Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
English
Persian
crop end saw
اره مخصوص قطع کردن بخشهای اضافی شمش
Other Matches
crop end
بخشهای اضافی شمش که قبل از نوردکاری چیده میشود
linkage
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
linkages
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
HTML
مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
dropper
قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
droppers
قطعه ریسمان اضافی قلاب ونخ اصلی ماهیگیری با طعمه اضافی
compartmentalizing
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalised
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalize
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalized
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalizes
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalises
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
compartmentalising
به بخشهای کوچکتر تقسیم کردن
surcharges
هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
surcharge
هزینه حمل اضافی که بابت معطلی کشتی در بندر دریافت میشود مالیات اضافی
partitions
اپارتمان تقسیم به بخشهای جزء کردن
partition
اپارتمان تقسیم به بخشهای جزء کردن
over break
خاکبرداری اضافی و کندن وجابجا شدن اضافی خاک یاقطعات سنگی که دراثر موارمنفجره بدون اینکه بخواهیم کنده شود
surcharges
نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
surcharge
نرخ اضافی مالیات اضافی جریمه
expanded memory system
دریک IBM PC استانداردی که حافظه اضافی که بیشتر از حد کیلو بایت است از حافظه معمولی را معرفی میکند. این حافظه فقط توسط برنامههای مخصوص نوشته شده قابل اجراست و نیز مراجعه شود به LIM
delete
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
expanded memory system
کارت اضافی برای افزودن حافظه اضافی به IBM PC. حافظه از استاندارد EMS پیروی میکند
extra duty
وفیفه اضافی ماموریت اضافی
augmentation
تکمیل کردن واگذار کردن وسایل یا نفرات اضافی یا تقویتی
overlays
نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
overlaying
نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
overlay
نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
overcharge
اضافی هزینه کردن
overcharging
اضافی هزینه کردن
overcharges
اضافی هزینه کردن
overcharged
اضافی هزینه کردن
segment
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
segments
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
overcharges
قیمت اضافی غلو کردن
overcharge
قیمت اضافی غلو کردن
overcharged
قیمت اضافی غلو کردن
overcharging
قیمت اضافی غلو کردن
separator
نشانه جدا کردن بخشهای خط دستور در برنامه مثل دستور وآرگومان
excess stock
ذخایر اضافی ذخیره کردن بیش از حد لزوم
lutes
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lute
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
write
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil
روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typefaces
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
the urban districts
بخشهای شهر
leading sectors
بخشهای پیشگام
leading sectors
بخشهای پیشرو
bolt
پیچ مخصوص قفل کردن در
aggregates
ی از بخشهای یک داده که به هم مربوطند
aggregate
ی از بخشهای یک داده که به هم مربوطند
spitton
فرف مخصوص تف کردن
registers
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
squelch circuit
یک نوع مدار رادیویی است که وفیفه ان کم کردن صداهای اضافی متن پیامها و یا ازبین بردن خرخر صدای رادیواست
managers
و بخشهای فایل را در نظر می گیرد
modularity
تشکیل شده از بخشهای تابعی
tetrarch
والی بخشهای چهارگانه امپراتوری
manager
و بخشهای فایل را در نظر می گیرد
