Total search result: 202 (15 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
exit |
در DOS-MS دستور سیستم برای توقف و ترک زیر فرآیند و بازگشت به فرآیند اصلی |
exits |
در DOS-MS دستور سیستم برای توقف و ترک زیر فرآیند و بازگشت به فرآیند اصلی |
|
|
Other Matches |
|
dynamically |
توقف فرآیند ووووقتی سیستم به کاربر می گوید پیش از خاتمه فرآیند عملی باید انجام شود |
dynamic |
توقف فرآیند ووووقتی سیستم به کاربر می گوید پیش از خاتمه فرآیند عملی باید انجام شود |
statement |
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود |
statements |
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود |
real time |
مدل کامپیوتری یک فرآیند که به هر فرآیند در زمانه مشابه با فرآیند واقعی اجرا میشود |
analysis |
بررسی یک فرآیند یا سیستم برای اینکه آیا میتواند کاراتر باشد |
background |
فرآیند با حق تقدم پایین که تا وقتی منبع فرآیند بزرگ فراهم شود پردازش میشود |
backgrounds |
فرآیند با حق تقدم پایین که تا وقتی منبع فرآیند بزرگ فراهم شود پردازش میشود |
checked |
خطا یا توقف کوچک در فرآیند |
checks |
خطا یا توقف کوچک در فرآیند |
check |
خطا یا توقف کوچک در فرآیند |
jam |
توقف فرآیند یا مکانیزم در اثر خطا |
jammed |
توقف فرآیند یا مکانیزم در اثر خطا |
jams |
توقف فرآیند یا مکانیزم در اثر خطا |
inhibits |
توقف رخ دادن یک فرآیند یا جلوگیری از انجام عملیات در مدار مجتمع یا دروازه . |
inhibit |
توقف رخ دادن یک فرآیند یا جلوگیری از انجام عملیات در مدار مجتمع یا دروازه . |
cancels |
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل |
cancelling |
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل |
cancel |
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل |
static |
چاپ وضعیت سیستم پس از خاتمه فرآیند |
mastering |
فرآیند تبدیل داده تمام شده به دیسک اصلی |
asynchronous |
1-کامپیوتری که از یک عمل به عمل دیگر طبق سیگنالهای دریافت شده پس از خاتمه فرآیند تغییر میکند. 2-کامپیوتری که در آن یک فرآیند در آغاز ورود سیگنال یا داده آغاز میشود به جای اینکه مط ابق با باس ساعت باشد |
process |
کامپیوتر مخصوص برای کنترل و مدیریت فرآیند |
processes |
کامپیوتر مخصوص برای کنترل و مدیریت فرآیند |
cycled |
1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر |
cycle |
1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر |
cycles |
1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر |
cams |
استفاده از کامپیوتر برای کنترل خدمات ماشینی یا یاری در فرآیند تولید |
cam |
استفاده از کامپیوتر برای کنترل خدمات ماشینی یا یاری در فرآیند تولید |
cycles |
تمام مراحل لازم برای اجرای یک فرآیند یا عملیات روی داده |
cycle |
تمام مراحل لازم برای اجرای یک فرآیند یا عملیات روی داده |
cycled |
تمام مراحل لازم برای اجرای یک فرآیند یا عملیات روی داده |
master |
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد |
masters |
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد |
mastered |
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد |
enabling |
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار |
enabled |
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار |
enable |
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار |
enables |
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار |
real time |
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است |
sequence |
کدها که حاوی حروف کنترل و آرگومانهای مختلف است برای اجرای فرآیند و تغییر حالت وسیله |
sequences |
کدها که حاوی حروف کنترل و آرگومانهای مختلف است برای اجرای فرآیند و تغییر حالت وسیله |
flow diagram |
شرح فرآیند |
decayed |
فرآیند سیگنال |
decaying |
فرآیند سیگنال |
decay |
فرآیند سیگنال |
decays |
فرآیند سیگنال |
regulate |
کنترل فرآیند |
depositions |
فرآیند پوشاندن |
deposition |
فرآیند پوشاندن |
flowchart |
شرح فرآیند |
regulating |
کنترل فرآیند |
regulates |
کنترل فرآیند |
regulated |
کنترل فرآیند |
halted |
فرآیند را متوقف میکند. |
selections |
عمل یا فرآیند انتخاب |
phases |
بخشی از فرآیند بزرگتر |
document |
نوشتن شرح یک فرآیند |
finishes |
انتهای فرآیند یا تابع |
finish |
انتهای فرآیند یا تابع |
initialization |
فرآیند مقداردهی اولیه |
documented |
نوشتن شرح یک فرآیند |
documenting |
نوشتن شرح یک فرآیند |
phased |
بخشی از فرآیند بزرگتر |
normalization |
فرآیند یا داده نرمال |
halt |
فرآیند را متوقف میکند. |
selection |
عمل یا فرآیند انتخاب |
phase |
بخشی از فرآیند بزرگتر |
halts |
فرآیند را متوقف میکند. |
anastylosis |
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی] |
end stop [Engineering] |
توقف [برخورد] [محدودیتی برای حرکت یک سیستم مکانیکی و یا تکه ای] [مهندسی] |
stop [Engineering] |
توقف [برخورد] [محدودیتی برای حرکت یک سیستم مکانیکی و یا تکه ای] [مهندسی] |
executes |
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند |
technical |
مربوط به ماشین یا فرآیند خاص |
stages |
یکی از چند نقط ه در یک فرآیند |
