Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 245 (12 milliseconds)
English
Persian
trusty
اطمینان بخش
Search result with all words
ping
امکان نرم افزاری که تمام گرههای شبکه یا اینترنت را بررسی میکند برای اطمینان از صحت کار آنها
pinged
امکان نرم افزاری که تمام گرههای شبکه یا اینترنت را بررسی میکند برای اطمینان از صحت کار آنها
pinging
امکان نرم افزاری که تمام گرههای شبکه یا اینترنت را بررسی میکند برای اطمینان از صحت کار آنها
pings
امکان نرم افزاری که تمام گرههای شبکه یا اینترنت را بررسی میکند برای اطمینان از صحت کار آنها
persuasion
نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
persuasion
اطمینان عقیده دینی
persuasions
نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
persuasions
اطمینان عقیده دینی
sicker
قابل اطمینان
reliability
قابلیت اطمینان اعتبار
reliability
قابل اطمینان
reliability
قابلیت اطمینان
reliability
اطمینان قابلیت اطمینان
align
ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
align
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligned
ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
aligned
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligning
ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
aligning
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligns
ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
aligns
اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
test
اجرای برنامه با داده آزمایش برای اطمینان از صحت کار نرم افزار
test
اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن
tested
اجرای برنامه با داده آزمایش برای اطمینان از صحت کار نرم افزار
tested
اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن
tests
اجرای برنامه با داده آزمایش برای اطمینان از صحت کار نرم افزار
tests
اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن
arithmetic
عملیات محاسباتی مجدد برای اطمینان از صحت نتیجه
handshake
سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
handshakes
سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
monitor
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitored
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitors
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
trust
اطمینان پشت گرمی
trust
اطمینان
trusted
اطمینان پشت گرمی
trusted
اطمینان
trusts
اطمینان پشت گرمی
trusts
اطمینان
queue
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queued
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queueing
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queues
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
measure
عملیات برای اطمینان یافتن از صحت چیزی
verification
بررسی هرکلیدبرای اطمینان ازاعتبار آن برای یک برنامه کاربردی خاص
dead
دوره زمانی بین دو رویداد که هیج اتفاقی نمیافتد برای اطمینان از اینکه باهم برخورد نخواهند داشت
fire escape
پلکان اطمینان
fire escapes
پلکان اطمینان
uncertainties
عدم اطمینان
uncertainty
عدم اطمینان
protection
اطمینان از اینکه داده توسط کاربر نامجاز کپی نشده است
balance
روش اطمینان یافتن از هم سطح بودن در انتهای دو ستون
balances
روش اطمینان یافتن از هم سطح بودن در انتهای دو ستون
trustful
معتمد اطمینان
unreliable
غیر قابل اطمینان نامعتبر
read
سیستم اطمینان از اینکه داده به درستی دریافت شده است و داده ارسالی برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد
reads
سیستم اطمینان از اینکه داده به درستی دریافت شده است و داده ارسالی برمی گردد و با حالت اولیه مقایسه میشود تا خطایی رخ نداده باشد
check
اطمینان از صحت چیزی
checked
اطمینان از صحت چیزی
checks
اطمینان از صحت چیزی
recoveries
نرم افزاری که به طورخودکارپس ازبروزخطا کارکندبرای اطمینان یافتن ازاینکه سیستم عملیات را ادامه میدهد
recovery
نرم افزاری که به طورخودکارپس ازبروزخطا کارکندبرای اطمینان یافتن ازاینکه سیستم عملیات را ادامه میدهد
soak
