English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
channel command word کلمه فرمان محرا
Other Matches
hyphens فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
hyphen فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود
logogriph نوعی معماکه چند کلمه داده میشود وشخص باید ازمیان این کلمات کلمه مطلوب راپیداکندویا از حروف انها کلمه مورد نیاز را بسازد
search and replace خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند
ctrl break در DOS فرمان صفحه کلیدی که اخرین فرمان داده شده رالغو میکند
magna carta فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
magna charta فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
sound off فرمان موزیک را شروع کنید فرمان مارش کوتاه
controlled stick steering دستگاه فرمان کنترل شده اهرم فرمان خودکار
worded تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
word تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
stand fast فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان بایست به جای خود
steering فرمان ماشین سیستم فرمان یا هدایت
least significant bit رقم دودویی در سمت راست یک کلمه که کمترین توان کلمه را می گیرد.
prefix کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
statute at large چاپ قانون به طور کلمه به کلمه از روی متن اصلی
prefixes کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد
augmenting تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
worded نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
markers نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
augment تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
augmented تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
marker نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
augments تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر
word نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر
Persian rug [فرش ایرانی در حالت کلی کلمه که گاه با کلمه قالی شرقی نیز مانوس می باشد.]
to rime one word with another یک کلمه رابا کلمه دیگر قافیه اوردن
ring shift جابجایی داده به چپ و راست در یک کلمه بیتی که از موز کلمه بیفتد نادیده گرفته میشود و محلهای خالی با صفر پر می شوند
forward march فرمان قدم رو فرمان پیش
guide on me فرمان پشت سر من پیش مرا تعقیب کنید فرمان پشت سر من
hypertext روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر
processor ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
syllables جزء کلمه مقطع کلمه
syllable جزء کلمه مقطع کلمه
synonyms کلمه مترادف کلمه هم معنی
synonym کلمه مترادف کلمه هم معنی
lsb رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است
keyword 1-کلمه دستور در زبان برنامه نویسی برای انجام عملی . 2-کلمه مهم در عنوان یا متنی که محتوای آن را می نویسد. 3-کلمهای که در رابط ه با متنی باشد
softest محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
enclitic متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
softer محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
soft محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
shifted جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifts جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shift جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
softest حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
soft حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
softer حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
close interval فرمان " فاصله جمع " فرمان " جمع به جلو "
computer controlled machine دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
close ranks فرمان " صفها جمع " فرمان " فاصله جمع "
guide left فرمان نفر راهنما به راست یابه چپ فرمان نفر هادی به راست یا چپ
cancel check firing فرمان بازرسی اتش ملغی فرمان بازرسی اتش لغو
charters فرمان
decree فرمان
mark time فرمان در جا
decreed فرمان
chartering فرمان
sanctioning فرمان
chartered فرمان
charter فرمان
sanctioned فرمان
steering فرمان
ordinace فرمان
mkdir فرمان D
decreeing فرمان
indocile نا فرمان
decrees فرمان
commissioning فرمان
commissions فرمان
ordinance فرمان
instituting فرمان
precepts فرمان
Rd فرمان RD
institutes فرمان
institute فرمان
instituted فرمان
commission فرمان
sanctions فرمان
by order of فرمان
hest فرمان
sanction فرمان
assize فرمان
handle bar فرمان
at my command به فرمان من
ordinances فرمان
bugle call فرمان
pipes فرمان
firman فرمان
chdir فرمان CD
handlebar فرمان
controls فرمان
edicts فرمان
MD فرمان D
MDs فرمان D
edict فرمان
for فرمان FOR
worded فرمان
controlling فرمان
insubordinate نا فرمان
word فرمان
control فرمان
if فرمان IF
rudder bar فرمان
drive فرمان
rescript فرمان
commandments فرمان
commandment فرمان
drives فرمان
commands فرمان
precept فرمان
command فرمان
commanded فرمان
ship will adjust فرمان
prints فرمان PRINT
operated فرمان دادن
sorted فرمان SORT
sorts فرمان SORT
print فرمان PRINT
printed فرمان PRINT
ordain فرمان دادن
mandates حکم فرمان
mandating حکم فرمان
operate فرمان دادن
sort فرمان SORT
pulpit میز فرمان
vol فرمان VOL
verifying فرمان VERIFY
verify فرمان VERIFY
verified فرمان VERIFY
officers فرمان دادن
officer فرمان دادن
verifies فرمان VERIFY
remote control فرمان از دور
pulpits میز فرمان
prescriptions صدور فرمان
nerve centre مرکز فرمان
finds فرمان FIND
find فرمان FIND
files فرمان FILES
paddle دسته فرمان
buffers فرمان BUFFERS
appends فرمان APPEND
appending فرمان APPEND
appended فرمان APPEND
pause فرمان writePAUSE
paddled دسته فرمان
nerve centres مرکز فرمان
joystick دسته فرمان
joysticks دسته فرمان
prescription صدور فرمان
paddling دسته فرمان
type فرمان TYPE
typed فرمان TYPE
types فرمان TYPE
paddles دسته فرمان
ordained فرمان دادن
ordaining فرمان دادن
paused فرمان writePAUSE
pauses فرمان writePAUSE
pausing فرمان writePAUSE
restore فرمان RESTORE
restored فرمان RESTORE
restores فرمان RESTORE
restoring فرمان RESTORE
tree فرمان TREE
break فرمان BREAK
more فرمان ORE
acted فرمان قانون
ordains فرمان دادن
append فرمان APPEND
steering wheels چرخ فرمان
steering wheel چرخ فرمان
recover فرمان RECOVER
recovering فرمان RECOVER
breaks فرمان BREAK
recovers فرمان RECOVER
act فرمان قانون
operates فرمان دادن
order arms فرمان پافنگ
steering column tube لوله فرمان
steering gear دنده فرمان
steering gear جعبه فرمان
steering mechanism مکانیزم فرمان
steering shaft محور فرمان
steering swivel مفصل فرمان
steering worm sector تاج فرمان
streeing column ستون فرمان
streeing column میل فرمان
subordination فرمان برداری
tatoo فرمان خاموشی
steering axle میل فرمان
steering axle میله فرمان
subsumption فرمان بردار
parade rest فرمان ازاد
power steering فرمان خودکار
preparatory command فرمان خبر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com