English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (16 milliseconds)
English Persian
face card ورق صورت
Search result with all words
byte ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند
byte پتروکل ارتباطات که داده رابه صورت حروف و نه رشتههای بیتی ارسال میکند
bytes ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند
bytes پتروکل ارتباطات که داده رابه صورت حروف و نه رشتههای بیتی ارسال میکند
invoice صورت حساب سیاهه
invoice صورت
invoice صورت کردن
invoiced صورت حساب سیاهه
invoiced صورت
invoiced صورت کردن
invoices صورت حساب سیاهه
invoices صورت
invoices صورت کردن
invoicing صورت حساب سیاهه
invoicing صورت
invoicing صورت کردن
reckoning تصفیه حساب صورت حساب
reckonings تصفیه حساب صورت حساب
current جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
currents جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
database مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
databases مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
source 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
expense account صورت هزینه حساب خرج
expense accounts صورت هزینه حساب خرج
fax غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxed غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxes غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
faxing غیر رسمی روش ارسال و در یافت تصاویر به صورت دیجیتالی روی خط تلفن یا رادیو
mine مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mined مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mines مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
redundancies تامین قط عات اضافی در سیستم در صورت بروز خرابی
redundancy تامین قط عات اضافی در سیستم در صورت بروز خرابی
file صورت
file به صورت رکوردهای جداگانه که حاوی داده به حروف , ارقام و گرافیک است
filed صورت
filed به صورت رکوردهای جداگانه که حاوی داده به حروف , ارقام و گرافیک است
visage رو صورت
visages رو صورت
gain افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gained افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gains افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
demand نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demanded نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demands نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
shape صورت
shapes صورت
alternating current جریان الکتریکی که مقدار آن در زمان به ترتیب تغییر میکند و به صورت سینوسی است
direct objects امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
direct objects برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
indirect objects امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
indirect objects برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
object امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
object برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
objected امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
objected برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
objecting امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
objecting برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
objects امکانی در windows.x که امکان تبدیل داده از برنامهای که OLE را پشتیبانی نمیکند دارد به طوری که به صورت شی OLE در برنامه دیگری به کار می رود
objects برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
tempo سرعت اجرای نتها به صورت ضربه در دقیقه .2-
tempos سرعت اجرای نتها به صورت ضربه در دقیقه .2-
matrix روشی که کلیدهای صفحه کلید به صورت آرایه اتصالات قرار گرفته اند
matrix آرایه داده ها یا اعداد به صورت سط ر و ستون
matrixes روشی که کلیدهای صفحه کلید به صورت آرایه اتصالات قرار گرفته اند
matrixes آرایه داده ها یا اعداد به صورت سط ر و ستون
application معمولا به صورت نوشته
applications معمولا به صورت نوشته
queried 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
queries 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
query 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
querying 1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
hard متن چاپ شدن یا کپی اطلاعات در سیستم یا کامپیوتر به صورت خوانا.
harder متن چاپ شدن یا کپی اطلاعات در سیستم یا کامپیوتر به صورت خوانا.
hardest متن چاپ شدن یا کپی اطلاعات در سیستم یا کامپیوتر به صورت خوانا.
service توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
serviced توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
poll صورت اراء
polled صورت اراء
polls صورت اراء
number انتساب اعداد و به لیست موضوعات به صورت مرتب
numbers انتساب اعداد و به لیست موضوعات به صورت مرتب
gather نوشتن یک گروه از رکوردهای جداگانه به صورت بلاک داده
gathered نوشتن یک گروه از رکوردهای جداگانه به صورت بلاک داده
list صورت
list صورت کردن
basic بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basics بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
dim نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dimmed نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dims نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
menu صورت غذا فهرست انتخاب
menu برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
menus صورت غذا فهرست انتخاب
menus برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
word طول کلمه کامپیوتری که به صورت تعداد بیتها شمرده میشود
word سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
worded طول کلمه کامپیوتری که به صورت تعداد بیتها شمرده میشود
worded سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
Other Matches
inventory از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
local چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
locals چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printers وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
barrage jamming تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watts واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
rom دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
statements صورت
version صورت
versions صورت
phased صورت
images صورت
phases صورت
rosters صورت
roster صورت
mazard صورت
effigies صورت
effigy صورت
roll صورت
figures صورت
forms صورت
conformer هم صورت
conformational isomers هم صورت
figuring صورت
coat card صورت
medals صورت
circumstantially در صورت
formed صورت
form صورت
faces صورت
slipped صورت
slips صورت
face صورت
figure صورت
medal صورت
rolled صورت
kalendar صورت
constellations صورت
statement صورت
providing در صورت
rolls صورت
facies صورت
listing صورت
image صورت
listings صورت
phase صورت
constellation صورت
freckle لک صورت
slip صورت
physiognomies صورت
physiognomy صورت
hue صورت
hues صورت
powdering پودر صورت
bill of goods صورت کالا
bill of exceptions صورت استثنائات
powders پودر صورت
accomplishes صورت گرفتن
ever- درهر صورت
accomplishing صورت گرفتن
standard form صورت متعارف
complement form صورت متمم
complement form صورت متممی
facial مربوط به صورت
clear text به صورت کشف
It didnt come off. It didnt take place. صورت نگرفت
on the Q.T. <idiom> به صورت سری
to take an inventory of صورت دارایی
ever درهر صورت
programme of work صورت کارها
bill of sale صورت فروش
faceless بدون صورت
the brush صورت گری
certificate of expenditure صورت هزینه
celestial body صورت فلکی
to put in to shape سر و صورت دادن
carte صورت غذا
face powders پودر صورت
face powder پودر صورت
transfiguration تبدیل صورت
veiling تور صورت
waveform به صورت موج
white face جانورسفید صورت
serial و به صورت سری
portraiture نقاشی از صورت
face cream کرم صورت
powder پودر صورت
bill of material صورت قطعات
bill of quantities صورت مقداری
sales check صورت فروش
unfigured بی صورت ساده
sentential form صورت جملهای
At any rate . In any case . Anyway . درهر صورت
breadboard می صورت گیرد
sick list صورت بیماران
similitude شباهت صورت
stop list صورت متخلفین
serials و به صورت سری
BS صورت فروش
list of promotiona صورت ترفیعات
constellations صورت فلکی
semblance صورت فاهر
bill of fare صورت غذا
bills of fare صورت غذا
impanel در صورت نوشتن
formalism صورت گرایی
erythema گل انداختن صورت
externallze صورت فاهردادن
f.artery شریان صورت
record صورت مذاکرات
constellation صورت فلکی
imbody صورت خارجی
inventory صورت اموال
inventory صورت کالا
minutes صورت جلسه
forgery صورت سازی
forgeries صورت سازی
incarnations صورت خارجی
incarnation صورت خارجی
burbling جوش صورت
burbles جوش صورت
burbled جوش صورت
transformation تبدیل صورت
if necessary در صورت لزوم
if so در صورت مثبت
if possible در صورت توانایی
schedule صورت فهرست
scheduled صورت فهرست
schedules صورت فهرست
free list صورت مجانی ها
minute صورت جلسه
if need be در صورت بایست
burble جوش صورت
accomplish صورت گرفتن
outward show صورت فاهر
outside appearance صورت فاهر
decrepitation صورت نمکی
if possible در صورت امکان
on foot به صورت پیاده
difference tone صورت افتراقی
court card صورت :شاه
pictogram صورت نگاشت
normal form صورت عادی
processionize صورت مجلس
proces verbal صورت مجلس
primordial image صورت ازلی
formation صورت بندی
conditionality صورت شرطی
pictography صورت نگاری
pictograph صورت نگاره
reorganization صورت جدید
nominal list صورت اسامی
matricula صورت اعضا
enumeration صورت ریز
roster صورت نگهبانی
roster صورت کار
rosters صورت نگهبانی
rosters صورت کار
archetypes صورت ازلی
archetype صورت ازلی
numerator صورت کسر
isolating به صورت الکتریکی
normalized form صورت هنجار
isolates به صورت الکتریکی
isolate به صورت الکتریکی
normal form صورت هنجار
long robe صورت کشیده
manageable <adj.> صورت پذیر
makeable <adj.> صورت پذیر
makable [spv. makeable] <adj.> صورت پذیر
feasible <adj.> صورت پذیر
to the casual eye <adv.> به صورت ظاهر
doable <adj.> صورت پذیر
contrivable <adj.> صورت پذیر
achievable <adj.> صورت پذیر
at first glance <adv.> به صورت ظاهر
make something happen صورت دادن
possible [doable, feasible] <adj.> صورت پذیر
asterism صورت فلکی
formulation صورت بندی
makable <adj.> صورت پذیر
workable <adj.> صورت پذیر
executable <adj.> صورت پذیر
practicable <adj.> صورت پذیر
carry into effect صورت دادن
at face value <adv.> به صورت ظاهر
aspect صورت فاهر
implement صورت دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com