Total search result: 301 (14 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
Sound Blaster |
و پس اجرای آن |
|
|
Search result with all words |
|
use |
اجرای چیزی |
uses |
اجرای چیزی |
dump |
چاپ محل هایی که محتوای آنها در حین اجرای برنامه تغییر کرده است |
dump |
نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند |
desk |
اجرای خشک برنامه |
desks |
اجرای خشک برنامه |
tempo |
سرعت اجرای نتها به صورت ضربه در دقیقه .2- |
tempos |
سرعت اجرای نتها به صورت ضربه در دقیقه .2- |
basic |
نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند |
basics |
نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند |
condition |
ثباتی که حاوی وضعیت CPU پس از اجرای آخرین دستور است |
job |
خواندن دستورات کنترل ار از منبع ورودی و اجرای آنها |
job |
دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند |
jobs |
خواندن دستورات کنترل ار از منبع ورودی و اجرای آنها |
jobs |
دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند |
machine |
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور |
machined |
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور |
machines |
کمترین دوره زمانی CPU برای اجرای یک دستور |
stop |
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند |
stopped |
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند |
stopping |
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند |
stops |
دستور برنامه نویسی کامپیوتر که اجرای برنامه را متوقف میکند |
swap |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
swapped |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
swaps |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
swopped |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
swopping |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
swops |
توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی |
executive |
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود |
executive |
برنامه اصلی در سیستم کامپیوتر که اجرای سایر برنامه ها را کنترل میکند |
executives |
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود |
executives |
برنامه اصلی در سیستم کامپیوتر که اجرای سایر برنامه ها را کنترل میکند |
test |
اجرای برنامه با داده آزمایش برای اطمینان از صحت کار نرم افزار |
test |
اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن |
tested |
اجرای برنامه با داده آزمایش برای اطمینان از صحت کار نرم افزار |
tested |
اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن |
tests |
اجرای برنامه با داده آزمایش برای اطمینان از صحت کار نرم افزار |
tests |
اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن |
allocation |
سیستمی که در آن منابع در حین اجرای برنامه و نه پیش از آن اختصاص داده می شوند |
allocations |
سیستمی که در آن منابع در حین اجرای برنامه و نه پیش از آن اختصاص داده می شوند |
launch |
اجرای حمله شروع عملیات |
launch |
شروع یا اجرای یک برنامه |
launched |
اجرای حمله شروع عملیات |
launched |
شروع یا اجرای یک برنامه |
launches |
اجرای حمله شروع عملیات |
launches |
شروع یا اجرای یک برنامه |
launching |
اجرای حمله شروع عملیات |
launching |
شروع یا اجرای یک برنامه |
halt |
دستور برنامه که باعث توقف اجرای دستوات CPU میشود تا مجددا تنظیم شود و یا تا وقتی که شروع مجدد شود |
halted |
دستور برنامه که باعث توقف اجرای دستوات CPU میشود تا مجددا تنظیم شود و یا تا وقتی که شروع مجدد شود |
halts |
دستور برنامه که باعث توقف اجرای دستوات CPU میشود تا مجددا تنظیم شود و یا تا وقتی که شروع مجدد شود |
fetch |
رویدادهای لازم برای بازیابی , کد گشایی و اجرای دستور ذخیره شده در حافظه |
fetched |