اجرای برنامه یا وسیله به طور پیاپی در یک زمان برای اطمینان از این که به درستی کار میکند
soaks
اجرای برنامه یا وسیله به طور پیاپی در یک زمان برای اطمینان از این که به درستی کار میکند
reliable
قابل اطمینان
self-
برای اطمینان از صحت نحوه کار کردن , معمولاگ حافظه , وسایل جانبی و دیسک درایوها بررسی می شوند
valid
قابل اطمینان
skimming
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
trusty
موتمن مورد اطمینان
solid
قابل اطمینان
solids
قابل اطمینان
control
اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
control
مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
controlling
اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
controlling
مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
controls
اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
controls
مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
aplomb
اطمینان بخود
dual
دو سیستم کامپیوتری که به طور موازی روی داده یکسان کار می کنند با دستورات مشابه برای اطمینان از صمت بالا
drive
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
assure
اطمینان دادن
assures
اطمینان دادن
assuring
اطمینان دادن
assurance
اطمینان
assurances
اطمینان
qualm
عدم اطمینان بیم
qualms
عدم اطمینان بیم
hash
الگوریتم تولید کد hash برای ورودی و اطمینان از اینکه با سایر ورودی ها فرق دارد
safety
اطمینان
liable
قابل اطمینان
sureties
اطمینان
surety
اطمینان
sync
باس ارسالی برای اطمینان از این که گیرنده با فرستنده سنکرون است
misgiving
عدم اطمینان ترس
misgivings
عدم اطمینان ترس
dependable
قابل اطمینان مورد اعتماد
dependable
قابلیت اطمینان
safety-valve
دریچه اطمینان
safety-valves
دریچه اطمینان
Other Matches
confident test
ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
affiance
اطمینان
instable
بی اطمینان
trustingly
با اطمینان
certainties
اطمینان
certainty
اطمینان
certitude
اطمینان
confidence limit
حد اطمینان
confidences
اطمینان
certes
اطمینان
confidence
اطمینان
fideism
اطمینان
assuredness
اطمینان
security
اطمینان
confidingly
از روی اطمینان
insuring
اطمینان یافتن
factor of safety
ضریب اطمینان
coniviction
عقیده اطمینان
cretain
تاحدی اطمینان
dependability
قابلیت اطمینان
factor of safety
عامل اطمینان
confidence limits
حدود اطمینان
confide
اطمینان کردن
confided
اطمینان کردن
confides
اطمینان کردن
assurer
اطمینان دهنده
assurance factor
ضریب اطمینان
assurable
قابل اطمینان
safety belt
کمربند اطمینان
safety belts
کمربند اطمینان
reassurance
اطمینان مجدد
reassurance
اطمینان افرینی
reassurances
اطمینان مجدد
reassurances
اطمینان افرینی
reputable
قابل اطمینان
assuror
اطمینان دهنده
bleeder valve
شیر اطمینان
coefficient of safety
ضریب اطمینان
confidence level
درجه اطمینان
accredit
اطمینان کردن
accrediting
اطمینان کردن
accredits
اطمینان کردن
confidence interval
فاصله اطمینان
ensured
اطمینان یافتن
ensures
اطمینان یافتن
ensuring
اطمینان یافتن
insures
اطمینان یافتن
confidence coefficicent
ضریب اطمینان
confidence belt
کمربند اطمینان
ensure
اطمینان یافتن
reliability
قابلیت اطمینان
safety glass
شیشه اطمینان
safety valve
دریچه اطمینان
safety plug
پولک اطمینان
safety fuse
فیوز اطمینان
relief valve
شیر اطمینان
quality assurance
اطمینان از کیفیت
positiveness
قطعیت اطمینان
safety hook
قلاب اطمینان
safety lamp
چراغ اطمینان
failure safety
قابلیت اطمینان
safe valve
دریچه اطمینان
unreliability
عدم اطمینان
unpromising
غیرقابل اطمینان
truster
اطمینان کننده
play up
اطمینان دادن به
overconfidence
اطمینان بیش از حد
interval confidence
فاصله اطمینان
insurance stockage
ذخیره اطمینان
i'll warrant
اطمینان میدهم
fiducial interval
فاصله اطمینان
figure on
اطمینان داشتن
interval confidence
دامنه اطمینان
level of confidence
سطح اطمینان
limits of confidence
حدود اطمینان
safest
صحیح اطمینان بخش
ultimate factor of safety
ضریب اطمینان اختیاری
fiduciary
اطمینان بخش ثقه
I am positive that ...