execution |
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند |
pagination |
فرآیند تقسیم متن به صفحاتی |
master |
آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند |
executing |
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند |
executed |
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند |
masters |
آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند |
inherited error |
خطایی در فرآیند یا عمل قبلی |
execute |
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند |
mastered |
آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند |
stage |
یکی از چند نقط ه در یک فرآیند |
process |
کنترل خودکار فرآیند توسط کامپیوتر |
hunting |
فرآیند جستجوی رکورد داده در یک فایل |
microinstruction |
که عملیات ALU را در فرآیند کنترل میکند |
processes |
کنترل خودکار فرآیند توسط کامپیوتر |
pause key |
[کلیدی که موقتا فرآیند را قطع میکند] |
simultaneous |
دو یا چند فرآیند که همزمان اجرا شوند |
indexing |
فرآیند ساخت و ذخیره سازی لیستی از رکوردها |
recognition |
فرآیند تشخیص خط وط یا نشانه ها یا الگو ها به صورت نوری |
process |
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند |
processes |
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند |
schemata |
شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها |
schema |
شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها |
cancellation |
عمل متوقف کردن فرآیند شروع شده |
flags |
فرآیند یا وضعیت یا موقعیتی که یک پرچم را تنظیم میکند |
c |
استفاده مشابه از کامپیوتر و سایر اجزا در فرآیند |
flag |
فرآیند یا وضعیت یا موقعیتی که یک پرچم را تنظیم میکند |
frameworks |
ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه |
framework |
ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه |
directory |
SO/2 , -MS DOS , UNIX دستور سیستم برای جابجایی یک دایرکتوری |
directories |
SO/2 , -MS DOS , UNIX دستور سیستم برای جابجایی یک دایرکتوری |
flowchart |
نموداری که ترتیب مراحل در یک فرآیند یا برنامه را نشان دهد |
failures |
شروع مجدد یک فرآیند یابرنامه پس از اینکه رخ داد و تصحیح شد |
products |
محصولی که در انتهای فرآیند تولید ساخته شده باشد |
product |
محصولی که در انتهای فرآیند تولید ساخته شده باشد |
failure |
شروع مجدد یک فرآیند یابرنامه پس از اینکه رخ داد و تصحیح شد |
deterministic |
نتیجه فرآیند که بستگی به موقعیتهای اولیه ورودی ها دارد |
quantize |
اختلال در سیگنال ناشی از عدم دقت در حجم فرآیند |
enhancer |
وسیله یا نرم افزاری که یک فرآیند یا محصول را بهبود می بخشد |
coordination |
سازماندهی کارهای پیچیده همزمان کردن دو یا چند فرآیند |
flow diagram |
نموداری که ترتیب مراحل در یک فرآیند یا برنامه را نشان دهد |
execute |
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه |
executed |
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه |
executes |
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه |
executing |
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه |
redirected |
فرآیند در نظر گرفتن خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری |
propagate |
خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد |
indicator |
چیزی که وضعیت فرآیند را نشان دهد. معمولا با صورت یا نور |
redirecting |
فرآیند در نظر گرفتن خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری |
levels |
استفاده از چهار بیت داده در فرآیند تبدیل آنالوگ /دیجیتال |
level |
استفاده از چهار بیت داده در فرآیند تبدیل آنالوگ /دیجیتال |
leveled |
استفاده از چهار بیت داده در فرآیند تبدیل آنالوگ /دیجیتال |
propagated |
خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد |
levelled |
استفاده از چهار بیت داده در فرآیند تبدیل آنالوگ /دیجیتال |
redirect |
فرآیند در نظر گرفتن خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری |
propagates |
خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد |
propagating |
خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد |
redirects |
فرآیند در نظر گرفتن خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری |
congestion |
وضعیتی که در آن نیازهای ارتباطی یا فرآیند ها بیشتر از توانایی مستقیم باشد |
directory |
در OS/2 , -MS DOS دستور سیستم برای تولید دایرکتوری جدید روی دیسک |
directories |
در OS/2 , -MS DOS دستور سیستم برای تولید دایرکتوری جدید روی دیسک |
standby |
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود |
standbys |
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود |
stops |
دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند |
stopping |
دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند |
stopped |
دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند |
stop |
دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند |
event driven |
برنامه کامپیوتری یا فرآیند که هر مرحله اجرا مربوط به عملیات خارجی است |
sessions |
