the whip <idiom> باعث سخت کارکردن شخصی شدن
programmers شخصی که قادر به طراحی و نوشتن برنامه کاری است
graphics چاپگری که قادر به چاپ تصاویر map-bit است
programmer شخصی که قادر به طراحی و نوشتن برنامه کاری است
macro برنامه اسمبلر که قادر به کدگشایی دستورات ماکرو است
director هواپیمایی قادر به هدایت یک رسانگر بدون سرنشین یا یک موشک
directors هواپیمایی قادر به هدایت یک رسانگر بدون سرنشین یا یک موشک
music chip مدار مجتمع قادر به تولید صوت موسیقی و tane
all weather fighter هواپیمایی که در هر گونه شرایط جوی قادر به عمل باشد
aerospace vehicle هر رسانگر کنترلی که قادر به پرواز در هوا و فضا باشد
circulars موقعیت خطایی که وقتی رخ میدهد که دو تا ولی در دوخانه به یکدیگر مراجعه کنند
dead دستوربرنامه کار یا خطایی که باعث توقف برنامه بدون بهبود میشود
circular موقعیت خطایی که وقتی رخ میدهد که دو تا ولی در دوخانه به یکدیگر مراجعه کنند
standbys سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
coupling نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com