رویدادهای لازم برای بازیابی , کد گشایی و اجرای دستور ذخیره شده در حافظه |
fetches |
رویدادهای لازم برای بازیابی , کد گشایی و اجرای دستور ذخیره شده در حافظه |
language |
نرم افزاری که به کاربر امکان وارد کردن برنامه به زبان خاص و سپس اجرای آن میدهد |
languages |
نرم افزاری که به کاربر امکان وارد کردن برنامه به زبان خاص و سپس اجرای آن میدهد |
cancel |
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل |
cancelling |
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل |
cancels |
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل |
hand |
سیستم جاری که عملوند عملیات را با اجرای دستورات از طریق صفحه کلید کنترل میکند |
handing |
سیستم جاری که عملوند عملیات را با اجرای دستورات از طریق صفحه کلید کنترل میکند |
overlay |
نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند |
overlaying |
نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند |
overlays |
نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند |
attention |
توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه |
attentions |
توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه |
manual |
متنی که حاوی دستورات اجرای یک سیستم یا نرم افزار است |
signature |
کد مجوز مخصوص مثل کلمه رمز که به کاربر حق تقدم برای دستیابی به سیستم یا اجرای کار میدهد. |
signatures |
کد مجوز مخصوص مثل کلمه رمز که به کاربر حق تقدم برای دستیابی به سیستم یا اجرای کار میدهد. |
detect |
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود |
detected |
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود |
detecting |
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود |
detects |
خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود |
involve |
آغاز با اجرای یک برنامه |
involves |
آغاز با اجرای یک برنامه |
involving |
آغاز با اجرای یک برنامه |
math |
و سرعت اجرای برنامه را افزایش دهد |
maths |
و سرعت اجرای برنامه را افزایش دهد |
concurrently |
اجرای همزمان |
task force |
نیروی اجرای عملیات |
task forces |
نیروی اجرای عملیات |
concurrent |
اجرای چنیدین برنامه همزمان با اجرا کردن هر بخش کوچک از برنامه به نوبت |
concurrent |
نرم افزار سیستم عامل که به چندین برنامه یافعالیت اجازه اجرای همزمان میدهد |
intelligence |
1-توانایی پاسخ دادن . 2-توانایی وسیله برای اجرای و پردازش برنامه |
reprieve |
تعلیق اجرای مجازات |
reprieved |
تعلیق اجرای مجازات |
reprieves |
تعلیق اجرای مجازات |
reprieving |
تعلیق اجرای مجازات |
passive |
وقت کشی بدون اجرای فن |
passives |
وقت کشی بدون اجرای فن |
execution |
مدت زمان بین اجرای یک دستور |
execution |
خطای تشخیص داده شده هنگام اجرای یک برنامه |
execution |
1-زمان لازم برای اجرای یک برنامه یا مجموعه دستورات . 2-زمان لازم برای یک سیکل اجرا |
execution |
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند |
return |
دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد |
returned |
دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد |
returning |
دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد |
returns |
دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد |
check |
اجرای خشک یک برنامه |
checked |
اجرای خشک یک برنامه |
Other Matches |
|
chaining |
اجرای یک برنامه خیلی بزرگ که با اجرای بخشهای کوچکتر در یک زمان |
real time |
اجرای چندین کار بلا درنگ همزمان بدون کاهش سرعت اجرای فرایندی |
Sound Recorder |
امکانی در ویندوز ماکروسافت که به کاربر امکان اجرای فایلهای صورت ای دیجیتالی یا ضبط صوت روی دیسک و اجرای ویرایش ابتدایی میدهد |
run duration |
خطایی که هنگام اجرای برنامه یا وقوع خطا در حین اجرای برنامه تشخیص داده شود |
pipelines |
اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه |
pipeline |
اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه |
application of fire |
اجرای اتش روی هدفهای مورد نظر اجرای اتش |
feasibility study |
مطالعه قابلیت اجرای کار بررسی امکان اجرای کار |
possession money |
حق الحفظ دستمزدی که در برای اجرای حکم تملیک یا صیانت ملک تملیک شده از طریق اجرای حکم به مامور اجراداده میشود |
time resolution |
جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات |
performance standard |
معیارهای عملکرد معیارهای اجرای کار یاعملکرد یکان یا دستگاه معیارهای اجرای کار |
post attack |
بعد از اجرای حمله یا تک وقایع بعد از اجرای حمله |
run |
اجرای |
runs |
اجرای |
ground work |
اجرای فن در خاک |
enforcement of a judgment |
اجرای حکم |
execution of judgments |
اجرای احکام |
dry run |
اجرای ازمایشی |
execution of wills |
اجرای وصایا |
parallel run |
اجرای موازی |
plan implementation |
اجرای برنامه |
post strike |
بعد از اجرای تک |
performance of a contract |
اجرای قرارداد |
rerun |
اجرای مجدد |
machine run |
اجرای ماشین |
fulfilment of an obligation |
اجرای تعهد |
conduct of fire |
اجرای تیراندازی |
conduct of fire |
اجرای اتش |
test run |
اجرای ازماینده |
auto da fe |
اجرای رای |
budget execution |
اجرای بودجه |
administration of justice |
اجرای عدالت |
carry out the obligations |
اجرای تعهدات |
administer justice |
اجرای عدالت |
test run |
اجرای ازمایشی |
concurrent execution |
اجرای همزمان |
program execution |
اجرای برنامه |
methode of fire |
روش اجرای تیراندازی |
apply a correct holt |
اجرای فن صحیح کشتی |
operate |
دستورات اجرای کامپیوتر |
operated |
دستورات اجرای کامپیوتر |
operates |
دستورات اجرای کامپیوتر |
enforcement of a judment |
اجرای حکم دادگاه |
concurrent program execution |
اجرای همزمان برنامه |
concept of operations |
روش اجرای عملیات |
insubordination |
سرپیچی از اجرای دستور |
class ii activity |
اجرای اماد طبقه 2 |
class i activity |
اجرای اماد طبقه 1 |
enforcement of judgement |
اجرای احکام قضایی |
checks |
اجرای خشک یک برنامه |
launch an attack |
اجرای حمله شروع تک |
by the number |
اجرای فرمان با شماره |
technique |
روش یا فن اجرای کار |
multi tasking |
اجرای چندین کار |
task element |
عنصر اجرای عملیات |
war game |
اجرای بازی جنگ |
self aid |
اجرای کمکهای اولیه |
wargaming |
اجرای بازی جنگ |
transattack period |
زمان اجرای تک اتمی |
techniques |
روش یا فن اجرای کار |
administration of a will |
اجرای وصیت نامه |
law enforcement |
اجرای قوانین [حقوقی] |
legal enforcement |
اجرای حکم دادگاه |
final process |
دستور اجرای حکم |
pursuance of a plan |
اجرای نقشه یا طرحی |
policy instrument |
ابزار اجرای سیاست |
implementation of the decisions |
اجرای قرار [رای] |
enforcement by writ |
اجرای حکم دادگاه |
multitasking |
اجرای چندین کار |
suspending |
به عقب انداختن اجرای حکم |
ambuscade |
دام محل اجرای کمین |
suspend |
به عقب انداختن اجرای حکم |
sword dance |
اجرای رقص در اطراف شمشیر |
specific performance |
نحوه اجرای معین در قرارداد |
suspends |
به عقب انداختن اجرای حکم |
execute |
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند |
collectivism |
اجرای اصول اشتراکی درزندگی |
operators |
ترتیب اجرای عملیات ریاضی |
passed |
1-اجرای حلقه یک بار. 2-یک عمل |
passes |
1-اجرای حلقه یک بار. 2-یک عمل |
precedence |
ترتیب اجرای عملیات ریاضی |
operator |
ترتیب اجرای عملیات ریاضی |
concepts |
تدبیر روش اجرای یک چیز |
task element |
قسمت مامور اجرای عملیات |
executed |
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند |
textbook |
اجرای حرکت کامل و فنی |
executing |