1-زمان یک کار. 2-مدت زمانی که برنامه یا فرآیند اجرا میشود یا فعال است |
operator |
مجموعه عملیات که اپراتور انجام میدهد تا ماشین یا فرآیند درست کار کند |
searches |
فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل |
operators |
مجموعه عملیات که اپراتور انجام میدهد تا ماشین یا فرآیند درست کار کند |
session |
1-زمان یک کار. 2-مدت زمانی که برنامه یا فرآیند اجرا میشود یا فعال است |
searched |
فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل |
search |
فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل |
maintenance |
فرآیند بهنگام سازی فایل با تغییر دادن یا اضافه کردن یا حذف ورودی ها |
searchingly |
فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل |
CD |
دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری |
CDs |
دستور سیستم در UNIX , DOS-MS برای حرکت دادن شما اطراف ساختار دایرکتوری |
turnkey |
سیستم کامپیوتر اماده برای یک منظور خاص اصلی جامع |
one for one |
که برای هر دستور یا کلمه دستور در زبان یک دستور که ماشین تولید میکند |
fix |
1-فرآیندی که در آن هر عمل در یک زمان مشخص انجام میشود. 2-عملیاتی در یک فرآیند که همان با ساعت هستند |
fixes |
1-فرآیندی که در آن هر عمل در یک زمان مشخص انجام میشود. 2-عملیاتی در یک فرآیند که همان با ساعت هستند |
deallocate |
آزاد کردن منبعی که به یک کار یا فرآیند یا رسانه جانبی اختصاص داده شده است |
quiescent |
وضعیت فرآیند یا مدار یا وسیله وقتی که هیچ سیگنال ورودی اعمال نشده باشد |
economic nationalism |
ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد |
advisory lock |
قفلی که فرآیند روی یک قسمت از فایل می گذارد تا سایر فرآیندها به آن داده دستیابی نداشته باشند |
effective |
دستور نتیجهای که پس از تغییر در دستور اصلی اجرا میشود |
public |
سرویس ارسال داده برای عموم . مثل سیستم تلفن اصلی در یک کشور |
kernels |
توابع دستوری ابتدایی اصلی که پایهای برای هر عملی در سیستم کامپیوتری است |
kernel |
توابع دستوری ابتدایی اصلی که پایهای برای هر عملی در سیستم کامپیوتری است |
sensor |
وسیله الکترونیکی که یک خروجی با توجه به وضعیت یا موقعیت فیزیکی فرآیند ایجاد کند.مراجعه شود به TRANSDUCER |
log |
وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی . |
logs |
وارد کردن نشانه یا دستور در انتهای بخش کامپایل برای بستن تمام فایل ها و قط ع کانال بین ترمینال کاربر و کامپیوتر اصلی . |
pipe |
که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن |
piped |
که به سیستم عامل می گوید خروجی یک دستور را به دستور دیگر بفرستد به جای نمایش آن |
conversion tables |
جدول جستجو یا مجموعهای ازنتایج ذخیره شده که به سرعت با یک فرآیند قابل دستیابی هستند و نیازی به محاسبه نتیجه نیست |
peripheral |
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود |
relevance |
1-روش ارتباط چیزی با دیگری .2-اهمیت چیزی دریک موقعیت یا فرآیند |
micro |
تخته مدار چاپ شده اصلی سیستم که حاوی اغلب قط عات و اتصالات برای گفتههای گسترده و... است |
micros |
تخته مدار چاپ شده اصلی سیستم که حاوی اغلب قط عات و اتصالات برای گفتههای گسترده و... است |
initialize |
تنظیم مقادیر یا پارامترها یا خط وط کنترلی به مقادیر اولیه اش تا امکان شروع مجدد برنامه یا فرآیند را بدهد |
chcp |
در سیستم عاملهای OS \ MS DOS دستور سیستم که صفحه کد مورد استفاده را بیان میکند |
latency |
تاخیر بین زمانی که دستور دارد کامپیوتر میشود و اجرای آن یا بازگشت نتیجه . |
activate |
آغاز یک فرآیند یا آغاز کار یک وسیله |
activating |
آغاز یک فرآیند یا آغاز کار یک وسیله |
activated |
آغاز یک فرآیند یا آغاز کار یک وسیله |
activates |
آغاز یک فرآیند یا آغاز کار یک وسیله |
Ackerman's function |
تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت |
boarded |
تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها |
board |
تخته مدار چاپ شده اصلی یک سیستم حاوی بیشتر اجزا و اتصالات برای سایر تخته ها |
fetch |
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود |
fetches |
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود |
fetched |
دستور کامپیوتری برای انتخاب و خواندن داده یا دستور بعدی که باید پردازش شود |
kills |
دستور توقف کار کامپیوتر در حین اجرا |
kill |
دستور توقف کار کامپیوتر در حین اجرا |
scanned |
فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB |
scans |
فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB |
scan |
فرآیند تبدیل سیگنال ویدیویی بهم پیچیده به سیگنال صاف یا یک سیگنال مرکب به سیگنال جدای RGB |
propagating |
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد |
propagated |
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد |
propagate |
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد |
propagates |
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد |
runs |
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود |
run |
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود |
hottest |
کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند |