Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (15 milliseconds)
English
Persian
forwarder
عامل حمل و نقل
forwarding agent
عامل حمل و نقل
freight forwarder
عامل حمل و نقل
Search result with all words
press
عامل موثر
presses
عامل موثر
source
ماخذ عامل یا جاسوس خارجی برای کسب اطلاعات
absorbent
عامل جذب
active
عامل
coefficient
عامل مشترک
coefficients
عامل مشترک
message
نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
messages
نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
handler
بخشی از سیستم عامل یا برنامه که یک وسیله جانبی را کنترل میکند
handlers
بخشی از سیستم عامل یا برنامه که یک وسیله جانبی را کنترل میکند
integrated
نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
integrated
برنامه مقلد که با سیستم عامل چند رسانهای کار میکند
manager
بخشی از سیستم عامل دیسک که فضای دیسک را به فایلها اختصاص میدهد
manager
نرم افزار انتهایی مط لوب برای کاربر که امکان دستیابی راحت به دستورات سیستم عامل میدهد
managers
بخشی از سیستم عامل دیسک که فضای دیسک را به فایلها اختصاص میدهد
managers
نرم افزار انتهایی مط لوب برای کاربر که امکان دستیابی راحت به دستورات سیستم عامل میدهد
job
استفاده از دستورات و عبارات برای کنترل عملیات سیستم عامل کامپیوتر
jobs
استفاده از دستورات و عبارات برای کنترل عملیات سیستم عامل کامپیوتر
copied
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copied
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copies
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copies
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copy
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copy
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copying
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copying
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
average
میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
averaged
میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
averages
میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
averaging
میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
executive
مدیر عامل
executive
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executive
مربوط به سیستم عامل یک کامپیوتر
executives
مدیر عامل
executives
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executives
مربوط به سیستم عامل یک کامپیوتر
potential
عامل بالقوه
potential
عامل بالفعل
allocation
فرآیندی که در آن سیستم عامل برای برنامه کاربردی حافظه لازم را فراهم میکند
allocation
تقسیم فضای حافظه یا دیسک یا استفاده از چاپگر یا برنامه یا سیستم عامل یا وسیله به روشهای مختلف
allocations
فرآیندی که در آن سیستم عامل برای برنامه کاربردی حافظه لازم را فراهم میکند
allocations
تقسیم فضای حافظه یا دیسک یا استفاده از چاپگر یا برنامه یا سیستم عامل یا وسیله به روشهای مختلف
monitor
برناه کامپیوتری که اجازه میدهد دستورات ابتدایی وارد سیستم عامل شوند.
monitor
برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
monitored
برناه کامپیوتری که اجازه میدهد دستورات ابتدایی وارد سیستم عامل شوند.
monitored
برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
monitors
برناه کامپیوتری که اجازه میدهد دستورات ابتدایی وارد سیستم عامل شوند.
monitors
برنامهای مقیم در ROM برای بار کردن سیستم عامل پس ا ز روشن شدن ماشین
fat
در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fats
در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fatter
در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
fattest
در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه
advanced
که به سیستم عامل اجازه میدهد سخت افزارهای مناسب را خودکار تشخیص دهد
effective
عامل موثر
share
سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
shared
سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
shares
سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
mount
عمل درج دیسک در دیسک درایو یا آگاه کردن سیستم عامل که دیسک درایو آماده استفاده است
mounts
عمل درج دیسک در دیسک درایو یا آگاه کردن سیستم عامل که دیسک درایو آماده استفاده است
concurrent
نرم افزار سیستم عامل که به چندین برنامه یافعالیت اجازه اجرای همزمان میدهد
supervisor
ن میشود که قطعه به درستی کار می رود. 2-بخشی از سیستم عامل کامپیوتر که استفاده از رسانههای جانبی و عملیات cpvرا مرتب میکند
supervisors
ن میشود که قطعه به درستی کار می رود. 2-بخشی از سیستم عامل کامپیوتر که استفاده از رسانههای جانبی و عملیات cpvرا مرتب میکند
burned
کلمه رمز برای تعیین اینکه عامل مخفی اطلاعاتی در معرض کشف قرار گرفته یا قابلیت اعتمادبه او کم شده است
recidivist
عامل تکرار جرم
recidivists
عامل تکرار جرم
agencies
عامل
agency
عامل
extend
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extending
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extends
در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
passive
دستخوش عامل خارجی
passive
غیر عامل
passive
پدافندغیر عامل بی بهره
passives
دستخوش عامل خارجی
passives
غیر عامل
passives
پدافندغیر عامل بی بهره
factor
عامل
factor
عامل مشترک
factor
عامل ضرب ضریب
factors
عامل
factors
عامل مشترک
factors
عامل ضرب ضریب
internal
دستوری که بخشی از سیستم عامل است
internal
نمایش حروف در یک سیستم عامل مشخص
oases
یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد
oasis
یک سیستم عامل چند استفاده کننده که در چندین سیستم ریزکامپیوتر استفاده می گردد
hook
کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
hooks
کد ماشینی که در یک ماژول یاپیمانه از سیستم عامل جای داده میشود تا کنترل را به روالی که وفیفهای اضافی انجام میدهد انتقال داده ودر محلی متفاوت از ماژول اصلی ذخیره نماید
wild card
روشی که به یک سیستم عامل امکان میدهد تا روی چندین فایل با نامهای مرتبط عملکرد مفیدی داشته باشد
tar
سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
compatibility
پنجره یا بخشی در سیستم عامل که برنامه هایی را که برای سیستم عاملهای متفاورت ولی مربوط به هم نوشته شده اند را میتواند اجرا کند
sounding board
عامل انتشار عقاید
sounding boards
عامل انتشار عقاید
operative
عامل
operatives
عامل
entry
نقط های در زمان که یک برنامه یا کار یادسته اجرا میشود توسط تقویم سیستم عامل
piggyback
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
piggybacks
سیستم عامل که از سوی سیستم عامل دیگر اجرا میشود
blocking
سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
Other Matches
cyanogen agent
عامل لخته کننده خون عامل شیمیایی سیانوژن
reserved character
حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
actuator
محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
capital intensive goods
کالاهایی که سهم عامل سرمایه در انها بیش از سهم عامل کار یا سایر عوامل تولید است
derived demand
تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
shells
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shelling
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shell
نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
blood agent
عامل شیمیایی لخته کننده خون عامل ضدحرکت خون
class a agent officer
افسر عامل پرداخت حقوق وجیره نقدی افسر عامل
EXE file
در یک سیستم عامل مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان میکند فایل حاوی داده دودویی برنامه است . فایل مستقیم از طریق سیستم عامل قابل اجراست
MS DOS
سیستم عامل کامپیوترهای شخصی IBM PC که داده ذخیره شده روی دیسک را مدیریت میکند و خروجی و ورودی کاربر را نمایش میدهد.DOS-MS سیستم عامل تک کاربر و تک کار کاره است و توسط واسط خط دستور در کنترل میشود
propellent
عامل
agents
عامل
operant
عامل
functionery
عامل
principal
عامل
operator
عامل
operators
عامل
elements
عامل
element
عامل
actions
عامل
action
عامل
procurators
عامل
procurator
عامل
doers
عامل
principals
عامل
agent
عامل
parameters
عامل
parameter
عامل
doer
عامل
attorney
عامل
attorneys
عامل
devices
عامل
operating
عامل
acting
عامل
agent representative
عامل
device
عامل
v factor
عامل وی
assignee
عامل
coagent
هم عامل
propellants
عامل
propellant
عامل
adhesion agent
عامل چسبندگی
air entraining agent
عامل هوادهنده
fixing agent
عامل تثبیت
firing device
عامل منفجرکننده
factorization
عامل بندی
factoring agent
عامل تنزیل
leavening
عامل کارگر
factoring
عامل یابی
leavens
عامل کارگر
leaven
عامل کارگر
characteristic action
عامل مشخصه
factor of safety
عامل اطمینان
foaming agent
عامل کف زای
blowing agent
عامل پف کننده
managing directors
مدیر عامل
OS
سیستم عامل
operating system
سیستم عامل
operating systems
سیستم عامل
biological agent
عامل میکربی
biological agent
عامل زیستی
bleaching agent
عامل رنگبر
blister agent
عامل تاول زا
anticrop agent
عامل ضد غلات
factor of safety
عامل تامین
factor of production
عامل تولید
reactors
عامل واکنش
reactor
عامل واکنش
disbursing officer
افسر عامل
prime movers
عامل محرک کل
prime mover
عامل محرک کل
cyanogen agent
عامل سیانید
demasking agent
عامل عریانساز
depressant
عامل پریشانی
developer agent
عامل فهور
dispersing agent
عامل پاشنده
distilled mustard
عامل خردلی
distractor
عامل حواسپرتی
dual agent
عامل دو جانبه
agents
واسطه عامل
agents
عامل اطلاعاتی
common factor
عامل مشترک
aborticide
عامل سقط
addition agent
عامل افزودنی
chemical agent
عامل شیمیایی
active material
مواد عامل
active element
عنصر عامل
preventive
عامل جلوگیری
active defense
دفاع عامل
active defense
پدافند عامل
acting company
شرکت عامل
agent
واسطه عامل
acid function
عامل اسیدی
agent
عامل اطلاعاتی
extrinsic factor
عامل خارجی
accountable disbursing officer
افسر عامل
absorbing agent
عامل جذب
combination influence
عامل ترکیبی
executive agent
عامل اجرایی
managing director
مدیر عامل
self execuiting
عامل فی نفسه
precipitant
عامل رسوب
parasiticide
عامل طفیلی کش
oxidizing agent
عامل اکسنده
oxidizing agent
عامل اکسیداسیون
operating system/
سیستم عامل دو
operating handle
دستگیره عامل
operating agency
شعبه عامل
unique factor
عامل یگانه
precipitating factor
عامل اشکارساز
structure factor
عامل ساختار
be-all and end-all
عامل عمده
sealant
عامل درزگیر
safety factor
عامل تامین
working fluid
سیال عامل
sense organ
عامل احساس
releasing agent
عامل رهاکننده
reducing agent
عامل کاهنده
reducer
عامل کم کننده
pull device
عامل کششی
psychochemical agent
عامل عصبی
pesticide
عامل ضد طاعون
pesticides
عامل ضد طاعون
potential
<adj.>
عامل بالقوه
impelent
عامل محرک
igniting agent
عامل احتراق
idle characters
کاراکترهای عامل
hypo
عامل محرک
human factor
عامل انسانی
growth factor
عامل رشد
mouthpiece
سخنگو عامل
general factor
عامل عمومی
galactogogue
عامل شیرزایاشیرافزا
fusing agent
عامل ذوب
mouthpieces
سخنگو عامل
masking agent
عامل پوشاننده
noises
عامل مخل
limiting factor
عامل محدودکننده
lacrimatory factor
عامل اشک زا
noise
عامل مخل
interleave factor
عامل جاگذاری
insurance agent
عامل بیمه
working lead fluid
سیال متحرک یا عامل
command processor
سیستم عامل فرمانی
understrapper
عامل پایین درجه
confusion agent
عامل گیج کننده
vomiting agent
عامل تهوع اور
common factor variance
پراکنش عامل مشترک
cooling agent
عامل سرد کننده
complexing agent
عامل کمپلکس دهنده
vesicant agent
عامل شیمیایی تاول زا
complexing agent
عامل کمپلکس کننده
wetting agent
عامل خیس کننده
combination influence
مکانیسم عامل مرکب
inst
وسیله یا عامل کار
atomic form factor
عامل شکل اتمی
break bulk agent
عامل تفکیک محصولات
chelating agent
عامل کی لیت ساز
to turn the scales
عامل شاخص بودن
to be the clincher
عامل شاخص بودن
chief executive officer
[CEO]
[American E]
مدیر عامل
[شرکت]
president of the board
[ American E]
مدیر عامل
[شرکت]
chlorinating agent
عامل کلردار کننده
chairman of the board
[of directors/managers]
مدیر عامل
[شرکت]
choking agent
عامل خفه کننده
chromophore
عامل رنگی ملکول
a key actor in a process
عامل اصلی در روندی
atomic scattering factor
عامل شکل اتمی
counter agent
عامل خنثی کننده
network operating system
سیستم عامل شبکه
operant conditioning
شرطی شدن عامل
factor cost
هزینه عامل تولید
operating lever
دستگیره عامل کولاس
operating system monitor
مبصر سیستم عامل
passive defense
دفاع غیر عامل
precipating agent
عامل رسوب دهنده
predisposing factor
عامل زمینه ساز
pull release
عامل قطع کشش
reductant
عامل احیا کننده
nerve agent
عامل شیمیایی عصبی
factorial
وابسته به عامل یاکارخانه
marginal factor cost
هزینه نهائی عامل
goest operating system
سیستم عامل مهمان
higher order factor
عامل مرتبه بالا
host operating system
سیستم عامل میزبان
hydroxide
ترکیبیکه عامل هیدورکسید
incapacitating agent
عامل بیهوش کننده
fluorinating agent
عامل فلوئوردار کننده
limiting factor
عامل محدود کننده
magnification factor
عامل درشت نمایی
repressor
عامل مانع شونده
resolutive
دارو یا عامل گدازنده
detonating agent
عامل منفجر کننده
destabilizer
عامل بی ثبات کننده
skip factor
فاکتور یا عامل نمو
smoke agent
عامل شیمیایی دودانگیز
soundboard
عامل انتشار عقاید
stripping agent
عامل رنگ گیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com