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند |
high angle pit |
چاله مخصوص اجرای تیرقائم |
to guarantee a contract |
اجرای قراردادی راضمانت کردن |
enterprise |
اقدام به اجرای قوانین کردن |
enterprises |
اقدام به اجرای قوانین کردن |
pass |
1-اجرای حلقه یک بار. 2-یک عمل |
mission request |
درخواست اجرای ماموریت هوایی |
overlap processing |
اجرای همزمان فعالیتهای ورودی |
phased |
دوره زمانی اجرای برنامه |
phases |
دوره زمانی اجرای برنامه |
staged |
اجرای به ترتیب یکی پس از دیگری |
fire time |
زمان اجرای اتش یا انفجار |
textbooks |
اجرای حرکت کامل و فنی |
concept |
تدبیر روش اجرای یک چیز |
guarantee a contract |
اجرای قراردادی را ضمانت کردن |
exempted , adressee |
گیرنده معاف از اجرای دستور |
executes |
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند |
phase |
دوره زمانی اجرای برنامه |
intermittent |
اجرای تیراندازی بینابین حملات دیگر |
budgetary control |
کنترل اجرای بودجه در واحدهای مملکتی |
adagio |
آهسته و ملایم [اجرای آهنگ باهستگی] |
immediate |
روش اجرای یک دستور کامپیوتری پس از ورود |
e hour |
وقت مخصوص اجرای عملیات ستادی |
run duration |
که زمان اجرای برنامه انجام می شوند |
interdict |
ممانعت کردن اجرای عملیات ممانعتی |
delay position |
موضع مخصوص اجرای عملیات تاخیری |
run duration |
مجوز کاربر برای اجرای یک برنامه |
task fleet |
ناوگان مامور اجرای عملیات یا ماموریت |
rerun |
اجرای برنامه یا چاپ مجدد کار |
proponent |
مقام مسئول اموال یا اجرای کار |
proponents |
مقام مسئول اموال یا اجرای کار |
task group |
ناو گروه مامور اجرای عملیات |
microcycle |
برای دادن زمان اجرای دستورات |
compile and go |
بار کردن و اجرای یک برنامه کامپایل |
command of execution |
فرمان اجرای عمل یکان اجرایی |
dynamic |
تغییراتی که هنگام اجرای برنامه اعمال میشود |
auto da fe |
اجرای حکم اعدام ومجازات شخص مرتد |
dynamically |
تغییراتی که هنگام اجرای برنامه اعمال میشود |
lesions |
زیان حاصله در اثر عدم اجرای عقدی |
targeted |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
targeting |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
targets |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
targetting |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
pipelines |
بنابراین سرعت اجرای برنامه افزایش می یابد |
target |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
lesion |
زیان حاصله در اثر عدم اجرای عقدی |
pipeline |
بنابراین سرعت اجرای برنامه افزایش می یابد |
targetted |
حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه |
compile |
زمان اجرای برنامه که دستورات کامپایل می شوند |
esorow |
سندرسمی که اجرای ان موکول به تحقق شرطی باشد |
compiled |
زمان اجرای برنامه که دستورات کامپایل می شوند |
get round the law |
با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن |
multi tasking |
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده |
multitasking |
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده |
object computer |
OB بکار می رودکامپیوتری که برای اجرای یک برنامه ECT |
on the fly |
در حین اجرای برنامه بدون توقف اجرا |
compiles |
زمان اجرای برنامه که دستورات کامپایل می شوند |
compiling |
زمان اجرای برنامه که دستورات کامپایل می شوند |
operation |
بخشی از حلقه ماشین در حین اجرای دستور |
executing |
بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور |
executes |
بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور |
executed |
بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور |
preprocess |
اجرای سازمان ابتدایی و پردازش ساده داده |
bailiffs |
مامور اجرای دادگاه بخش معاون کلانتر |
execute |
بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور |
bailiff |
مامور اجرای دادگاه بخش معاون کلانتر |
software |
که امکان اجرای کار مشخص را فراهم میکند |
processor |
سیستم کامپیوتری با دو پردازندهه برای اجرای سریع تر برنامه |
transversal |
اجرای هر جمله از یک برنامه برای اهداف اشکال زدایی |
to give somebody an ultimatum |
به کسی آخرین مدت را دادن [برای اجرای قراردادی] |
user |
متن همراه یک برنامه که به کاربر کمک میکند در اجرای آن |
users |
متن همراه یک برنامه که به کاربر کمک میکند در اجرای آن |
heian sandan |
اجرای هم زمان دو تکنیک اوچی اوکه و گدان باری |
cpu |
مدت زمانی که بازیابی و اجرای دستور طول می کشد |
force rendezvous |
نقطه الحاق هواپیماها یاکشتیها برای اجرای عملیات |
black cap |
کلاهی که هنگام اجرای حکم اعدام برسرمحکوم گذارند |
assembler |
کد شی ای که در یک اجرای اسمبلی از برنامه اصلی ایجاد شده است |
aircraft turn around |
اماده کردن هواپیما برای پرواز یا اجرای عملیات |
runs |
اجرای مجموعهای دستورات یا برنامه ها یا توابع توسط کامپیوتر |
colds |
روشن کردن کامپیوتر یا اجرای برنامه از نقط ه شروع آن |
run |
اجرای سیستم با فرفیت کمتر در صورت بروز خطا |
path |
مسیر ممکن یا مجموعه رویدادها یا دستورات در اجرای یک برنامه |
paths |
مسیر ممکن یا مجموعه رویدادها یا دستورات در اجرای یک برنامه |
dual |
سیستم کامپیوتری با دو پردازنده برای اجرای سریع تر برنامه |
boot |
اجرای مجموعهای از دستورالعمل ها برای رسیدن به موقعیت مط لوب |
coldest |
روشن کردن کامپیوتر یا اجرای برنامه از نقط ه شروع آن |
colder |
روشن کردن کامپیوتر یا اجرای برنامه از نقط ه شروع آن |
runs |
اجرای سیستم با فرفیت کمتر در صورت بروز خطا |
cold |
روشن کردن کامپیوتر یا اجرای برنامه از نقط ه شروع آن |
run |
اجرای مجموعهای دستورات یا برنامه ها یا توابع توسط کامپیوتر |
executed |
رویدادهای لازم برای بازیابی کد گشایی و اجرای دستورات حافظه |
executes |
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه |
breaks |
عمل یا کلید انتخاب شده برای توقف اجرای یک برنامه |
armstrong |
سیستم اجرای فرامین مربوط به مسلح کردن ماسوره موشکها |
executing |
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه |
executing |
رویدادهای لازم برای بازیابی کد گشایی و اجرای دستورات حافظه |
break |
عمل یا کلید انتخاب شده برای توقف اجرای یک برنامه |
executed |
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه |
boot up |
اجرای خودکار مجموعهای از دستورالعمل ها در ROM پس از روشن شدن کامپییوتر |
intercept point |
نقطه پیش بینی شده برای اجرای رهگیری هوایی |
multi tasking |
توانایی سیستم کامپیوتری برای اجرای دو یا چند برنامه همزمان |
recoverable error |
نوع خطا که امکان ادامه اجرای برنامه پس ازرویدادن ان میدهد |
booting |
اجرای خودکار مجموعهای از دستورالعمل ها در ROM پس از روشن شدن کامپییوتر |
execute |
رویدادهای لازم برای بازیابی کد گشایی و اجرای دستورات حافظه |
executes |
رویدادهای لازم برای بازیابی کد گشایی و اجرای دستورات حافظه |
execute |
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه |
jam session |
اجرای اهنگهای طرب انگیز بوسیله ارکسترهای بزرگ و نوازندگان فراوان |
supervening impossibility of performance |
غیر ممکن شدن اجرای قراردادبه دلیل دخالت وقایع غیرمترقبه |
production run |
اجرای یک برنامه اصلاح شده که بطور معمول اهدافش راباتمام می رساند |
gremial |
پارچهای که اسقف هنگام اجرای برخی ایین هاروی دامن میاندازد |
multimedia |
CP که قط عات لازم برای اجرای نرم افزار چند رسانهای دارد |
frustration |
غیر ممکن شدن اجرای قراردادبه دلیل دخالت وقایع غیرمترقبه |
fairness |
شرایطی که تا اجرای هر عمل درخواستی در سیستم در یک محدوده زمان باقی می ماند |
duplication check |
بررسی ای که لازمه اش یکسان بودن نتایج دو اجرای مستقل یک عملیات میباشد |