blender
ماشین مخصوص مخلوط کردن
blenders
ماشین مخصوص مخلوط کردن
drying chamber
اطاق مخصوص خشک کردن
drying furnace
کوره مخصوص خشک کردن
over capitalised
براورد اضافی سرمایه سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه اعلام کردن
interleaving
پردازندهای که با بخشهای پردازنده کار میکند
orthogonal
ساخته شده از پارامترها یا بخشهای مستقل
workings
همه بخشهای حفاری شده معدنی
proportional parts
بخشهای کسری اقلام تصاعدی یک جدول
antimateriel agent
عامل مخصوص فاسد کردن اماد
file brush
برس مخصوص پاک کردن سوهان
rougher
دستگاه مخصوص ناصاف کردن اشیا
modularization
برنامههای طراحی از مجموعه از بخشهای تابعی استاندارد
assembly
قرار دادن یک موضوع از بخشهای مختلف در کنار هم
mountee
اژیر مخصوص اماده کردن توپهای ناو
jackhammer
مته دستی مخصوص سوراخ کردن سنگ
space heater
بخاری مخصوص گرم کردن فضای ازاد
forklift
ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
hackamore
مهاریاپوزه بند مخصوص رام کردن اسب
ricer
رنده مخصوص رشته کردن سیب زمینی وخمیر
input output table
بین بخشهای گوناگون اقتصادی را مشخص و اندازه گیری میکند
ozonosphere
لایهای از بخشهای فوقانی اتمسفر در ارتفا تقریبی 02 تا03 کیلومتر
overlay
و بنابراین حافظهاصلی فقط حاوی بخشهای مورد نیاز است
overlaying
و بنابراین حافظهاصلی فقط حاوی بخشهای مورد نیاز است
tree surgeon
ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان
overlays
و بنابراین حافظهاصلی فقط حاوی بخشهای مورد نیاز است
embedded code
کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
reefknot
گره مربع مخصوص توگذاشتن یا جمع کردن بادبان تو گذاشتن
tuning pipe
نای مخصوص کوک ومیزان کردن بعضی الات موسیقی
tedder
ماشین مخصوص پخش وخشک کردن علف درو شده
lattices
خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
graving dock
اسکله مخصوص تمیز کردن ویا تعمیر نمودن کشتی
lattice
خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
kentledge
چدن یااهن ریخته مخصوص سنگین کردن ته کشتی یابالون
form
ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
dualism
مانند فقر شدید ووفور نعمت بخشهای مدرن و سنتی اقتصادی
biz
نوعی گروه خبری که حاوی بخشهای تجاری و موقیعتهای مختلف است
formed
ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
forms
ابتدا یا سایر بخشهای ذخیره شده که همراه متن چاپ میشود
multiplex
روش تقسیم که بخشهای زمان را طبق نیاز به سیگنالهای اختصاص میدهد
par in
پایان دادن بازی گلف با کسب امتیاز استاندارد در بخشهای باقیمانده
lotions
محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
claim frame
فریم مخصوص برای مشخص کردن ایستگاه آغاز کننده شبکه
lotion
محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
input output analysis
تحلیل داده ها ستاده ها مطالعه تجربی روابط متقابل بخشهای مختلف اقتصاد
grey scale
سایه هایی که از نمایش بخشهای رنگی روی صفحه تک رنگ تولید میشود
worded
بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
segments
تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
segment
تقسیم یک برنامه طولانی به بخشهای کوچکتر که بعداگ در صورت نیاز قابل فراخوانی هستند
word
بخشهای داده مختلف در کامپیوتر به شکل گروهی از بیت ها که در یک محل حافظه قرار دارند
JPEG++
حالت توسعه یافته gPEG که بخ بخشهای تصویر امکان فشرده شدن متفاوت می دهند
device
کد مخصوص ارسال شده به وسیلهای برای مشخص کردن انجام یک سری توابع خاص
devices
کد مخصوص ارسال شده به وسیلهای برای مشخص کردن انجام یک سری توابع خاص
dispersal airfield
فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
maintenance
بررسی کننده برنامه که اشکال فرعی یا خطایی که به بخشهای اصلی آسیب نمیزند را صحیح میکند
module
وسیله سخت افزاری مستقل که به بخشهای دیگر وصل شود تا سیستم مدید را ایجاد کند