من اطمینان کامل دارم که ...
area of uncertainity
منطقه عدم اطمینان
safer
صحیح اطمینان بخش
mistrusted
اطمینان نکردن به فن داشتن
mistrust
اطمینان نکردن به فن داشتن
safe yield
بده قابل اطمینان
reasure
دوباره اطمینان یا قوت
mistrusts
اطمینان نکردن به فن داشتن
reassures
دوباره اطمینان دادن
mistrusting
اطمینان نکردن به فن داشتن
reassured
دوباره اطمینان دادن
safe
صحیح اطمینان بخش
reassure
دوباره اطمینان دادن
safes
صحیح اطمینان بخش
to believe in somebody
[something]
اطمینان داشتن به کسی
[چیزی]
quality assurance
عملیات اطمینان از کیفیت جنس
avouch
اقرار کردن اطمینان دادن
i rely or your secrecy
من به رازداری شما اطمینان میکنم
trut
اطمینان داشتن توکل کردن
anti flood valve
شیر اطمینان مانع طغیان
swear by
<idiom>
کاملا از چیزی اطمینان داشتن
i reckon
اطمینان به دوستی کسی داشتن
bleeder type steam engine
ماشین بخار با شیر اطمینان
i assured him of that
به او در این باره اطمینان دادم
accredit
مورد اطمینان بودن یا شدن
accrediting
مورد اطمینان بودن یا شدن
vouch
اطمینان دادن تایید کردن
accredits
مورد اطمینان بودن یا شدن
confidence man
کسی که از اطمینان دیگرسوء استفاده میکند
authentication
اطمینان از اینکه چیزی صحیح است
I'm sure we can come to some arrangement.
من اطمینان دارم که ما می توانیم به توافقی برسیم .
mistrustfully
ازروی بدگمانی از روی عدم اطمینان
sail in
با جدیت و اطمینان بکاری مبادرت کردن
life is not worth an hour's p
ساعتی هم نمیتوان به زندگی اطمینان داشت
maintain
اطمینان از وضعیت مناسب سیستم و کارایی درست آن
bank on
<idiom>
اطمینان داشتن ،روی چیزی حساب کردن
maintained
اطمینان از وضعیت مناسب سیستم و کارایی درست آن
maintains
اطمینان از وضعیت مناسب سیستم و کارایی درست آن
chunking along
عملکرد یک برنامه طویل الاجراو قابل اطمینان
On comparison, the Mercedes was the more reliable of the two cars.
هنگام مقایسه دو خودرو، بنز قابل اطمینان تر بود.
acatalectic
قاضی یاشخصی که نمیتواند به صحت امری اطمینان حاصل کند
aligner
وسیلهای که از صاف بودن کاغذ در چاپگر اطمینان حاصل میکند
synchronizes
اطمینان از اینکه دو یا چند وسیله یا پردازنده از زمان و عمل هم سان هستند
synchronised
اطمینان از اینکه دو یا چند وسیله یا پردازنده از زمان و عمل هم سان هستند
dry run
اجرای برنامه با داده پیش فرض برای اطمینان از صحت کارها
synchronization
باس ارسالی برای اطمینان از این که گیرنده با فرستنده سنکرون است
synchronises
اطمینان از اینکه دو یا چند وسیله یا پردازنده از زمان و عمل هم سان هستند
synchronising
اطمینان از اینکه دو یا چند وسیله یا پردازنده از زمان و عمل هم سان هستند
synchronize
اطمینان از اینکه دو یا چند وسیله یا پردازنده از زمان و عمل هم سان هستند
GOSIP
استاندارد دولت آمریکا برای اطمینان از کار همزمان کامپیوترها و سیستمهای ارتباطی
directories
روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر
directory
روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر
keystroke
برسی هر کلید انتخاب شده برای اطمینان یافتن از اینکه برای عملی مناسب است
synchronous
حرف ارسالی با DTE برای اطمینان از همانی صحیح وقتی هیچ حرف دیگر ارسال نشده است
refresh
بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
refreshed
بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
refreshes
بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده
someone to rely on
به کسی اطمینان کردن
[اتکا کردن]
refresh
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshes
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
refreshed
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است
UA
نرم افزاری که اطمینان حاصل میکند که پیام پستی اطلاعات ابتدایی صحیح دارد و سپس آنرا به عامل ارسال می فرستدتا پیام را به مقصد بفرستد
factor of safety
ضریب تامین ضریب اطمینان
handshaking
سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
privileged communication
مکاتبات یا ارتباطاتی که برمبنای اطمینان صنفی با وکیل دادگستری به وجود می اید ووی مجاز به افشای انهانیست بذور کلی هر نوع نامه و مکاتبهای که به دلائل قانونی نباید گشوده و فاش شود
You can rest assured.
خاطر جمع باشید (اطمینان خاطر داشته باشید )
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com