modules
وسیله سخت افزاری مستقل که به بخشهای دیگر وصل شود تا سیستم مدید را ایجاد کند
simultaneity
زمانی که CPU و بخشهای ورودی و خروجی کامپیوتر می توانند داده یا کاری را همزمان کنترل کنند
linking
تابع نرم افزاری کوچک که بخشهای برنامه را به هم ترکیب میکند تا به عنوان یک واحد اجرا شوند
trunk
باس یا خط ارتباطی که از سیم هایی تتشکیل شده است و بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری را بهم وصل میکند
trunks
باس یا خط ارتباطی که از سیم هایی تتشکیل شده است و بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری را بهم وصل میکند
privilege
ساخت پردازنده Intel که در حالت محافظت شده است و به برنامه امکان افزودن بخشهای حیاتی محیط عملیات را میدهد
semantics
1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
plus
اضافی
supplementary
اضافی
access
اضافی
excess
اضافی
accessed
اضافی
excesses
اضافی
relative
اضافی
supernumerary
اضافی
supplemantary
اضافی
accessing
اضافی
paragogic
اضافی
overtime
اضافی
redundant
اضافی
extension
اضافی
surplus
اضافی
surpluses
اضافی
accessional
اضافی
unduly
اضافی
overflow
اضافی
surplusage
اضافی
floating
اضافی
additional
اضافی
extensions
اضافی
accesses
اضافی
overflows
اضافی
de trop
اضافی
overflowed
اضافی
fractional
اختصاص بخشهای مختلف پهنای باند به سیگنالها یا مشتریان مختلف
chaining
اجرای یک برنامه خیلی بزرگ که با اجرای بخشهای کوچکتر در یک زمان
assemble
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
assembles
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
boilerplating
قرار دادن بخشهای مختلف متن در کنار هم برای ایجاد متن نهایی
assembled
قرار دادن محصولات سخت افزاری و نرم افزاری درکنار هم از بخشهای کوچکتر
course light
روشنایی باند فرودگاه چراغهای مخصوص روشن کردن باند فرود
head
دیسک مخصوص برای تمیز کردن نوک خواندن / نوشتن دیسک
scooters
روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
scooter
روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
surfboard
تخته مخصوص اسکی روی اب اسکی ابی بازی کردن
surfboards
تخته مخصوص اسکی روی اب اسکی ابی بازی کردن
pigenhole
کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
wiring
جعبهای که سیم بندی شبکه یا بخشهای شبکه خاتمه می یابند و بهم وصل هستند
overlay
بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlaying
بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlays
بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
spatula
مرهم کش کاردک مخصوص پهن کردن و مالیدن مرهم روی پارچه و زخم و غیره
spatulas
مرهم کش کاردک مخصوص پهن کردن و مالیدن مرهم روی پارچه و زخم و غیره
tractor group
گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
go devil
لوله پاک کن مخصوص تمیز کردن لوله نفت
thread
زبان برنامه نویسی که به بخشهای زیادی از کد امکان نوشتن و پس استفاده توسط برنامه اصلی میدهد
BOF
متن نهایی که با استفاده از بخشهای استاندارد متن در یک کلمه پرداز در کنار هم قرار گرفته اند
boilerplate
متن نهایی که با استفاده از بخشهای استاندارد متن در یک کلمه پرداز در کنار هم قرار گرفته اند
threads
زبان برنامه نویسی که به بخشهای زیادی از کد امکان نوشتن و پس استفاده توسط برنامه اصلی میدهد
poundage
هزینه اضافی
barrages
وقت اضافی
overcharge
هزینه اضافی
adscript
یادداشت اضافی
aditional service
سرویس اضافی
additional outlet
آبگیر اضافی
adduct
ترکیب اضافی
additional score
نمره اضافی
overcharged
هزینه اضافی
bonuses
پرداخت اضافی
superimposed
اتش اضافی
surtax
مالیات اضافی
postiche
متن اضافی
overpayment
پرداخت اضافی
overvoltage
ولتاژ اضافی
overirrigation
ابیاری اضافی
an a.chapter
یک باب اضافی
overhand knot
گره اضافی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com